دانلود پایان نامه

آن ها نیست . چیزی که هست این است که او وجود روایت را محملی برای آسودگی ذهن و تعطیلی عقل و در یک کلمه ، سستی و کاهلی نمی داند . او از احادیث و روایات مختلف و نیز از سخن نهج البلاغه برای تبیین مفاد آیات بهره های متعدد می گیرد و در مواقع لزوم به نقد روایات و نیز تحلیل آن ها می پردازد . نمونه هایی از این حالات را ذیل آیات 23 نساء می بینیم .131
2-2. بررسی مبانی با رویکرد رابطه شناختی مبادی دینی
2-2-1. دین و سیاست
اولین جرگه بیداری و دخالت در امور سیاسی را در جهان اسلام سید جمال الدین اسد آبادی بیدارگر بزرگ شرق زد و آن اساس دو حرکت تاریخی ضد استبدادی و ضد استعماری روحانیت ( فتوای تحریم تنباکو و نهضت مشروطیت ) در ایران است .
بعد در همین راستا آیت الله محمد حسین غروی نائینی ( 1276 ـ 1355 ق ) کتاب معروف تنبه الأمّه و تنزیه الملّه را در ردّ حکومت مستبد و اثبات مشروعیت مشروطه و هدف کلی سیاست و حکومت اسلامی نوشت. این کتاب که پس از انحراف مشروطیت از منشور اولیه خود به فراموشی سپرده شده بود در سال 1334 در آن برهه حاکمیت استبداد و استعمار با همت و شهامت آیت الله طالقانی و با مقدمه و توضیحات کامل وی تحت عنوان ” حکومت از نظر اسلام ” به چاپ رسید و با همه محدویت ها و ممنوعیت های رژیم خودکامه پهلوی تا سال پیروزی انقلاب اسلامی 1357 بیش از هفت بار به طور سرّی و علنی تجدید چاپ شد.132
آن چه که مرحوم طالقانی را در آن عصر نا آگاهی مردم و خود کامگی حکومت ها و مصلحت اندیشی و انزوایی روحانیت از دیگران جدا می کرد جهان بینی ، آزاد اندیشی و مردم اندیشی وی است .
مبارزه با حکومت های طاغوتی جایگاه اصلی را در تئوری و عمل او دارد . حکومت های معاصر با او به خصوص در جهان سوم( تعبیر آن دوران جهان اول : آمریکا و اروپا ، جهان دوم : شوروی و بلوک شرق و جهان سوم : کشورهای استعمار شده و توسع? نیافته ) از سیمایی استبدادی و وابسته و خونریز برخوردار بودند . مرحوم طالقانی شناخت مشخصی نسبت به ساختار و سازمان حکومتی حکام معاصر خود دارد و ترسیم کلی از قدرت های محوری در یک حکومت طاغوتی استبدادی ارائه داده است . و در تعریف طاغوت آورده است : طاغوت به معنای لغوی و وسیع هر خود خواه و سرکش بر اندیشه و آزادی و حق خلق است133 .
مرحوم طالقانی در حوزه و عرصه اندیشه سیاسی معتقد است که نظام سیاسی در کشورها خصوصا حکومت اسلامی بر دو رکن اساسی آزادی و مساوات استوار است . آزادی را ، آزادی از اراده فرد تعریف می کند و معتقد است که پیشرفت محیر العقول حکومت اسلامی در صدر اسلام از اجرای همین مسئولیت ( حرّیت و آزادی ) سرچشمه می گرفت.
وی معتقد است که دین اسلام دین آزادی است و هدفش آزادی انسان ها از هر قید و بند ضد تکامل است و اسلام به هیچ وجه ، آزادی را در راه تکامل انسان محدود نمی کند. هر جمعیتی که بخواهد آزادی مردم را در انتقاد و بحث محدود کند ، اسلام را نشناخته است .134
دکتر حداد عادل در این راستا می فرماید :”در شخصیت مرحوم طالقانی تلاش علمی و عملی برای اثبات پیوند دین و سیاست مجسم هست . او با زندگی و فکر خود اثبات کرد که دین از سیاست جدا نیست و این نقط? مقابل سکولاریسم بود که تقریبا چهارچوب همه جریان های فکری و سیاسی آن دوره ، اعم از مارکسیسم و یا مکاتب وابسته به سرمایه داری غرب را تشکیل می داد. مرحوم طالقانی یک روحانی پیشتاز بود و اهتمامی که به ترویج کتاب ” تنبیه الامه و تنزیه المله ” داشت و مقدمه ای که بر آن نوشت دقیقا مبیِّن نظر او در معرفی اسلام به عنوان یک مکتب سیاسی بود ، وی عملا هم در فعالیت ها و مبارزات سیاسی در برابر رژیم شاه شرکت داشت . بسیاری از رویکرد های سیاسی او از جمله همکاری با جریان ملی و اسلامی نهضت ملی گواه بر این مدعاست.”
آیت الله طالقانی در پیشگفتار روشنگرانه خود در مقدمه ” تنبیه الأمّه و تنزیه الملّه ” به نقش عملی توحید در اصلاح اجتماعی پرداخته و تفسیری جامع و مفید ارائه کرده است .
” اولین دعوت پیغمبران ، خداشناسی و یگانه پرستی است ، آن اصل و اساسی که قران ، قوانین و دستورات خود را روی آن قرار داده همین است . این اصل مرکب از یک جهت نفی و یک جهت اثبات است ، نفی غیر خدا و اثبات خدا ” لاإله الا الله ” . در عمل هم پیغمبران نخست شرک و نمودهای آن را می برداشتند و پس از آن توحید را جایگزین می کردند . ” 135
به نقل از استاد سید هادی خرمشاهی : ” بدون تردید آیت الله طالقانی یک رهبر اجتماعی ـ سیاسی اسلام گرا به مفهوم واقعی کلمه بود . اسلام گرائی او ” دکان دو نبش ” و برای ” عوام فریبی ” و با ” مکتبی تکسّبی ” نبود ، بلکه سید طالقانی از عمق ذات و و درون وجدان ، هوادار اسلام راستین به دور از خرافات و بدعت ها بود . در این راستا می توان به آثاری که از ایشان منتشر شده استناد جست که همگی حاکی از اسلام گرایی خالص اوست . مرحوم طالقانی هرگز ” ملّی گرا ” به مفهوم مصطلح و امروزی آن نبود . اگر ملّی گرائی به معنی میهن دوستی و خدمت به مردم و اقدام در راه آزادی آنان باشد ، او یک رهبر اجتماعی ملّی گرای واقعی و تمام عیار بود . ولی ملی گرائی به مفهوم هواداری از ناسیونالیسم کور و ملت پرستی و ایران گری هرگز با منطق و باور و زندگی و عملکرد وی سازگار نیست . کسی که جهان اسلام را وطن خود می داند و ملت های مسلمانان را برادران خود می شمارد ، نمی تواند در چهار چوب تنگ و تاریک ملّی گرائی قومی ، محدود بماند .. و یا مثلا به فکر احیاء ” مکتبِ ایرانی ” موهوم و توسل به نام کوروش و داریوش ب
اشد …” 136
2-2-2. دین و اقتصاد
مرحوم طالقانی در ارائه مکتب اقتصاد اسلامی بر این باور است که :
اقتصاد اسلام ، اقتصادی مجزا از توحید و تربیت فکری و حقوقی و احکام عبادی و اجتماعی نیست. رابطه فکری عاطفی و حقوقی افراد اگر چه از هم مجزا می نماید، ولی چون این رابطه رشته های نا پیدایی از نفوس بشری است ،در باطن به هم پیوسته و موثر در یکدیگرند.137
مرحوم طالقانی در بحث اقتصاد ، پای معنویت و اخلاق را در همه جا به میان می آورد و مبنای او بر این است که اقتصاد ، باید در جهت اعتلای اخلاقی و معنوی باشد. اقتصادی که از این دو مجزا باشد به هلاکت بشریت منجر خواهد شد .
به تعبیر ایشان : “اسلام هرگونه مصرفی را که در راه تقویت معیشت عموم یا پیشرفت ایمان و فکر وعلم نباشد ،ممنوع کرده است . بعضی از موارد مصرف های مضرّ یا بیهوده به صورت حکم صریح در آمده ، مانند شراب ، قمار ، تهیه آلات لهو … و بعضی به ضرورت حکم کلی در آمده که آن چه مضرّ وتبذیر تشخیص داده شد ، باید از تهیه و خرید و فروش آن ها جلوگیری شود.” 138
و در جهت ایجابی می گوید :
از سوی دیگر ، هیچ آیینی مانند اسلام ، به انفاق و صرف مال در راه معیشت عموم و خیرات والا بردن فکر و اخلاق ترغیب و تحریص نکرده است . این حق کفالت و انفاق به عنوان حکم و وظیفه به هرد فرد مسلمان واجب است 139.
مصرف درست و مصرف نادرست ، در نظام اقتصاد اسلام به عدم رشد و یا رشد فکری و اخلاقی جامعه باز می گردد . به هم ریختگی الگوی مصرف ، به درهم ریختگی الگوی تربیت و هنجارهای اجتما عی بر می گردد. در قران کریم اسراف در کنار طغیان و سرکشی های اجتماعی قرار گرفته است. جامعه ای که الگوی مصرف ندارد و عده ای را به اسراف برده است ، نمی توان از آن انتظار اخلاقی بودن داشت. ( وإن فِرعونَ لَعالٍ فی الأرضِ وَ إنَّه لَمِنَ المُسرِفین ).140
و در آیه دیگر لازمه اسراف را افساد می داند : ( وَ لا تُطیعوا أمرَ المُسرِفین الذینَ یُفسِدونَ فی الأرضِ و لا یُصلِحونَ).141
از این رو آیت الله طالقانی در بحث اقتصاد اسلامی ، برای اخلاقی کردن جامعه ، بر انفاق و صدقات پای می فشارد . و در ذیل آیه ( فی أموالِهم حَقٌّ مَعلومٌ للسَائِلِ و المحرومِ ـ معارج ) دولت را ملزم می داند تا بر مصارف نظارت نماید.142
یکی از شبهه هایی که بر احکام اقتصاد اسلامی وارد است ، این که چنین احکامی ، در این روزگار موضوعیت ندارد و مسائل و موضوعات اقتصادی همواره در تحول است . بزرگانی هم چون علامه طباطبایی و در پی ایشان استاد مطهری با تقسیم کردن احکام به ثابت و متغیر توانسته اند به پاره ای از این شبهات پاسخ داده اند. و خیلی از مسائل اقتصادی را جزء متغیرات دانسته اند. مرحوم آیت الله طالقانی پیش از این بزرگواران این تقسیم بندی را پیش کشیده و می گوید : “اسلام در میدان اقتصاد ، مانند روابط معنوی و علاقه اجتماعی ، دارای اصول ثابت و احکام وقوانین منظور است . اصول ثابت آن منشأ و مبدأ احکام و پایه روابط عمومی است . احکام موضوعهو مسائل مستحدثه ، باید منطبق با اصول ثابت و مصلحت باشد و بر این اساس ، احکام اسلام هم ثابت و هم متطور است . جامعه ای که با این اصول و احکام اداره می شود نه متوقف می شود و نه سابق و لاحق وکهنه و نو آن ،از هم گسیخته و غیر مرتبط می باشد.”143
مرحوم طالقانی معتقد است که بخشی از مشکلات اقتصادی و خصوصا مشکلات ناشی از مالکیت ، نظیر تکاثر و جمع ثروت ، باید از طریق تربیت کردن انسان های با ایمان و وضع و اجرای برخی قوانین اسلامی حل شود .
در اقتصاد اسلامی که ایشان معرفی می کند ، انسان مؤمن هم مکمِّل ، هم هدف و توسعه و پیشرفت ، و هم ضامن اجرای قوانین می باشد ، و بنابراین اقتصاد اسلامی بدون افراد با ایمان در نظر ایشان قابل اجرا نیست .
ایشان معتقد است که اصل توحید ، معاد و این که فرد خود را ملک خداوند بداند و همه مال را مال خدا بداند، با تأثیر بر انسان ها می توانند مشکلات را حل کنند.
وی می گوید : همین ایمان به قدرت و کمال مطلق ، می تواند منشأ تحوّل از خود اندیشی و پیوستگیبه آن شود و از آثار آن ایمان ، مالکیت و تصرف برای حق مطلق است ، اوست که در ذات انسان و موجودات تصرف به حق و پیوسته دارد و انسان در برابر او و خلق ، مسئول است . آیات قران با صراحت حق مالکیت مطلق ، تصرّف ، جعل و وضع را برای خداوند وحق بهره گیری را برای همه خلق اعلام نموده است.144
با بررسی دیدگاه های آیت الله طالقانی که از آبشخور وحی سرچشمه می گیرد ، می توان دریافت که عدالت اقتصادی قران کریم با تکریم انسان و براساس کرامت ذاتی او ـ که از مقام جانشینی خداوند متعال و ظریفت بالایاو نشأت می گیرد ـ بر لزوم برابری در اصل خلقت و حقیقت انسانیت تأکید می کند و با تأکید بر تفاوت های انسانی ـ که طبیعی و خدادی می باشد ـ بر فاصله اندک طبقانی از نظر معیشتی صحه می گذارد.
راهبرد اقتصادی قران کریم در جهت برپایی عدالت اقتصادی ، به گونه ای است که از یک سو با ساز و کار پالایشی سعی در بهبود وضع جامعه به وسیله هماهنگی امکانات و نیاز های موجود دارد ، و به گونه ای با وضع قوانین مالکیت هر گونه انتفاع و استثمار را محدود به عمل،و حفظ حق اجتماع معرفی می کند.
از سوی دیگر ، بانظامی انگیزشی سرعت این بهبود را دو چندان می کند. نظام انگیزشی اقتصاد قرانی ، باعث می شود افراد علاوه بر توجه به کسب درآمد ها به واسطه کار و تلاش فردی ، درصدی از در امد اضافی خود را با توجه به سطح نیازمندی جامعه با انگیزه ا
لهی و معنوی در محدوده مطلوبیت های غیر مادی صرف نمایند. زیرا اقتصاد اسلام ، مبتنی بر اصول حق و عدالت است نه متکی بر گروه و طبقه خاصی . از نظر اسلام ، پیدایش امتیاز طبقات یک امر اصیل نفسانی و ضرورت لاعلاج اجتماعی نیست . پیدایش طبقات ، نتیجه انحراف افراد و اجتماع از اصول و راهکارهای برقراری حق و عدالت در عرص? اقتصاد است 145.
آیت الله طالقانی معتقد است قران کریم علاوه بر تشویق به بخشیدن اموال خود به نیازمندان ـ چه به صورت واجب یا مستحب ـ به برخی از چالش ها و خطرات نظام توزیعی نیز هشدار می دهد و با شدت از آنها نهی می کند. از نظر ایشان چالش های نظام توزیعی ، داد و ستد هایی هستند که نه تنها نیاز جامعه را از بین نمی برند ، بلکه با کاهش درآمد و نقدینگی قشر


دیدگاهتان را بنویسید