دانلود پایان نامه

عمومی بود و پیش بینی شده بود که شورا هایی در روستاها ، بخش ها ، شهرها ، شهرستان ها و استان ها تشکیل شود و مردم عهده دار امور کشور شوند.30
گفتنی است مرحوم طالقانی به چند لقب شهره است: ” مجاهد نستوه “، ” ابوذر زمان ” ،” پدر ” و ” مناره ای در کویر” . لقب محبت آمیز و عاطفی پدر که از جانب امام خمینی”ره” و احزاب و مردم بدو داده شد، به سبب همان تسامح و مدارا و دلسوزی پدرانه او بود.
مرحوم طالقانی مفهوم یک عالم و عامل اسلامی را برای ما داشت و دارد و شاید کمبودها و نیازها و امیدها و آرزو ها و آنچه نیافتیم در او هست. نام طالقانی زینت بخش دل های همه کسانی است که در فلسطین و لبنان هستند و زینت بخش همه آزادی خواهان سراسر دنیاست.
نکته مهم دیگری که در آن روزگار عجیب می نمود؛ تقریب میان مذاهب اسلامی بود .مرحوم طالقانی در این میان نقش بزرگی ایفا کرد. وی به نمایندگی از سوی آیت الله بروجردی”ره” مرجع بزرگ شیعیان ، به کشور مصر سفر کرد و پیام مرحوم بروجردی را به شیخ شلتوت در تقریب شیعه و سنی برد. می توان گفت دار التقریب بین المذاهب الاسلامیه برای نخستین بار با اهتمام و بلند فکری مرحوم طالقانی پی گرفته شد.
به نظر می رسد مبارزات سیاسی آیت الله طالقانی جزء کارهای درجه دوم ایشان شمارمی رفت. درجایی می گوید : ” من بیش از آن که در کسوت یک سیاست مدار متعارف و معمول باشم ، یک شاگرد کوچک مکتب قرانم .”
شاید اگر طالقانی سر آشنایی و تدبر در قران نداشت ، وارد مبارزات سیاسی نمی شد . پشتوانه محکم این مبارز مرد ، آیات قران بود که با دردمندی ، آن ها را در زندان تفسیر می کرد و از سکوی شناخت قران ، وارد عرصه سیاست شد و با کوله باری از معارف قرانی مکاتب موجود را در نوردید.31
جوهر? فکر و سمت وسوی تلاش آیت الله طالقانی در توصیف امام خمینی”ره”:
آقای طالقانی یک عمر در جهاد و روشنگری و ارشاد گذراند. او یک شخصیتی بود که از حبسی به حبس و از رنجی به رنج دیگر در رفت و آمد بود ؛ و هیچ گاه در جهاد بزرگ خود سستی و سردی نداشت . من انتظار نداشتم که بمانم و دوستان عزیز و پر ارج خودم را یکی پس از دیگری از دست بدهم . او برای اسلام به منزله حضرت ابوذر بود ؛ زبان گویای او چون شمشیر مالک اشتر بود، بُرنده بود و کوبنده مرگ او زود رس و عمر او بابرکت .32
مرحوم آقای طالقانی مستقیم بود ، مستقیم فکر می کرد ؛ مستقیم عمل می کرد ، انحراف به چپ و راست نداشت . نه غرب زده و نه شرق زده، اسلام زده بود ، دنبال تعلیمات اسلام بود و برای یک ملت مفید بود و رفتنش ضایعه است ، لکن او پیوست به آن جایی که برای او تهیه شده است.33
او می توانست با رفتار و گفتارش به اعصاب نا آرام که موجب نگرانی ها و تفرّق می شوند آرامش بخشد . مجاهد بزرگوار و عالم هوشیاری که از عنفوان جوانی تا آخرین لحظات زندگانی در خدمت اسلام و کشورهای اسلامی متحمّل رنج ها و حبس ها و فشارها بود و هیچ گاه از این زحمت ارجمند و خدمت سودمند کناره گیری نکرد و به کوشش خود در راه هدف و انقلاب ادامه داد . آقای طالقانی ابعاد مختلفه ای داشت ، اولاد پیغمبر بود ، خدمت گزار بود ، متفکّر بود ، مفسّر قران بود ، انسان متعهد بود ، مخالف رژیم بود ، مخالف با چپ و راست بود.34
آیت الله طالقانی در بیان شهید چمران: “از پانزده سالگی شاگرد درس تفسیر قران آیت الله طالقانی بودم. آیت الله طالقانی ، مثل پدری مهربان ، همه ما را مورد عطوفت و نوازش قرار می داد و اکثر ما را فرزند خود به حساب می آورد. ما نه فقط از ایشان قران و پاکی و تقوی و اخلاص آموختیم که خود ایشان نیز حامل و نماد این صفات ملکوتی بودند. ایشان برای ما منبع جوشانی از ایمان و ابر پر باری از رحمت بودند به خصوص که ما از ایشان وحشت نداشتیم ، زیرا به محبت بی پایانش ایمان داشتیم و از ایشان خجالت نمی کشیدیم . به جسارت و شجاعت و مبارزه می آموختند . در قبرستان خاموش آن روزگار که همه نفس کش ها را خفه کرده بودند و کسی جرأت دم زدن نداشت آیت الله طالقانی همچون شیری غرّان در آسمان خفقان زده ایران فریاد اعتراض بلند می کرد، وجدان ها را مخاطب قرار می داد و پیکر طاغوت را ابوذر وار زیر ضربات حق می کوفت و اجتماع حیرت زده و شکست خورده ایران را به تحرک می آورد.”35
مهندس بازرگان در توصیف مرحوم طالقانی قائل است: ” مقایسه مرحوم طالقانی با سایر هم کسوتان در بی تکلّفی و بی ریایی و سادگی ، صمیمیت و سهولت دسترسی برای جوانان دردمند و احساس وظیفه و مسئولیت در قبال تحوّلات سیاسی جامعه بود.” 36
مرحوم مطهری صریحا می گوید : “پایه گذار آشنایی نسل جوان به دین اسلام نه من هستم و نه دکتر شریعتی ، بلکه پایه گذار طالقانی و بازرگان هستند که این راه را باز کردند و ما بعد ها به دنبال آن ها حرکت کردند.” 37
از ویژگی های برجسته مرحوم طالقانی یکی این بود که به رغم تأثیرگذاری در تاریخ و پیروزی انقلاب اسلامی ، خود را هرگز مدعی رهبری نمی دانست و همواره خود را به عنوان رهرو امام و ولایت قلمداد می کرد و همیشه سعی می کرد که همه گروه ها عشق به ولایت داشته باشند و رهبری امام خمینی “ره” را پذیرا باشند . او با شکوه تمام این جمله را بازگو می کرد که : ” من رهبری قاطع ایشان را ( امام خمینی ره) برای خود پذیرفته ام و همیشه سعی کردم که از مشی این شخصیت بزرگ و افتخار قرن و اسلام ، مشی من خارج نباشد ” .
ویژگی های برجسته مرحوم طالقانی در بیان شهید دکتر بهشتی “ره”:
صراحت ، شجاعت ، محبت و گرمی ، تواضع و فروتنی ، برخورد مردمی ،
ایمان به خدا و ایمان به هدف و راه و ایمان به مبارزه ، درک عمیق از نقش ویژه امام در رهبری انقلاب که در ماه های آخر مکرّر از آن سخن می گفت ، قدرت جذب نسل جوان و روحانیت جوان ، درکی زنده از آیات و روایات ، احساس مسئولیت نسبت به سرنوشت اسلام و امّت اسلامی به صورت یک کل .
مرحوم طالقانی یک چهره بسیار محبوب بودند . محبوبیت ایشان در زمان حیاتشان و هم چنین در مراسم بزرگ داشت ایشان کاملا عیان بود ، به همین دلیل گروه هایی سعی می کردند خودشان را به ایشان نزدیک کنند و عاطفه اجتماعی ایشان را به خصوص در نسل جوان بر انگیزد و حمایت ایشان را جلب کنند . ایشان مکرر می گفتند که من می دانم نقص و انحرافی در این گروه ها هست ولی می ترسم اگر آن ها را به حال خودشان بگذاریم وضعشان از این هم بدتر می شود ، منطق ایشان این بود، بنابراین به آن ها مجال می دادند که با ایشان آمد و شد و ارتباط زیادی داشته باشند ، و آن ها از این وضع به عنوان یک وسیله تبلیغ و یک نشانه مشروعیت بهره برداری می کردند ، چه بسا نوجوانان و جوانان و مردم دیگر به خاطر اینکه این ها به مرحوم طالقانی گرایشی داشتند به این گروه پیوسته بودند . البته همان طور که می دانید ایشان مکرر در مصاحبه ها و سخنرانی های عمومی به این گروه ها هشدار می دادند ، آن ها را سرزنش و ملامت و نقش آسیب رسان و زیان بار رفتارهای انان را افشا می کردند .
شهید بهشتی می فرمایند: ” امیدواریم که ملت بیدار و آگاه شده باشند که این ملاطفت عالم مجاهد بزرگوار آیت الله طالقانی با این گروه ها صرفا بر این اساس بوده که شاید بتواند بر آن ها اثر بگذارد و آن ها را به راه حق و اسلام بیاورند و این برخورد به هیچ وجه نشانه مشروعیت این گرو ها از دیدگاه ایشان نیست “. 38
1-2-2. زندگی نامه استاد مطهری و مبانی فکری ایشان:
استاد شهید آیت الله مطهری در 13 بهمن 1298 هجری شمسی در فریمان واقع در 75 کیلومتری شهر مقدس مشهد در یک خانواده اصیل روحانی چشم به جهان می گشاید. پس از طی دوران طفولیت به مکتب خانه رفته و به فراگیری دروس ابتدایی می پردازد. در سن دوازده سالگی به حوزه علمیه مشهد عزیمت نموده و به تحصیل مقدمات علوم اسلامی اشتغال می ورزد.
در سال 1316 علیرغم مبارزه شدید رضاخان با روحانیت و علیرغم مخالفت دوستان و نزدیکان، برای تکمیل تحصیلات خود عازم حوزه علمیه قم می شود در حالی که به تازگی موسس گرانقدر آن آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی دیده از جهان فروبسته و ریاست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آیات عظام سید محمد حجت، سید صدرالدین صدر و سید محمد تقی خوانساری به عهده گرفته اند.
در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آیت الله العظمی بروجردی (در فقه و اصول) و حضرت امام خمینی”ره” ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سید محمد حسین طباطبائی”ره” (در فلسفه : الهیات شفای بوعلی و دروس دیگر) بهره می گیرد. قبل از هجرت آیت الله العظمی بروجردی”ره” به قم نیز استاد شهید گاهی به بروجرد می رفته و از محضر ایشان استفاده می کرده است. مولف شهید مدتی نیز از محضر مرحوم آیت الله حاج میرزا علی آقا شیرازی در اخلاق و عرفان بهره های معنوی فراوان برده است. از اساتید دیگر استاد مطهری می توان از مرحوم آیت الله سید محمد حجت در اصول و مرحوم آیت الله سید محمد محقق داماد در فقه نام برد. وی در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصیل علم، در امور اجتماعی و سیاسی نیز مشارکت داشته و از جمله با فدائیان اسلام در ارتباط بوده است. در سال 1331 در حالی که از مدرسین معروف و ازامیدهای آینده حوزه به شمار می رود به تهران مهاجرت می کند. در تهران به تدریس در مدرسه مروی و تألیف و سخنرانیهای تحقیقی می پردازد. در سال 1334 اولین جلسه تفسیر انجمن اسلامی دانشجویان توسط استاد مطهری تشکیل می گردد. در همان سال تدریس خود در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران را آغاز می کند. در سالهای 1337 و 1338 که انجمن اسلامی پزشکان تشکیل می شود، استاد مطهری از سخنرانان اصلی این انجمن است و در طول سالهای 1340 تا 1350 سخنران منحصر به فرد این انجمن می باشد که بحثهای مهمی از ایشان به یادگار مانده است.
کنار امام بوده است به طوری که می توان سازماندهی قیام پانزده خرداد در تهران و هماهنگی آن با رهبری امام را مرهون تلاشهای او و یارانش دانست. در ساعت 1 بعد از نیمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد 1342 به دنبال یک سخنرانی مهیج علیه شخص شاه به وسیله پلیس دستگیر شده و به زندان موقت شهربانی منتقل می شود و به همراه تعدادی از روحانیون تهران زندانی می گردد. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علمای شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه سایر روحانیون از زندان آزاد می شود.
پس از تشکیل هیئتهای موتلفه اسلامی، استاد مطهری از سوی امام خمینی”ره” همراه چند تن دیگر از شخصیتهای روحانی عهده دار رهبری این هیئتها می گردد. پس از ترور حسنعلی منصور نخست وزیر وقت توسط شهید محمد بخارایی کادر رهبری هیئتهای موتلفه شناسایی و دستگیر می شود ولی از آنجا که قاضی یی که پرونده این گروه تحت نظر او بود مدتی در قم نزد استاد تحصیل کرده بود به ایشان پیغام می فرستد که حق استادی را به جا آوردم و بدین ترتیب استاد شهید از مهلکه جان سالم بدر می برد. سنگینتر می شود. در این زمان وی به تألیف کتاب در موضوعات مورد نیاز جامعه و ایراد سخنرانی در دانشگاهها، انجمن اسلامی بنا می نهاد. به طور کلی استاد مطهری به یک نهضت
اسلامی معتقد بود و برای اسلامی کردن محتوای نهضت تلاش های ایدئولوژیک بسیاری نمود و با اقدام به تاسیس حسینیه ارشاد ، با کجروی ها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. علی رغم امید زیادی که به اینده این حسینیه بسته بود در حالی که در ان چند سال خون دل زیادی خورده بود از عضویت هیئت مدیره آن استعفا داد و آن را ترک گفت.
در سال 1348 به خاطر صدور اعلامیه ای با امضای ایشان و حضرت علامه طباطبایی و آیت الله حاج سید ابوالفضل مجتهد زنجانی مبنی بر جمع اعانه برای کمک به آوارگان فلسطینی و اعلام آن طی یک سخنرانی در حسینیه ارشاد دستگیر شد و مدت کوتاهی در زندان تک سلولی به سربرد. از سال 1349 تا 1351 برنامه های تبلیغی مسجدالجواد را زیر نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلی بود تا اینکه آن مسجد و به دنبال آن حسینیه ارشاد


دیدگاهتان را بنویسید