اعتماد سازی
افراد نمی توانند به اعتماد طرف دیگر صدمه وارد کنند . اعتماد باید بدست آید و در طول زمان توسعه پیدا کند پس ایجاد ونگهداری اعتماد خیلی ساده یا سریع نیست بلکه نیازمند یک فرایند روبه رشد است.
2 – 2 – 3 – 1 )گام اول: فرهنگ سازی
ایجاد و توسعه اعتماد در سازمان در مرحله اول نیازمند ایجاد یک فرهنگ بر مبنای ارزش های مشترک در بین کارکنان است که به آن معتقد باشند. اعتماد دو طرفه در این محیط می تواند توسعه پیدا کند که در آن ارزش های مشترک ،‌صداقت و انسجام بعنوان پایه و اساس اعتماد در بین افراد قلمداد شوند.
مأموریت های رسمی ،‌اختیارات ، اهداف بلند مدت و کوتاه مدت ،‌ سمبل ها یا نشانه هایی از فرهنگ سازمانها هستند. جوهره و ذات فرهنگ پدیدار خواهد شد موقعی که این نشانه ها وارد عمل شوند.
به عبارت دیگر رفتارهای بین افراد که با همدیگر در تعامل اند ،‌از زبان های استفاده شده ،‌ تشریفات مختلف و استقرار فیزیکی سازمان باید بر مبنای ارزش هایی که هر فردی به آن اعتماد دارد ایجاد شود. اگر فرهنگ سازمان با ارزش های سازمان در تعارض باشد اعتماد در آن به سمت نابودی در حرکت خواهدبود.

2– 2 – 3 – 2 ) گام دوم: رهبری
رهبری یک مفهوم اعتماد دو طرفه بر مبنای ارزش ها و دید مشترک است. اگر ارزش ها و دید مشترک موجود نباشد ، ‌رهبر باید از شیوه ها ،‌کنترل تحمیلی خارجی ،‌قوانین محدود کننده و دست و پا گیر و رسمیت زیاد استفاده کند.
اگر یک فرهنگ بر مبنای ارزش های مشترک ایجاد شده باشد ، کارکنان بیشتر به سازمان متعهد خواهند شد تا جائیکه آنها می شوند که اهداف سازمان راهی رسیدن به اهداف خودشان است. مدیریت در اینجا به کنترل نیازی ندارد بلکه نیازمند رهبری اثربخش از طریق راهنمایی ،‌حمایت و هدایت است.
نگهداری و ایجاد تعهد کارکنان نیازمندیک استراتژی مدیریت است که بر توانمندسازی کارکنان متکی است.
اجازه دادن به کارکنان جهت مشارکت در فرآیند تصمیم گیری ،‌ جریان ارتباطات باز،‌و ایجاد کار معنی دار و با مفهوم برای کارکنان ،‌ همگی در جهت کمک به افزایش تعهد و روحیه کارکنان است.
بارسی و اسمیت در مقاله خود تحت عنوان قرارد اد جدید بیان میدارند: والدین ما و والدین والدین ما از بوروکراسی شکایتی ندارند آنها از اطاعت از قوانین و امنیت شغلی و دریافت حقوق بازنشستگی رضایت داشتند اما امروزه سازمانهای سلسله مراتبی نمی توانند این مزایا را فراهم نمایند . کوچک سازی ها ، رقابت جهانی و دیگر عوامل ،‌محدود کننده هایی جهت تأمین و فراهم کردن این مزایا هستند بنابراین دلیل این قرارداد جدید بین مدیر و کارکنان در حال ظهور است. در این قرارداد دو مبنا و پایه در مرکز هستند کار معنادارو سالم.
2 – 2 – 3 – 3 ) گام سوم : ایجاد ارتباطات ؛
در رابطه با ایجاد یک فرهنگ بر مبنای ارزش های مشترک و توانمندسازی کارکنان ، مدیریت و کارکنان به ایجاد ارتباطات با زیربنای صداقت ،‌انسجام و توجه واقعی به افراد و دیگران متعهد می شوند.
برای ایجاد اعتماد درون سازمان ،‌اعضاء باید در محیط سازمان در برقراری ارتباطات صادقانه با همکاران و مدیریت احساس امنیت نمایند ، به هر حال توسعه اعتماد نیازمند این است که هر دوی مدیریت و کارکنان از انتظارات یکدیگر آگاه باشند و در مقابل ایجاد یک جو آکنده از اعتماد خود را مسئول بدانند.

دسته بندی : علمی