دانلود پایان نامه

و مشکلات فنی.
از این رو، استناد می‌تواند بر اثر این عوامل به گروهی از مقالات سوق پیدا کند بنابراین نادیده گرفتن تاثیر این عوامل می‌تواند از دقت ارزیابی‌های مبتنی بر تعداد استناد بکاهد. بورمن و دانیل (2008) به نقل از اسمیت (1981) کاربرد شمارش استناد بعنوان یک شاخص اثرگذاری را تنها وقتی مناسب می‌داند که سه معیار زیر در مورد استناد صادق باشد: 1) استنادها‌ی یک مدرک به معنی مدارکی باشد که نویسنده از آنها استفاده کرده است. 2) استناد، شایستگی (کیفیت، اهمیت، اثرگذاری) یک مدرک را منعکس کند. 3) استنادها به بهترین آثار ممکن داده شود.
به عبارت دیگر، اعتبار یک مقاله را نمی‌توان تنها بر حسب تعداد استنادهای آن تعریف کرد بلکه تعداد استناد تنها می‌تواند بازتابی از اثرگذاری مقاله باشد و بهتر است استناد را تنها بازنمونی از تاثیر مقاله بدانیم نه کیفیت آن.

2-1-4. رفتار استنادی
رفتار استنادی به معنی الگوهای حاکم بر رفتار نویسندگان در استناد به برخی آثار و عدم استناد به آثار دیگر است. عوامل زیادی بر رفتار استنادی نویسندگان اثرگذار است که برخی مانند تفاوت حوزه های موضوعی، نوع مقالات، نوع مخاطبان و … شناسایی شده و برخی ناشناخته‌اند.
کوچن و آزبور (1987 ) نیز اشاره کرده‌اند رفتار استنادی می‌تواند بیانگر میزان تاثیر نویسنده از اثر مورد استناد باشد. اما اندازه‌‌گیری تاثیر “حقیقی” مقالات مورد استناد بر نویسندگان استناد کننده، به دلیل غیر قابل پیش بینی بودن و سوگیری رفتار استنادی نویسندگان، دشوار می‌باشد. به عنوان مثال گارفیلد معتقد است بیشتر نویسندگان دست کم یک مقاله مروری دارند که باید به تمام نویسندگان که در آن مقاله مروری مورد اشاره قرار گرفته‌اند، استناد دهند اما اینکار را انجام نداده‌اند (گارفیلد ، 1989 ) .
کیس و هیگینز (2000) نیز معتقدند با اینکه دلایل استناد یک نویسنده بطور گسترده و در طول چهار دهه در میان دانشمندان علوم اجتماعی مورد بحث قرار گرفته است اما ارزیابی دلایل استناد با محدودیت‌هایی مانند روش بررسی انگیزه‌های استناد و شناخت انواع استنادهای ممکن مواجه است. لذا نمی‌توان بررسی دقیق و کاملی از رفتار استنادی نویسندگان داشت. گرچه بر طبق نظرات نویسندگان فوق، بررسی رفتار استنادی با محدودیت‌هایی مواجه است اما محققین توانسته‌اند نظریه‌های مختلفی در خصوص چگونگی رفتار استنادی نویسندگان ارائه دهند.

2-1-4-1. نظریه‌های رفتار استنادی

تحقیق‌های زیادی درباره دلایل استناد نویسندگان انجام گرفته است. شالوده نظریه‌های استناد مبتنی بر توصیف انگیزه‌های استناد محققین است. اولین بار مرتون (1957) فرضیه “هنجارهای علم ” را مطرح کرده است و معتقد است نویسندگان اعتبار نظریات جدید در مقالات خود را با استناد به آثار اولیه و پیشرو تایید می‌کنند. او همچنین اصطلاح “کمونیسم علم ” را بکار می‌برد و آن را این گونه تشریح می‌کند که در این سیستم، ارزیابان تنها به اثر اصلی هر نویسنده اعتبار می‌دهند و استنادهای نویسنده به آثار پیشین خود را نادیده می‌گیرند. از آنجا که خوداستنادی ممکن است ناشی از ادامه تحقیقات تخصصی فرد باشد و نویسنده برای دنبال کردن روند تحقیقات خود ناگزیر به مقالات پیشین خود استناد باشد، لذا روش اعتباردهی مبتنی بر فرضیه کمونیسم علم تنش‌هایی را بوجود آورد.
دو نظریه رفتار استنادی عمده عبارتند از: نظریه هنجاری استناد و رهیافت ساختار اجتماعی رفتار استنادی .

2-1-4-1-1. نظریه هنجاری استناد

نظریه هنجاری استناد، مبتنی بر فرآیندهای تولید و اعتبار علم، از چشم انداز درونی است (کاماچو و نیونز ، 2008). این نظریه بر این فرض استوار است که محققان به مدارکی استناد می‌دهند که با اثر آنها ربط موضوعی دارد، برای تحقیق آنها بستر مفیدی فراهم می‌کند یا استناد به دلیل تایید تاثیر اثر استناد شده صورت می‌گیرد (بورمن و دانیل ، 2008).
چندین محقق در تحلیل رفتار استنادی خود از این نظریه استفاده کرده‌اند. از جمله گارفیلد (1965) که بوسیله مشاهده و روایت، پانزده انگیزه استنادی را شناسایی کرد. این انگیزه‌ها بسیار مورد توجه قرار گرفت و مقاله او از پر استناد‌ترین مقالات به شمار می‌رود. برخی از دلایل گارفیلد مانند شناسایی روش، تجهیزات و غیره، تهیه پیشینه مطالعات، اعتبار بخشی به داده‌ها و مقوله‌های مسلم و بدیهی، رد یافته‌ها یا اندیشه‌های دیگران در زمره انگیزه‌های وی جای می‌گیرند.
به اعتقاد باولز (1978) انگیزه‌های استناد را می‌توان به عنوان طیفی از طول یک مقیاس تصویر کرد که یک سر آن تاثیر حقیقی استناد مانند استفاده قابل توجه از نظریه یا روش نویسنده مورد استناد و سر دیگر آن استناد برای اهداف کم اهمیت مانند استناد به یک دوست می‌باشد (کیس و هیگینز ،2000).
نویسندگانی مانند مرتون (1942)، لیپتز (1965)، باولز (1978)، فراست (1979)، گارفیلد (1996،1965،1977)، بالدی (1998)، استوارت (1983) و وایت (2004) در تحقیق‌های خود از تفسیر نظریه هنجاری استناد حمایت کرده‌اند.

2-1-4-1-2 . رهیافت ساختار اجتماعی رفتار استنادی
این رهیافت مبتنی بر شرایط اقتصادی و اجتماعی تولید علم است. در این نظریه بیان می شود استناد می‌تواند بر اساس سیاست‌ مجلات، اعتبار نویسندگان و علایق شخصی نویسنده به یک مدرک داده شود. بر طبق این رویکرد، استنادها فرآیندی روانشناسی و اجتماعی دارند و به دلیل سو‌گیری‌های شخصی، فشار اجتماعی یا دلایل مشابه به اثری داده می‌شوند.
گیلبرت (1977) به طور ویژه درباره رهیافت ساختار اجتماعی رفتار استنادی تحقیق کرد. وی بر این باور است که محققان به مدارکی استناد می‌کنند که از آنچه آنها نوشته‌اند حمایت می‌کند. کولینز (1999) بیان کرد فشارهای اقتصادی و سیاسی بر فرآیندهای تحقیق سبب تولید مقالاتی می‌شود که توسط دانشمندان نادیده گرفته می‌شوند در حالی که برخی از آنها مورد توجه قرار می‌گیرند که این نظر با رهیافت ساختار اجتماعی رفتاراستنادی هم سو است. نویسندگانی مانند مک رابرتز و مک رابرتز (1984 ،1987) و لاونی (1982) نیز از این رهیافت پشتیبانی کرده‌اند.
به طور کلی، درنظریه هنجاری استناد تاثیر یک مقاله در حوزه علم وابسته به این ‌است که ” شخص چه می‌گوید” ولی در رهیافت ساختار اجتماعی این که ” چه کسی سخن می‌گوید” مهمتر است (کاماچو و نیونز، 2008).
با این حال، کیس و هیگینز به نقل از (کرونین 1984) بیان می‌کنند که ما هم در نظریه‌های مناسب و هم شواهد رفتار استنادی ضعف منبع داریم. او اعتقاد دارد رفتارهای استنادی شناخته شده با ثبات، فراگیر و روشنی در اشخاص وجود ندارد لذا استناد نمی‌تواند فعالیتی تابع هنجارها معرفی شود (کیس و هیگینز ،2000)

2-1-4-1-3. نظریه چند بعدی استناد
در میان این دو نظریه اصلی، یک موقعیت منتخب یا رویکرد چند بعدی وجود دارد که در مقابل نظریه هنجاری قرار گرفته و از تحلیل‌های استنادی دفاع می‌کند. در این رویکرد، استنادها بعنوان فرآیندی چند‌ منظوره در نظر گرفته می‌شوند و به نظر می‌رسد رویکرد چند بعدی با شواهد تجربی، نزدیکی بیشتری دارد (کاماچو و نیونز، 2008).
بروکس (1985) نخستین کسی است که مطالعه‌ای نظام‌مند درباره انگیزه‌های استناد انجام داد. او مدل‌های مختلف رفتار استنادی را مرور کرد و از میان آنها هفت دلیل عمومی برای استناد به نویسنده دیگر را استخراج کرد که عبارتنداز : وفاق ، رد اعتبار ، اطلاعات کاربردی ، اقناع ، تایید اعتبار ، آگاهی خواننده ، توافق اجتماعی . او اقناع خواننده و استفاده از یک استناد برای تصدیق دانش ادعا شده را متداول‌ترین انگیزه استناد می‌داند. دلایلی مانند استفاده از استناد برای تصحیح یا رد ادعای نویسنده دیگر (اعتبار منفی) یا “وفاق اجتماعی” درباره یک موضوع، میان نمونه مورد مطالعه او از فراوانی چندانی برخوردار نبود. او معتقد است انگیزه ها متنوع هستند و درحوزه‌های موضوعی مختلف نیز تفاوت‌هایی در رفتار استنادی نویسندگان مشاهده می‌شود ( کیس وهیگینز ،2000) .
هفت معیار بروکس در سه دسته، گروه بندی می‌شوند :
اقناع، اعتبار مثبت، وفاق و توافق اجتماعی
اعتبار منفی
آگاهی خواننده ، اطلاعات کاربردی
گروه اول تحت سلطه اقناع قرار می‌گیرند. این چهار انگیزه همبستگی قوی دارند. نویسندگان نشان دادند که وجود یک یا چند انگیزه از این انگیزه ها نشانه‌ای برای خواننده است که آن مقاله جدید، مهم یا اساسی است. اعتبار منفی انگیزه‌ای جداگانه است. نتایج حاصل از مطالعه بروکس، نتایج مک رابرتز و مک رابرتز(1988) راتایید می‌کند که نشان می‌دهد نویسنده یک استناد منفی را بوسیله نسبت دادن چند اعتبار مثبت همزمان تعدیل می کند.
گروه سوم ممکن است بعنوان انگیزه «خدمت» شناخته شوند که به موجب آن یک نویسنده، اطلاعات زمینه‌ای را در اختیار خواننده می‌گذارد تا از آنها در نوشته خود استفاده کند. مقاله بروکس (1986) اولین قدم را در دسته‌بندی انگیزه‌های استناد‌کننده برداشته است.
وینکلر (1998) تحلیلی درباره انگیزه‌های استناد به مقاله یا کتاب انجام داده و مدلی برای رفتار استنادی پیشنهاد داد. او در بررسی انگیزه‌های نویسندگان “عامل توان فشار شناختی” استناد به یک مقاله را بطور کمی مشخص کرد و اصطلاح “آستانه استناد” را برای تعریف کمترین ارزش فشار شناختی بکار برد.
وی انگیزه ها را به دو گروه تقسیم نمود. گروه اول انگیزه‌های حرفه‌ای است که به محتوای عملی و نظری اثر استناد شده مرتبط است و دانش نویسنده در مقاله را مورد بررسی قرار می‌دهد. گروه دوم انگیزه‌های پیوندی است که ارتباط نویسنده استناد‌شونده با نویسندگان استناد‌کننده را نشان می‌دهد. همه عوامل اجتماعی یا بیرونی نقشی در انگیزه‌های پیوندی بازی می‌‌کنند.
او همچنین انگیزه‌های حرفه‌ای استناد را به سه بخش فرعی شامل انگیزه مستند‌سازی‌ ، کاربردی و تاییدی تقسیم نمود. وینکلر بعدها گزارش داد در تعیین رفتار استنادی، انگیزه‌های پیوندی نقش بسیار کوچکتری نسبت به انگیزه‌های حرفه‌ای دارند. یافته‌های وینکلر همچنین نشان داد که آستانه استناد بطور مقدماتی، وابسته به ارتباط حرفه‌ای با اثری است که بطور بالقوه در یک مقاله قابل استناد شدن است. از طرف دیگر زمانی که انگیزه‌های پیوندی نقشی را ایفا می‌کنند آستانه استناد کمتر ربط موضوعی مقالات مورد استناد را نشان می‌دهد (گارفیلد ،1989) . بنزی و اسنایدر (1991) می‌نویسند که وینکلر میزان استفاده، پشتیبانی و انتقاد از اثر را در معیار “انگیزه حرفه‌ای” و خود استنادی را در معیار” انگیزه پیوندی ” قرار داده است.
شادیش ، تالیور، گری و گوپتا (1995) شش نوع استناد را معرفی کرده‌اند که عبارتند از: استناد نمونه‌، استناد منفی ، استناد حمایتی ، استناد خلاقانه ، استناد تاثیرگذار شخصی ، استناد به دلایل اجتماعی .
داورپناه (1384) 27 معیار ونگ و وایت (1997) در زمان استناد به یک مدرک را چنین معرفی کرده است : کیفیت واقعی، مخاطبان، سندیت، دسترس پذیری، پایه‌گذاری، ضرورت شناختی، محتوا، اعتبار بخشی، عمق نگری، انتظام، کیفیت مورد انتظار، مجلات موضوعی پایه، قضاوت، هنجار، تازگی، جهت گیری، بررسی های پیشین، مولفان پر کار، عمومیت بخشی، تجدید چاپ، رابطه، شهرت، ارجاعات استاندارد، مجلات هسته، موضوعیت.
علاوه بر این نویسندگان، سگلن (1998) و کیس و هیگینز (2000) نیز تحلیل انگیزه‌های استنادی را با رویکرد چند بعدی استناد انجام دادند.

2-1-4-1-4. سایر تحلیل ها

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

علاوه بر این سه رویکرد، گروهی دیگر از بررسی‌های رفتار استنادی وجود دارد که بطور خاص در هیچ کدام از این رویکردها قرار نمی‌گیرند و ترکیبی از آنها را مد نظردارند.
اولین رویکرد طبقه‌بندی استنادها توسط موریویسیزک و میوریجزان (1975) پیشنهاد شد. آنها یک طبقه‌بندی چهار بخشی از کیفیت و زمینه استناد بر اساس ترکیبی از استنادهای ضروری (منطقی ) و غیر‌ضروری (سرسری ) ارائه کردند و عملکرد پیچیده استناد را دارای چهار ارزش دانستند که عبارتند از: ادراکی/‌کاربردی، منطقی/ سرسری، تکاملی / الحاقی ، تاییدی / تکذیبی ( جورج ، 2008، حری،1383).
تئوفل، سیدهارتن و تایدها (2006) طرح تفسیر استناد را که از اسپیگل- روزینگ (1977) اقتباس شده بود معرفی کردند. آنها فهرستی از انگیزه‌های استناد را گردآوری کردند که عبارتند از : ضعف رویکرد استناد کننده، تضاد/ مقایسه اهداف یا روشها، تضاد/ مقایسه نامناسب ( اثر کنونی بهتر از اثر استناد شده است)، تضاد بین دو روش استناد شده، استناد به اثر به عنوان یک نقطه آغاز، به کار گیری ابزار / الگوریتم ها / داده ها، مطابقت یا تعدیل داده / الگوریتم / ابزار، تشابه مقاله نویسنده و مقاله استناد شده، سازگاری یا پشتیبانی مقاله نویسنده و مقاله مورد استناد از همدیگر.

2-1-5. پیچیدگی انگیزه های استناد
بیشتر محققین که انگیزه‌های استناد را بررسی کرده‌اند، این انگیزه‌ها را خیلی ساده فرض کرده‌اند. برای مثال، پرایز (1963) فرض کرده است که “سنن علمی” ویژگی انگیزه‌های استناد می‌باشد. گارفیلد (1996) نیز 15 انگیزه ممکن را برای استناد فهرست کرده است. اما در مورد احتمال داشتن دو یا چند انگیزه همزمان نویسنده، قضاوتی نکرده است. در مقابل کرونین (1981) رفتار استنادی را نتیجه ادراکات، نگرش‌ها و تعصبات استناد‌کننده می‌داند.
پیچیدگی انگیزه استناد بطور خاص‌تر توسط مک رابرتز و مک رابرتز (1989) پیشنهاد شده است. او معتقد است نویسندگان به مقالاتی که با مطالب و نتایج تحقیق آنها همسو نیست، استناد نمی‌دهند. این فرضیه به عنوان فرضیه استناد منفی مک رابرتز و مک رابرتز شناخته شده است و چارچوبی برای رفتار علمی پیچیده و به ظاهر متناقض نویسندگان فراهم می‌کند. او معتقد است نویسندگان از دادن استناد منفی دوری می‌کنند و در مواردی که باید استناد منفی داده شود، عمومی‌ترین الگوی رفتار استنادی این است که یا از استناد دادن طفره می‌روند یا برای اثر مورد انتقاد، بطور همزمان هم استناد مثبت و هم منفی می دهند تا اثر استناد منفی تعدیل شود.

2-1-6. انگیزه های عدم استناد
همانطورکه انگیزه استناد نویسندگان مورد توجه است، انگیزه‌های عدم استناد نویسنده به برخی مقالات نیز مورد بررسی قرار گرفته است. بطور اساسی، روشی که مشابه روش انجام تحقیق نویسنده است مورد استناد قرار می‌گیرد، در عین‌حال تعدادی از استنادها، نه همه آنها، به دلایل اقناع خواننده، وفاق و توافق اجتماعی داده شده‌اند. بطور کلی، می‌توان گفت هیچکدام از انگیزه‌هایی که تا کنون مورد بحث قرار گرفته‌اند، سبب نمی‌شود که نویسنده به همه مدارکی که باید استناد دهد، استناد دهد. بلکه مقالاتی مورد استناد قرار می‌گیرند که برای


دیدگاهتان را بنویسید