دانلود پایان نامه

به صورت مفصّل شرح داده خواهد شد.
بالاخره گاهی ضبط اموال به عنوان وسیله انضباطی محسوب واشیائی که قانوناً ساختن، بدست آوردن،فروختن وبه کاربردن آن جرم باشد واز جرم حاصل شده ویا در ارتکاب جرم بکار رفته باشد,مصادره یامعدوم می گردند،حتی اگر در ملک متهم نباشد،زیرا هدف اصلی از این کار,خارج کردن اشیاء خطرناک از جریان است.بنابراین مصادره این چنین وسایلی نوعی وسیله انضباطی واقدام تأمینی به شمار می رود.59
مثلآ هرکس نوشته ویا طرح یا گراور یا نقاشی یاتصاویر یامطبوعات یا یا اعلانات یاعلایم یا فیلم یانوار ویا بطور کلی هر شیء دیگری را که عفت واخلاق عمومی را جریحه دار کند برای تجارت یا توزیع یا به نمایش یا انظار عمومی گذاردن,دارنده یا نگهدارنده,علاوه براینکه به مجازات مقرر در ماده 640ق.م.ا محکوم خواهد شد,بلکه دادگاه باید مطابق تبصره 2ماده مزبور,حکم ضبط ومعدوم آن را صادر نماید.
ضبط به مفهوم خاص،مصادره اختصاصی شامل اموال منقول وغیر منقول از اشیاء واموال به معنی قسمتی وجزئی وبخشی از اموال شخصی ویا شئء ومال ضبط شده می گردد.
با بررسی ومطالعه قوانین جزایی راجع به ضبط ومصادره به نظر می رسد از نظر عملی مقنن از دو دیدگاه به ضبط نگریسته یکی از جنبه ی الزامی ودیگری از جنبه ی اختیاری که قبلاً در انواع مجازات ها از نظر ارتباط آن ها با یکدیگر در بحث مجازات های تکمیلی اجباری ومجازات های تکمیلی اختیاری به نحوی به آن اشاره شد.مع هذا مصادره خاص اجباری و مصادره خاص اختیاری با ذکر مواد قانونی بیان می گرند.
ج)مصادره خاص اجباری
گاهی مقنن ضبط را الزام وتکلیف برای قاضی داده است,مانند ماده 9قانون ترجمه وتکثیر کتب ونشریات مصوب دی 52.
“مراجع قضائی مکلفند ضمن رسیدگی شکایت شاکی خصوصی به تقاضای او نسبت به جلوگیری از نشر وپخش وعرضه کتب ونشریات وآثار صوتی موضوع شکایت وضبط آن تصمیم مقتضی اتخاذ کنند”
ویا ماده 11از قانون استفاده از بیسیم های اختصاصی وغیر حرفه ای مصوب 25 بهمن 1325وتبصره یک از ماده 25آئین نامه اجرائی قانون مذکور مصوب13/11/1361هیئت وزیران که استفاده غیر مجاز از بیسیم های اختصاصی را ممنوع دانسته وعلاوه برمجازات متخلف از قانون مقرر داشت که تلفن بیسیم نیز به نفع دولت ضبط شود,کما اینکه شعبه چهارم دادگاه عمومی ساری در مورد متهمی که مبادرت به استفاده غیر مجاز(بدون مجوز)از تلفن بیسیم نموده,حکم به ضبط تلفن بیسیم به نفع دولت صادر نموده که مشروح حکم صادره در بخش ضمائم ردیف دو از بند الف ذکر شده است.
د) مصادره خاص اختیاری
بدین صورت است که در مواردی مقنن به دادگاه اختیار می دهد تا با وجود شرایط واوضاع احوال ودر صورت مقتضی بودن ضبط ومصادره حکم به ضبط وتوقیف دهدکه البته در قوانین جزایی ایران حکمی که صریحاً متضمن این امر باشد,یافت نگردید,ولی در حقوق جزای فرانسه مصادره خاص اموال به صورت اختیاری پیش بینی گردیده است.مطابق مواد قوانین جزائی فرانسه ضبط مخصوص اموال وقتی که اجباری نیست ,اغلب به صورت اختیاری پیش بینی شده است.
علی الاصول می توان از ماده 49قانون حمایت حقوق مؤلفان ومصنفان مقرر می داشت: “مراجع قضائی می توانند ضمن رسیدگی به شکایت شاکی خصوصی نسبت به جلوگیری از نشر وپخش وعرضه آثار مورد شکایت وضبط آن دستور لازم به ضابطین دادگستری بدهند”
بطور ضمنی ،مصادره خاص آن آثار در صورت اصدار حکم برمحکومیت وذکر این مجازات در حکم،استنباط نموده هرچند به نظر می رسد چنین امری مورد نظر مقنن ما نبوده است.

هـ)تفاوت مصادره عام با مصادره خاص
تفاوت مصادره عام یا مصادره خاص یکی در هدف وغایت آنهاست بدین معنی که غایت وهدف کیفر مصادره عمومی اموال،علاوه برتنبیه مجرم این است که نفع دولت وخزانه دولت رادر نظر دارد وبه همین دلیل است که غالباً رنگ وبوی سیاسی دارد,در حالی که مصادره خاص,فاقد شالوده سیاسی بوده ودر واقع همانند جزای نقدی وجزئی از آن است.
تفاوت دیگر مصادره عمومی با مصادره خاص در اثر حقوقی پس از اجرای آن دو است.به این معنی که ضبط ومصادره عمومی کلیه دارائی شخص در واقع مرگ مدنی اورا به همراه دارد ولی در مصادره خاص,مجازات چنین تآثیری را به همراه ندارد زیرا مصادره عمومی اموال سلب مالکیت عمومی شخص را متضمن است.در حالی که مصادره خاص چنین تضمینی را ندارد.60
و)محاسن ومعایب مجازات ضبط اموال
در هر جرمی که فرد در پی کسب منفعت واستفاده مالی از,تعیین مجازات های مالی به عنوان مجازات اصلی،مناسب ومؤثر است.61ضبط ومصادره اموال که غالباً در شرایط استثنائی برقرار می شود از جمله مجازات های مالی هستند که می توانند امتیاز سرعت وسهولت را داشته باشند ودر عین حال،همان اشکالات جزای نقدی را نیز با اختلاف نه چندان قابل ملاحظه ای دارند62.لذا با توجه به این امر،معایب مجازات ضبط اموال عبارتند از:الف)اول- ضبط اموال با اصل شخصی بودن مجازات ها تعارض دارد زیرا ضبط ومصادره اموال تنها بردارایی شخص بزهکار لطمه وارد می کند بلکه با کاهش دارائی مجرم به کلیه کسانی که با این دارائی زندگی می کردند ویا نسبت به آن حقی داشتند،آسیب می رساند واین امر برخلاف انصاف وعدالت است.چنانچه سزاربکاریا هم در این باره نوشته:
“…مصادره سر ناتوان را به جایزه می گذارد وبی گناهان را به تحمل کیفر گناهکاران وا میدارد وآنان را در ناچاری ونومیدی به ارتکاب جرایم می کشاند.
آیا از این منظره اندوهناکتر,که خانواده ای از رسوایی به ستوه آید وبه علت جرایم سرپرست خود
در تنگدستی غوطه ور شود…”
دوم- ضبط اموال با اصل تساوی مجازات ها منافات دارد زیرا ضبط اموال,برای بزه کار فقیر,کیفری شدید وسنگین است,برعکس برای مجرمین ثروتمند,چندان اهمیتی نداشته وکیفری است خفیف وبدون تأثیر.
هـ)تفاوت مجازات جزای نقدی وضبط اموال
پروفوسور گارو قرانسوی در توضیح موارد فارق مجازت ضبط اموال با جزای نقدی تحت عنوان مجازات های نقدی بردو نوع اند چنین می نویسند:
“یک نوع این است که دولت مالک عین مال متعلق به محکومیت می شود که بر حسب قواعد قضائی انتقال به قاعده ی”ضبط”با مصادره اموال confiscation موسوم است امّا ذات انتقال مالکیت به دولت عنوان مجازات دارد.
نوع دیگر این است که دولت مبلغی وجه نقد از محکومین بستانکار می شود برحسب قواعد قضائی راجع به ایجاد تعهد به جریمه موسوم است وامّا ذات مدیون شدن به دولت عنوان مجازات را دارد.
در هر دومورد پیش گفته ذات انتقال وتعهد به ذات الزاماتی که محکومین برای جبران خسارت ناشی از جرم مقابل مدعیان خصوصی پیدا می کنند،فرق دارد؛ زیرا آنچه به مدعیان خصوصی داده می شود عنوان کمک خرج وجبران خسارت وجلب رضایت ومال الصلح پیدا می کند.63
همچنین درجزای نقدی ثابت میزان دقیق مجازات مشخص است,در حالیکه در ضبط مصادره اموال میزان آن نامعین ودر مصادره کلی وعام نامحدود وگسترده است.
در سال 86 در صورت عدم پرداخت جزای نقدی،محکوم به ازای هر 10هزار تومان در دادگاه عمومی وبه ازای هر 15 هزار تومان در دادگاه انقلاب به یک روز بازداشت می شد،در حالیکه چنین چیزی در ضبط ومصادره اموال مطرح نمی باشد(ولی در حال حاضر در قبال هر روز بازداشت 20 هزار تومان می باشد)
ج)بررسی وتعیین جایگاه ضبط اموال در ماده 12ق.م.ا
در این بخش برآنیم که جایگاه ضبط اموال رادر تقسیم بندی مجازات ها در ماده 12 قانون مجازات اسلامی تعیین کنیم.
بطوری که میدانیم پس از پیروزی انقلاب اسلامی واستقرار حکومت اسلامی در ایران تغییرات اساسی در قوانین کشورمان،به ویژه در قوانین کیفری به وجود آمد وقانون مجازات عمومی سابق وقوانین جزائی براساس ومبنای شرع وفقه اسلامی تنظیم وتدوین یافته است.
مجارات ها در قانون مجازات اسلامی برمبنای فقه اسلامی تقسیم بندی شده است وبراین اساس قانون گذار درماده 12قانون مجازات اسلامی مجازات را به پنج قسم تقسیم نموده است که عبارتند از: حدود, قصاص, دیات, تعزیرات ومجازات های بازدارنده.
در این مثال،ما ازتعریف سه قسم اول،چون خارج از بحث وموضوع تحقیق می باشد، خودداری وبرای بررسی وتعیین جایگاه مجازات ضبط اموال در آن تقسیم بندی به تعریف وتوضیح دوقسم اخیر از انواع مجازات های مذکور می پردازیم.
تعزیرات بطور کلی در مادّه موصوف مقرّر گردیده یکی از انواع مجازات ها یا به عبارتی چهارمین قسم مجازات ها تعزیرات یا مجازات های بازدارنده می باشد.
اگرمااعمال مجرمانه رادرنظر بگیریم بعضی ازآن ها,هر چند مخالف نظم عمومی ومقرّرات قانونی وشرعی است لیکن چون دارای اهمیت کمتری از سه قسم اول (حدود,قصاص ودیات) می باشد،لذا حکم مخصوص ومعینی برای آن ها در شرع در نظر گرفته نشده وتعیین مجازات آن اعمال مجرمانه به اختیار حاکم(امام) واگذار شده است که بنا به تشخیص ومصلحت خویش مجرم ومتخلّف را به کیفر اعمالشان برساند.
بنابراین،تعزیرات مجازات هایی هستند که پایه شرعی داشته باشند وحکم آن در شرع آمده است، بدون اینکه میزان دقیق ونوع مجازات معین شده باشد ومقدار آن در اختیار حاکم است.
ماده 16قانون مجازات اسلامی مقرر می دارد:”تعزیر،تأدیب یا عقوبتی است که نوع ومقدار آن در شرع تعیین نشده وبه اختیار حاکم گذارده شده است,از قبیل حبس وجزای نقدی وشلاق که میزان شلاق بایستی از میزان حد کمتر باشد”.
تبصره یک ماده 2ق.آ.د.د.ع.و.ا در امور کیفری مقرّر می دارد:”تعزیرات شرعی عبارت است از مجازاتی که در شرع مقدس اسلام برای ارتکاب فعل حرام یا ترک واجب بدون تعیین نوع ومیزان ومقدار مجازات،مقررگردیده وترتیب آن به شرح مندرج درقانون مجازات اسلامی می باشد.
حال پس از تعریف وتوضیح تعزیر به تعریف مجازات های بازدارنده می پردازیم:
مجازات های بازدارنده:یکی از انواع مجازات ها یا به عبارتی پنجمین نوع از مجازات های مقرر در ماده 12قانون مجازات اسلامی،مجازات بازدارنده می باشد.
ماده 17قانون مذکور در تعریف مجازات بازدارنده مقرر داشته:
“مجازات بازدارنده تأدیب یاعقوبتی است که ازطرف حکومت به منظور حفظ نظم ومراعات مصلحت اجتماع در قبال تخلف از مقررات ونظامات حکومتی تعیین می گردد از قبیل حبس،جزای نقدی،تعطیلی محل کسب،لغو پروانه ومحرومیت از حقوق اجتماعی واقامت در نقطه یا نقاط معین ومنع از اقامت در نقطه یا نقاط معین ومانند آن”
حال با توجه به تعاریف مذکور از مجازات تعزیری وبازدارنده می خواهیم تعیین کنیم که جایگاه مجازات ضبط اموال در بین انواع مجازات ها در کجاست! آیا جزء مجازات تعزیری است یا جزء مجازات های بازدارنده می باشد؟!ولی قبل از تعیین این موضوع باید به طور دقیق محدوده ی مجازات های تعزیری وبازدارنده روشن ومشخص شود.با دقت نظر وتأمل در تعاریف مجازات های مذکور در بادی امر به نظر می رسد که چندان تفاوتی در بین این دو نوع مجازات نباشد ولی قطعاً از آنجایی که در قانون آن ها درردیف یکدیگر وبه عنوان قسم یکدیگر ذکر شده اند قطعاً از یکدیگر تفاوت داشته ومنفک از یکدیگر هستند ولی به لحاظ وجودتشابهاتی تمییز وتشخیص مجازات تعزیری وبازدارنده ازیکدیگر
متشکل می باشد ولذا ما در اینجا در ابتدا به بررسی وتحلیل وجه تمایز بین این دو مجازات می پردازیم و سپس جایگاه ضبط اموال را در بین آن دو تعیین می کنیم.
همانطور که درعنوان کتاب پنجم از قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 مجازات تعزیری وبازدارنده آمده است باتوجه به تعریف(مجازات های تعزیری وبازدارنده)در قانون مجازات اسلامی جرایمی که نوع ومیزان مجازات آن ها توسط قانون گذار(حکومت به معنی عام کلمه)تعیین شده است نه شرع ،از جمله تمام مجازات های مذکور در کتاب پنجم از قانون مجازات اسلامی که نوع ومیزان آن ها مشخص شده است ومقدار آن ها از طرف شرع معین نگردیده است،مجازات بازدارنده است وچون نوع ومیزان مجازات آن ها از طرف شارع تعیین نگردیده است،مشمول عنوان تعزیر نیز می باشد امّا مواردی نیز در قوانین جزایی آمده است که تعیین نوع ومیزان مجازات را در اختیار حاکم قرار داده مانند مجازات کسی که کمتر از چهار بار اقرار به زنا کند(موضوع ماده 68قانون مجازات اسلامی)این قبیل موارد فقط داخل در عنوان تعزیر می باشد نه مجازات بازدارنده.
بنابراین در خصوص ملاک تفکیک مجازات


پاسخی بگذارید