مواظبت تن از بیم ارتکاب گناه و پاییدن آن از رنج بیبر و فنای مال دنیا و فرجام تن مجسم داشتن و از توشۀ آخرت (= فرشکردی) خویش نکاستن و به بد کاری خویش نیفزودن است. خویشکاری گوشسرود خرد پند و روش نیک بشناختن و [برای انجام] آن همت گماشتن [به دیده عبرت] نگریدن به آنچه در گذشته انجام گرفته و آگاه بودن از آنچه که در آینده [انجام خواهد گرفت] است، چیزی که بودن را نشاید گراییدن را [نیز] نشاید (= نباید بدان دل بست) و کاری را که فرجامیدن را نشاید نباید [سر] گرفت ….. 226
همچنین در جای دیگر چنین آمده است:
Ud EN-?z paYdAg kU kIrbag kardaN Ud wINAh pAd?frAh haNgAm Ud zamaN haN w?h dANEd k? pad AsN-xrad Ud goCOsrud-xrad abar NIg?ridaN dANEd.
Ud EN-?z paYdAg kU harw k? pad AsN-xrad abar dANEd NIg?ridaN Eg hAN cIC i az abasTAg Ud zaNd paydAg w?h dANEd Ud harw c? pad goCOsrud-xrad paydAg w?h dANEd.
Ud EN-?z paYdAg kU k? harw 2 xrad dANEd NI?ridaN harw cIC i bud Ud bawEd w?h dANEd.
و این نیز پیدا [است] که کرفه کردن و گناه گاهگاه پادافره [را به دنبال دارد] و آن بهتر که به [یاری] آسنخرد و گوشانسرود خرد بنگرید و بشناسید. و این نیز پیدا [است] که هر کس به کمک آسنخرد بداند و بنگرد، پس آن چیز را از او ستاوزند بهتر پیدا کند، و هرکس به [کمک] گوشانسرود خرد بهتر پیدا کند و بشناسد. این نیز پیداست که کسی که به [کمک] هر دو خرد بشناسد و بنگرد، هر چیز را [که] بود و باشد بهتر داند.227
در اندرزها موارد بسیاری وجود دارد که به بهدینان توصیه شده است تا گوشانسرود خرد را در جهت آسنخرد به کار گیرند. با این حال در نظر حکمای پهلوی، برای آن که آسنخرد بیشتر در درون آدمی نهادینه شود در راستایی شکوفایی هرچه بیشتر آسنخرد، راهکارهایی از سوی بزرگان زرتشتی ارائه گردیده است.
hAd wIsp hUNarAN AsAN-xrad abzAr U-C mAdagwar EN sE haN-juxT ] Ud[ hUNar:
1. Ek bOwaNdag-mENICNih i pAk az aN-EwENG-MENICNih i-C brAdarod, pad ham-jUxTih.
2. Ud Ek TUxCAgih ] i[ pAk az Azwarih i-C brAdarod, hUNsANdih i pAk az ajgahANih i-C brAdarod pad ham-jUxTih.
3. Ud Ek xrad-doCagih pAk az waraNIG xwad-doCadih i-C brAdarod, Ud, abAz-pUrsidAr dANICNih i pak az halag-xwAhih i-C brAdarod pad ham-JUxTih.
Ud kE AsN-xrad pad abAgih i EN sE ham-jUxT ] Ud[ abzAr mad-EsTEd, abardar bUrdAr i AsN-xrad, padIC boxTagTar Ud bUrzINCNigTar aNdar mardOM.
همۀ هنرهای [اخلاقی] ابزار خرد خدادای هستند و به گونهای اساسی، هنرها [ی اخلاقی] و لوازمشان این سهاند:
1. یعنی کامل اندیشی تهی از برادر دروغینش اندیشههای بیاساس است و همبایستۀ آن بیباکی تهی از همزاد دروجیاش، رهبری خشم است. 2. و کوشایی تهی از برادر دروغینش آزمندی است و ملازم آن خرسندی تهی از برادر دروغینش کاهلی است. 3. و یکی خرد دوستی تهی از برادر دروغینش خود دوستی دمدمانه است و ملازمش پی در پی پرسنده و جویندۀ دانش بودن تهی از برادر دروغینش حماقت خواهی است. زمانی که آسن خرد با این سه هنر [اخلاقی] و ملازمان آنها همراه (تجهیز) گردد باربردار (حامل) برترین [میزان از] آسن خرد خواهد بود و با این برتری مردم رستگارتر و برین پایهتر میشوند. 228
احتمالاً سابقۀ خلقت آسنخرد به پیش از برگزیده شدن انسان برای نبرد با اهریمن بر میگردد. در بندهش از خردی همه آگاه نام برده میشود که اورمزد آن را به مردمان عرضه میدارد و اختیار را به مردم میدهد تا آنها را به صورت مادی بیافریند و آنان به وسیله تن با دروج نبرد کنند و سپس آنها را به صورت بیمرگ درآورد یا آدمیان را جاویدان سازد که کاری به اهریمن نداشته باشند؟ مردم به وسیله این خرد همه آگاه، بدیهای اهریمن را که متوجه فروهرهای مردم میگردد مشاهده میکنند و تن پسین جاودانه را میبینند، انوشگی و درستی را نظاره میکنند و برای رفتن به جهان مادی همداستان میگردند.229
از آنجا که خرد، ماهیتی ایزدی دارد؛ ایزدان نیز چشم امیدشان بر انسانهاست؛ مگر آنکه او را خرد نیست. از این رو خرد با اندیشه نیک (ایزد وهومنه) ارتباط تنگاتنگی دارد؛ زیرا وهومنه سرچشمۀ رامش و سرچشمۀ خرد خدادادی (آسنخرد) است. در برابر نیز اکومن خاستگاه شهوتِ افزاینده و بیم است.230 به بهدینان توصیه شده تا به یاری نیروی بهمن در انبازی خرد کوشا باشند.231 در تن انسانی نیز خرد در دل جای دارد و بر سراسر تن حکم میراند:
 ud ōy ī pīr mardōm kāhišn ī ōš ud wīr rāy ān ī pad xrad abāyēd kardan kem wēnēd ud kem dānēd. ud xrad pad fradomīh ō mazg ī angust ī dast ī mardōmān gumēzēd, u+š pas nišēm ud ēstišn ud gāh pad dil, u+š māništ andar hamāg tan ēdōn bawēd čiyōn pāy kālbod andar mōzag.
مرد پیر به سبب کاهش هوش و حافظه آنچه را به خرد باید بکند کمتر میبیند و کمتر میداند و خرد نخست در مغز انگشت دست مردمان آمیخته میشود و بعد نشستگاه و جای و گاهش در دل و سپس جایگاهش در همۀتن است، همچون کالبد پای در کفش.232
اندرزنامهها در موارد بسیاری به بهدینان توصیه کردهاند که با یاری خرد بنگرند و بشناسند.233 انسان خردمند نسبت به آنچه هنوز نیامده غمگین نیست.234 گوهر خرد همچون آتش است، چون هرکجا که باشد از دور دیده شود و انسان را به سوی منزل راهنمایی میکند.235 خردمند کسی است که به گونهای از تن خود مواظبت مینماید که به روانش آسیب نرسد،236 این کار مستلزم شناخت خوب و بد است. پس برای این منظور، باید چند ابزار را بکار بست. یکی از این ابزارها نگاهداری و احترام به نیکان237 و همپرسگی با آنان است.238 در خیم و خرد فرخ مرد، گوینده پس از آنکه اعلام میدارد که به نواحی گوناگون سفر کرده و تجربیات بسیاری را فراهم نموده با بزرگان نشست و برخاست نمود چنین اظهار میدارد:
من انجمن بزرگان را در کلام، اندیشه و ویر و خرد دیدم، من دین- دستوران را پرسیدم که خواسته (ثروت) بهتر است یا خیم و خرد. آنان به اتفاق آموختند و گفتند که نامداری وابسته به نیروی خرد است. چه خواسته (ثروت ) و گنج بی شمار را خیم محافظت
میکند و خرد آن را نگاه میدارد. برای مرد ثروتمندی خرد گرانبهاترین پیشه است چه خواسته، خیم فرو اندیش والاتر است.239
از دیگر ابزارهای خرد میتوان به دوستی با مردم،240 فرزانگی، جوانمردی، امید به فرشکرد،241 بردباری و نهادگی242 اشاره نمود.
در نقطه مقابل خرد اورمزدی که خردی تام است، اهریمن در دُش خردی کامل به سر میبرد. در عرصۀ انسانی، نیز می باید خرد با نیکی قرین گردد؛ زیرا نیکی که خرد با آن نباشد خرد نیست.243 پس بهدینان باید هدف از کار و کوشش خود را رسیدن به خرد بداند. زیرا هر که خرد دارد، هنر نیز دارد و هر که خرد دارد او را خواسته نیز هست؛ چون هر کار نیک را بن به خرد نهاده شود.244 در متون پهلوی واژه کاشتن خرد نامی آشناست.
خرد بهتر از همۀ خواسته هایی است که در جهان است. پس همانند یک کشاورز باید آن را کاشت و آب داد و مواظبت نمود245
پرسید که کشتن خرد چه؟ او گفت که کشتن خرد آموختاری و آب آن نیوشداری و یار آن گزیداری و جای آن بهشت روشن همه آسانی. 246
به خاطر همین اهمیت متون پهلوی چند راه را برای بدست آوردن خرد توصیه نمودهاند. یکی از این
راهها همپرسگی و احترام به دانایان و نیکان است.247 یکی دیگر از راههای بدست آوردن خرد فرهنگ است؛ زیرا از فرهنگ نیک، خرد نیک میزاید و از خرد نیک، خوی نیک.248 تفکر و تأمل نیز از راههای کسب خرد شمرده شده است.249 همچنین شاگردی250 نیز یکی از مواردی است که اندرزهای پهلوی از آن به عنوان راهی برای بدست آوردن خرد یاد نموده اند. که نمونههای بارز آن را میتوان در «خویشکاری ریدگان» و «اندرز کنم شما کودکان » مشاهده نمود.
5. خیم
خیم xEmنیز یکی دیگر از واژههای پُر بسامد در متون اندرزی است. خیم و خرد در اندیشه مزدیسنان دو صفت ویژه اورمزدند که او با آنها جهان را آفریده و نگاه میدارد.251 خیم ابزاری برای نجات روان است252 و چون نجات روان پر اهمیتترین دغدغه یک زرتشتی است، اورمزد در بدو خلقت خیم و دین را با یکدیگر میآفریند تا نشان دهد او را که خیم نیست دین نیست.253 خیم اعتبار خود را از مینو میگیرد و هر آنچه انسان انجام میدهد، باید نشانی از مینو داشته باشد. زیرا زندگی روان از خیم است.254 مینویی بودن و مینوی شدن باعث میزبانی انسان است، در نتیجه در اینجاست که چون انسانی دارای خیم ایزدی شد، به هر آفریدۀ اورمزد که نظر اندازد، هیچ نقصی را در آن مشاهده نخواهد کرد، زیرا خیم نیک وهومن داری است.255 پس بهترین کار آن است که با خیم یزدان به جهان نظر اندازد.256
خیم در رزمگاه انسانی، وظیفه بیرون راندن دروج را برعهده دارد پس کسی که خیم خود را ویراسته نسازد، ایزدان کمتر در او میهمان شوند در نقطه مقابل نیز چنانچه کسی خیم خود را ویراسته سازد، خود را به ایزدان سپرده و ایزدان نیز او را به پرهیز وا میدارند.257 در متنی اندرزی چنین گفته شده است:
gowENd kU ATURBAd i mahraspaNdAN gUfT kU mardomAN xEM i wad b? CNAsICN Ud dur az-?C pahrEzICN c? ka xEm i wad CNAxT Ud az-EC pahrExT drUz CkasT Ud mard bUxT.
گویند که آذرباد مهراسپندان گفت که مردمان خیم بد را بشناسند و از آن پرهیز کنند چه زمانی که خیم بد شناخته شود و از آن پرهیز گردد دروج شکسته شود و مرد نجات یابد.258
برخی مفاهیم عملی در اندرزنامهها برای تعریفشان به صورت زائد الوصفی با مفاهیم دیگر گره خوردهاند. خیم یکی از همین واژههاست که بیش از آن که در اندرزنامهها تعریفی دقیق از آن صورت پذیرفته باشد، در این متون بیشتر به رابطۀ آن با دیگر مفاهیم پرداخته شده است. یکی از این مفاهیم دین است که پیرامون آن مختصری خواهد آمد. خرد نیز یکی از همین مفاهیم است. زیرا از یک سو خرد، خیم را پربارتر میکند و از سوی دیگر خیم، خرد را برای درک معارف جدید مهیا میسازد که در نهایت به وسیله آن دروج از جهان بیرون رانده خواهد شد.
EN-?z EdoN ku az farhaNg i NEwag xrad i NEwag bawEd, Ud az xrad i NEwag hig i NEwag bawEd, Ud az hog i NEwag xEm i NEwag ]bawEd[, Ud az xEM i NEwag kUNICN i frAroN bawEd, Ud pad kUNICN i frAroN drUz az gEhAN b? kard bawEd.
EN-?z EdoN ku az farhaNg i wad xrad i wad Ud az xrad i wad hog i wad Ud az hog i wad xEM i wad Ud az xEm i wad kUNICn i abAroN bawEd Ud kUNICN i abAroN rAy drUz aNdar gEhAN wEC.
این نیز چنین [است] که از فرهنگ نیک، خرد نیک باشد و از خرد نیک خوی نیک باشد و از خوی نیک خیم نیک و کنش نیک باشد و با کنش نیک دروج از جهان بیرون رانده میشود. این نیز چنین [است] که از فرهنگ بد خرد بد، و از خرد بد، خوی بد و از خیم بد و از خیم بد کنش بد باشد و به [دلیل] کنش بد دروج اندر جهان بیشتر [شود.]259
بنابر دینکرد ششم، خیم به تنهایی نمیتواند منجر به خرد گردد اما منتجِّه خرد حتماً خیم نیک خواهد بود.260
U-CAN EN-?z a’oN dACT kU ] hAN[ xEm k? xrad aNdar NEsT EdoN mANAg c?’oN xANig-E roCN Ud aN-Ahog k? basT EsTEd Ud o kAr N? hAmE CawEd. Ud hAN xEm k? xrad abAg a’oN mANAg c?’oN xANIg-E roCN Ud aN-Ahog k? TUxCag mard abar EsTEd Ud aNdar o kAr kUNEd Ud bE o warz baNded Ud bar o gEhAN dahEd.
ایشان نیز اینگونه گفتند که خیم که اندر خرد نیست، به خانهای روشن و بیعیب شبیه است که [درش] بسته است و به کاری نیاید. خیم که خرد [را] به همراهی دارد به خانهای روشن و بیعیب ماند که مرد کوشایی در آن باشد و در آن کار کند و به کار بندد و بَر به جهان دهد.261
هرچند که دانش زره خیم است262 و وجود دانش برای خیم لازم است؛ اما این شرط، به تنهایی برای سعادت کافی نیست. بلکه در سنت زرتشتی باید دانش اندوخت و کرفه کرد. از همین جاست که مفهوم کرفه نقشی اساسی را در روشن ساختن برخی از جوانب خیم نشان خواهد داد. پس با این نگاه، علم زمانی اثر خواهد داشت که بدان عمل گردد، نه آن که پرداختن به آن چون طبلی به زیر

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید