دانلود پایان نامه

اجباری بودن امر برای آنها، اکثراً اطلاعات نادرستی را در اختیار محققان قرار میدهند، اما در محیط ایجاد شده در مصاحبه، کودکان و نوجوانان به حقایق زیادی که حتّی برای مددکاران کانون نیز بازگو نکرده بودند، نیز اشاره کردند. نبود زمان و مکان مناسب برای مصاحبه باعث شد که در داخل محیط کانون مصاحبهها صورت گیرد، که اکثراً با زمان مشاوره مددکاران منطبق میشد و این شلوغی زمینه را برای مصاحبه مفید از بین می برد. از طرف دیگر زمان کمی که در روزهای تعیین شده (شنبه، یک شنبه و سه شنبهها) در اختیار نگارنده قرار میدادند، مشکل دیگری بود که می توان به آن اشاره کرد. هم زمانی زمان مصاحبه با زمان استراحت مددجویان نیز باعث عدم همکاری گروهی از آنها با روند مصاحبه میشد که با کمک گرفتن از روش-های روانشناسی موفق به انجام مصاحبهها میشدیم.

7- سازماندهی تحقیق
تحقیق پیش رو مشتمل بر دو بخش است که هر بخش شامل دو فصل میباشد. در فصل اول و دوم بخش اول، به بررسی کامل کانون اصلاح و تربیت پرداخته شده که در فصل اول به بررسی کانون اصلاح و تربیت در مکاتب مختلف و روند تکاملی نظریه های مرتبط با آن پرداخته شده و در فصل دوم از بخش اول به توصیف و تشریح کامل برنامهها و قسمتهای مختلف کانون با شرح وظایف هر کدام پرداخته شده است.
در بخش دوم نگارنده تلاش کرده است که وارد بحث اصلی همان مسئله تکرار جرم شود و بعد از بررسی کاربردی و اصطلاحی تکرار جرم به چندین نظریه جرم شناختی اشاره شده که در روند تشریح جرایم کودکان و نوجوانان در سطح بین المللی، حائز اهمیت می باشند. پس از آن تلاش شده است با استناد به مصاحبه هایی که (در آخر پایان نامه به صورت ضمیمه برای استفاده سایرین قرار داده شده است) صورت گرفته دلایل تکرار جرم و موانع تربیتی در محیط کانون را بیان کرد. و در آخر راهکارهای تربیتی و مواردی که با رفع آنها میتوان زمینه اصلاح بیشتر این کودکان و نوجوانان و مانع تکرار جرم را فراهم کرد بیان شده است.
بخش اول:
مبانی نظری
فصل اول:
تبیین مفاهیم و سیر تحول کانون اصلاح و تربیت در مکاتب جزایی و اسناد بینالمللی
اندیشمندان و علمای حقوق پس از سالها اعمال مجازاتهای خشن و همانند با بزرگسالان بر کودکان و نوجوانان، به این نتیجه رسیدند که اعمال مجازاتهای خشن و یکسان، راهحلی برای اصلاح و تربیت کودکان و نوجوانان نیست. کودکان و نوجوانان به دلیل تفاوتهایی که با بزرگسالان دارند، باید شیوههای متمایزی نیز برای اصلاح و تربیت آنها مورد استفاده قرار گیرد.شیوههایی که بتواند در ضمن تنبیهی بودن، خاصیت بازپروری و توانبخشی بالایی داشته باشند تا کودک و نوجوان بعد از گذراندن دوران محکومیت خود بتواند به عنوان یک شهروند مولد و فعال دوباره به اجتماع بازگردد. به همین دلیل بود که اکثر کشورها بعد از انتشار دکترین مکتب تحققی و بالاخص دکترین مکتب دفاع اجتماعی نوین، شیوههای خشن را از قوانین جزایی کشور خود زدودند و شیوههایی را برای مجازات کودکان و نوجوانان برگزیدند که وجهه اصلاحی و بازپروری آنها غالب بوده است.
با توجه به نظریههای مختلفی که به دنبال این تحول مطرح شد، توجه ویژهای از نظر جرمشناختی به جرایم کودکان و نوجوانان صورت گرفت، به گونهای که از نظر علم جرمشناسی و روانشناسی، کودکان و نوجوانان به حدی از مجرمیّت نرسیدهاند که بتوان اصطلاح مجرم را در مورد آنها به کار برد، بلکه برای آنها باید از اصطلاح «معارض با قانون» استفاده کرد که بیانگر عدم شکلگیری شخصیت مجرمانه و ظرفیت بالای بازپروری و اصلاح در آنهاست.
بازپروری به فرآیندی اطلاق میشود که با فرض شناسایی کامل عوامل جرمزا، درصدد ایجاد شرایطی باشیم که تمامی مجرمان به صورت عام، و کودکان و نوجوانان به صورت خاص، بتوانند مسیری را برای بازاجتماعی شدن بپیمایند و در نهایت با رفع علل ارتکاب جرم بتوانند دوباره به جامعه بازگردند.کودکان و نوجوانان نیز با توجه به تفاوتهای جسمی، روانی و جرمشناختی که با بزرگسالان دارند باید در محیطی متفاوت از بزرگسالان مورد بازپروری قرار گیرند، به همین دلیل کانون اصلاح و تربیت برای بازپروری و اصلاح و تربیت این دسته از کودکان و نوجوانان ایجاد شده است.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

گفتار اول: تبیین مفاهیم
در این گفتار به بررسی مفاهیم مورد بحث خواهیم پرداخت.در ابتدا تلاش میشود که مفهومی دقیق از کودک و نوجوان ارائه شود تا بتوان تشخیص داد که هم از نظر سنّی هم از نظر روانی و جسمی کودک و نوجوان به چه کسی اطلاق میگردد. بعد از آن با تعریف مفاهیم معارض با قانون درصدد پاسخ به این سؤال ذهنی هستیم که منظور از کودک و نوجوان معارض با قانون چه کسانی هستند. در مرحله بعدی با بررسی مفهوم بازپروری به چگونگی بازاجتماعی کردن فرد معارض با قانون از بعد نظری میپردازیم. در نهایت تلاش میکنیم تعریفی مختصر از کانون اصلاح و تربیت را ارائه کنیم.
الف- مفهوم کودک و نوجوان
«کودک ونوجوان به فردی اطلاق میشود که از حیث جسمی، ذهنی و عاطفی آمادگی کافی برای امور فردی و اجتماعی خود را ندارند. حسب شرایط مختلف اقلیمی و محیطی، رسیدن فرد به حد بلوغ جسمی، عقلی و عاطفی در جامعهای نسبت به جامعه دیگر متفاوت است. از این رو معیار ثابتی در تمییز گذر از دوران کودکی و نوجوانی و ورود در دوران جوانی و بزرگسالی نمیتوان ارائه کرد.
معمولاً در نظامهای حقوقی کشورها، برحسب شرایط و مقتضیات اجتماعی خود، حد سنی معینی را که اصطلاحاً «سن مسئولیت کیفری» نامیده میشود به عنوان اماره بلوغ و رشد جهت قابلیت پاسخگویی فرد به رفتار مجرمانه پیش بینی نمودهاند.
توصیه اکیدی که در مجموعه مقررات مربوط به دادرسی ویژه نوجوانان (مقررات پکن)، در خصوص تعیین سن مسئولیت کیفری به نظامهای حقوقی کشورها گردیده است، این که سن مزبور با توجه به واقعیت های بلوغ عاطفی، روانی و عقلی اقلیمی و اجتماعی هماهنگی داشته باشد.
ماده 1 معاهده کودک بدون تفکیک اصطلاح کودک و نوجوان واژه عمومی کودکان را به کلیه اشخاص زیر 18 سال، مشروط به اینکه طبق قانون قابل اجرا در کشوری سقف سنی دیگری مقرر نشده باشد اطلاق میکند.در حالیکه بخش 11 مقررات سازمان ملل در مورد کودکان و نوجوانان محروم از آزادی مصوب 1990، اشخاص زیر سن 18 سالگی را بدون قید و شرط «نوجوان» نامیده است.
در علوم روانشناسی کودک، برحسب سیر رشد فرد، دوران کودکی تفکیک شده است. به فاصله سنی 12 تا 18 سال دوره نوجوانی و به پایینتر از آن دوره کودکی گفته اند.در حقوق کیفری ثمره علمی تفکیک دورههای مزبور، در نحوه واکنشی است که در قبال رفتار مجرمانه کودکان و نوجوانان بر حسب تکامل دوره سنی، عاطفی و ذهنی اتخاذ می شود.به نظر می رسد با توجه به تفاوت واکنشهای مقرر در حقوق کیفری نسبت به رفتار مجرمانه در دوره های سنی مختلف قبل از بلوغ جسمی، ذهنی و عاطفی، می توان تفکیک سنی دوره کودکی و نوجوانی را بر حسب علوم روانشناسی کودک پذیرفت. بنابراین دوره کودکی از بدو تولد تا سن 12 سالگی و دوره نوجوانی از 12 تا 18 سالگی است.»
علمای حقوق و فقهاء به جهت تأثیرات خاصی که دوره کودکی در حقوق و تکالیف دارد اقدام به تعریف آن نموده اند. از نظر عرف دوره کودکی پس از نوزادی شروع و تا رسیدن به سن قانونی ادامه مییابد. حد فاصل میان نوزادی ونوجوانی را عرف عام دورهای کودکی میگویند.
علماء حقوق ذیل کلمه صغیر می گویند: پسر و دختری که به بلوغ شرعی نرسیده است از محجورین است، به محض رسیدن به بلوغ حجر او محو می شود، بدون این که احتیاج به صدور حکم از سوی حاکم شرع باشد، اگر پیش از بلوغ به حدی رسد که دارای تمیز باشد او را صغیر ممیز گویند.
همچنین ذیل واژه بلوغ می نویسند: سن بلوغ و رشد با پیدایش یکی از پنج وضعیت برای طفل حاصل می شود که عبارت از روئیدن موی در بعض قسمت های بدن، (در صورت، زیر بغل و اطراف آلت)، احتلام در پسران، حیض در دختران، رسیدن به سن 9 سال تمام در دختران و 15 سال تمام در پسران، و استعداد بارور شدن دختران خواهد بود. اگر این ویژگی ها در کسی به منصه ظهور و مشاهده نرسد کودک است و الا نوجوان یا جوان خواهد بود. و نیز گفته شده که صغار جمع صغیر است و در اصطلاح «صغیر» به کسی گفته می شود که از نظر سن به نمو جسمانی و روحی لازم برای زندگانی اجتماعی نرسیده باشد.
فقها هم در بخش های وسیع از فقه به تناسب بحث، به تعریف کودک پرداخته اند. حضرت امام خمینی(ره) در تحریر می فرماید: «الصغیر وهو الذی لم یبلغ حد البلوغ محجور علیه شرعا لا تنفذ تصرفاته فی أمواله» صغیر کسی است که به حد بلوغ نرسیده باشد، این شخص از تصرفات در اموال خود ممنوع خواهد بود و در ادامه می افزاید: هرچند که در کمال تمیزی و رشد باشد و تصرفاتش در نهایت سود و صلاح صورت گیرد. چنین شخصی از نظر فقها کودک تلقی میگردد.
دکتر وهبه الزحیلی در «الفقه الاسلامی و ادلته» می نویسد: «الصغر: طور به کل إنسان، یبدأ من حین الولاده الی البلوغ» کودکی دوره ای است که به هر انسانی خواهد گذشت، آغاز آن هنگامه ولادت و پایان آن رسیدن به حد بلوغ است. و در ادامه می گوید: علما حنفی و مالکی گفته اند: صغیر یا ممیز است یا غیر ممیز، و غیر ممیز کسی است که هفت سال تمام را سپری نکرده است. و ممیز به کسی گویند: که هفت سال تمام از عمرش گذشته است. چون پیامبر(ص) فرموده است: «وقتی فرزندانتان به هفت سالگی رسیدند،آنانرابهنمازعادتدهید.»
بنابراین مقطعی از عمر انسان به دوره کودکی اختصاص دارد، هر چند که از لحاظ عرفی، حقوقی و فقهی، مرز دقیقی برای آن تعیین نشده است. چون اوضاع شرایط محیطی، وراثتی و تغذیه در آن مؤثر است. اما با پیدایش یکی از حالات فوق انسان از وضعیت کودکی خارج و به دوره ای نوجوانی و جوانی وصل میگردد.
ب- معارض با قانون
نظریه منع«برچسب زنی» در جرمشناسی که مبتنی بر توصیه به مقامات انتظامی، قضایی و جامعه از توصیف رفتار افراد در قالب عناوین مجرمانه و استعمال واژه های مجرم و یا بزهکار به ایشان است، اگرچه به چالش کشیده شده است و این چالش در مورد بزرگسالان قابل تامل است، لیکن به نظر میرسد که در مورد کودکان و نوجوانان به طور کامل باید رعایت شود. زیرا آنان که در جریان سیر طبیعی خود به سوی رشد و کمال عقل گام بر میدارند تلقین پذیرند. وقتی که متصف به رفتار مجرمانه میگردند، خود را در قالب این عنوان یافته و با آن هماهنگ میشوند و خلاصی از ذهنیّت توصیف به «مجرم بودن» یا «بزهکار بودن» چنانچه محال نباشد حداقل بسیار دشوار است. به علاوه و مهمتر اینکه رفتار مجرمانه کودکان و نوجوانان گذرا و ناپایدار است و در جریان رشد و به تدریج تا زمان بلوغ و پختگی روانی و ذهنی اصلاح میگردد.و از طرفی فاقد مسئولیت کیفری و یا فقد مسئولیتی همسان با بزرگسالان میباشد.پس چگونه میتوان ایشان را مجرم یا بزهکار نامید؟؟
به همین جهت وفق قسمت «ف بند 5 اصول بنیادین رهنمودهای سازمان ملل برای پیشگیری از بزهکاری نوجوانان (رهنمودهای ریاض) مصوب سال 1991 میلادی» بنابر عقیده رایج میان کارشناسان، زدن برچسب منحرف، بزهکار و مستعد بزهکاری به نوجوان غالباً موجب پیدایش الگوی رفتاری ناپسند در ایشان میگردد.همینطور ماده 8 مقررات پکن نیز به حق نوجوانان مبنی بر حفظ حریم خصوصی ایشان از برچسب خوردن به عنوان بزهکار یا مجرم و افشا هویت ایشان تاکید نموده است.
لذا با عنایت به مراتب مزبور به نظر میرسد که اتخاذ واژه معارض با قانون در برخی متون دادرسی اطفال در زمینه توصیف آن دسته از کودکان و نوجوانانی است که رفتار ایشان در مغایرت با قوانین کیفری و دارای عناوین مجرمانه است، به مراتب شامل بار منفی کمتری نسبت به واژههای بزهکار، مجرم یا منحرف میباشد. به کار بردن واژه های مزبور به صورت نا خودآگاه رفتاری ضداجتماعی در کودکان و نوجوانان به وجود میآورد.
ج- بازپروری
اصطلاح بازپروری متضمن این معناست که بزهکار دارای سابقه و تواناییهای یک شهروند مولد است و به همین دلیل قبل از هر چیز او باید دوباره آموزش دیده و به سوی ارزش هایی که در یک حیات مولد و برای یک شهروند مفید ضروری است سوق داده شود. برخی از متخصصان معتقندند به جای بازپروری (Rehabilitation) باید اصطلاح پرورش(Habilitation) استفاده کرد. «پرورش» بر این واقعیت تاکید میکند که بسیاری از مجرمان در محیطی جرمزا و بدون دستیابی به حتی احساسات اخلاقی یا کلاسهای درس و امکانات اشتغال رشد میکنند و نمیتوانند بنیان زندگی مستقل و فارغ از بزهکاری را پی بریزند. برای چنین گروهی از بزهکاران «پرورش» دقیقاً به معنای نیاز به برخورداری از مهارتهای اساسی برای اولین بار است.

استفاده بسیار متداول از بازپروری متضمن پذیرش نکاتی چند راجع به بزهکار و برنامههای اصلاح و تربیت میباشد، که از آن جمله است:
بزهکاران (زندانی) مشکلاتی دارند که علت مستقیم بزهکاری آنان است.
پرسنل برنامههای اصلاح و تربیت دقیقاً میتوانند این مشکلات را تشخیص داده و درمانهای مناسب را برای اشخاص در دسترس داشته باشند.
این درمانها ترجیحاً به مورد اجرا در خواهند آمد.
مشکلات در نتیجه استفاده از این درمانها «رفع» شده و یا حداقل کاهش مییابند.
به علاوه در نتیجه کاهش مشکلات مذکور رفتار جنایی افراد نیز کاهش خواهد یافت.

به این ترتیب هدف اصلی از بازپروری بزهکاران، پیشگیری از تکرار جرم آنها و یا کاهش نرخ آن است. راهبرد بازپروری برتغییر رفتار بزهکاران جهت عدم استمرار اعمال مجرمانه آنها تکیه می کند. در این راستا هدف آن است که با «تشخیص» تفاوتهای آنها، مناسبترین و موثرترین شیوه برای تغییر رفتار غیرقانونی بزهکاران اتخاذ گردد. این تشخیص با استفاده ار تئوریهای روانشناسی و دانشهایی که میتوانند در تغییر و اصلاح رفتارهای غیر قانونی و مجرمانه بزهکاران مورد استفاده قرار گیرند، صورت میپذیرد.
پژوهشگران روانشناسی تاکید میکنند که برنامههای اصلاحی و درمانی موثر برای پیشگیری از تکرار جرم، باید از اصولی چند تبعیت کنند. اول آنکه درمان باید مستقیماً متوجه آن دسته از ویژگیهایی باشد که قابل تغییر بوده (ویژگی های دینامیک یا سیال) و در ارتباط مستقیم با رفتار مجرمانه فرد هستند. عوامل جرمزا عوامل متعددی هستند که در بروز رفتار مجرمانه مؤثرند. سن، جنس و اشتغال به ارتکاب جرم در سنین اولیه از آن جمله اند. در مقایسه با سایر عوامل، ارتکاب جرم در سنین نوجوانی برای پسران، احتمال ارتکاب مستمر جرم را در آینده افزایش میدهد. با این وجود چنین ویژگیهای آماری و از جمله سن و جنس-گرچه میتواند در پیشبینی تکرار جرم مورد استفاده قرار گیرد- اما در برنامههای درمانی قابل استفاده نیستند .در حالیکه فاکتورها و عوامل سیال و قابل تغییر باید بخشی از آماجهای برنامههای درمانی را تشکیل دهند.
علاوه بر این، دردرجه دوم، برنامههای اصلاحی و تربیتی که برای بازپروری بزهکاران تنظیم میگردد، ضرورتاً باید بوسیله کارکنان کارآزموده و ماهر، به همان ترتیبی که برنامهریزی شده اند، به مورد اجرا درآیند. اجرای برنامههای مذکور بوسیله پرسنل فاقد مهارت و کاردانی نمیتواند کاهش تکرار جرم را در پی داشته باشد.
در اجرای برنامههای اصلاح و تربیت اصل سومی نیز باید رعایت شود و آن این است که برنامهها کسانی را باید مورد هدف قرار دهند که در معرض تکرار جرم هستند، زیرا کاهش تکرار جرم قابل اندازهگیری و ارزیابی است. بسیاری از بزهکاران از درجه تکرار جرم اندکی برخوردارند و تاثیر برنامههای اصلاح و تربیت بر کاهش تکرار جرم آنها به سختی قابل ارزیابی است.
آخرین اصل اجرای برنامه های اصلاحی و درمانی موثر این است که این برنامه ها باید به ترتیبی اجرا شود که با تواناییها و قابلیتهای فراگیری بزهکاران متناسب باشند. بر این اساس باید ویژگیهای رفتار فردی و اجتماعی بزهکاران مدنظر قرار گیرد.
د- کانون اصلاح و تربیت
بزهکاری کودکان و نوجوانان و روشهای خاص اصلاح و تربیت آنان، با توجه ب

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید