دانلود پایان نامه

قرارداد باغبانی بوده و مختص به آبیاری درختان می باشد .
قرارداد باغبانی با توجه به مقررات قانونی و ضوابط شرعی دارای ارکانی است که باید برای شناختن صحیح قرارداد ، آنها را از هم تفکیک کرده و بشناسیم این ارکان عبارت هستند از: 1- قرارداد 2- موضوع قرارداد3- مدت قرارداد 4- عمل قرارداد 5- منافع قرارداد .
باتوجه به وسعت و گستردگی این قرارداد و مباحث عمده ای که از سوی حقوقدانان و فقها در این خصوص مطرح گردیده ، تعریف این قرارداد را در در سه قسمت ، تحت عنوان تعریف اصطلاحی ، تعریف فقهی و تعریف حقوقی دنبال خواهیم کرد .

الف – تعریف اصطلاحی عقد باغبانی

در علم اصول باغبانی ، متداول است که برای به وجود آمدن یک باغ چهار عنصر نیازمند است : 1- زمین ، 2- آب ، 3- گیاه و 4- فضا ؛ این عناصر وقتی در منظومه فکری معماری و با چهارچوب مفهوم و ایده باغ ، در کنار هم قرار می‌گیرند ، باغ را شکل می‌بخشند .
در یک تقسیم بندی کلی در علم باغبانی ، باغات به دو دسته تقسیم می شوند :
الف – باغ غیر مثمر : باغات غیر مثمر به محلی گفته می شود که دارای اشجار غیر مثمر و با محدوده مشخص است که البته تعداد درختان مغروسه در آن از هزار اصله در هکتار کمتر نیست .
ب – باغ مثمر یا میوه دار : باغات مثمر اراضی هستند که در آنها درختان میوه به وسیله اشخاص غرس شده است و تعداد درخت میوه در هر هکتارآن از یکصد اصله کمتر نیست.
در ترمینولوژی حقوق کشاورزی ، باغ به جایی گفته می شود که محل کشت انواع درختان ، اعم از مثمر یا غیر آن و یا صیفی جات و سبزیجات دست کاشت باشد . البته در مناطق جنگلی تعریف باغ با مناطق دیگر بسیار متفاوت است که تعریف و شرایط آن در مباحث قبلی بیان و تشریح شد . 31
به طور کلی باغبانی به کار پرورش گیاهان به صورت نسبتاً فشرده اطلاق می شود و درمقابل زارعت قرار دارد . زراعت و باغبانی دارای مزرهای مشترک بسیاری بوده ولی اجمالاً زراعت ، بیشتر به صورت کشت گسترده است لیکن باغبانی همانگونه که بیان شد بیشتر به صورت کشت متراکم می باشد . در یک تعریف دقیق تر ، باغبانی عبارت است از هنر ، دانش و حرفه کاشت ، داشت ، برداشت و بازار رسانی انواع میوه ، گل و گیاهان زینتی ودارویی . 32
در علم نوین باغبانی ، درخت عبارت است از گیاهی که در زمین به صورت غیر خودرو می روید و برای مدتی بیش از یکسال در آن زمین باقی است . قرارداد باغبانی نیز به عقدی اطلاق می شود که در آن درخت مثمر ویا غیر مثمر به شخص دیگری جهت پرورش و بهره برداری واگذار می گردد تا در مقابل اجرتی معین یا حصه مقرر از ثمره ، نسبت به آبیاری ، کرت بندی ، حرس کردن ، سم پاشی ، دادن کود و جمع آوری میوه اقدام گردد .
درفرهنگ دهخدا ، باغبانی به معنای محافظت و نگهبانی از درختان ، پرستاری از باغ ، باغ پیرائی ، بستان بانی آمده است در فرهنگ واژگان فارسی باغبانی به معنای حفاظت ، نگاهبانی و پرستاری از باغ آمده است در فرهنگ معین نیز باغ به معنای زمینی است که دور آن را دیوار کشیده و در آن میوه یا گل کاشته اند .
واژه مساقات ، مصدر و از ریشه سقی گرفته شده است و در لغـت بـه معناى بهم آب کشیدن و یکدیگر را آب دادن آمده است اما اصطلاحاً عقدی است که در آن شخصی را برای نخلستان یا تاکستان و یا امثال آن استخدام می کنند تا به اصلاح و رسیدگی درختان بپردازد و از ثمره درختان ، سهم معلومی را دریافت نماید . این معنای لغوی و اصطلاحی مساقات است که مرادف است با معنای شرعی آن ، با این تفاوت که معنای شرعی مساقات حاوی شرایط خاصی است که صحت عقد مبتنی بر آن بوده و همین امر وجه افتراق دو معنا به شمار می آید.
با توجه به اینکه مساقات مصدر باب مفاعله بوده که این باب ، در خصوص موضوع شرکت در کار است ، پس در نگاه اول به نظر می رسد که امر آبیاری باید میان دو نفر مشترک باشد اما با این حال در مساقات فقط یک نفر کار را انجام می دهد . 33
در فرهنگ دهخدا ، قرارداد مساقات بدینگونه تعریف شده است که : ” مزدوری برای آبیاری و اصلاح باغ و مزرعه به شرط بردن سهمی از حاصل و آن معامله ای است بر درختان ثابت مانند خرما و رز و دیگر درختان میوه دار و نیز درختان بی میوه که آن را برگی باشد که از آن انتفاع برند نظیر حنا و یا میوه دار و برگدار که از هر دو سود برند چون توت . “
در فرهنگ معین و فرهنگ واژگان فارسی ، در تعریف عقد مساقات چنین آمده است : ” 1- کشت کردن زمین به شراکت 2 – معامله ای است که بین صاحب درخت و امثال آن یا عامل در مقابل حصه مشاع معین از ثمره واقع می شود و ثمره اعم است از میوه و برگ و گل و غیر آن . “
و در تعریفی دیگر معنای لغوی مساقات چنین بیان شده است : ” واگذاری نخلها یا درختان انگور به دیگری به منظور اصلاح ، آبیاری وآبادسازی . ” 34

ب – تعریف فقهی عقد باغبانی

تعابیر فقها از عقد باغبانی را می توان به دو دسته تقسیم نمود : دسته اول فقهایی هستند که معتقدند عقد باغبانی ، همان قرارداد مساقات بوده و در نتیجه آن دو قرارداد ، عقد جداگانه و مجزایی از یکدیگر نیستند لیکن از این جهت که مهمترین عمل باغبانی ، آبیاری درختان می باشد لذا از قرارداد باغبانی ، به تدریج به قرارداد مساقات یاد شده است . دسته دوم فقهایی هستند که معتقدند عقد باغبانی ، قراردادی اعم از قرارداد مساقات بوده و در نتیجه با هم م
تفاوت می باشند از دیدگاه ایشان قرارداد مساقات صرفاً مخصوص آبیاری درختان بوده و حراست و نگهداری از درختان و سایر اعمال لازم جهت باغبانی ، خود این موضوع را می طلبد تا موضوع یک عقد مستقل قرار بگیرد و آن عقد مستقل همان قرارداد باغبانی می باشد .
تعاریف فقهای دسته اول به شرح ذیل می باشد :
1- ” مساقات قراردادى است که میان صاحب باغ و باغبان بسته مى‌شود مبنى بر اینکه درختان را آبیارى و پرورش دهد تا میوه آورد و سهمى از میوه‌هاى باغ ملک او شود و چنانکه ملاحظه مى‌فرمایید اعمال باغبانى مختص به آبیارى نیست بلکه اصلاح درختان و … نیز هست ولى سرّ اینکه به مساقات تعبیر شده آنست که آبیارى واضح‌ترین و مسلم‌ترین و سودمندترین کار میراب است لذا به این اسم نامیده شده ” 35
2- ” اگر انسان با کسى قرارداد کند که درختهاى میوه‌اى را که میو? آن مال خود او است یا اختیار میوه‌هاى آن با او است تا مدّت معیّنى به آن کس واگذار نماید که تربیت کند و آب دهد و به حصّ? مشاعى که قرار مى‌گذارند از میو? آن بردارد ، این قرارداد را مساقات مى‌گویند . ” 36
3- ” معامله‌ به‌ شیوه‌‌ مساقات‌ چنین‌ است‌ که‌ کسی‌ درخت‌های‌ میوه‌ای‌ را که‌ مالک‌ اصل‌ یا برداشت‌ آن‌ است‌ یا آن‌ها زیردست‌ اوست‌، تا مدّت‌ معینی‌ به‌ دیگری‌ واگذار کند تا آن‌ها را پرورش‌ دهد و به‌ اندازه‌‌ مشاع‌ ، برابر قرارداد از میوه‌‌ آن‌ بردارد.” 37
4- ” هرگاه کسى درختان میو? خود را تا مدّت معیّنى به دیگرى واگذار کند که در مقابل دریافت سهمى از میوه، باغ او را آبیارى و رسیدگى نماید این معامله را مساقات گویند.” 38
5- ” مساقات‌ یعنى باغبان گرفتن که از میو? باغ حصّه‌اى در عوض کار کردن آن داشته باشد.” 39
6- ” مساقات ، معامل? شخصى است با دیگرى ، بر این که خدمت کند به نخل یا اشجار میوه دهنده از سیب و توت و به و انگور و انجیر و زیتون و غیر اینها را و یا درخت گل سرخ و زرد و مانند اینها را که به او محسوب مى‌شود (مانند بوت? زرشک که با زرشک محسوب مى‌شود) یا درخت توتى را که میوه ندارد و لکن برگش مقصود است از براى دود (کرم) ابریشم، به آب دادن و بریدن خشکیها و حفظ نمودن از دزد و حیوانات تا آن که چیده شود به حصّ? معیّنه از حاصل آنها، و در حقیقت قسمى است از باغبانى و چون که در ولایت حجاز که وطن رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) بود ، نخل و اشجار را با دلو آب مى‌دهند و آن مشکل‌ترین خدمات اشجار بود، از این جهت اسم معامله را از سقى مشتق نموده‌اند، نه از سایر اعمال آن .”40
تعاریف فقهای گروه دوم نیز بدین منوال می باشد :
1- ” باغبانى آن را مى‌گویند که شخصى متوجّه باغ باشد اعمّ از آن که مالک خود آن باغ باشد یا آن که اجیرى بگیرد به مبلغى و توجّه باغ را به او بسپارد یا شخصى خارجى باشد که با مالک به قرار مزبور در متن مساقات نماید و در باغبان هم لزوم ندارد که شئونات کلّیه و جزئیه توجّه اشجار را بلد باشد بلکه مى‌تواند که آدمى بلد زیر دست خود نگه دارد و به اعانت او این کارها را روبراه کند. ” اما ” مساقات معامله‌اى است بر درختستان که ریشه‌هاى آنها در زمین ثابت باشد که آن را آب دهد به حصه از میوه آن . ” 41
2- ” عقد مساقات معامله‌اى است بر سقى اصول ثابت? اشجار ، در عوض حصّه‌اى از حاصل آنها ” 42
3- ” مساقات در شرع عبارتست از عقد بر آنکه درختان آب داده شوند بحصّ? معیّن از ثمر? آن بطریق مخصوص ” 43
4- ” مساقات عبارت است از آبیاری اصول ثابت ( ریشه های استوار بر زمین ) است مانند نخل و درخت در برابر بخشی از حاصل آن . ” 44
5- ” مساقات معامله اى است که بر روى درختانى سبز و ثابت در زمین انجام مى شود به این نحو که مالک آن با شخصى قرار مى بندد بر اینکه تا مدتى معین درختان او را آبیارى کند سپس در مقابل مقدار معینى از میوه همان درختان را به او بدهد. “45
برخی از فقها در تعاریفی که ارائه نموده اند مشخص نکرده اند که عمل موضوع قرارداد مساقات صرفاً آبیاری است و یا تمامی اعمالی که جهت باغبانی مورد نیاز می باشد از جمله شهید اول و شهید ثانی که قرارداد مساقات را بدینگونه تعریف نموده اند : ” شرعاً مساقات معامله ای نسبت به درختان در برابر سهمی از ثمره آنها می باشد ” 46 و یا شیخ انصاری آن را بدین نحو تعریف کرده است : ” مساقات معامله‌اى است بر درخت که در عوض عمل عامل حصّ? از حاصل آن از براى عامل باشد . “47 و ما این دسته از تعاریف را حمل بر تعاریف گروه اول می نماییم .

ج – تعریف حقوقی عقد باغبانی

متاسفانه حقوقدانان ما ، چه متاخرین و چه معاصرین ، هیچکدام قرارداد باغبانی را نشناخته و به تبع نتوانسته اند تعریف جامع و کامل از آن ارائه نمایند . هرچند به نظر می رسد ایشان عمدتاً تعریف قرارداد مساقات را منطبق بر قرارداد باغبانی دانسته و آن را به نوعی جانشین و جایگزین عقد باغبانی می دانند.
بیشتر حقوقدانان با توجه به تعریفی که ماده 543 قانون مدنی از عقد مساقات به عمل آورده ، به همان تعریف اکتفا و بسنده کرده و تعریف جدیدی از آن ارائه ننموده اند . ماد? “543” قانون مدنی در تعریف عقد مساقات می گوید: “مساقات معامله‌ایست که بین صاحب درخت و امثال آن با عامل در مقابل حص? مشاع معین از ثمره واقع میشود و ثمره اعم است از میوه و برگ و گل و غیره آن”. 48 اما عده ای از حقوقدانان آن را بدینگونه تعریف کرده اند : ” مساقات مربوط است به تربیت و آبیاری و به بارآ
وردن درختان موجود به منظور تحصیل ثمره آنها .”49
برخی نیز راهی دیگر را پیموده و سعی کرده اند تا معنای متفاوتی از این عقد را ارائه نمایند : ” مساقات شرکت کار و سرمایه در امر باغدارى است که صاحب درخت میوه با یک کارگر، قراردادى منعقد مى‌کند که عهده‌دار عملیات باغبانى از قبیل آب دادن و سایر کارها که در به ثمر رساندن میوه مؤثر است بشود و به نسبت معین که با یکدیگر توافق خواهند کرد، هرکدام از مالک و کارگر سهمى مى‌برد. ” 50
اما در این میان برخی از حقوقدانان مطرح و نخبه سعی در نقد تعریف قانونی و معمول نموده و ایرادات آن را نیز برطرف نموده اند . برای نمونه جناب استاد دکتر کاتوزیان ضمن بیان ایراداتی همچون عدم تعیین عوضین و عدم تعیین مدت ، در تعریفی کامل عقد مساقات را چنین تعریف نموده است : ” مساقات معامله ای

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید