دانلود پایان نامه

حاکمیت شرکتی در سطح بین المللی مطرح می شود ،و حتی ترجمه این کلمه به فارسی به صورت حاکمیت شرکتی یا راهبری شرکتی یا تولید سازمانی یا حاکمیت سهامی از مجموع برداشت تحت الفظی از واژه انگلیسی Corporate Governance استخراج شده است .
از نظر سازمان بین المللی همکاری اقتصادی IOEC :حاکمیت شرکتی چنین تعریف می شود ((مجموعه روابط میان مدیریت حاکم (اجرائی) ،هیئت مدیره ،سهامداران ،مالکان و سایر ذینفعان یا طرفهای ذیربط در یک شرکت است.))
به نظر می رسد این تعریف جامع ترین تعریف این واژه است زیرا حاکمیت شرکتی ساختاری راتعریف می نماید که از طریق آن ،اهداف شرکت تبیین شده وراه های نیل به آن ها تعیین می شود و در نهایت مکانیزم و معیار نظارت بر عملکرد شرکت در آینده براین اساس طرح ریزی می شود .
اصولا تعاریف حاکمیت شرکتی متمرکز بر قابلیت سیستم قانونی یک کشور برای حفظ حقوق سهامداران اقلیت است و این تعاریف اساسا برای مقایسه بین کشورها مناسب است .قوانین هر کشور نقش تعیین کننده ای در سیستم حاکمیت شرکتی آن کشور دارد و به این دلیل است که حاکمیت شرکتی در حالت بالقوه بسیاری از پدیده های اقتصادی را در بر میگیرد ،اصول مربوط به آن هنوز به شکل منسجم و کارا تدوین نشده است ،در نتیجه افراد مختلف تعاریف متفاوتی از حاکمیت شرکتی بیان کرده اند . برخی تعاریف حاکمیت شرکتی در زیر ارائه شده است :
حاکمیت شرکتی (حاکمیت واحد تجا ری) تعدادی مسئولیتها و شیوه های اعمال شده توسط هیئت مدیره و مدیران موظف (مدیران دارای مسئولیت اجرایی) با هدف مشخص کردن مسیر راهبردی است که تضمین کننده دستیابی به اهداف و کنترل ریسکها به طور مناسب و مصرف منابع به طور مسئولانه می باشد . (فدراسیون بین المللی حسابداری24IFAC 2004 )
حاکمیت شرکتی مجموعه ای از روابط بین مدیریت ،هیت مدیره ،سهامداران و سایر ذینفعان است (سازمان همکاری و توسعه اقتصادی25OECD)
حاکمیت شرکتی را در معنای محدود آن میتوان ارتباط شرکت با سهامدارانش و در معنای گسترده تر رابطه با جامعه دانست (هفته نامه اقتصادی فینشنال تایمز 1999)
حاکمیت شرکتی مربوط به اداره عملیات شرکت نیست بلکه مربوط به هدایت ،نظارت و کنترل اعمال مدیران اجرایی و پاسخگویی آن ها به تمام ذینفعان حتی در سراسر جامعه است(مشایخی٬ ١٣٨۵،ص١٢-١٠)
حاکمیت شرکتی در مورد راه هایی است که به تامین کنندگان منابع مالی شرکت اطمینان میدهد بازه سرمایه گذاری خود را حفظ خواهند کرد ( ویشنی و شلیفر 1998)
حاکمیت شرکتی سیستمی است که شرکت ها با آن هدایت و کنترل میشوند (کمیته انگلیسی Cadbury 1996)
حاکمیت شرکتی یعنی ساختارها فرایندها فرهنگها وسیستم هایی که باعث عملکرد مناسب شرکت ها خواهد شد (کیسی ،1997)
(پارکینسون ،1994)راهبری شرکت را فرایند نظارت و کنترل برای تضمین عملکرد مدیر شرکت در مطابقت با منابع سهامداران وی داند که این جزو تعاریف محدود حاکمیت شرکتی تلقی می شود ،در حالی که در تعاریف گسترده تر (تری گو و مگینسون، 1984) حاکمیت شرکتی پاسخگویی به سطح وسیع تری نسبت به سهامداران ،به دیگر ذینفعان در نظر گرفته می شود که از مقبولیت بیشتری برخوردار است، آن ها معتقدند حاکمیت شرکتی تنها مربوط به اداره عملیات شرکت نیست بلکه مربوط به هدایت،نظارت و کنترل اعمال‌ مدیران اجرایی و پاسخگویی آن ها به تمام ذی‌نفعان شرکت(اجتماع)می باشد.
تعاریف گسترده تر نشان می دهد که شرکت ها در برابر کل جامعه ،نسلهای آینده و منابع طبیعی (محیط زیست)مسئولیت دارند ،در این دیدگاه سیستم حاکمیت شرکتی منابع و اهرم های تعادل درون سازمانی و برون سازمانی برای شرکت ها است که تضمین می کند آن ها مسئولیت خود را نسبت به تمام زمینه های فعالیت تجاری به صورت مسئولانه انجام داده اند . همچنین استدلال منطقی در این دیدگاه آنست که منافع سهامداران را فقط می توان با در نظر گرفتن منافع ذینفعان براورده کرد.شرکت ها می توانند ارزش آفرینی خود را در بلند مدت افزایش دهند و این کار را با انجام مسئولیت خود در برابر تمام ذینفعان و با بهینه سازی سیستم حاکمیت خود می کنند (حساسیگانه،١٣٨۵،ص٣٣-٣٢)
شاید تعاریف مختلفی از حاکمیت شرکتی ارائه شده باشد ولی همه آن ها دارای ویژگیهای مشترکی هستند که به صورت چهار هدف میتوان طبقه بندی کرد:
پاسخگویی
شفافیت
عدالت
رعایت حقوق کلیه گروه های ذینفع(همان منبع)
پس حاکمیت شرکتی مجموعه ای از مقررات و عواملی است که به کنترل عملیات شرکت می پردازد به عبارت دیگر حاکمیت شرکتی محدود عملیات شرکت را تعریف می کند ،در چنین ساختاری مشارکت کنندگان در فعالیت های شرکت همچون مدیران ،کارگران و عرضه کنندگان سرمایه که بازده مشارکت خود در شرکت را دارند موضوع اصلی بحث را تشکیل می دهند در حالی که در حاکمیت شرکتی گسترده تاثیر فعالیت شرکت بر زندگی نسلهای آینده مورد توجه بیشتری قرار دارد.
در نهایت تعریف بانک جهانی (ابراهیم 2004) حاکمیت شرکتی به حفظ تعادل میان اهداف اجتماعی و اقتصادی و اهداف فردی و جمعی مربوط می شود . چهارچوب حاکمیت شرکتی برای تقویت استفاده موثر از منابع و نیز برای پاسخگویی لازم به منظور نظارت بر آن منابع و هدف ،همراستا نمودن هر چه بیشتر منافع افراد ،شرکت ها و جامعه می باشد . جدایی مالکان و مدیران یک ارتباط نمایندگی را ایجاد می کند ،ارتباط نمایندگی زمانی بوجود می آید که یک شخص یا اشخاص ،فرد یا افراد دیگری را به عنوان متخصصین تصمیم گیری برای انجام خدمتی به کار میگیرند.
< br />دلایل اهمیت ایجاد حاکمیت شرکتی جهت کنترل شرکت ها :
در ابتدا میتوان گفت که فرایند خصوصی سازی و سرمایه گذاری مبتنی بر بازار یکی از مهم ترین مباحث اقتصادی روز است خصوصی سازی میزان حاکمیت شرکتی را در بخشهایی که قبلا در اختیار دولت بوده است افزایش داده و شرکت ها ناچارند که برای تامین سرمایه به بازار متوسل شوند ،بنابر این تلاش نمودند تا در بورس پذیرفته شوند .(نبوی چاشمی 1389،ص40)
به دلیل پیشرفت های تکنولوژی ، آزاد سازی بازار های مالی ، آزاد سازی معاملات و سایر اصلاحات ساختاری به ویژه در زمینه مقررات زدایی بخش قیمت گذاری ، حذف محدودیت های مربوط به مالکیت و نحوه تخصیص سرمایه ،در میان شرکت های ملی و فرا ملی از پیچیدگی های خاص خود برخوردار است .(همان منبع)
حرکت سرمایه از مالکیت شخصی به سمت مالکیت شرکتی افزایش یافته و نقش واسطه حذف شده است ، به عبارت دیگر نقش سرمایه گذاران نهادی در بسیاری از کشور ها پر رنگتر شده است . .(همان منبع)
برنامه های اصلاحی در زمینه مسائل مالی باعث شکلگیری مجدد این بخش از اقتصاد کشور ها شده است . گرچه قوانین فعلی حاکمیت شرکتی جایگزین قوانین پیشین بوده و از راهکارهای لازم برخوردار نبوده و تعارضاتی را ایجاد نموده است . .(همان منبع)
افزایش انسجام مالی در سطح بین المللی و گردش سرمایه و معاملات ،موضوعاتی در زمینه مسائل بین المللی شده است . .(همان منبع) با توجه به این موارد ، مسیر هایی که حاکمیت شرکتی می تواند از طریق آن بر رشد و توسعه اقتصادی اثر گذار باشند عبارتند از :
الف) میزان دسترسی شرکت ها به تامین مالی از طریق خارج از شرکت افزایش یافته است .
ب) حاکمیت شرکتی باعث کاهش هزینه های سرمایه ای شده است و در نتیجه ارزش شرکت را افزایش می دهد این موضوع ،منجر به جذب سرمایه گذاری شده و اشتقال بیشتری را به همراه دارد .
ج) حاکمیت شرکتی ،عملکرد عملیاتی شرکت را بهبود بخشیده و علاوه بر مدیریت مناسب باعث تخصیص مناسب منابع نیز می شود ،که در نهایت به افزایش ثروت می انجامد .
د) وجود حاکمیت شرکتی با کاهش ریسک ناشی از بحران مالی همراه است ،که چنین ریسکی میتوانست هزینه های بالایی را ایجاد کند .
هدف حاکمیت شرکتی نه تنها حاکمیت از منافع سهامدار است بلکه در ارتقا مدیریت موثر هم نقش دارد .برای ارتقا مدیریت موثر رهبران یک شرکت ،بایستی اطلاعات و هوش لازم برای تصمیمگیری راجبه تقاضای سهامداران و دیگر نهادها را داشته باشند (روشه 2005)
اصول OECD اهدافی را برای چارچوب حاکمیت شرکتی بیان کرده است از جمله :
محافظت از حقوق سهامدار
اطمینان از رفتار عادلانه برای همه سهامداران
شناسایی حقوق ذینفعان و ارتقائ مفهوم تابعیت خوب شرکت
اطمینان از افشائ به موقع و صحیح اطلاعات شرکت از جمله موقعیت مالی ،عملکر ،مالکیت .
راهنمایی استراتژیک شرکت ،نظارت موثر مدیریت بوسیله هیات مدیره ،پاسخگویی هیات مدیره در مقابل شرکت و سهامداران .
مرکز موسسات خصوصی بین المللی بعضی از اهداف اصلی حاکمیت مناسب را به صورت زیر فهرست کرده است (مگی 2009) :
کاهش ریسک
برانگیختن عملکرد
بهبود دسترسی به بازار های سرمایه
ارتقا قابلیت عرضه کالاها و خدمات
افشا و پاسخگویی اجتماعی
حاکمیت شرکتی برای ذینفعان ، سرمایه گذاران ، اعتبار دهندگان ،هیت مدیره ،مدیریت و کارکنان و همچنین صنایع و بخشهای اقتصادی می تواند مفید باشد .حاکمیت شرکتی مناسب با حل تضاد منافع ، به ذینفعان کمک می کند ،عملکرد شرکت را بهبود می بخشد و بازده مناسبی از سرمایه گذاری را برای سهامداران ایجاد می کند .مزایای بدست آمده از حاکمیت شرکتی به صورت مستقیم (گردش بهتر سرمایه و دستیابی به هزینه پایین تر سرمایه) و غیر مستقیم (اعتبار و فرصت های سرمایه گذاری بیشتر ) می باشد .
شرکت های دارای حاکمیت مناسب از سیستم های قانونی قوی ،تخصیص منابع کارا ، ثبات مالی و اقتصادی و نرخ رشد ملی و جهانی برخوردارند ،حاکمیت شرکتی یک عنصر اساسی در افزایش اعتماد سرمایه گذار ،ارتقا حس رقابتی و در نهایت بهبود رشد اقتصادی است.البته این فرایند ساده ای نیست .مزایای حاکمیت شرکتی در بلند مدت ظاهر می شود و هزینه کوتاه مدت بر شرکت تحمیل می کند .مدیران اجرایی که بر نتایج کوتاه مدت تمرکز می کنند تنها این هزینه ها را می بینند نه مزایای آن را ، بنابراین باید انگیزه ای در مدیریت برای اجرای اهداف حاکمیت شرکتی ایجاد شود این اهداف شامل ایجاد فرهنگ اخلاقی و مطیع قانون بودن شرکت ،تشکیل حسابرسی داخلی موثر که بر مدیریت بر امور مالی و عملیاتی نظارت کند .(نبوی1389 –ص23)
چارچوب حاکمیت شرکتی باید با کنترل و بررسی عملکرد شرکت ها به توسعه بازارهای شفاف و کارا کمک کند. با حاکمیت قانون سازگار باشد و تقسیم بندی مسئولیت ها را بین سازمان های مختلف مسئول سرپرستی نظارت و اجرا 26 به روشنی شرح دهد.
الف- درتدوین چارچوب حاکمیت شرکتی باید به تأثیر کلی این چارچوب بر عملکرد اقتصادی، انسجام بازار، انگیزه هایی که برای فعالان بازار ایجاد می کند و پیشبرد بازارهای شفاف و کارا توجه شود.
ب- الزامات قانونی و نظارتی مؤثر بر رویه های حاکمیت شرکتی درهر کشور باید سازگار با حاکمیت قانون، شفاف و قابل اجرا باشد.
ت- تقسیم مسئولیت ها بین سازمآن های مختلف مسئول در هر کشور باید به روشنی شرح و بسط داده شود و متضمن خدمت به منافع عمومی باشد.
ث- سازمان های مسئول سرپرستی، نظارت و اجرا باید از اختیارات، انسجام
و منابع لازم جهت ایفای وظایف خود به صورت حرفه ای و بی طرفانه برخوردار باشند. در ضمن احکام آن ها باید به هنگام وشفاف بوده و به تفضیل بیان شود.

نقشهیاتمدیرهدرکنترل شرکت ها
به زبان ساده، هیات مدیره به گروهی از افراد که قانونی در حاکمیت سازمان مسئول هستند، گفته می شود. هیات مدیره به عنوان جزء اصلی راهبری شرکتی در کنار سهامداران و مدیریت عامل نقش عمده‌ای را در برابر ذی‌نفعان بر عهده دارد. هیات مدیره با استفاده از قدرت قانون از طریق استخدام، اخراج و جبران گروه‌های مدیریت سازمان مقدمات کنترل مدیریت را فراهم می‌سازد. ترکیب هیات مدیره به عنوان ابزاری کنترلی در شرکت تعیین کننده قدرت هیات مدیره است لذا ترکیب هیات مدیره عامل مهمی در تبیین توانایی اعضا برای انجام وظایف و کمک به عملکرد شرکت می باشد (زهرا ، 1379، 334-291).
حقایق حاکی از آن است که در شرکت‌ها، مدیران بیشتر دنبال منافع خود بوده‌اند تا منافع ذی‌نفعان. برای حل این مشکل، دو راه حل وجود دارد: اول آنکه جهت تشویق مدیران به انجام رفتار مورد


پاسخی بگذارید