دانلود پایان نامه

و کودک خردسال جز دو حالت نسبی خوشی و آشفتگی که با احتیاجات طبیعی جسم او ارتباط دارد، چیزی احساس نمی کند. لذا عاطفه در همان آغاز، حالت بالفعل ندارد و به صورت یک صفت در وجود طفل فعال نیست بلکه باید همراه با سایر ابعاد فطرت، کم‏کم و با فراهم آمدن شرایط مساعد، از قوه به فعل در آید و شکوفا شود. لذا اگر شرایط لازم برای شکوفایی این بعد از فطرت طفل وجود نداشته باشد، یعنی محیط از نظر عاطفی ضعیف باشد، پرورش اخلاقی طفل با مشکل روبرو می‏شود. کودکان در محیط های به هم ریخته که از جهت عاطفی وضعیتی مطلوب ندارند و به اندازه‏ی کافی به کودکان توجه نمی شود یا تربیت کودک را به شبانه روزی‏ها می‏سپارند. همچنین کودکانی که در پرورشگاه ها بزرگ می‏شوند، چون از تربیت عاطفی مناسبی برخوردار نمی‏شوند با مشکلات زیادی روبرو می‏شوند و رشد روانی و اخلاق آنها به صورت مطلوب انجام نمی‏گیرد(بهشتی،1377،ص 119-118 ).

برخی از مردم به خصوص خانواده های متجدد، تصور می کنند که تنها باید درراه پرورش قوای فکری کودکان خودکوشش کنند و با فرستادن آنها به کودکستانهای شبانه روزی آنها را مثل ماشین ها و مغزهای الکترونیکی، منظم و آداب دان بار آورند وآنها را با یک یا دو زبان بیگانه آشنا سازند تا آنها با هوش تر از کودکان همسن و سال خود گردند اما بدون تردید لبخند ها و محبت های مصنوعی متصدیان کودکستان، نمی تواند عواطف آنها را سیراب کنند. همانطور که ارسطو نیز معتقداست محبت مانند یک مثقال عسل است که بیش یکی دو ظرف آب را نمی تواند شیرین کند در غیر این صورت اثر خود را از دست می دهد، محبت یک یا دو انسان، می تواند کودکان یک خانواده را سیراب سازد ولی به حال یک کودکستان مفید نیست و به همین دلیل هم با نظر تربیتی استاد خود افلاطون، مبنی بر اینکه همه اطفال، باید در یک جا و دور از والدین زندگی کنند، مخالفت می نمود (بهشتی،1377 ،ص133-132 ).
روان شناسان اعتراف دارند که عواطف در وجود انسان، مقامی والا دارند. همچنین پیشوایان عالیقدر مذهبی به عواطف توجهی سرشار داشته و عظمت مقام آن را در وجود انسان ستوده اند، چنانکه امام علی (ع) که بهتر از هر روان شناس دیگری از روان بشر آگاهی داشته است می فرماید : «این دلها نیز همانند بدنها گاهی خسته و ملول می شوند بنابراین آنها را با لطیفه های حکمت آمیز خشنود کنید و خستگی و ملال آنها برطرف سازید» (نهج البلاغه، شرح و ترجمه فیض الاسلام ، ح 89 ، ص1127). بنابراین عدم توجه به عواطف باعث بد خلقی و ایجاد رفتارهای نامناسب مانند احساس خستگی، عصبانیت، اعتراض و گریه میگردد و برعکس توجه به عواطف، خوش خلقی، احساس نشاط و گرایش به رفتارهای پسندیده را به دنبال دارد. ارتباط عاطفی موجب می شود که افراد با هم صمیمی باشند، به هم اعتماد کنند و آنان را پناهگاه خویش در بحران های زندگی بدانند. خداوند در قرآن کریم، خطاب به پیامبرش می فرماید: « فَبِمَا رَحْمَهٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ (آل عمران:159). به خاطر رحمت خدا بود که تو با آنان ارتباط صمیمی و مهرآمیزی پیدا کردی، اگر یک فرد خشن و گستاخ بودی، هیچکس دور تو جمع نمی شد.
پرورش صحیح عواطف مردم، یکی از بزرگترین فصول تربیتهای مذهبی است صدها آیه و حدیث درباره خلقیات پسندیده و ناپسند در اسلام آمده است. اعمال عاطفه و محبت افراد نسبت به یکدیگر از مسایلی است که مورد توجه پیشوایان عالیقدر اسلام بوده و به مردم اکیدا توصیه نموده اند. امام صادق(ع) می فرماید: مسلمین موظفند در راه پیوستگی و کمک نسبت به نیازمندان کوشا و جدی باشند، از عواطف اخلاقی و کمکهای مالی مضایقه نکنند. نیز درباره تمام طبقات مردم لازم است جهات عاطفی و اخلاقی را مراعات کنند (کافی ج 2،ص175) و امام صادق (ع) می فرماید: به یکدیگر متصل شوید و پیوند محبت را محکم کنید، درباره هم نیکی نمایید و نسبت به هم مهربان و عطوف باشید (فلسفی، 1362، ج2 ، ص152-151).
لذا در آدمی علاوه بر عقل سرمایه مهم دیگری وجود دارد به نام عواطف و احساسات. لازم است عواطف نیز مانند عقل با مراقبت و پرورش صحیح احیا شود. عقل در تامین سعادت، هادی و راهنمای بشر است، ولی قدرت محرک آدمی عواطف و احساسات است. عقل در زندگی مانند عدل دراجتماع ضروری و لازم است. ولی عامل پیوستگی اجتماع و موجد مهر و محبت، عواطف و احساسات است (فلسفی،1379، ج 1، ص209 -196).
بنابراین می توان گفت اخلاقیات به عواطف جهت می دهند و ارضاء عواطف باعث باز شدن راه به سوی اخلاقیات است. غذای عواطف، اخلاق و فضیلت است. انسان همواره در جستجوی محبوبی است که به او روح و هیجان ببخشد و مایه نشاطش شود و آن عواطف و احساسات است. بشر به همان نسبتی که در راه درک حقایق علمی و احیای سرمایه های عقلی خود کوشش می کند و هر روز پیشرفت تازه ای نصبیش می گردد، لازم است در تزکیه و تطهیر نفس خویش بکوشد، انسانیت خود را زنده کند و احساسات پاک خود را به وسیله سجایای اخلاقی ارضا نماید. اجتماعی که در او علم و دانش باشد، ولی فضیلت و اخلاق نباشد غیر قابل تحمل است. قسمت مهم سعادت و خوشبختی هر اجتماعی مرهون فضایل اخلاقی است، چنانکه یک قسمت مهم بدبختی ها و تیره روزی های اجتماع، در اثر انحطاط اخلاقی و صفات ناپسندیده است. علی (ع) می فرمود: « رب عزیز اذله خلقه و ذلیل اعزه خلقه» (سفینه البحار، ص411). چه بسیار عزیزانی که در اثر خلق بد، گرفتار ذلت و پستی شدند و چه بسیار مردم خواری که در اثر ملکات پسندیده به اوج عزّت رسیدند. امام صادق (ع) می فرمود: «حسن الخلق یزید فی الرزق» (همان). حسن خلق باعث افزایش روزی آدمی است و امام علی (ع) می فرمود: « فی سعه الاخلاق کنوز الارزاق». در گشاده رویی و فضایل اخلاق، خزاین نعمت و گنج های روزی نهفته است و امام علی (ع) می فرمود: «حسن الخلق خیر رفیق». بهترین همنشین انسان فضایل اخلاقی و صفات پسندیده خود اوست. یکی از سرمایه های بزرگ پیامبران الهی که از عوامل مهم نفوذ و تأثیر در افکار جامعه بوده ملکات پاک و سجایای اخلاقی است. «ان الله خص الانبیاء علیهم السلام بمکارم الاخلاق». از خصایصی که خداوند به تمام رهبران آسمانی عنایت فرموده، صفات پسندیده و کرامت اخلاقی است، از آن جهت است که پیامبر اکرم (ص) فرموده اند: «بعثت لاتمم مکارم الاخلاق». قیام من در جامعه بشر به منظور تتمیم و تکمیل سجایای اخلاقی بشر است.
پرورش صحیح عقل و عاطفه که پایه اساسی سعادت انسان است باید از بچگی شروع شود. دوران کودکی بهترین اوقات فرا گرفتن راه صحیح زندگی است. قدرت تقلید و اقتباس و حسّ قبول کودک خیلی شدید است. همانطور که سلامت جسم کودک مورد توجه است، سلامت عواطف و روحیات او نیز باید مورد کمال توجه باشد. راستگویی، نظافت، ادب، وظیفه شناسی، مهربانی ، خیرخواهی، حس مسؤولیت و ده ها صفات پسندیده دیگر را باید در ایام کودکی به طفل آموخت و بچه را با همان سجایا پرورش داد. کسانی که در کودکی با روش صحیح تربیت نشده اند، تغییر خلق و خوی بد آنها در بزرگی بسیار مشکل است. (فلسفی ، 1379، ج1، ص 216 -209).
کارل میگوید « برای یک فرد بالغ مشکل است که تمام آثار تربیت غلط روانی و اخلاقی و فکری خود را بزداید، و انگهی عادات ناپسند کاملاً ریشه کن نمی شود. فقط کسانی که از کودکی به اطاعت از قوانین زندگی عادت کرده اند می توانند مشی کاملاً صحیح در پیش گیرند. این وظیفه پدر و مادر است و مخصوصاً باید آن را در سال های اول عمر کودک ایفا کنند» (همان ، ص 118).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

امام علی(ع) به فرزندش امام حسن فرمود: «و انما قلب الحدث کالارض الخالیه. ما القی فیها من شی ء قبلته فبادرتک بالادب قبل ان یقسو قلبک و یشتغل لبک». قلب بچه نورس مانند زمین خالی از بذر و گیاه است. هر بذری که در آن افشانده شود به خوبی می پذیرد و در خود می پرورد. فرزند عزیز، از دوران کودکی تو استفاده نمودم و خیلی زود در پرورش تو قیام کردم، پیش از آنکه دل تربیت پذیرت سخت شود و مطالب گوناگونی عقلت را اشغال نماید (نهج البلاغه ، شرح و ترجمه فیض الاسلام ، نامه 31، ص912).
صفحه دل کودک پاک و بی آلایش است و هیچ خاطره خوب و بدی در آن نیست بچه در کودکی در موقعی که هنوز مسائل علمی و استدلالی را درک نمی کند، مطالب و مسائل عاطفی را می فهمد. خشونت و تندی، ملایمت و نرمی، نوازش و مهربانی، احترام یا بی اعتنایی و امثال اینها همه در کودک موثر است و نتایج مطلوب و نامطلوب آنها را درک می کند. پی ریزی خلقیات پسندیده یا ناپسند مربوط به همین دوره است (فلسفی،1379،ص218-217).
3-1-3-1- عاطفه
منظور از عاطفه در اینجا، استعداد و گرایش فطری و درونی است که پشتوانه‏ی «دیگر خواهی» در انسان است. بر اساس این استعداد فطری، انسان قادر است گرایشی درونی بر اساس مهر و محبت نسبت به همنوع خود پیدا کند و از این راه، با او پیوند قلبی و الفت بیابد. استعداد عاطفی در انسان سبب رشد بسیاری از کمالات در او می‏شود، مانند محبت و دوستی، فداکاری، گذشت، بخشش، همیاری و همکاری، دلسوزی و به طور کلی مقدم داشتن دیگران بر خود. بی‏وفایی، فراموشکاری، قدرنشناسی، احترام به هنگام نیاز و بی‏اعتنایی در هنگام بی‏نیازی، خشونت و بیرحمی، تنها به فکر خود بودن و از دیگران بی‏خبر ماندن، و … همه نقایص روحی و اخلاقی مهمی هستند که ریشه در فقر عاطفی دارند. عواطف و احساسات یکی از مهمترین فطریات آدمی است که بذر اصلی آن در سرشت تمام مردم بطور طبیعی قرار گرفته است(فلسفی، 1362، ج2 ،ص137).
همه روان شناسان معتقدند که کودکان به موازات نیازهای زیستی و فیزیولوژیکی به ویژه در سنین نخستین، نیازمند ارتباطات عاطفی و پذیرش از جانب دیگران هستند که برآورده کردن این نیازها، موجب بسترسازی آرامش و تعادل روانی و دستیابی به برخی از بالندگی های روانی است. آرامش روانی، امنیت خاطر، اعتماد به نفس، اعتماد به والدین، الگوگیری در مهرورزی به دیگران و پیشگیری از انحرافات، نمونه ای از این امتیازات است. به اعتقاد برخی از روان شناسان، مهرورزی به کودکان، نه تنها موجب تندرستی بلکه بهترین پل ارتباطی برای تربیت کودکان در زمینه های گوناگون اعم از تربیت اخلاقی، دینی، عاطفی، آموزشی و… است (بهشتی، 1377، ص143).

البته اصولا عقل و علم و هر آنچه از آن سر چشمه می گیرد، سرد و خشک است و عواطف است که زندگی را گرم و دلپذیر می سازد و انسان را به تلاش و کوشش وا می دارد. پرورش صحیح احساسات و عواطف در تامین سعادت انسان به اندازه پرورش عقل ضروری و لازم است. اشتباه انسان امروز این است که تمام نیرو های خود را متوجه تحقیقات علمی و شناختن اسرار نهان طبیعت نموده و سجایای اخلاقی و صفات انسانی را که یکی از ارکان اساسی سعادت است عملاً بدست فراموشی سپرده است واحساسات مردم اغلب در راه اعمال ضد اخلاقی صرف می شود. لذا برنامه زندگی انسان باید مطابق سرشت آدمی و ساختمان فطری او باشد در فطرت بشر دو نیروی مهم عقل و عواطف وجود دارد که باید همراه هم تحت مراقبت و پرورش صحیح قرار گیرند و به موازات یکدیگرپیشروی کنند(فلسفی، 1362، ج2 ، ص150).
پیشرفت و تکامل عقل و علم مدیون عواطف است و در کارهای علمی نیز عاطفه، نقش مهمی برعهده دارد و بدون دخالت عواطف، افراد نمی توانند در کار خود زیاد پیشرفت کنند. این عواطف است که منشا تکامل علمی، صنعتی، اقتصادی ، اجتماعی و اخلاقی ما است. همین عاطفه است که رهبران بزرگ آسمانی رابرای نجات بشر به فداکاری واداشته است. البته عواطف انسان از همان کودکی، در ارتباط با خود شکل می گیرد که تحت عنوان حب ذات از آن نام برده شده است.
3-1-3-2- حب ذات
یکی ازسرمایه های فطری و ذخایر طبیعی بشر که در باطن هر انسانی قرار دارد و می تواند پایه اساسی و تکیه گاه ثابت تربیت قرار گیرد، غریزه تفوّق خواهی و عشق به کمال و یا حب ذات است . حب ذات به معنای دوست داشتن خود است که از طریق دوست داشته شدن کودک در او تحقق می یابد. یکی از طرق ارضاء غریزه حب ذات، تکریم کودکان و توجه به شخصیت آنهاست.کودکی که نیاز حب ذاتش در خانواده ارضاء گردد، می توان در آینده از او توقع اخلاق پسندیده و رفتار عادلانه داشت در غیر این صورت در خود احساس حقارت و پستی می کند، موجب روحی شکست خورده و روانی افسرده می گردد و چنین کودکی در معرض انحرافهای گوناگون اخلاقی قرار می گیرد و در زندگی با خطراتی مواجه می گردد. احترام به شخصیت کودک، نه تنها در محیط خانواده از ارکان اساسی تربیت کودک است بلکه این سجیه انسانی از پایه های مهم زندگی اجتماعی و از وظایف دینی و علمی همه مردم است(فلسفی، 1362، ج2 ، ص68-67).
نکته مهم این است که ارضای صحیح غریزه تفوّق خواهی و وصول به کمال حقیقی تنها در محیط آزاد و شرایط مساعد امکان دارد و بدون آن، نیل به تعالی و تکامل واقعی میسر نیست. حضرت مجتبی(ع) روزی فرزندان خود و فرزندان برادر خود را دعوت کرده و به آنان فرمود: همه شما کودکان اجتماع امروز هستید و امید می رود که بزرگان اجتماع فردا باشید. دانش بیاموزید و در کسب علم کوشش کنید. ایشان از سرمایه فطری حبّ ذات و ترقی خواهی آنان استفاده نموده است (همان). در سرشت انسان حب ذات نهفته است و نمی شود آن را نادیده گرفت و یا سرکوب کرد؛ زیرا تمام انسان ها خود را دوست دارند و برای حفظ حرمت خویش تلاش می کنند و از بی حرمتی به خود، احساس بدی دارند. امام صادق(ع) در این باره فرموده اند: «طبعت القلوب علی حب من احسن الیها و بغض من اساء الیها» (وسائل الشیعه، 1367 ، ج16، ص 184). قلب انسان ها چنان سرشته شده است که هر کس به انسان احسان کند او را دوست می دارد و هر کس به او بدی کند او را دشمن می دارد».
کودکان و نوجوانان نیز براساس غریزه حب ذات، بسیار علاقه مندند که مورد تحسین و تشویق دیگران قرار گیرند. بر همین اساس اگر کودکان از بزرگترها بی احترامی ببینند یا مربیان کارهای هرچند کوچک ولی ارزشمند آنان را تحسین نکنند یا تحقیر و تمسخر کنند، در تربیت آنان اثر معکوسی خواهد داشت. توجه به غریزه حب ذات باعث احساس ارزشمندی و عزت نفس در کودک خواهد شد و کودکی که احساس ارزشمندی می کند گرایش به رفتارهای خوب و مورد پسند جامعه در او تقویت می شود و نقش خود را نیز در انجام رفتارهای خوب درک میکندکه در نتیجه، احساس اعتماد به نفس در او رشد می کند.
3-1-3-3- اعتماد بنفس


پاسخی بگذارید