دانلود پایان نامه

‌دهد با حذف اثر نمره عزت نفس آشکار (روزنبرگ) پیش‌آزمون و سن به عنوان متغیرهای همپراش، اثر اصلی متغیر درمان (برنامه شرطی‌سازی ارزشی زیرآستانه‌ای) بر نمره عزت نفس آشکار (روزنبرگ) پس آزمون معنادار نیست (01/24F=، 05/0 p).
4-3-6- سوال ششم: آیا بین عزت نفس آشکار (روزنبرگ) و عزت نفس ضمنی در افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی رابطه وجود دارد؟
به منظور بررسی رابطه بین عزت نفس آشکار (روزنبرگ) و عزت نفس ضمنی از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد.
جدول 4-21: همبستگی عزت نفس آشکار (روزنبرگ) و عزت نفس ضمنی
متغیر
عزت نفس آشکار
عزت نفس ضمنی
عزت نفس آشکار
r
1
18/0

p
24/0
عزت نفس ضمنی
r
18/0
1
p
24/0
طبق نتایج جدول 4-21 بین عزت نفس آشکار و عزت نفس ضمنی افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی رابطه معناداری وجود ندارد (05/0p، 38=df، 18/0=r).
فصل پنجم
بحث و نتیجه‌گیری
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه اصلاح عزت نفس ضمنی بر افزایش عزت نفس ضمنی و کاهش ترس از ارزیابی منفی ضمنی در افراد با اختلال اضطراب اجتماعی بود. در این فصل به بررسی یافته‌های به دست آمده از پژوهش و بحث و نتیجه‌گیری این یافته‌ها پرداخته می‌شود. همچنین در پایان به پیشنهاداتی برای پژوهش‌های آینده و محدودیت‌های مطالعهٔ حاضر اشاره می‌شود.
5-1- بحث و نتیجه‌گیری در مورد سوال اول پژوهش
سوال اول: آیا دریافت برنامه شرطی‌سازی ارزشی زیرآستانه‌ای باعث افزایش عزت نفس ضمنی افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی می‌شود؟
یافته‌های پژوهش حاضر نشان داد که دریافت برنامه شرطی‌سازی ارزشی زیرآستانه‌ای در عزت نفس ضمنی افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی تفاوت معناداری ایجاد کرده است و باعث افزایش آن شده است.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

این نتیجه با پژوهش‌های نیدنتال (1990)، مچت و دیوی (1991)، بتز، جاسیم، ایکروسنیک و ایین (1992)، بائینز، دی هائر و الن (1994)، دی هائر و بائینز (1995)، دی هائر، هندریکس و بائینز (1997)، بائینز و همکاران (1997)، دیجکسترهوویس (2004)، بکاس و همکاران (2004)، بلینی (2006)، والتر، ویل و دووینگ (2011) که از برنامه شرطی‌سازی ارزشی به منظور ارتقای عزت نفس ضمنی افراد سالم استفاده شده، همسو است. همچنین پناهنده (1391) برنامه شرطی‌سازی ارزشی زیر آستانه‌ای را به منظور ارتقای عزت نفس ضمنی افراد افسرده غیربالینی بکار برده است که نشانگر اثربخشی این روش بوده است.
بنا به نظریه دسترس‌پذیری و نیروی تداعی، طرحواره‌های “خود” هر فرد از عناصر و واحدهایی تشکیل شده‌اند که در اختلالات هیجانی مختلف، این طرحواره‌ها با توجه به اختلال در حوزه‌های مثبت و منفی، محتوا و تداعی‌های اختصاصی متفاوتی دارد. در صورتی که فرد در موقعیت با عنصر خاص مرتبط با طرحواره خود مواجه شود، دسترس‌پذیری به دیگر عناصر مرتبط با طرحواره افزایش می‌یابد (کالین و لوفتوس، 1975). با توجه به نظریه کلارک و ولز (1995)، افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی دیدگاه منفی بالایی نسبت به خود دارند. در واقع این افراد طرحواره‌های منفی بیشتری نسبت به خود دارند که با قرار گرفتن در موقعیت اجتماعی، طرحواره‌های منفی دیگری را نیز تداعی می‌کنند. همچنین از آنجا که نگرش‌های دسترس‌پذیر، پیش‌بینی‌کننده قوی ادراکات بعدی فرد است (فازیو و ویلیامز، 1986)، می‌توان این‌گونه بیان کرد که افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی تداعی‌های خودکار، ناآگاهانه و منفی‌ای نسبت به خود دارند. با توجه به وجود تداعی‌های منفی در افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی از مداخله شرطی‌سازی ارزشی زیرآستانه‌ای استفاده شد که مکانیسم زیربنایی آن یادگیری تداعی‌گرایانه است (دی هائر، توماس و بائینز، 2001) و در جهت تغییر در تداعی‌ها و علاقه فرد نسبت به محرک استفاده می‌شود (دی هائر، 2007). یکی از فرایندهای شایعی که باعث اثرات یادگیری تداعی‌گرایانه می‌شود فرایندهای تداعی خودکار است که از طریق اتصال تداعی‌های ساده، افکار و رفتار را تحت تاثیر قرار می‌دهد. پس فرایند خودکار به عنوان فرایند شکل‌گیری تداعی استفاده می‌شود؛ اضافه بر این برنامه شرطی‌سازی ارزشی زیرآستانه‌ای تغییر در پاسخ ارزشی به محرک شرطی (من) ایجاد می‌کند (دی هائر، 2007)؛ بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که تغییر در دیدگاه تداعی‌گرایانه نسبت به خود در افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی اتفاق می‌افتد که در واقع دربرگیرنده مفهوم عزت نفس ضمنی در این افراد است. از طرفی دیگر روش شرطی‌سازی ارزشی زیرآستانه‌ای حساس به روش‌های شرطی‌سازی تقابلی است؛ منظور از شرطی‌سازی تقابلی، کسب بار هیجانی مخالف در تصویر خنثی است که منجر به یادگیری اطلاعات جدید هر چند متضاد با اطلاعات قبل در فرد شده و یادگیری ارزشی اتفاق می‌افتد. در افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی فرد اطلاعات منفی راجع به خود یاد گرفته اما با اعمال این روش بار ارزشی منفی تداعی شده در فرد مبتلا، کاسته شده و حتی به سمت بار ارزشی مثبت می‌رود و در واقع عزت نفس ضمنی فرد ارتقا می‌یابد. از دیگر مولفه‌های دخیل در شرطی‌سازی ارزشی زیر آستانه‌ای، نحوه ارائه محرک در این برنامه است که به صورت زیرآستانه‌ای لحاظ شده است. مفهوم زیرآستانه‌ای اشاره به نوعی از ارائه محرک داشته که فرد هیچ آگاهی هوشیارنه‌ای از محرک ارائه شده گزارش نکرده باشد اما اثرات معناداری در رفتارش بروز داده باشد که خود نشان از ادراک محرک است (مریکل و گوردنر، 1997). در پژوهش حاضر که محرک شرطی (من) به صورت زیر آستانه‌ای ارائه شد؛ منجر به ارتقای نگرش ضمنی فرد مبتلا به اضطراب اجتماعی نسبت به خود شد با این توضیح که ادراک ناآگاهانه یا ضمنی اتفاق افتاده هر چند که محرک به آگاهی هوشیارانه فرد نرسیده است.
5-2- بحث و نتیجه‌گیری در مورد سوال دوم پژوهش
سوال دوم: آیا دریافت برنامه شرطی‌سازی ارزشی زیرآستانه‌ای باعث کاهش ترس از ارزیابی منفی ضمنی افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی می‌شود؟
یافته پژوهش حاضر نشان داد که دریافت برنامه شرطی‌سازی ارزشی زیرآستانه‌ای در ترس از ارزیابی منفی ضمنی تفاوت معنادار ایجاد کرده است و باعث کاهش آن شده است.
افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی خودشان را به طور منفی در موقعیت‌های اجتماعی ارزیابی می‌کنند (کاسپو، گلاس و مرلوتزی، 1979؛ کلارک و آرکوویتز، 1975؛ لیک و آرکین، 1985). زمانی‌که افراد خودشان را به طور منفی ارزیابی می‌کنند، این خود منجر به انتظار منفی ارزیابی شدن از جانب دیگران را به دنبال دارد (لیری و کوالسکی، 1995)؛ بنابراین عزت نفس پایین منجر به ترس از ارزیابی منفی دیگران شده که در نهایت به افزایش اضطراب اجتماعی می‌انجامد. همچنین به نظر می‌رسد طرحواره‌های مربوط به ترس شدید از ارزیابی منفی، اطلاعات مربوط به موقعیت‌های اجتماعی را فیلتر کرده و منجر به اضطراب و اجتناب بیشتر می‌شود (راپی و هیمبرگ، 1997). پس می‌توان نتیجه گرفت ترس از ارزیابی منفی به عنوان یک عامل میانجی بین عزت نفس پایین و اضطراب اجتماعی عمل می‌کند (کوکوسکی، نرمن و اندلر، 2000). از آنجا که استفاده از پرسشنامه و ابزارهای عینی باعث می‌شود که افراد آنچه را که خود اراده می‌کنند به طور دقیق و منطقی گزارش کرده و ممکن است دستخوش ویژگی سوگیرانه و تفاوت‌های شخصیتی قرار بگیرد (نیسبت و ویلسون، 1977)؛ همچنین امکان اندازه‌گیری و تعدیل طرحواره‌های اضطرابی به صورت مستقیم وجود ندارد (تیچمن و وودی، 2004)، پس از مفاهیم ضمنی سود می‌جوییم. بدین معنا که اضطراب اجتماعی بر نحوه ادراک “خود” اثر می‌گذارد (پاکلک، 1997؛ به نقل از گراوند و همکاران، 1389) و این افراد تداعی‌های خودکار منفی نسبت به خود دارند که نشان‌دهنده عزت نفس ضمنی پایین است و به دنبال آن تداعی‌های خودکار که انتظار منفی ارزیابی شدن از جانب دیگران دارند، به وجود می‌آید. این افراد خود را در معرض مشاهده و انتقاد دیگران می‌بینند و این خود باعث افزایش ترس از ارزیابی منفی ضمنی آن‌ها می‌شود (پاکلک و ویدمار، 2000؛ به نقل از گراوند و همکاران، 1389). همان‌طور که در سوال اول تبیین شد برنامه شرطی‌سازی ارزشی زیر آستانه‌ای از طریق اعمال یادگیری تداعی‌گرایانه منجر به افزایش عزت نفس ضمنی شده و متعاقباً کاهش ترس از ارزیابی منفی ضمنی را به دنبال دارد.
5-3- بحث و نتیجه‌گیری در مورد سوال سوم پژوهش
سوال سوم: آیا دریافت برنامه شرطی‌سازی ارزشی زیرآستانه‌ای باعث کاهش علائم اضطراب اجتماعی افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی می‌شود؟
یافته پژوهش حاضر نشان داد که دریافت برنامه شرطی‌سازی ارزشی زیرآستانه‌ای در علائم اضطراب اجتماعی افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی تفاوت معنادار ایجاد نکرده است.
این یافته با یافته‌های بکاس و همکاران (2004)، کلرکین و تیچمن (2010)، گلاشور، دوجنگ و پنینکس (2012)، شرایبر، به ون، ادرکا، استینگر و استیل (2012) به هنگام استفاده از روش‌های مشابه در درمان افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی همسو است.
بر اساس مدل شناختی راپی و هیمبرگ (1997) افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی تداعی‌های ضمنی و آشکار منفی نسبت به خود دارند که این مقوله نقش مهمی در نگهداری و تداوم این اختلال ایفا می‌کند. از طرفی بک (1976) معتقد است چندین سطح پردازش شناختی وجود دارد؛ سطحی‌ترین لایه شناخت افکار منفی خودآیند است که به صورت خودبه خودی به ذهن می‌آیند و نشان‌دهنده تفسیر فرد از رویدادهاست در این پژوهش با به‌کارگیری روش شرطی‌سازی ارزشی زیرآستانه‌ای در تداعی‌های خودکار منفی این افراد نسبت به خود تغییر ایجاد کرده و منجر به ارتقای عزت نفس ضمنی و کاهش ترس از ارزیابی منفی ضمنی آن‌ها در بعضی سطوح شناختی شدیم؛ اما به نظر می‌رسد چنین تعدیلی در لایه‌های اولیه شناخت (افکار خودآیند و تداعی‌گرایانه منفی نسبت به خود) افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی اثرگذار بوده و بر لایه‌های دیگر شناختشان بی تاثیر بوده است. در واقع می‌توان گفت با به کارگیری برنامه شرطی‌سازی ارزشی زیرآستانه‌ای می‌توان نقش تعدیل کننده در تداوم اختلال ایفا کرد اما کل نشانه‌های علائم اضطراب اجتماعی فرد از بین نمی‌رود.
5-4- بحث و نتیجه‌گیری در مورد سوال چهارم پژوهش
سوال چهارم: آیا دریافت برنامه شرطی‌سازی ارزشی زیرآستانه‌ای باعث کاهش سطح اضطراب اجتماعی افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی می‌شود؟
یافته پژوهش حاضر نشان داد که دریافت برنامه شرطی‌سازی ارزشی زیرآستانه‌ای در سطح اضطراب اجتماعی افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی تفاوت معنادار ایجاد کرده و منجر به کاهش سطح اضطراب اجتماعی شده است.
این یافته با پژوهش مریکل و گوردنر (1997)، بوسون، سوآن و پنبیکر (2000) با بهره گرفتن از دیگر روش‌های درمانی در افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی همسو است. همچنین در پژوهش پناهنده (1391) این روش منجر به کاهش علائم افسردگی در افراد افسرده غیربالینی شده است؛ اضافه بر این رییس‌المحدثین (1391) نیز این روش را در کاهش نشانه‌های وسواسی بکار گرفته است.
از آنجا که هسته اصلی اختلال اضطراب اجتماعی ترس از ارزیابی منفی شدن، مورد انتقاد قرار گرفتن و یا طردشدن است، همچنین این افراد تداعی‌های منفی نسبت به خود داشته (لیری و کوالسکی، 1995؛ به نقل از کوکوسکی و اندلر، 2000) و تمامی این نشانه‌ها باعث می‌شود که روی به اجتناب مفرط از موقعیت‌های اجتماعی بیاورند (انجمن روانپزشکی آمریکا، 1994؛ به نقل از نائینیان، مداحی و بیابانگرد، 1374). هر دو این مقوله به نوبه خود منجر به تشدید علائم اضطراب اجتماعی می‌شود؛ در واقع عزت نفس ضمنی پایین، ترس از ارزیابی منفی ضمنی را افزایش داده و به دنبال آن اضطراب اجتماعی افراد زیاد می‌شود. حال با اعمال روش شرطی‌سازی ارزشی زیرآستانه‌ای و ارتقای عزت نفس ضمنی افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی از طریق یادگیری تداعی‌گرایانه و به دنبال آن کاهش ترس از ارزیابی منفی ضمنی این افراد، می‌توان ادعا کرد که سطح اضطراب اجتماعی کاهش می‌یابد ولی همانطور که در سوال قبلی پژوهش بدان پرداخته شد کل علائم از بین نمی‌روند. به نظر می‌رسد به کارگیری این برنامه می‌تواند از جدی‌تر شدن نشانه‌های اضطراب اجتماعی کاسته و به عنوان ابزاری به منظور جلوگیری از عود نشانه‌ها استفاده شود.
از طرفی همانطور که می‌دانیم از جمله دلایلی که منجر به ایجاد ترس نسبت به موقعیت‌هایی که به طور طبیعی خطرناک نیستند، شرطی شدن کلاسیک است (دادستان، 1385). پس می‌توان نتیجه گرفت یکی از عوامل ایجادکننده اضطراب اجتماعی، شرطی شدن کلاسیک است. بدین معنا که محرکی غیرشرطی به دنبال محرکی شرطی آمده و پاسخ نسبت به محرک غیرشرطی به محرک شرطی انتقال داده شده است که در این مورد خاص خود را به صورت اضطراب‌های بیش از حد در موقعیت‌های اجتماعی نشان می‌دهد. هرچند که شرطی شدن ارزشی در مباحث نظری جایگاهی مستقل از شرطی‌سازی پاولفی داراست (بلچرت و همکاران، 2008) اما در بعضی موارد شبیه هم هستند از جمله اینکه هر دو نسبت به اثرات قبل از مواجهه محرک حساس هستند یعنی اینکه مواجهه قبلی با محرک شرطی ممکن است انتقال هیجان به این محرک شرطی در شرطیسازی ارزشی را تضعیف کند (دی هائر، بائینز، ون استین وگن و الن، 2000؛ استوارت و همکاران، 1987)، همچنین ویژگی عملکردی شرطی‌سازی ارزشی با شرطی‌سازی پاولفی همسو است؛ بنابراین می‌توان نتیجه گرفت با اعمال روش شرطی‌سازی ارزشی زیرآستانه‌ای می‌توان برخی از علائم اصلی اختلال اضطراب اجتماعی را تعدیل کرده و متعاقباً سطح اضطراب اجتماعی این افراد را کاهش داد.
5-5: بحث و نتیجه‌گیری در مورد سوال پنجم پژوهش
سوال پنجم: آیا دریافت برنامه شرطی‌سازی ارزشی زیرآستانه‌ای باعث افزایش عزت نفس آشکار (روزنبرگ) افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی می‌شود؟
یافته پژوهش نشان داد که دریافت برنامه شرطی‌سازی ارزشی زیرآستانه‌ای تفاوت معناداری در عزت نفس آشکار ایجاد نکرده است.
این یافته با پژوهش بکاس، بالدوین و پارکر (2004)، گارونسکی و بودن هاوزن (2006)، چان و ژانگ (2009) در ارزیابی اثربخشی شرطی‌سازی ارزشی بر عزت نفس آشکار افراد سالم همسو است.
پژوهش‌های پیشین به بررسی اثربخشی شرطی‌سازی ارزشی بر عزت نفس آشکار در افراد معمولی پرداخته‌اند، حال می‌بینیم در این پژوهش نیز اعمال شرطی‌سازی ارزشی زیرآستانه‌ای بر عزت نفس آشکار افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی بی تاثیر است. در راستای تبیین این یافته با توجه به مدل ارزیابی تداعی-گزاره‌ای (گارونسکی و بودن هاوزن، 2006)؛ می‌توان گفت اگر افراد از رابطه بین محرک شرطی و غیرشرطی آگاهی داشته باشند، ارزیابی‌ها بر اساس تداخلات قیاسی- استدلالی که از اطلاعات گزاره‌ای نشئت می‌گیرد اتفاق می‌افتد و به دنبال آن نگرش ضمنی افراد تغییر می‌کند؛ در حالی‌که در الگوی شرطی‌سازی ارزشی یکی از مهم‌ترین خصایص اینست که فرد از رابطه بی


دیدگاهتان را بنویسید