دومشخصه اساسی برای الگوی (DEA) :

استفاده ازالگوی تحلیل پوششی داده ها،برای ارزیابی نسبی واحدها، نیازمند تعیین دومشخصه اساسی،ماهیت الگووبازده به مقیاس الگومیباشد که درزیربه تشریح هریک پرداخته میشود :

 

2-3-3-1- ماهیت الگوی مورد استفاده

الف. :ماهیت(دیدگاه)ورودی،درصورتیکه درفرآیندارزیابی،باثابت نگهداشتن سطح خروجیها،سعی درحداقل سازی ورودیهاداشته باشیم،ماهیت الگوی مورد استفاده ورودی است.

ب. ماهیت دیدگاه خروجی،درصورتیکه درفرآیندارزیابی باثابت نگهداشتن سطح ورودیها،سعی درافزایش سطح خروجی داشته باشیم،ماهیت الگومورداستفاده خروجی است.

درالگوی DEA بادیدگاه ورودی،به دنبال بدست آوردن ناکارآیی فنی به عنوان نسبتی میباشیم که بایستی درورودی هاکاهش داده شودتاخروجی،بدون تغییربماندوواحددرمرزکارآیی قرارگیرد. دردیدگاه خروجی،به دنبال نسبتی هستیم که بایدخروجی هاافزایش یابند،بدون آنکه تغییردرورودی هابه وجودآیدتاواحدموردنظربه مرزکارآیی برسد.

درالگوی CCR این، مقادیربدست آمده برای کارآیی دردودیدگاه مساوی هستند؛ولی درمدل BCC  این مقادیرمتفاوت هستند علت انتخاب دیدگاه برای یک الگو،(DEA). درارزیابی نسبی عملکرد واحدها این است که در بعضی موارد ،مدیریت واحدهیچ کنترلی برمیزان خروجی نداردومقدارآن ازقبل مشخص وثابت است. مانندنیروگاه برق دراین مواردمیزان ورودیها،به عنوان متغیرتصمیم میباشد؛بنابراین،دیدگاه ورودی مورداستفاده قرارمیگیرد  وبرعکس دربعضی ازموارد میزان ورودی ثابت ومشخص است ومیزان تولید(خروجی)متغیرتصمیم است درچنین شرایطی،دیدگاه خروجی مناسب میباشد. درنهایت انتخاب ماهیت(دیدگاه) ورودی وخروجی،براساس میزان کنترل مدیر،برهریک ازورودیها وخروجیهاتعیین میگردد.(خواجوی و دیگران،1384)

الف:بازده به مقیاس ثابت : بازده به مقیاس ثابت ،یعنی هر مضربی از ورودی ها همان مضرب از خروجی ها را تولید میکند. الگوی (CCR) ،بازده به مقیاس واحدها را ثابت فرض می کند ،بنابراین واحدهای کوچک و بزرگ ،با هم مقایسه میشوند.

ب:بازده به مقیاس متغیر: بازده به مقیاس متغیر یعنی مضربی از ورودی ها ،میتواند همان مضرب از خروجی ها یا کمتر از آن و یا بیشتر از آن را ،در خروجی ها تولید کند. الگوی (BCC) ،بازده به مقیاس را ،متغیر فرض می کند

دسته بندی : علمی