دانلود پایان نامه

و کردار نیک، یکی از اساسیترین باورهای زرتشتیان را تشکیل میدهد پس باید در این سه اعتدال را رعایت نمود. در اندرزی دیگر این سخن به صورت خاصتری آورده شده است بدین صورت که:
  čē humat ud hūxt ud huwaršt {!} ud čē dušmat ud duš-hūxt ud dušxwaršt. … dušmat, freh-būd menišnīh ud duš-hūxt drōzanīh ud dušxwaršt penīh.
چه اندیشه نیک و گفتار نیک و کردار نیک و چه اندیشه بد و گفتار بد و کردار بد؟ اندیشۀ نیک اعتدال در اندیشه و گفتار نیک راستی و کردار نیک رادی است. اندیشۀ بد افراط در اندیشه و گفتار بد دروغزنی و کردار بد بخل است.193
باید بدانیم که هرگاه نامی از خلقت اورمزد در سنت زرتشتی به میان میآید، میباید به دیدۀ خیر بدان نگریست و بابت آن هیچ شکی به دل راه نداد. در این سنت اورمزد چون دارای خرد و آگاه بر همه چیز است، پیمان را خلق میکند؛ اما بلافاصله اهریمن نیز برای مقابله با این مخلوق اورمزد دست به خلقت افراط و تفریط میزند. در این میان انسان که رزمگاه میان این دو است نیز با برگزیدن میانهروی، راه ترسیم شده اورمزد را در پیش خواهد گرفت. راهی که بهشت را برایش به ارمغان خواهد آورد.
U-CAN EN-?z a’oN dACT kU rAh i o grodmAN dEN paymAN. Ud ka Ohrmazd hAN rAH wIRasT, EG-?C ahr?maN 2 rah abAg frAz NIhAd, Ewag frEhbud Ud Ewag abEbud.
ایشان نیز اینگونه گفتند که دین راه به گروتمان است که همان پیمان است. هنگامی که اورمزد آن را ویراست، اهریمن نیز پس از آن دو راه را فراز نهاد یکی فرهبود و دیگری ابیبود.194
از آنجا که پیمان امری ایزدی و افراط و تفریط امری اهریمنی است، میتوان اثرات پیمان و دشمنان آن را در دو حوزه مینو- گیتی، تن و روان مشاهده نمود. در عرصۀ گیتی عدم میانهروی باعث به هم ریختگی و بیقاعدهگی عالم خواهد گردید. در مینو نیز دو مخلوق اهریمن برای مقابله با پیمانی است که اورمزد آن را خلق نموده است. در عرصۀ انسانی و در بُعد تنی او عدم میانۀروی باعث بیماری خواهد گردید و در عرصۀ روان نیز، پیمان شامل فضائلی اخلاقی است که افراط و تفریط باعث تباهی و ناکارآمدی آن است. برآیند سخنان فوق آن است که پیمان قانونی است که در سراسر عالم مینوی و گیتوی جریان دارد.
پیمان خورش باشید (در خوردن اعتدال را رعایت کنید) تا دیرپای (دارای عمر طولانی) شوید. چه پیمان خورشی برای تن نیکو است و پیمان گویشی برای روان. و او که کم خواستهترین مرد است اگر دارای خیم معتدل باشد توانگر است؛ اندازه (اعتدال) را [نسبت] به روان بیشتر [رعایت] کنید تا به شکم. چه مرد شکم انبار (کسی که شکم خود را به صورت انبار غذاهای گوناگون در می آورد) بیشتر آشفته- مینو شود.195
 اندیشۀ میانهروی با فهرستی از فضیلتها و رذیلتها سر و کار دارد. بخشندگی و خست، ظلم و عدل، خوشرویی و بد استقبالی، اندیشه خوب و اندیشه بد و موارد بسیار دیگر همه فضیلتهایی هستند که نه تنها ما را در رسیدن به اهلایی یاری میدهند، بلکه ما را نیز قادر میسازند تا درکی مناسب از خود و جهان را به دست آوریم. پس حیات نیک، ارمغانی از میانهروی است که جستجوگر زرتشتی تلاش دارد تا از راه آن به این حیات دست یابد. طُرفه آن که جای تعجب نخواهد بود در اخلاق زرتشتی میانهروی با دین یکی انگاشته شوند و به مؤمنان این دین توصیه گردد که عمل به دین حیات سعاتمندانه را هم به همراه خواهد داشت.
Had! ,dEN mAzdEsN dANAgih hasTih, ـ az Iz iC p?TyArag fr?h-bud Ud abE-bud ــ xwad asT I paymAN, I dEN xwadih. Ham?sTar [i] dAnAgih, fr?h-bud [i-C] barAdarodig, Ud abE-bud hamEsTArig p?TyArag. Az-Iz AN w?h-dEN wAspUhragAN [Ud] hU-dANAgih m?hmANTarAN w?h-dEN abErTar wUrroyICN Ud dANAgih hamAg az dEN mAzdEsN hasTIh.
«هستش دانایی دین مزدایی- از آنجایی که پتیارههایش افراط و تفریط است- در گوهر خود میانهروی است؛ زیرا [میانهروی، برسازنده] ذات دین مزدایی است. همستیزندۀ با دانایی [دین مزدایی] افراط است که همزاد دروغین دین است و پتیارۀ [دین مزدایی] تفریط است. بر پایه آنچه از ویژگان بهدینی و پایبندان به دانایی نیکو به دست میآید زیربنیادیترین باور دین بهی و ویژهترین گونه دانایی، سرتاسر ریشه در هستش دین مزدایی دارد».196
سیستم اخلاقی زرتشتی، نظامی مبتنی بر نقشآفرینی فردی صرف نیست؛ بلکه در این نظام گاهی اندرزهایی مخصوص کاستها و طبقات نیز دیده میشود. باید خاطر نشان نمود که برخی متون اندرزی از غنای بیشتری نسبت به برخی دیگر برخوردارند که ظاهراً نشانی از مخاطبان خاصتر دارند. این اندرزها گاهی با معانی غامض و پیچیدهای همراه هستند که درک آنها برای تودههای عوام میسور نبوده و ظاهراً تنها عده خاصی از روحانیون آنها را درک میکرده اند. بیشک برخی از اندرزهای دینکرد ششم و سوم را باید در این گروه قرار داد. پس جای تعجب نیست که روحانیون و حکمرانان را مخاطب بسیاری از این اندرزها بدانیم. کافی است اندرزبدی را تصور کنید که در مجلس وعظ در حضور شاه و کشورداران و روحانیون به اندرزگویی پرداخته باشد آنگاه از زبان او خواهید شنید که فره بودی و ساستاری دشمن دهبدان و اببودی و اهرموگی دشمن آسرونان است.197
از آنجا که دین یعنی میانهروی، شکند گمانیک ویچار دین را همانند یک درخت تصور کرده که تنۀ این درخت میانهروی است.198 این متن سپس چهار طبقۀ جامعه را همانند یک انسان به تصویر میکشد که سر آن طبقه روحانیون، دستها طبقه ارتشتاران، شکم طبقۀ کشاورز و پاها را طبقه پیشهوران تشکیل میدهند. سپس متن اشاره دارد که
همینطور چهار خصلتی که در انسان هست یعنی میانهروی، شکیبایی، خردورزی، کوشایی [با چهار طبقه اجتماعی] تطبیق میکند دینیاری با میانهروی زیرا میانهروی برترین خویشکاری دینیاران است چه به وسیلۀ آن از بیم و شرم، گناه نم
یورزند طبقه ارتشتار با بردباری مطابقت دارد، چه بردباری برترین زیور مرد رزمیار و ارتشتار است و در توضیح آن گفتهاند که بردباری مردانگی ذاتی است. خرد با طبقۀ کشاورز منطبق است زیرا ورزیدن خرد همچون ورز دادن زمین است و پیش راندن تحولی پیوسته به سوی فرشکرت است. کوشایی با طبقۀ پیشهور تطبیق میکند چه بزرگترین انگیزۀ هنرِ پیشهوران کوشایی است. همۀ این خویشکاریهای مختلف بر تنۀ راستی و میانهروی استوارند و در تقابل با دروغ و اندامهای آن که متضاد آنها هستند قرار دارند.199
میانهروی در حقیقت چکیده اخلاق زرتشت است. نا پیمانی راه افراط و تفریط را هموار میسازد، پس هر دو آهو (گناه) هستند. از اینجاست که در بسیاری از کتابهای زرتشتی همچون دینکرد سوم، پنجم، ششم، و هشتم، مینوی خرد، اندرز پوریوتکیشان و … فهرستهایی از هنرها و آهو ها ذکر گردیده است. با تمام این توصیفات به نظر میرسد که مفهوم میانهروی در فضای ایرانی آن امری کاملاً شناخته شده بوده است. به عنوان مثال در دینکرد چهارم چنین آمده است:
ایران همیشه میانهروی را امر و افراط و تفریط را نهی کرده است. فلاسفۀ بیزانس، دانایان در هند و هر جای دیگر و آگاهان، بالاتر از هرچیزی مهارت در گفتار را ستودهاند. فرزانگان ایران پیمان را پسندیدهاند.200
با این حال همانگونه که برخی از محققین به درستی به آن اشاره داشتهاند،201 این اصل متأثر از فضای ارسطویی است. بنابر نظر ارسطو در همۀ کارها حد وسطی وجود دارد که شایسته مدح و ستایش است و حدودی (دو حد افراط و تفریط) که نه تنها مصاب و ممدوح نیست، بلکه ناصواب و مستحق سرزنش است.202 به عنوان مثال ارسطو حد افراطیِ شجاعت را تهور و حد تفریطیِ آن را ترس میداند. یا بخل و تبذیر را دوحد ناصواب بخشش معرفی میکند. دلائل چندی را میتوان یافت که این اندیشه بازتعریفی از حد میانه ارسطو است. زیرا از یک سو هیچ یک از فضائل و رذائلی که محور اصلی نظام سنتی اخلاقی است از اوستا اخذ نگردیده است. از سوی دیگر میتوان ردپای برخی از اندرزها را در گفتار یونانیان جست. به عنوان مثال – همانطور که شاکد خاطر نشان کرده است – ابن مسکویه در تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق رسالهای گم شده را به جالینوس نسبت میدهد که همانندی نیز در آپولیوس مادورایی دارد. در این رساله، جالینوس مردم را سه گروه میداند: آنها که بنا به سرشت خود نیکاند، آنها که سرشتشان بدی است و آنها که در میانه هستند. کسانی که سرشتشان بد یا نیک است با تعلیم و تربیت قادر به تغییر خود نیستند اما آنها که در میانه قرار دارند ممکن است تحت تأثیر جامعه و آموزش و پرورش، نیک یا بد شوند.203 در دینکرد ششم اندرزی نظیر این سخن جالینوس آمده است که گوهر مردمان بر سه نوع است یکی نیک تخمه، یکی بد تخمه و یکی سِدیگ. به نیک تخمه و بد تخمه را فرهنگ برشان نبرند زیرا نیک تخمه دارای فرهنگ است و بد تخمه فرهنگی ندارد اما آن که در میانه است به واسطه فرهنگ- نیک و بد شود؛ با فرهنگ نیک، نیک تر و با فرهنگ نادرست، بد گردد؛ چون او فرهنگ نیک را برای بدی بکار برد، همانند اندیشه بدعت گذاران در دین.204 محقق برجسته مطالعات ایران باستان آر.سی زنر نیز معتقد است که ایرانیان این آموزه را از یونانیان وام گرفتهاند. او بر این باور است که زرتشتیان اصل معروف راه میانه را از ارسطو فراگرفتهاند و با شور و شوق آن را از آنِ خودشان اعلام کردند (همچنانکه به واقع نظریات ارسطو درباره ماده و صورت، قوه و فعل را نیز پذیرفتند). در ادامه زنر، تمامی اخلاقیات زرتشتی در دورۀ ساسانی مبتنی بر اصل عقیدۀ راه میانه یا اعتدال میداند که هر فضیلتی را میانۀ دو جانب افراط و تفریط و میان دو خصلت وابستۀ متقابل قرار می دهد. او سپس نتیجه میگیرد جوهر و چکیدۀ اخلاق زرتشتی این است که: «نه افراط و نه تفریط. این اساساً یک قانون اخلاقی بزرگمنشانه است، قانون اعتدال و رفتار نیک».205
در نقطه مقابل دوفوشه کور معتقد است که: «رسیدن به نظریه اعتدال ثمرۀ منطقی پرداختن به خرد است. او میگوید: خرد اجباراً مضمون «نگهداری اندازه» را نیز به دنبال دارد. لازم نیست تصور شود که نویسندگان اندرزنامهها، در رسیدن به این مضمون، مدیون ارسطو بودهاند. خرد میانه رو با دانش نهفته در خود اندازه های مورد نیاز خودش را با تجربه شکل میدهد».206
چه این سخن را بپذیریم و یا نظریه تأثیر اندیشه ارسطویی را در این اندرزها قبول داشته باشیم باید گفت که میان فهرست یونانی با فهرست پهلوی چند نقطه تمایز نیز دیده میشود. چون در فهرست ارسطویی یک فضیلت میان دو حد افراط و تفریط قرار گرفته است. مثلاً فضیلت حجب میان دو حد پُررویی و کمرویی واقع گردیده است، در حالیکه در فهرست پهلوی از فضیلت و افراط و تفریط سخن به میان آمده، اما فقط به یک سوی فضیلت اشاره گردیده است. یعنی راستگویی را مقابل دروغگویی، رامش را مقابل اندوه، ویستاخی را در برابر ویستاری نهاده است. تمایز دیگری که فهرست پهلوی نسبت به یونانی دارد آن است که این دو فهرست تقریباً در بسیاری از موارد مشابهت موردی ندارند. به عنوان مثال در فهرست یونانی مدارا در میان دو حد خشم سریع و بیتفاوتی احاطه شده در حالی که در فهرست پهلوی متناظر خشونت، دلیری است.
تفاوتهایی از این دست، ما را به یک نتیجه رهنمون میسازد و آن اینکه صرف نظر از این نقطه نظر که خاستگاه چنین اصلی ایران باشد و میانهروی را یونانیان از ایرانیان گرفته باشند یا ایرانیان از یونانیان؛207 به نظر میرسد با وجود اصلی به نام میانهروی و پرهیز از افراط و تفریط
؛ باید چنین فرض نمود که این عمل وامگیری و ترجمهای مستقیم از ایدۀ یونانی نبوده است بلکه ایرانیان بیشتر وامدار اصول کلی اعتدال ارسطویی هستند208 و ایرانیان از این اصول، مدلی بومی را استخراج نمودهاند که با ثنویت اخلاقی در این دین و دیگر آموزههای آن سازگار باشد. از همینرو ما در میان آثار پهلوی ردپایی از واژه برادرود209 را مشاهده میکنیم که به معنای برادر دروغین است. نحوه درج این برادران دروغین نیز به این صورت است که در کنار هر هنری یک برادر دروغین قرار گرفته است. در برابر رادی(بخشندگی)، پنی (خست) است و در برابر راستی، دروغ و در برابر کوشایی، اشگهانی (تنبلی) قرار دارد.210
4. خرد
ایران زمین


دیدگاهتان را بنویسید