جهانی شدن اقتصاد و تأثیر آن بر وضعیت زنان

اصولاً باید جهانی شدن اقتصاد را فرصت بی بدیل برای زنان جهان دانست تا بتوانند از این مقوله وضعیت خود را در سطح جهان ارتقا داده و بسیاری از محدودیت های موجود در جهان را که مانع بالندگی آنها شده بود، به وادی نیستی رهنمون سازند و باید گفت: زنان جهان تاکنون نیز با توسعه ی روند جهانی شدن به گونه ای هوشیارانه از این فرصت استفاده نموده و با همان سرعت به توسعه حضور خود در بخش های گوناگون اقتصاد جهان پرداخته اند. برای شفاف شدن هر چه بیشتر این موضوع به زوایای مختلف آن اشاره می شود:

1- جا به جایی تدریجی قدرت از دولت های ملی به قدرت های بین المللی و فرصت های ایجاد شده برای زنان:

همان گونه که اشاره شد، یکی از مشخصه های جهانی شدن جا به جایی قدرت از بازیگران ملی و منطقه ای به بازیگران جهانی است و ویژگی بارز آن جا به جایی بسیاری از ارزش ها، باورها و عقاید ملی و منطقه ای به ارزش ها، باورها و عقاید جهانی می باشد.

در بعد اقتصادی، تغییر ارزش هایی که به زنان مربوط می شود از وسعت زیادی برخوردار است که اولین آنها اجازه شرکت زنان درامور اقتصادی است. از دیگر ارزش های قبول حق داشتن برخی از مشاغل توسط زنان و با حق برابر دستمزد زنان در برابر دستمزد مردان است.

البته این تغییر ارزش از آنجایی ناشی می شود که دولت های ملی و منطقه ای در مقابل نیروی فائق جهانی ضعیف شده و مجبور به قبول ارزش های جهانی می گردند.

به طور معمول تثبیت نظرهای «دنیای جهانی شده» به وسیله ی قانونی شدن کنوانسیون های جهانی و یا قانونی شدن آن ارزش ها، توسط پارلمان های محلی صورت خواهد پذیرفت.

اینک برای شفافیت هر چه بیشتر موضوع، توضیحات ذیل ارائه می شود:

1- اجازه شرکت زنان در امور اقتصادی:

تا چندی پیش در بسیاری از نقاط جهان به وسیله ی اعمال قانون و یا برقراری برخی شرایط، اجازه ورود زنان به بخش اقتصادی جامعه داده نمی شد، به گونه ای که بخش اعظم جامعه زنان از حضور در بخش های اقتصادی اجتماع محروم می شدند و این امر باعث توانمندی ملی مردان و تثبیت مردسالاری می گردید. به عبارت روشن تر، «مردسالاری» توان مالی خود را از همین شیوه اقتصاد حاکم بر جامعه تأمین می کرد و در بسیاری از مناطق هنوز نیز همین روال ادامه دارد.

2- حق برابری دستمزد زنان:

یکی از تبعیض های بسیار ظالمانه بر جامعه زنان شاغل، برقراری شیوه تفاوت دستمزد زنان با مردان در مشاغل مشابه می باشد.

در این زمینه در تحقیقی تحت عنوان «بررسی موانع و مشکلات موجود در اشتغال زنان در بخش های دولتی» چنین آمده است: «تقریباً در سراسر جهان، زنان ساعات طولانی تری را با دستمزدهای کمتر در مقایسه با مردان در مشاغل مشابه کار می کنند. در کشورهای توسعه یافته، زنان دست کم در هفته بین 2 تا 10 ساعت بیشتر از مردان کار می کنند.

زنان در ایتالیا 28 درصد، اتریش 12 درصد، فرانسه 11 درصد و ژاپن 7 درصد بیشتر از مردان کار می کنند. در ژاپن در مشاغلی که پرداختی به آنان تعلق نمی گیرد سهم زنان 9 برابر سهم مردان است. آمار نشان می دهد که در امریکا طی یک دوره ی سی ساله، زنان همواره شصت سنت در برابر هر دلاریکه مردان کسب کرده اند به دست آورده اند، هر چند این آمار اخیراً به حدود 75 سنت ترقی کرده است. در بررسی تجربی که از بعد عینی تبعیض میان زنان و مردان بر روی 1003 نفر از زنان و مردان شاغل در شهر تهران انجام گردید، میانگین دستمزد زنان در سازمان های دولتی 20606 تومان و مردان 25740 تومان است، که نسبت آن در صورتی که مردان را 100 در نظر بگیریم دستمزد زنان 80 خواهد بود.

مروری بر آمارهای موجود در باره ی دستمزد زنان،  گواهی است بر وجود موانع تبعیض های جنسیتی در سازمان ها و بنگاه های اقتصادی که بازنگری اساسی و عاجلی را درباره ی وضعیت اشتغال زنان و رفع موانع بر سر راه اشتغال آنان طلب می کند.»

در دنیای جهانی شده با گسترش حضور زنان در صحنه های اقتصادی و به ویژه بخش های تصمیم گیرنده برای شرایط اقتصادی اعم از سیستم های قانونگذاری و نظارتی، زنان می توانند این گونه تبعیض ها را کمرنگ نموده و از بین ببرند.

و طلیعه این راه عدالت جویانه را می توان در دنیای پیشرفته صنعتی امروز همچون کشورهای اسکاندیناوی و به ویژه کشور فنلاند مشاهده کرد.

زنان در این گونه کشورها با تأسیس N.G.O ها به تأکید بر این ارزش ها در منطقه ی خود  کمک می کنند. در این راستا، با توجه به اهمیت جایگاه و نقش N.G.O های زنان در دنیای جهانی شده به تبیین هر چه بیشتر این مقوله می پردازیم:

N.G.O  ها دارای ویژگی هایی هستند که موجب بالندگی و تأثیرات شگرف در جهان آینده می شوند.

الف) استقلال: از آنجا که در دنیای «جهانی شده» نقش دولت ها کم رنگ می شود، بهترین گزینه برای پر کردن این خلأ N.G.O های مستقل و کارآمد می باشد.

این استقلال از ابعاد مختلف مالی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، و … قابل تصور است. و همین استقلال می تواند افکار عدالت طلبانه را در اذهان و باورهای مردم وارد نماید.

N.G.Oهای  زنان نیز می توانند با همین ویژگی بهره ی شایان توجهی برای تغییر باورها نسبت به توسعه جامعه در چارچوب مسایل زنان، نصیب زنان نماید.

ب) سلول های تشکیلاتی: در دنیای جهانی شده مهمترین سلولهای تشکیلات اجتماع برای کارکرد سیستماتیک را می توان N.G.O ها در کنار نهاد خانواده دانست.

بدین معنا که N.G.O ها مهمترین عامل طرح سؤالات، طرح داده ها، تبیین نهادها، انتقال بازخوردها و یا تعاملات بخش های مختلف جامعه با یکدیگر می باشند.

زنان در صورت درک این حقیقت و پیشتاز شدن در تشکیل این N.G.O ها می توانند این فرصت با به بهترین نهادهای توسعه زای آینده به ویژه در تسخیر موفقیت های اقتصادی تبدیل نمایند.

ج) نیروهای داوطلب: با توجه به شیوه ی تشکیلاتی N.G.O ها نیروی داوطلب در آنها نقش تعیین کننده دارند، این ویژگی از مهمترین عوامل بالندگی این نوع تشکیلات است که زنان می توانند از این مشخصه برای تأثیر گذاری هر چه بیشتر در دنیای آینده سود ببرند.

د) خودجوشی: خودجوشی N.G.O ها نیز ویژگی دیگری برای توانمند ساختن آنها و تأثیرگذاری هر چه بیشتر آنهاست، همچنین با توجه به تجربیات اخیر زنان ایران برای راه اندازی تشکیلات خودجوش در ابعاد خیریه، رسیدگی به نیازمندان، یتیمان و دیگر اقشار مستضعف در بعد اقتصادی، در صورت آمادگی زنان برای تشکیل گسترده تر این گونه تشکیلات خودجوش، آنها می توانند سرنوشت خود را به گونه ای دلخواه به سوی توسعه مورد نظر پیش برند.

3- تقسیم کار جهانی و پدید آوردن فرصت های جدید برای زنان:

قبلاً اشاره شد که یکی از ویژگی های جهانی شدن اقتصاد تغییر در تقسیم کار جهانی است؛ اکنون باید به این نکته بپردازیم که این تقسیم کار جدید، تغییرات شگرفی را در وضعیت اقتصاد جهان ایجاد می نماید که این دگرگونی ها باعث پدید آمدن فرصت های طلایی برای توسعه ی حضور و مشارکت زنان در ابعاد مختلف اقتصاد جامعه می گردد. چگونگی پدید آمدن این فرصت ها از دو زاویه قابل بررسی است:

الف) شکستن انحصارهای سنتی در بخش اقتصاد:

شالوده اقتصادهای سنتی مبتنی بر دولت های ملی و منطقه ای معمولاً بر پایه انحصارهای مربوط به هر کالا استوار است. به عبارت دیگر، در این گونه ساختارهای اقتصادی، فردی یا گروهی از افراد، انحصار، تولید، جا به جایی و یا هر گونه حرکت اقتصادی مربوط به یک کالا یا مجموعه ای از کالاهای مربوط به هم را در اختیار دارند و این افراد معمولاً از ورود اشخاص جدید به مجموعه خود، جلوگیری می نمایند، در صورتی که در این مجموعه ها برای پیشرفت کار خود، از اقدامات غیرقانونی نیز ابایی نداشته باشند، به عنوان مافیای آن کالا مشهور می شوند.

به هر حال نوع مشروع آن، که از اقدامات غیر قانونی نیز پرهیز می نمایند، تا قبل از قرون و یا حتی دهه های اخیر به طور کامل در دست مردان قرار داشته و هنوز هم در بسیاری از نقاط جهان در دست مردان است. این انحصار تاریخی باعث شده است که حتی بسیاری از زنان از اندیشه ورود به وادی اقتصاد اجتناب نمایند. اما باید دانست که تغییر در تقسیم کار جهانی باعث ساختار شگفتی در اقتصاد جهان شده و اولین نتیجه آن شکسته شدن این گونه انحصارهاست.

با شکسته شدن انحصارهای فوق برای مدتی، فرصت لازم برای ورود افراد جدید به وجود می آید، در صورتی که زنان بتوانند از این موقعیت طلایی به نفع خود سود برند، می توانند یکی از ظلم های تاریخی را که در طول سالیان متمادی بر آنها تحمیل شده است، محو نمایند.

ب) با تغییر ترکیب نیروهای تولید در اثر تقسیم کار جهانی و نیز با اجرای تقسیم جدید کار جهانی، تغییر ترکیب نیروهای تولید نیز پدید خواهد آمد.

این مسئله بدین معناست که زمانی که کشوری مجبور گردد از بسیاری از مشاغل قبلی خود دست برداشته و به کارهای جدیدی که برای آن کشور تعریف کرده اند بپردازد، تغییرات گسترده در صحنه تولید و اقتصاد، پدید خواهد آمد. یکی از این تغییرات، دگرگونی در عوامل تولید است و پدید آمدن موفقیت تغییر در عوامل تولید به معنای ایجاد فرصت های شغلی جدید برای همگان از جمله زنان می باشد.

به تعبیر دیگر برای زنان موقعیتی پدید می آید که با استفاده از آن می توانند حضور خود را در صحنه اقتصاد گسترش دهند.

این فرصت مهم نیز نشأت گرفته از روند جهانی شدن است. در این خصوص می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

تاکنون جهانی شدن، بیشترین تأثیر خود را در کشورهای صنعتی پیشرفته گذاشته است. در این میان زنان در کشورهای امریکا، استرالیا، اروپای شمالی، ایتالیا و اسکاندیناوی ،اکثریت اعضای فعال اتحادیه ها را تشکیل می دهند؛ این در حالی است که تا چندی قبل، مردان بیشترین تأثیر را در این اتحادیه ها داشتند.

همچنین حضور زنان در اتحادیه های کارگری آزاد (IGFIU) و خدمات عمومی بین المللی (PSI)، کمیته سازماندهی صنعتی (AFL-CIO) بسیار بیشتر از قبل شده و نسب زنان در رهبری اتحادیه ها به ویژه در آلمان، پرتغال، ایتالیا، هلند، فرانسه و انگلستان رو به تزاید است.

این حضور گسترده زنان توانسته است پیامدهایی همچون برخورد منصفانه با آنها در خصوص استخدام، دستمزد و رفاه هر چه بیشتر داشته باشد.

3- توسعه فناوری ارتباطات اقتصادی در راستای جهانی شدن:

یکی دیگر از نتایج جهانی شدن اقتصاد توسعه «اقتصاد الکترونیکی» و یا مبادله از طریق رایانه می باشد. این پدیده مدرن فرصت بسیار قابل توجهی را در اختیار همگان به ویژه زنان قرار داده است تا بتوانند شرکت فعالی در امور اقتصادی جهان مدرن داشته باشند.

برای بررسی هر چه دقیق تر این مقوله از زوایای ذیل به آن می پردازیم:

الف) ایجاد فرصت های غیر حضوری:

از مهمترین مواردی که باعث محدودیت زنان برای شرکت در امور اقتصادی می گردد، لزوم حضور مستقیم در محیط های اقتصادی است؛ زیرا بسیاری از زنان به دلایل خانوادگی (برای رسیدگی به امور خانه و خانواده) و اخلاقی ( به دلیل رضایتمند نبودن بسیاری از محیط های اقتصادی) فرصت کافی برای حضور در محیط های اقتصادی را نمی یابند تا بتوانند با مشارکت در آن به افزودن توانایی های مالی خود بپردازند.

اما اقتصاد رایانه ای که منتج از دنیای جهانی شده می باشد به نوعی توانسته و می تواند این گونه محدودیت ها را از بین برده و فرصت های شگفت انگیزی در اختیار تمامی مردم مخصوصاً زنان قرار دهد. به عبارت روشن تر، زنان خانه دار می توانند در خانه از فرزندان و خانواده ی خود نگهداری کنند و در عین حال به وسیله یک رایانه به خرید و فروش، مبادله و رسیدگی به امور اقتصادی خود بپردازند. بدیهی است این فرصت تنها به زنان خانه دار محدود نمی شود، بلکه زنان کارمند و اصولاً تمامی زنان می توانند در کنار سایر اشتغالات خود به این مهم نیز بپردازند.

ب) ایجاد فرصت های شغلی جدید:

توسعه فناوری ارتباطات اقتصادی در دنیای جهانی شده موجب ایجاد فرصت های شغلی جدید در جهان می شود. و زنان می توانند با فعالیت بیشتر، میزان بشتری از این فرصت های شغلی را به خود اختصاص دهند.

4- پیدایش قدرت گسترده بورس در دنیای جهانی شده:

یکی دیگر از ویژگی های دنیا در عصر جهانی شدن، گسترش هر چه بیشتر بازارهای بورس می باشد.

در بازار بورس باید توانایی تشخیص فرصت و کسب اطلاعات هر چه افزون تر را مد نظر قرار داد. این شیوه کار اقتصادی می تواند فرصت های گرانبهایی را در اختیار زنان قرار دهد.

خوشبختانه حتی در بورس اوراق بهادار تهران، زنان با درک این موقعیت، حضور بسیار فعالی پیدا کرده و می روند تا موقعیتی بی نظیر در این چارچوب برای خود بیابند.

در انتها بار دیگر اشاره می شود که باید به تفکیک منطقی میان جهانی شدن و جهانی سازی پرداخته و از هر طریق ممکن، جامعه زنان را برای حضور هر چه قوی تر در دنیای جهانی شده آماده ساخت تا بلکه بتوان بسیاری از حقوق از دست رفته آنان در طول قرون متمادی و سالیان دراز را به آنها بازگرداند.

به عبارت شفاف تر، همان گونه که در این مقاله بدان پرداخته شد، جهانی شدن فرصت های طلایی را در بخش اقتصاد در اختیار زنان قرار می دهد، این فرصت ها ناشی از زلزله ی شگرفی است که در بخش اقتصادی جهان در حال شکل گیری است. تکان های شدید نشأت گرفته از این زلزله ها می تواند فرصت هایی بی بدیل را در اختیار آنان قرار دهد.

ظهور اقتصاد الکترونیکی و رایانه ای، تغییر باورهای جهانی، تضعیف دولت ها به عنوان نگاهبان ارزش های سنتی ، تغییر تئوری های اقتصاد جهانی، تحول در تقسیم کار جهانی و جابه جایی در قدرت همگی دست به دست هم داده اند تا بستر حضور گسترده زنان را در صحنه اقتصاد مدرن جهان فراهم آورند.

زنان نیز نشان داده اند هوشیارانه به درک این موقعیت ها نائل آمده اند و هنوز امیدورانه منتظر ظهور هر چه گسترده تر نتایج این پدیده هستند تا بتوانند نقش اقتصادی و عادلانه خود را در سطح جهانی بیابند و از آنجا که طلیعه این نقش در بسیاری از کشورها آغاز گردیده است، امیدواریم زنان ایران نیز با درک هر چه عمیق تر این موقعیت به حقوق حقه خود دست یابند.

 

دسته بندی : علمی