دانلود پایان نامه

دهد. (الوانی و دیگران، 1388)
کارآفرینی سازمانی، فرآیندی است که در آن محصولات یا فرآیندهای نوآوری شده از طریق القا و ایجاد فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان از قبل تأسیس شده، به ظهور می رسند. به بیان دیگر؛ فعالیتهـای کارآفرینانـه فعالیت هایی است که از منابـع و حمـایت سازمانی به منظور دستیابی به نتایج نـوآورانه برخـوردار می باشد.
مطالعه ادبیات کارآفرینی نشان می دهد که کالینز و مور در سال 1970 اولین محققانی بودند که در مطالعات خود بین کارآفرینان مستقل و سازمانی تمایز قایل شدند و عنوان کردند که کارآفرینان مستقل سازمانهای جدید را به طور مستقل به منصه ظهور می رسانند. (صافی،1376)
کارآفرینی سازمانی در نظر دارد تا رفتارهای کارآفرینی میان یک سازمان را ارتقا و بهبود بخشد. کارآفرینی سازمانی از مفاهیم مدیریت استفاده می کند در حالی که یک سبک رفتاری ترتیب می دهد که با
سازمان های اداری در چالش است و آنها را تشویق به نوآوری می کند.
همچنین مسئولیت رونق بخشیدن، بهبود و نوآوری را در میان سازمان ها از طریق بررسی فرصت‌های جدید بالقوه شناخت علمی ساختن بهره برداری و تبلیغات محصولات و خدمات جدید به عهده دارد.
از مطالب بالا می توان کارآفرینی سازمانی را این گونه تعریف کرد: تلاش در جهت ارتقای نوآوری از یک دیدگاه سازمان دهی شده داخلی از طریق ارزیابی فرصت های جدید بالقوه، تنظیم منابع بهره برداری و جنبه تجاری دادن به فرصت های گفته شده. لازم به ذکر است که کارآفرینی سازمانی می تواند متقابلاً
به جای کارآفرینی درون سازمانی به کار برده شود. (الوانی و دیگران، 1388)

ب) گروهی
1- کارآفرینی مشارکتی: فرایندی است که یک سازمان طی می کند تا همه افراد آن به کارآفرینی تشویق شده و تمام فعالیت های کارآفرینانه فردی وگروهی به طور مستمر، سریع و راحت در آن انجام پذیرد. در این فرایند هر یک از کارکنان در نقش کارآفرین انجام وظیفه می کنند. (سعیدی کیا، 1389)

2- کارآفرینی اجتماعی: کارآفرینی اجتماعی، زمینه نو ظهوری است که شامل سازمان های غیر انتفاعی است. این سازمان ها افراد را درشروع کسب و کارهای انتفاعی یاری می‌دهند و برای ایجاد نقدینگی و ارزش اقتصادی، از منابع در دسترس به گونه ای خلاقانه برای موضوعات اجتماعی استفاده می‌کنند. (الوانی و دیگران، 1388)
امروزه کارآفرینی اجتماعی، علیرغم اینکه کمتر از سه دهه از پیدایش آن می گذرد، به طور فزاینده ای در زمینه حل مسائل اجتماعی مانند کاهش مستمر بهداشت عمومی، مشکلات فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و آموزشی ناشی شده از فقر دراز مدت به کار می آید.
کارآفرینی اجتماعی فرایندی است که در جریان آن، افراد و گروه ها و بخش های اجتماعی به طور داوطلبانه کار می کنند تا از دارایی های اجتماعی که بدون استفاده مانده ارزش آفرینی کنند و فرصت های ناشی از آنها را تشخیص دهند؛ در اجتماعات افراد گردهم می آیند تا از طریق همکاری و همیاری دو جانبه مسائل اجتماعی را حل کرده، سرمایه اجتماعی را بر پایه اعتماد ایجاد کرده و با بهره گرفتن از این سرمایه، ظرفیت
با دوام برای پرداختن به موضوعات تدارک ببینند.
کارآفرینی اجتماعی فرایند پویا و به طور گسترده غیرقابل پیش بینی است که در طی آن در محیط های اجتماعی کارهای مبتنی بر نیازها و ارزش های اجتماعی انجام می گیرد. (علی میری، 1385)
جدول زیر، انواع کارآفرینی را با توضیح مختصری از هر یک از آنها نشان می دهد: (احمدپور داریانی و مقیمی، 1385)
جدول 2-2: انواع کارآفرینی
صاحبنظران غایت و هدف انواع کارآفرینی
بورث و همکاران(2006) گسترش اثرات سودمند اقدامات کارآفرینانه از طریق شبکه ها در سراسر سازمان کارآفرینی توزیع شده
مارشال(1980)، مایسز(1919)، نایت(1921)، شومپیتر(1934)،
شان و نکاتاماران(2000) خلق سود تحت شرایط سود و عدم اطمینان کارآفرینی اقتصادی
ایساک(1997)،
اشالتگر و پترسون(2001)، شاپر(2002)، اشالتگر(2002)،
دین و مک مولن(2007)، یورک و نکاتاماران(2007) خلق ارزش در قلمرو محیطی کارآفرینی محیطی یا بوم شناسی
پردو و مک لین(2006)، ویراواردنا و مورت(2006)،
تامپسون و دیگران(2000)، کانون(2000)، دیس(1998) خلق سرمایه اجتماعی و ارزش های اجتماعی کارآفرینی اجتماعی
دیس(2005)،
عکس و دانا(2001) باز توزیع ثروت برای بهبود جامعه کارآفرینی خیریه ای

ادامه جدول 2-2: انواع کارآفرینی
صاحبنظران غایت و هدف انواع کارآفرینی
دین و مک مولن(2007)، کوهن و وین(2007)، کاسیکیس و کایرگیدو(2007) خلق ارزش های اقتصادی، اجتماعی و محیطی
به صورت توأمان کارآفرینی پایدار
ماگویر و همکاران(2004)، بوکسنبام و باتیلانا(2005)، دوادو(2005) تغییر وضع موجود با بهره گرفتن از فرصت های آینده در قالب یک مؤسسه یا سازمان کارآفرینی تأسیسی
ون دی ون(1993)،
هیت و همکاران(2002)، گاث و گینزبرگ(1990)، میلر(1983)،
کاوین و مایلز(1999) نوسازی و نوآوری استراتژیک در درون سازمانی
که قبلا تأسیس شده است. کارآفرینی سازمانی یا درون سازمانی
موریس و جونز(1999)، بای گریو(1989)، کلمان(2005)، فلدمن(2005)، ابرتز(1992) خلق ارزش برای شهروندان در سایه خدمات رسانی مضاعف کارآفرینی دولتی
هیت و همکاران(2001)، ایرلند و همکاران(2003) کشف و بهره برداری از فرصت ها برای خلق مزیت رقابتی جهت جامع الاطراف شدن شرکت کارآفرینی راهبردی
استارچر(2002) توجه به پیامدهای محیطی و اجتماعی و همچنین اطمینان حاصل نمودن از موفقیت شرکت به صورت توأمان در شرایطی که ذینفعان متعددی وجود دارد. کارآفرینی پاسخگو

2-6- سازمان کارآفرین
مطالعه گسترده و عمیق برخی محققان، موجب دستیابی به راهکار جدیدی در زمینه کارآفرینی تحت عنوان سازمان کارآفرین گردید.
در این رویکرد مدیر سازمان با قبول این ضرورت که زایش، پذیرش و به اجرا درآوردن اندیشه های نو
به سازمان امکان بقا و ادامه حیات می دهد، با انجام فعالیت های کارآفرینانه، بینش مشترکی در سازمان ایجاد کرده و روح و کالبد و فرهنگ سازمان را دگرگون سازد. در حقیقت چنانچه کل سازمان دارای روحیه کارآفرینی شود، به آن سازمان کارآفرین می گویند. (هوی و میسکل، ترجمه سید عباس زاده، 1370)
2-6-1- ویژگی های سازمان کارآفرین
ساختار سازمانی کارآفرین
غیر رسمی بودن
نداشتن استاندارد مشخص و از قبل تعیین شده
کم رنگ بودن سلسله مراتب
نداشتن پیچیدگی
نداشتن تمرکز
حرفه ای بودن

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مدیریت مشارکتی
2-6-2- محتوای سازمان کارآفرین
اندازه آن اغلب کوچک است
از فناوری پیشرفته و قابل انعطاف استفاده می شود
محیط پویا و متحول است
در آن هدف و راهکارهای مدون، واضح، منعطف و مشتری گرا تدوین می شود.
2-6-3- فرهنگ سازمان کارآفرین
فرهنگ سازمانی مجموعه ای از ارزشها، باورها، رفتارها، شیوه های تفکر و است که اعضای سازمان در آنها وجه اشتراک دارند. در قسمت محسوس و غیرمکتوب سازمان وجود دارد و با تمام فعالیتها در سازمان مرتبط است.
در سازمانهای کارآفرین، فرهنگ مناسب فرهنگی است که در جهت اهداف و راهکارهای سازمان باشد. یعنی فرهنگی که از تغییر و نوآوری، خطرپذیری، کار گروهی، صداقت، اعتماد متقابل، رقابتی بودن،
آینده گرایی و مشتری گرایی حمایت کند.
در حقیقت می توان گفت که فرهنگ کارآفرینی در سازمان موجب پرورش مدیران و کارکنان کارآفرین خواهد شد و این اولین مرحله پیشبرد فعالیت های کارآفرینانه است. مشخصه های اصلی این فرهنگ عبارتست از:
روابط سازمانی افقی، از پایین به بالا و غیر رسمی
کار تیمی یا گروهی
در دسترس بودن اطلاعات جامع، ذیربط، موثق و به هنگام
آموزش و یادگیری مستمر
تاکید ویژه بر تحقیق و توسعه و پاداش
تبدیل تهدیدها به فرصتها (همان منبع)

2-7- مدل های کارآفرینی
تلاش محققان در ارائه ی مدل های کارآفرینی با توجه به رویکردها و تعاریف مختلف کارآفرینی انجام می شود. در واقع می توان دو دسته مدل را ارائه کرد: مدل های فرآیندی و مدل های محتوایی
مدل های فرآیندی شامل دو دسته ی اصلی از مدل ها می باشند: مدل های فرآیندی رویدادی و مدل های فرآیندی چند بعدی. در دیدگاه مدل های فرآیندی رویدادی، کارآفرینی فرآیندی است که در آن فرد، کلیه ی فعالیت های کارآفرینی را برنامه ریزی، اجرا و کنترل می نماید. به علاوه در این بین مفاهیمی وجود دارد که بر هر رویداد در فرآیند کارآفرینانه تأثیر می گذارند. طرفداران این دیدگاه معتقدند که بروز برخی عوامل محیطی و تأثیر آن بر فرد نقش بسیار تعیین کننده ای در تصمیم وی به کارآفرین شدن دارد. در دیدگاه فرآیندی چند بعدی، کارآفرین یک چارچوب چند بعدی و پیچیده می باشد که کلیه ی عوامل، شامل فرد کارآفرین و ویژگی های او، مهارت ها و سبک های مدیریتی او، فرهنگ، استراتژی، ساختار و نظام سازمان را در بر می گیرد (شاه حسینی و کاووسی، 1388)
در زیر، به عمده ترین مدل های کارآفرینی همراه با توضیح مختصری از آنها اشاره می شود:
2-7-1- مدل موقعیت کارآفرینی شاپر و کراجر (1982)
تمایل یکی از بهترین عوامل پیش بینی کننده رفتار به شمار می رود. کارآفرینی نیز به عنوان یک رفتار
برنامه ریزی شده از این امر مستثنی نیست. مدل موقعیت کارآفرینی در قالب دیاگرام زیر آمده است:

نمودار 2-1: مدل موقعیت کارآفرینی شاپر و کراجر

با توجه به این مدل مطلوبیت های عینی خواسته ها و باور به خودکارآمدی به عنوان پیش بینی کننده های اولیه تمایل، نقش مهمی در شروع فعالیت های کارآفرینی دارند. به عبارت دیگر چنانچه در جامعه، کارآفرینی به عنوان یک هنجار و خواسته مطلوب مطرح باشد در ذهن افراد کارآفرین مطلوبیت ذهنی
پیدا کرده و در نهایت، فرد را ترغیب می کند که فعالیت های کارآفرینی را دنبال کند. گرایش مثبت به کارآفرینی به عنوان یک حلقه میانی در کنار قابلیت دسترسی و قابلیت اجرایی فعالیت های کار آفرینی،
به تمایل فرد در روی آوردن به این فعالیت ها قوت می بخشد. بر اساس مدل شاپر و همکاران، گرایش مثبت به کارآفرینی، قابل دسترس بودن و مطلوبیت ذهنی آن، پیش بینی کننده های ثانویه تمایل به کارآفرینی هستند. (خالدی،1387)
2-7-2- مدل رفتار برنامه ریزی شده آژن (1991)

نمودار 2-2: مدل رفتار برنامه ریزی شده آژن

بر اساس این مدل ارزش های فردی، هنجار های جامعه و باور به خودکارآمدی (توانایی) از عوامل
پیش بینی کننده اولیه تمایل به کارآفرینی می باشد و نگرش فرد نسبت به عمل و هنجارهای ذهنی و قابلیت اجرایی از عوامل پیش بینی کننده ثانویه کارآفرینی می باشد و در نهایت مجموعه عوامل نامبرده، تمایل فرد نسبت به کارآفرینی را تبیین می کند. ارزش های فردی به نوبه خود نگرش فرد را نسبت به عمل
شکل می دهد.
به عنوان مثال فردی که جبرگراست معتقد به تغییر محیط نمی باشد چون اعتقاد دارد که نمی تواند
بر سرنوشت خود حاکم باشد و آن را تغییر دهد. در نتیجه چنین فردی به سمت فعالیت های کارآفرینی کشیده نمی شود. نقطه مقابل این مسئله فردی است که انعطاف پذیری و آزمون راه های جدید را سرلوحه کار خود قرار داده، چنین فردی دارای نگرش مثبت نسبت به فعالیت های کارآفرینی بوده و به سمت آن جذب می شود. همچنین هنجارهای جامعه بر روی هنجارهای ذهنی فرد تأثیر می گذارد. به عنوان مثال فردی که در یک جامعه ای زندگی می کند که برای فعالیت های کارآفرینی ارزشی قائل است به سمت کارآفرینی گرایش پیدا می کند و بر عکس.
بر اساس مدل آژن، توانایی بر روی قابلیت اجرایی (امکان پذیری) فعالیت ها تأثیر می گذارد. مثلا فردی که قدرت مدیریت او بالاست و توانایی جذب فرصت های موجود در جامعه را داشته و می تواند از امکانات و منابع موجود به نحو احسن بهره مند شده و آنها را در جهت رسیدن به هدف خود سازماندهی کند، بر روی امکان پذیری فعالیت ها تأثیر مثبت می گذارد و بر عکس. با مقایسه دو مدل نامبرده می توان نتیجه گرفت که ارزش های فردی به عنوان یکی از عوامل پیش بینی کننده تمایل نسبت به فعالیت های کارآفرینی از اهمیت ویژه ای برخوردار است که در مدل آژن مورد توجه قرار گرفته است. (همان منبع)
2-7-3- مدل تلفیقی تمایل به کارآفرینی (کولورید و همکاران )
از ترکیب مدل شاپر و همکاران و مدل آژن می توان مدل تلفیقی زیر را ارائه نمود:

نمودار 2-3: مدل تلفیقی تمایل به کارآفرینی

همانطور که در مدل تلفیقی فوق نشان داده شده است، عوامل مختلفی بر تمایل به خوداشتغالی و راه اندازی کسب و کار تأثیر می گذارند. نمودار فوق را بدین صورت می توان تشریح نمود که نگرش، هنجارها و توانایی فرد، رغبت فرد را نسبت به خوداشتغالی و راه اندازی کسب و کار تحت تأثیر قرار می دهد.
به عنوان مثال فردی که اعتقاد دارد در ایجاد یک حرفه و کسب و کار جدید شانس بالایی برای موفقیت ندارد (نگرش منفی)، رغبت چندانی به خوداشتغالی نداشته و تمایل دارد که زیردست کارفرمایان باشد و
هدایت شدن را بر هدایت گری ترجیح می دهد.
هنجارهای ذهنی به نوبه خود تحت تأثیر فرهنگ جامعه می باشد، زمانی که فرهنگ جامعه به سمت
فعالیت های کارآفرینی متمایل باشد رغبت فرد به کارآفرینی افزایش می یابد.
همچنین فردی که در خود توانایی های ایجاد یک حرفه و شغل جدید را سراغ دارد و مهارت های ارتباطی و مدیریتی را داراست، نسبت به شخصی که فاقد این توانایی هاست، رغبت بیشتری نسبت به خوداشتغالی دارد و در نهایت مجموع عوامل رغبت به خوداشتغالی و امکان خوداشتغالی، بر تمایل فرد نسبت به خوداشتغالی و راه اندازی کسب و کار تأثیر خواهد گذاشت. (همان منبع)
2-7-4- مدل فرایند کارآفرینی ری و راما چاندران (1996)

نمودار 2-4: مدل فرایند کارآفرینی ری و راما چاندران

با توجه به مدل فوق در مجموع 5 عنصر کلیدی در به وجود آمدن این مدل دخیل هستند:
1. شرایط محیطی: این عوامل می تواند شرایط سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، فن آوری، رقابت و شرایط اکولوژیک را شامل شود که مستقیماً با فرد کارآفرین در تعامل است.
2. زمینه کارآفرینی: اندازه کسب و کار، زمان راه اندازی، مکان کسب و کار، منابع انسانی و اطلاعاتی و شاخص های موفقیت جزو عوامل مربوط به زمینه کارآفرینی هستند.
3. عوامل سازمانی: این عوامل دربرگیرنده فرایندها، ساختارها و کلیه مواردی است که در یک سازمان
می تواند بر روی فرد کارآفرین تأثیرگذار باشد. مثلاً در ساختار سازمان مسطح که افراد بیشتر به صورت خودهدایتی عمل می کنند نسبت به ساختار هرمی که افراد بیشتر هدایت می شوند، احتمال کارآفرینی


دیدگاهتان را بنویسید