کشیدن از برنامه هسته‌ای در جهت خودکفایی انرژی و بیتفاوتی در برابر سیاست‌های رژیم صهیونستی در این منطقه حساس زمینه را برای بروز آتش خشم موج بیداری مردم لیبی در منطقه فراهم کرد (محقق،46:1390)
6ـ 9 : شاخصه‌های مهم انقلاب لیبی
6 ـ 9 ـ 1: جنگ داخلی
بیتردید مهم‌ترین خصوصیتی که بیداری اسلامی در لیبی را، با دیگر اتفاقات مشابهش در کشورهای شمال آفریقا متمایز می‌کند، جنگ داخلی است که در جریان انقلاب مردم، میان طرفداران و مخالفان قذافی به وقوع پیوست. وقوع جنگ داخلی در لیبی محصول دو علت متفاوت است:
ـ مهم‌ترین دلیل عمده شروع جنگ داخلی در لیبی، خشونت افسار گسیخته رژیم قذافی در مقابله با مخالفان بود. خبر بمباران تظاهرات مردم لیبی در طرابلس و بنغازی توسط هواپیماهای رژیم قذافی سبب واکنش شدید مردم شد و باعث شعله‌ور شدن جنگ داخلی در این کشور گردید، نیروهای قذافی به هر شهری که مسلط می‌شدند، مخالفانی که دستگیر شده بودند را به سختی شکنجه کرده و تیرباران می‌کردند. همچنین امکانات شهری نیز از تخریب آن‌ها در امان نمی‌ماند، رژیم قذافی در برخورد با مخالفان سابقه بسیار سیاه داشت. او در مقابل همه شورش‌هایی که در طول حکومت چهلودو ساله‌اش انجام شده بود، خشونت به خرج داده بود و حتی بعد از شکست مخالفان، بیشتر آن‌ها را نابود کرده بود. محاکمه‌های مضحک سال 1995 مخالفان قذافی و اعدام‌های گسترده سال 1997 از میان مخالفان قبیله ورفله، نمونه‌ای از این موارد بود. به همین جهت کسانی که بر ضد قذافی شورش کرده بودند، به خوبی می‌دانستند که یا باید پیروز شوند و یا نابود خواهند شد. به همین جهت با تمام توان با قذافی مقابله کردند و همین مسئله به گسترش جنگ داخلی دامن زد. (osnos, 2011)
ـ علت دیگر شکل‌گیری جنگ داخلی در لیبی، مقاومت مسلحانه مردم لیبی در مقابل نیروهای قذافی بود که این کشور را با جنگ دو طرفه مواجه کرد.
مردم لیبی سابقه انقلابی روشنی دارند و با حکومت‌های عثمانی و ایتالیا جنگ‌های مستمری برای کسب استقلال داشته‌اند. همین سابقه مقاومت‌های مسلحانه یکی از دلایلی بود که ذهنیت امکان مقاومت نظامی در مقابل قذافی را تقویت نمود. نمادسازی صورت گرفته در این‌باره نیز به این حقیقت کمک فراوانی کرد. شهر بنغازی که مرکز فعالیت عمر مختار، مبارز بزرگ استقلال لیبی بود به عنوان مرکز فعالیت بر ضد قذافی در این نمادسازی نقش موثری داشت. همچنین در جریان وقوع جنگ داخلی در لیبی این نمادسازی تا حد ممکن توسط رسانه‌های خارجی همسو با انقلابیون تقویت شد. (نیاکوئی، 1390)
عامل دوم برای مقاومت مسلحانه مردم، ساختار قبیله‌ای و بدوی جامعه لیبی بود. در لیبی بیش از 140 قبیله کوچک و بزرگ وجود دارند، که همچنان به سنت‌های قبیله‌ای خود وفاداری دارند و فرایند ملت‌سازی در این کشور به صورت کامل انجام نشده است. در میان این قبایل، بعضی از آن‌ها رابطه خوبی با حکومت نداشتند و بی‌عدالتی حکومت قذافی نسبت به آن‌ها در طول زمامداری‌اش سبب شده بود تا برای اقدام علیه قذافی آماده باشند. بعضی از قبایل مانند ورفله، از درآمدهای نفتی نیز محروم بودند و میزان نارضایتی آن‌ها بسیار بالا بود. زندگی بدوی، همچنین آمادگی دست زدن به خشونت گسترده در میان مخالفان را نیز تشدید کرد. آن‌ها از لحاظ روانی برای جنگ آماده بودند و با مساعد شدن شرایط این اتفاق به سرعت رخ داد.
عامل بعدی در این جهت، سابقه شورش‌های گذشته بود. قذافی در طول 42 سال حکومتش همواره با مخالفت‌های مردمی مواجه بود. معروف‌ترین آن‌ها کودتای سربازخانه‌های بابالعزیزیه در سال 1984 بود که در آن جبهه ملی برای نجات لیبی که از مخالفان نظامی و مردم عادی تشکیل شده بود، نقش اصلی را ایفا می‌کرد. آخرین عاملی که برای مقاومت مسلحانه مردم در مقابل قذافی می‌توان نام برد، کنار نرفتن قذافی به هیچ قیمتی از قدرت بود. قذافی که خود را پادشاه اعراب می‌دانست، مخالفانش را موش و کثیف می‌خواند و اعلام کرده بود که در هیچ صورتی قدرت را به کس دیگری تحویل نخواهد داد و به همین جهت مخالفان قذافی هیچ شانسی به جز نابودی او نداشتند. قذافی حتی زمانی که شکست او در صحنه جنگ داخلی مسجل شده بود، از مذاکره با مخالفان طفره رفت و نشان داد که جز با زور حاضر به ترک قدرت نیست. این واقعیت بر شدت درگیری داخلی در لیبی افزود و جنگی به راه انداخت که پیامدهای قابل توجهی بر کشورهای منطقه داشت.
6 ـ 9 ـ 2: حمایت ناتو از انقلابیون
یکی دیگر از مهم‌ترین شاخصه‌های انقلاب لیبی، حمایت ناتو و غرب از انقلابیون است. این حمایت که به شکل پشتیبانی هوایی و نظامی و همچنین حقوقی و سیاسی انجام شد، انقلاب مردم لیبی را از دیگر انقلاب‌های منطقه مانند مصر، تونس، یمن و بحرین متمایز می‌سازد.
به دنبال کشتار گسترده مخالفان توسط قذافی و با استناد به قطعنامه 1973 شورای امنیت سازمان ملل که به دنبال جلوگیری از کشتار مردم لیبی بود، ناتو مسئولیت مقابله با پرواز هواپیماهای رژیم قذافی را بر عهده گرفت. این وظیفه بیشتر توسط فرانسه و ایتالیا انجام شد. از سوی دیگر، کشورهایی غیر از اعضای ناتو مانند قطر و امارات متحده عربی نیز در این عملیات شرکت کردند. حضور آمریکا در این عملیات محدود بود و این کشور تنها 1.2 میلیارد دلار برای مقابله با قذافی هزینه کردند، که نسبت به هزینه‌های سرسام آور جنگ عراق و افغانستان، مبلغی به حساب نمی‌آید. (کوهکن، 1390: 7)
6 ـ 9 ـ 3: حمایت قطر و عربستان سعودی
از دیگر موارد متفاوت انقلاب لیبی با دیگر موارد در منطقه، نوع متفاوت دخالت قطر و عربستان سعودی در این حرکت است. کشور قطر به واسطه در اختیار داشتن شبکه تلویزیونی الجزیره، در جریان اتفاقات منطقه‌ای توانست نقشی پررنگ را بازی کند و سطح اقداماتش را بسیار گسترش دهد. اما در مورد لیبی، برخلاف مصر و تونس و حتی یمن، اقدامات قطر به پوشش رسانه‌ای حوادث لیبی محدود نشد. قطر در این مورد اقدام به برقراری رابطه سازماندهی شده با مخالفان قذافی کرد و برای آن‌ها تسلیحات و امکانات مالی ارسال نمود. از سوی دیگر این کشور کوچک حاشیه جنوبی خلیج فارس حتی در عملیات نظامی بر ضد قذافی نیز مشارکت مستقیم داشت. این اقدامات در آینده قطر و منطقه پیامدهایی داشت.
عربستان سعودی نیز در خصوص قیام لیبی مواضع متفاوتی نسبت به موارد مشابه داشت. عربستان سعودی به دلیل رابطه غیردوستانه‌ای که با قذافی داشت و همواره از سوی او به کشورهای عقبمانده جهان عرب مطرح می‌شد، دل خوشی از حکومت قذافی نداشت. همچنین باید به رقابت عربستان و لیبی برای پادشاهی اعراب اشاره کرد. به همین جهت، عربستان از مخالفان قذافی حمایت کرد. نکته دیگر درباره حمایت عربستان، حضور وهابیون در جنگ بر ضد قذافی است. گروه‌های سلفی، فرماندهی بخشی از مخالفان قذافی را بر عهده داشتند و به همین دلیل، بخش‌هایی از حکومت عربستان به صورت ارگانیک از این گروه‌ها حمایت می‌کردند.
6 ـ 9 ـ 4: اسلام سنتی، مشروعیت بخش مبارزه مردم
یکی از شاخصه‌های انقلاب مردم لیبی، حضور پررنگ اسلام خواهان به عنوان موتور محرکه حرکات مردم بود. در لیبی برخلاف دیگر کشورهای درگیر انقلاب، نه لیبرال‌ها و لائیک‌ها در جریان انقلاب مردم جایگاه برجسته‌ای داشتند و نه شبکه‌های اجتماعی و حرکت‌های روشن‌فکرانه مدرن به مدیریت حرکت مردم مشغول بودند. شعار “الله اکبر” که مهم‌ترین شعار مردم در همه جریانات بیداری اسلامی در منطقه بود، در لیبی هیچ رقیبی نداشت. حرکت‌های اسلام‌خواهانه مردم نیز با رویکردهای جدید اسلامی همراه نبود و بیشتر به همان اسلام سنتی وابسته بود. این تفسیر سنتی از مفاهیم اسلامی و حرکت‌های جهادی در انقلاب مردم لیبی، به همراه خود نوعی از جایگاهگذاری برای دین را داشت که اهمیت آن را می‌توان در فرآیند نظام‌سازی پس از سقوط قذافی مشاهده کرد. (دهشیری و نجاتی آرانی،1391: 303 و302)
از سوی دیگر، سنتی بودن جامعه لیبی و عدم آشنایی بخش‌های وسیع این جامعه با مفاهیم نوین سیاسی و دینی سبب نوعی برداشت ساده‌انگارانه از دینخواهی و رفتار سیاسی مبتنی بر اسلام در میان نخبگان سیاسی جامعه لیبی شده است. این برداشت پیامدهایی در شکل‌دهی به نظام آتی لیبی دارد که یدک کشیدن شعاری عنوان حکومت اسلامی یکی از آن‌هاست.
6 ـ 9 ـ 5: کشته شدن قذافی و پسرش
در کنار مشخصات انقلاب لیبی که ذکر شد، این انقلاب با چند حادثه مهم همراه بود که یکی از آن‌ها کشته شدن قذافی و پسرش در جریان تصرف سرت به دست انقلابیون بود. همان‌گونه که ذکر شد قذافی پس از محاصره شدن توسط انقلابیون دستگیر شد. او سپس زخمی شد و بعد از مدتی به شکلی وحشیانه کشته شد. کشته شدن قذافی و نابود شدن همه اطلاعاتی که او درباره سال‌های طولانی حکومتش، پیام‌های روشنی برای حاکمان وابسته منطقه داشت. از سوی دیگر، یکی از پسران قذافی که به همراه او با مخالفان می‌جنگید، در نقطه‌ای دیگر از سرت به دست انقلابیون افتاد. او نیز در زندان کشته شد. (Hamid, 2011) این اتفاقات نشان از خشونت متقابل انقلابیون نسبت به بازماندگان رژیم گذشته داشت که در آینده لیبی مهم بود.
6 ـ 10 : مواضع و نقش گروه‌ها به ویژه اخوانالمسلمین درتحولات لیبی
هنگامی که از گروه‌های اسلامی در جنبش‌های طرفدار تغییر در کشورهای عربی سخن می‌گوییم، در درجه اول منظورمان اخوان‌المسلمین وگروه های منشعب شده از آن است، هسته‌ی اولیه جماعت اخوان‌المسلمین لیبی در اواخر دهه‌ی چهل در این کشور شکل گرفت. عزالدین ابراهیم، جلال سعده و محمود شریبتی ازجمله جوانان فعال اخوانی مصر بودند که در اوایل دهه‌ی پنجاه تحت تعقیب دستگاه امنیتی مصر به لیبی پناه بردند. برخی از آگاهان به مسائل لیبی و مورخان جنبش‌های اسلامی و سیاسی لیبی بر این باورند که عزالدین ابراهیم موسس حقیقی اخوان‌المسلمین لیبی بوده است. اساس افکار و اندیشه و مرام‌نامه برنامه‌های سیاسی این گروه و مرجعیت فکری و سازمانی آن‌ها همان شالوده‌های اندیشه‌های حسن البنا ودیگر متفکران اخوان مصر بوده است و همچنین ادبیات سیاسی این گروه طی پنجاه سال اخیر همیشه تحت تاثیر مفردات گفتمانی اخوان‌المسلمین مصر بوده است و لذا رئوس کلی افکار و اندیشه‌های این گروه منشعب از اخوان المسلمین مصر می‌باشد.
در دهه‌ی هشتاد گروه‌های اسلامی و ملی مخالف رژیم لیبی برای سرنگونی سرهنگ قذافی خطمشی مسلحانه و قهرآمیزی اتخاذ نمودند، ولی اخوانی‌های لیبی کماکان از خطمشی گذشته و سنتی خود عدول نکردند. از دیدگاه امنیتی لیبی، جریانات و گروه‌های اسلامی ازجمله اخوانی‌ها، حرکت التجمع الاسلامی (در سال 1992 تاسسیس شد) وگروه نئوسلفی الجماعه الاسلامیه المقاتله الیبیه، خطر اول برای امنیت ملی کشور محسوب می‌شدند. (لیبی بلاگفا، 1388)
اخوان‌المسلمین با گروه‌های اسلامی سیاسی منشعب شده از آن و در کل گروه‌هایی که از جهت فکری و شیوه عملکرد به آن‌ها نزدیک هستند، امروزه در مصر، تونس، لیبی، سوریه، یمن و اردن فعال شده وخواهان ایفای نقش در دولت‌های آینده هستند.
با وجود این که شرایط این گروه‌ها و تعداد آن‌ها در کشورهای مذکور متفاوت است، اما در واقع هیچ یک از این گروه‌ها آغاز کننده اعتراض‌ها در این کشورها که بعدها به انقلاب‌های گسترده انجامید، نبودند. در ابتدا این جوانان غیر وابسته به گروه‌های خاص بودند که آزادی، احترام، عدالت، مبارزه با فساد، استبداد و غیره را خواستار شدند و آن‌ها بودند که فعالیت‌ها را در تونس، مصر، لیبی و غیره آغاز کردند. این یعنی جنبش‌ها و احزاب اخوان‌المسلمین ابتدا مواضع نداشتند، اما این گروه‌ها به دلیل تقابل سال‌ها با استبداد نظام‌های حاکم و افدامات سرکوبگر آنان از موقعیت مردمی

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید