بوده و مقالات زیادی در این خصوص به رشته تحریر درآورده‌اند. نرخ خود‌استنادی در رشته‌های موضوعی مختلف تفاوت‌هایی را نشان می‌دهد. این تفاوت در کشورهای توسعه یافته و کشورهای جهان سوم و از جمله ایران نیز قابل تامل است. نرخ خود استنادی نویسندگان آمریکایی 11% اعلام شده است (داورپناه، 2008) اما تحقیقات زیادی بوسیله نویسندگان مختلف انجام شده که نتایج آن نشان‌دهنده میزان بالای خود استنادی در نویسندگان ایرانی است تا جایی که نرخ خود استنادی ایرانیان را با 9/52 درصد بعد از اوکراین، بیشترین نرخ در میان 50 کشور فعال در تولید علم جهان دانسته اند (یلپانی،1383به نقل از گلنزل و همکاران،2004).
مردانی و نیک کار (1388) بر اساس گزارش پایان‌نامه طباطبایی (1387) میزان خود استنادی مقاله‌های پژوهشگران ایرانی در پایگاه WOS در سال 2003 را حدود 40 درصد گزارش کرده‌اند. جوکار و گل تاجی (1389) در یافته‌های خود میزان خود‌استنادی نویسندگان در دو مجله “فصلنامه کتاب” و “فصلنامه کتابداری و اطلاع رسانی” را به ترتیب 3/ 77درصد و 6/65 درصد گزارش کردند. عبدخدا، نوروزی و محمدی (1390) نیز در بررسی مجلات انگلیسی زبان حوزه پزشکی نمایه شده در پایگاه اسکوپوس به این نتیجه رسیدند که میانگین میزان خود استنادی در میان این مجلات،46/29درصد است.
داورپناه و عامل (2008) نیز به بررسی میزان خود استنادی در میان 1000 مقاله در حوزه‌های علوم گیاهی، مهندسی الکترونیک، پزشکی داخلی و پزشکی عمومی و شیمی ارگانیک پرداخت. یافته‌ها نشان داد کمترین نرخ خود‌استنادی در رشته پزشکی داخلی و پزشکی عمومی با 04/16درصد و بیشترین آن در رشته شیمی ارگانیک با 26/68 درصد رخ داده است. قانع (2012) نیز میزان خود‌استنادی در حوزه مهندسی را بررسی کرد. نتایج نشان داد مولفین 66 درصد خود استنادی داشته‌اند.
بنابراین، متون منتشرشده حاکی از بالا بودن نرخ خود استنادی در مقالات و نویسندگان ایرانی در مقایسه با متوسط معیار جهانی است و از آنجا خود استنادی حد و مرز مشخصی دارد که بوسیله جامعه علمی مورد قبول است، بیش از آن را می توان اخلاق غیر حرفه‌ای دانست که می‌تواند بطور ساختگی استناد و سنجه های حاصل از آن را افزایش دهد. از جمله سنجه‌هایی که تاثیر خود‌استنادی بر آن تایید شده است، ضریب تاثیر می‌باشد. محققین اعلام کرده‌اند میان نرخ خود‌استنادی و ضریب تاثیر مجلات، رابطه‌ای معکوس وجود دارد و با حذف خود‌استنادی‌ها، ضریب تاثیر بیشتر مجلات کاهش می‌یابد. نکته قابل تامل اینست که مجلاتی که ضریب تاثیر بالاتری دارند، خود استنادی بیشتری نیز در آنها مشاهده شده است (مهراد،گل تاجی ،2010 ؛ قانع، 1388؛ داورپناه، 2008).
با توجه به بالا بودن میزان خود استنادی در مقالات و نویسندگان ایرانی و همچنین اهمیت و تاثیر آن بر شاخص‌های دیگر مانند ضریب تاثیر میتوان دلایل خوداستنادی را نیز مورد بررسی قرار داده و با دلایل استناد مقایسه نمود.

2-2-8. نتیجه گیری
بطور کلی، مرور ادبیات پژوهش حاضر نشان می‌دهدکه در سال‌های اخیر تولید علم ایران در همه حوزه‌ها بخصوص در حوزه شیمی روندی صعودی داشته و همچنین اثر گذاری مقالات این حوزه یعنی میزان استنادهای دریافتی نیز در مقایسه با دیگر حوزه‌ها افزایش بیشتری داشته است. محققین بر اهمیت شاخص استناد در سنجش اثرگذاری مقالات مورد استناد اذعان دارند اما اثرگذاری مطلوب به معنای دریافت استناد از آثار معتبر و پیشگام جهانی است که ما را از بررسی انبوه مقالات استنادکننده کم اعتبار که تاثیر چندانی بر پیشبرد علم ندارند، بی‌نیاز می‌کند. دیدگاه سنتی شمارش استناد و برابر گرفتن همه استنادها چالش‌برانگیز است، لذا محققین به استفاده از رویکردی جدید برای دور ماندن از چالش های کاربرد دیدگاه سنتی کتابسنجی مبادرت کردند. در این رویکرد تلاش نمودند کیفیت استنادها را ارزش گذاری نمایند. در این راستا از شاخص‌هایی مانند نوع استناد، جایگاه استناد و بسامد متنی استناد یاری گرفته و به تعیین کیفیت و اثرگذاری استنادها به دور از قضاوت‌های شخصی داوران مبادرت نموده‌اند.
در بررسی نوع استناد، استنادهای زیادی بوسیله محققین معرفی شده است اما وینکلر دو نوع استناد حرفه‌ای و پیوندی را پیشنهاد داد که بیشتر استنادهای معرفی شده بوسیله محققین دیگر در یکی از این دو گروه قرار می‌گیرند. وی استنادهای حرفه‌ای را به سه بخش استنادهای مستند‌سازی، کاربردی و تاییدی تقسیم نمود. بطور کلی استنادهای حرفه‌ای سهم بیشتری از انواع استنادها را به خود اختصاص می‌دهند و استنادهای پیوندی نقش ناچیزی دارند. استنادهای منفی که به رد ادعا یا انتقاد از روش و محتوای مدرک مورد استناد می پردازند نیز بوسیله محققین مورد بررسی قرار گرفته است و بیشتر آنها اذعان کرده‌اند که این نوع استناد، درصد کمی از استنادها را در بر می‌‌گیرند.
بررسی جایگاه استنادها نشان داده است که بخش بزرگی از استنادها در بخش‌های مقدماتی مقالات استناد‌کننده واقع شده‌اند. یافته ها همینطور نشان داده‌اند که این استنادها بیشتر ماهیت سرسری داشته و برای روشن کردن زمینه عمومی تحقیق داده شده‌اند و سهم کمی در تولید اطلاعات تازه در مقاله استنادکننده دارند.
بسامد متنی استناد در مدرک استناد کننده نیز می تواند اهمیت و ارزش مدرک مورد استناد را نشان دهد. مقالاتی که تنها یک بار مورد استناد قرار گرفته‌اند اغلب در بخش‌های مقدماتی بوده و از نوع استناد سرسری می‌باشند اما استنادهایی که به دفعات در متن مورد استناد قرار گرفته‌اند، استنادهای هدفمندی می‌باشند که بیشتر از نوع استنادهای تاییدی و منطقی می‌باشند و بیشتر در بخش‌های” بحث” مقاله استناد کننده رخ داده‌اند. از سوی دیگر، دفعات استناد به یک مقاله می‌تواند نشان‌دهنده تشابه موضوعی مقاله استنادکننده و استنادشونده باشد و به عنوان معیار انتخاب تشابه مقالات در متون تحقیقی مورد استفاده قرار بگیرد. همانطور که ژانگ و همکاران بیان کرده‌اند، برای اثر مورد استناد، شناسایی جایگاه و بسامد متنی استناد در مقاله استنادکننده می تواند درجه اهمیت مقاله و ربط آن را نشان دهد (ژانگ، دینگ و میلوجوچ ،2012).
مهم‌ترین انگیزه عدم استناد به برخی آثار نیز عدم تناسب موضوعی مقاله مورد استناد و مفید نبودن محتوای مقاله برای اثر استنادکننده است. بنابراین در استناد یا عدم استناد به یک مدرک، سودمندی مقاله بیشترین نقش را ایفا می‌کند. خود استنادی نیز از مصادیق بارز استناد می‌باشد که اگر در حد منطقی باشد می‌تواند نشان‌دهنده استمرار تحقیقات فرد و مشابهت موضوع مقالات باشد.

فصل سوم

روش شناسی پژوهش

3-1. مقدمه

در این فصل، روش و جامعه آماری پژوهش به تفصیل معرفی شده و منبع و ابزار گردآوری داده ها ، تعاریف عملیاتی و روش تجزیه و تحلیل داده ها نیز شرح داده می‌شود.

3-2. روش پژوهش

روش این پژوهش روش پیمایشی با رویکرد علم‌سنجی است. گرد‌آوری وتجزیه و تحلیل داده‌ها به روش تحلیل استنادی با رویکرد تحلیل بافتار انجام گرفته است. لازم به ذکر است در روش تحلیل بافتار که در مطالعه رفتار‌استنادی به کار می‌رود، جایگاه استناد در مدرک مورد بررسی قرار می‌گیرد و به شناسایی بخشی از مقاله که استناد در آن پدیدار می‌شود ( برای مثال مقدمه، پیشینه، روش، یافته ها و بحث و نتیجه‌گیری) می‌پردازند (کیس و هیگینز ،2000).

3-3. جامعه پژوهش

جامعه پژوهش حاضر، مقالات ایرانی حوزه شیمی می باشد که در سال 2010 منتشر شده‌اند. حوزه شیمی از آن جهت انتخاب گردیدکه این حوزه پرتولید‌ترین و اثرگذارترین حوزه موضوعی کشور به لحاظ دریافت استناد است ( ابراهیمی و حیاتی،2009؛ معین و همکاران،2005؛ عصاره و ویلسون،2000). سال 2010 نیز از آن جهت انتخاب گردید که به مقالات استنادکننده دست کم سه سال فرصت استناد داده شود. بر این اساس استنادها به مقالات ایرانی تا پایان سال 2012 مورد بررسی قرار گرفت.
با توجه به اینکه در سال 2010 تعداد 3204 مقاله ایرانی در حوزه شیمی منتشر گردیده است که 11035 استناد دریافت کرده‌اند و هدف پژوهش حاضر تعیین ارزش استنادی مقالات ایرانی بر اساس معتبرترین استنادها است، لذا در این پژوهش از روش نمونه‌گیری هدفمند استفاده گردید. این امر ما را از بررسی انبوه مقالات استنادکننده کم اعتبار که اثرگذاری کمی بر مقالات ایرانی دارند بی نیاز می‌کند. لذا، پس از انجام نمونه‌گیری که با بهره گرفتن از ضریب تاثیر مجلات استنادکننده انجام پذیرفت، 628 مقاله استنادکننده که در یک صدم اول مجلات معتبر استنادکننده منتشر شده و در دسترس محقق قرا داشتند انتخاب گردید. این مقالات به 517 مقاله ایرانی استناد کرده‌اند. بر این اساس، دراین پژ‍وهش، جامعه پژوهش 3204 مقاله شیمی ایران است که در سال 2010 میلادی در نمایه‌نامه استنادی علوم موسسه تامسون رویترز نمایه شده‌اند و نمونه پژوهش، 517 مقاله ایرانی است که ارزش استنادی آنها مورد بررسی قرار گرفته است.

3-4. منبع و ابزار گردآوری داده ها

مقالات ایرانی و مقالات استنادکننده به آنها با بهره گرفتن از نمایه نامه استنادی علوم موسسه تامسون رویترز شناسایی شدند و جهت دسترسی به متن کامل این مقالات از پایگاه‌های ساینس دایرکت ، وایلی ، اشپرینگر و نمایه نامه استنادی علوم و دیگر پایگاه‌های تخصصی معتبر در حوزه موضوعی شیمی مانند انجمن شیمی آمریکا و انجمن سلطنتی شیمی بریتانیا و همچنین وب استفاده گردید. ضریب تأثیر مجلات استناد‌کننده نیز با بهره گرفتن از گزارش استنادی مجلات گردآوری شده است.
ابزار‌ گردآوری داده‌ها، سیستم جستجوی پیشرفته در نمایه‌نامه استنادی علوم وابسته به موسسه تامسون‌رویترز و پایگاه‌های ساینس دایرکت، وایلی، اشپرینگر و وب می‌باشد. همچنین از سیاهه وارسی جهت ثبت داده‌های استخراج شده از پایگاه‌ها و متن مقالات استفاده گردید.

3-5. روش گردآوری داده ها

3-5-1. تولیدات علمی ایران
به منظور شناسایی تولیدات علمی ایران در حوزه شیمی، با بهره گرفتن از جستجوی پیشرفته درنمایه نامه علوم وابسته به موسسه تامسون رویترز، جستجویی به کمک فرمول “CU =Iran AND WC =CHEMISTRY” صورت گرفت و سال انتشار مقالات به سال 2010 محدود شد. این جستجو به بازیابی 3204 مقاله ایرانی در حوزه شیمی منجرگردید. با بهره گرفتن از بخش Cited References، 11035مقاله استناد‌کننده به این آثار شناسایی شدند.

3-5-2. استنادها به مقالات ایران
از آنجا که هدف پژ‍وهش حاضر، سنجش ارزش استناد به مقالات ایرانی است، از این رو، معتبرترین استنادها مورد بررسی قرار گرفته‌اند. بر این اساس، از روش نمونه‌گیری هدفمند استفاده گردید و با بهره گرفتن از فیلد SO در داده های بارگذاری شده، مجلات استناد کننده به مقالات ایرانی شناسایی شدند.
در مرحله بعد، ضریب تاثیر کلیه مجلات استنادکننده از گزارش استنادی مجلات استخراج شد و تمامی مجلات بر اساس ضریب تاثیر به ترتیب کاهشی رتبه بندی شدند. بدین وسیله معتبر‌ترین مجلات استنادکننده به مقالات ایرانی در رتبه‌های اول قرار گرفتند. سپس صدک اول مجلات معتبر استنادکننده به مقالات ایرانی انتخاب گردید. متن کامل بخشی از مقالات این مجلات در خود پایگاه قابل دسترس بوده و برخی دیگر، از طریق جستجو در پایگاه‌های ساینس دایرکت، وایلی، اشپرینگر یا دیگر پایگاه‌های اطلاعاتی تخصصی مانند انجمن شیمی آمریکا و انجمن سلطنتی شیمی بریتانیا، وب و مجلات چاپی به دست آمدند. اما با توجه به جستجوی وسیع، بخشی از مقالات که مربوط به انجمن شیمی آمریکا بود در ایران قابل دسترس نبودند، لذا این گروه از مقالات از جامعه پژوهش خارج گردید. در نهایت 628 مقاله استنادکننده که در دسترس محقق قرار گرفت، برای انجام پژوهش برگزیده شدند.
سپس با بهره گرفتن از داده‌های بارگذاری شده نمایه نامه استنادی علوم موسسه تامسون رویترز و با بهره گرفتن از فیلد CR که به ارائه نام و نشانی و وابستگی سازمانی نویسنده اختصاص دارد، نویسندگان ایرانی شناسایی شدند. در فیلد CR مقالات استناد کننده، تعداد دفعات تکرار نام نویسندگان ایرانی، نشان‌دهنده تعداد دفعات استناد یا فراوانی استناد به تولیدات علمی ایران می‌باشد. با بررسی دفعات استناد به مقالات ایرانی، 517 مقاله ایرانی شناسایی شدند که بوسیله مقالات استنادکننده ، مورد استناد قرار گرفته بودند و شاخص‌های مورد نظر این پژوهش در مورد تک تک مقالات ایرانی محاسبه گردید.

3-6 . تعاریف عملیاتی

تولیدات علمی : در این پژوهش مراد از تولیدات علمی، مقاله های ایرانی حوزه شیمی است که در سال 2010 منتشر شده و در نمایه نامه استنادی علوم موسسه تامسون رویترز نمایه شده‌اند.
استناد : در این پژوهش، استناد، بر حسب ارجاعات مقالات موجود در پایگاه نمایه نامه استنادی علوم موسسه تامسون رویترز محاسبه شده است.
ارزش استنادی : در پژ‍وهش کنونی، مفهوم ارزش استنادی با مفاهیمی مانند کیفیت استنادی، ارزش اثرگذاری و کیفیت اثرگذاری مترادف گرفته شده است. ارزش استنادی بر پایه سه ارزش جایگاه استنادی و بسامد متنی استناد و سهم استناد متنی به شیوه ذیل محاسبه شده است :
جایگاه استنادی : در این پژوهش، تقسیم بندی بروس (1984) از بخش‌های مختلف یک مقاله تحقیقاتی که شامل بخش‌های مقدمه، روش،نتایج و بحث است مد نظر قرار گرفته است. سپس بر اساس پژوهش مارسیک و همکاران (1998) به هر کدام از جایگاه‌های مقاله ارزش وی‍ژه‌ای داده شده است. این مقادیر ویژه عبارتند از بخشهای مقدماتی ارزش 15درصد، بخش مواد و روش‌های آزمایش ارزش 30 درصد و بخش بحث ، نتایج و یافته‌ها ارزش 5/27 درصد داده شده است.
بسامد متنی استناد : دراین پژوهش این متغیر در تعریف مفهومی آن به کار رفته است. بدیهی است که هر اثر تنها یک بار در فهرست ارجاعات یک مدرک پدیدار می‌شود، یعنی استناد به آن در اثر استنادکننده همواره برابر با یک خواهد بود. اما آن اثر می‌تواند چندین بار در بخش‌های مختلف متن اثر استناد‌کننده مورد استفاده قرار گیرد. در نتیجه، بسامد متنی استناد دست کم یک خواهد بود.
سهم استناد متنی مقاله استناد شونده: با توجه به اینکه این شاخص برای نخستین بار در این پژوهش معرفی و محاسبه گردیده است، تعریف مفهومی و عملیاتی یکسان بوده و فاصله‌ای میان این دو مفهوم وجود ندارد. در این پژوهش سهم استناد متنی از طریق فرمول زیر محاسبه می‌شود.
سهم استناد متنی مقاله استناد‌شونده = فراوانی استناد‌های متنی به مقاله استنادشونده
پتانسیل ارجاع متنی اثر استناد‌کننده
پتانسیل ارجاع متنی : از طریق فرمول زیر محاسبه می شود.
پتانسیل ارجاع متنی = کل ارجاعات متنی مقاله استناد‌کننده


دیدگاهتان را بنویسید