رویکرد مبتنی بر منابع
طرفداران این دیدگاه متعقدند که شرکت ها از نظر منابع نسبت به هم تفاوت های بنیادی دارند چرا که هر شرکت مجموعه خاصی از دارایی های مشهود و نا مشهود و توانایی ها یا قابلیت های استفاده از آن دارایی ها را دارد که هر مدیریتی می تواند با توسعه شایستگی ها و صلاحیت های خود در استفاده از این منابع مزیت رقابتی کسب کند (پیرز،1383،150).
بارنی در سال 1997، پینروز به سال 1985، راملت به سال 1984، ورنر فلت به سال 1984و 1989 این نظریه را به علت عدم هماهنگی شرکت ها با صنعت و کم بودن تحرک و پویایی این منابع در متن شرکت ها عنوان کرده و سپس نقش این شیوه و منابع جنبش ناپذیر و ثابت شرکت ها را در ایجاد یک رقابت مفید و ماندگار را مورد بررسی قرار می دهند (روا ،1998،284).
توضیح مفاهیم اساسی دیدگاه مذکور نقطه شروع مناسبی برای فهم رویکرد تجزیه و تحلیل است. سه منبع اساسی: دارایی های مشهود، دارایی های نامشهود و قابلیت های سازمانی
دارایی های مشهود آسان ترین دارایی ها برای شناسایی اند که اغلب در ترازنامه نشان داده می شوند و شامل تجهیزات، مواد اولیه، منابع مالی، املاک و رایانه ها می شوند. این دارایی ها به عنوان دارایی های فیزیکی و مالی هم شناخته می شوند که در جهت ایجاد ارزش برای مصرف کنندگان مورد استفاده قرار می گیرند.
دارایی های نامشهود مانند شهرت شرکت، نام های تجاری، روحیه سازمانی، دانش فنی، حق اختراع و تجربیات قابل مشاهده و ملموس نیستند اما برای ایجاد مزیت رقابتی بسیار مهم هستند.
قابلیت ها یا توانایی های سازمان برخلاف دارایی های مشهود یا نا مشهود داده های مشخص نیستند بلکه مهارت هایی اند که برای تبدیل داده ها به ستاده ها مورد استفاده قرار می گیرند. این مهارت ها و توانایی ها امکان استفاده بهتر را از منابع موجود و مشابه با رقبا فراهم می سازند (پیرز،1383،151-150).
یک رقابت مفید زمانی ایجاد می شود که سازمان دارای عملکرد اجرایی بوده و بهره وری را سازمان دهد و استراتژی تولید و ایجاد ارزش را که به طور متداول توسط رقبای سازمان ها مورد اجرا قرار نمی گیرد را به اجرا در آورد به طوریکه سایر سازمان ها حتی با نسخه برداری یا جانشینی قادر به تقلید و استفاده از منابع این شرکتها نباشند (روا،1998،284).
گرانت با بیان این که مزیت پایدار یک شرکت عمدتاً توسط منابع آن شرکت تعیین میشود، روشی پنج مرحله ای مبتنی بر منابع را برای تجریه و تحلیل استراتژی پیشنهاد می کند:
1- منابع شرکت را شناسایی و آنها را براساس نقاط ضعف و قوت شرکت طبقه بندی کنید.
2- نقاط ضعف شرکت را کنار توانایی های ویژه آن بگذارید. اینها را اصطلاحاً شایستگی های اصلی می نامند.
3- سود بالقوه این منابع و شایستگی را، از حیث پتانسیل آنها در ایجاد مزیت رقابتی پایدار و از حیث توانایی بهره برداری از سودهای ناشی از استفاده از این منابع و توانایی ها، اندازه بگیرد.
4- آن استراتژی را انتخاب کنید که به بهترین نحو بتوانید با توجه به فرصت های خارجی از منابع و شایستگی های شرکت استفاده کنید.
5- شکاف موجود در منابع را شناسایی کنید و در امر رفع نقاط ضعف سرمایه گذاری کنید (دیود هانگر ،1381،97-96).

دسته بندی : علمی