دانلود پایان نامه

نظام آموزشی، جلوه های متعددی دارد. زمانی می توان یک نظام آموزشی را مشارکتی دانست که مفهوم مشارکت در سطوح متفاوت مدیریت، برنامه ریزی، تصمیم گیری، اهداف و سیاستها، روشها و خط مشی ها، سازماندهی محتوا و تکالیف درسی، نظارت و ارزشیابی، عینیت یابد و در حکم یک فرهنگ غالب، نهادینه شود. بر این اساس، رعایت اصل مشارکت باید اصلی مهم و ضروری برای طراحی، اصلاح و بهسازی نظام آموزش و پرورش تلقی گردد.
3-1-11- تشویق و پاداش
عنصر اساسی کارآفرینی، خطرپذیری است. خطر پذیری نیز صرف نظر از عوامل و خصوصیات فردی، به طور جدی تحت تأثیر فرهنگ اجتماعی و سازمانی قرار دارد. کارآفرین نیازمند تشویق و حمایت پاداش است. خطاها تنها زمانی زمینه مناسبی برای رشد و موفقیت به شمار می آیند که با نگرش جامع و دوراندیشانه پذیرفته و هدایت شوند. از سوی دیگر، موفقیت تنها زمانی زمینه ساز موفقیتهای بعدی و بزرگتر است که به شایستگی شناسایی شود و مورد قدردانی و پاداش قرار گیرد.
به این ترتیب، نظام آموزشی، زمانی کارآفرین و خلاق است که نه تنها زمینه لازم را برای خطرپذیری مدیران، کارشناسان، معلمان و دانش آموزان فراهم آورد، بلکه ساز و کارها و روش های مؤثر را نیز برای شناسایی و قدردانی خلاقیت ها و کارآفرینی ها پیش بینی کند.
3-1-12- نظارت و ارزشیابی مستمر
نظارت و ارزشیابی با هدف کنترل مستمر فعالیت ها، تشخیص کاستی ها و نارسایی ها، ارائه بازخوردهای به هنگام، تعیین میزان تحقق اهداف و در نهایت، نشان دادن نقاط ضعف و قوت تهدیدها و فرصت ها، صورت می پذیرد. دستیابی به کیفیت، بدون نظارت و ارزشیابی توأم با مسئولیت مقدور نیست. بر این اساس، ایجاد و مدیریت اصلاحات در نظام آموزش و پرورش مستلزم طراحی نظام جامع نظارت و ارزشیابی است.
به طور کلی، می توان گفت مدیریت اصلاحات در آموزش و پرورش و هدایت آن به سمت نظام آموزشی خلاق و کارآفرین در گرو توجه عملی به این اصول دوازده گانه است. از آن جا که هر یک از این اصول بعد یا جنبه ای از ضرورت های فرایند اصلاحات آموزشی را مورد توجه قرار می دهد، توجه هم زمان به تمام آنها و سازمان دهی طرح جامع اصلاحات، به نحوی که تمام اصول در آن به کار رود، ضروری و حیاتی است. (بهرنگی و طباطبایی، 1389)
3-2- نقش ها و ویژگی های خاص معلمان و مدیران کارآفرین
مدیر یا معلم کارآفرین، در نظام آموزشی نقش های زیر را برعهده دارد:
1) الگو بودن: این نقش دلالت بر شاخص و معروف بودن مدیر در محیط، جامعه، سازمان و بخش تحت مدیریت خود دارد. مدیریت تجلی ایده هایی است که بر مبنای بینش، توانایی، رفتار، مهارت و خلاقیت شکل می گیرند. در ژاپن وقتی که امپراتور برای پنجره های خود به جای شیشه از مقوا استفاده کرد، دولتمردان تقاضا کردند که او از شیشه استفاده کند. امپراطور پاسخ داد اگر ژاپن شیشه تولید کرد، آن گاه
به جای مقوا از شیشه استفاده می کنم. این ایده یک مدیر لایق است که برای کارگر ژاپنی الگو می شود و در نتیجه، او خود را وقف ژاپن می کند. بدین ترتیب مدیر آموزشی نیز باید برای دانش آموزان خود
الگو باشد و ایده هایش برای همه معلمان و دانش آموزان سرمشق شود.
2) راهنمایی و دلالت: این نقش به مدیر، معنی و مفهوم راهبر می دهد و او را به عنوان شاخص و نشان دهنده راه معرفی می کند. نشان دهنده راه کسی است که خود، راه را خوب می شناسد. مدیر آموزشی نقش مرشد (ارشادکننده) را دارد و لازمه مرشد بودن آن است که، شخص، خود خوب رشد کرده باشد. به بیان دیگر مدیر باید راه پیش روی مدرسه را بشناسد و بشناساند. مدیر آموزشی مثل فیلسوف هستی شناس است و هستی شناسی او انتقالی هم هست، یعنی باید هستی شناخته شده را به دانش آموزان خود بشناساند.
3) جوابگویی: این نقش دلالت بر پدید آوردن پرسش ها و آمادگی برای پاسخگویی به آنها دارد و زمانی شاخص توسعه تلقی می شود که پاسخ ها خیلی نزدیک به سؤال ها باشند. مدیر آموزشی نباید پشت حوادث قرار گیرد، بلکه باید پیش از بروز خطر دست به کار شود. او باید قبل از همه حرکت کند. نه تنها باید پاسخگوی سؤالات دانش آموزان باشد، بلکه از قبل سؤالات را طرح کرده باشد.
4) تقویت روحیه خود کنترلی: معلم کارآفرین به دانش آموزان می آموزد که همه شکست ها عامل بیرونی ندارند. بلکه باید به تلاش و انرژی درونی خود متکی باشند زیرا شکست ها و پیشرفت ها نتایج عملکرد خود او می باشد.
5) علاقه مندی به کار: این نقش زمینه های تلاشگری و روحیه کار را برای توسعه اقتصادی فراهم
می نماید. بر این اساس، روحیه پایداری غلبه بر مشکلات و داشتن عزمی راسخ برای کسب موفقیت به دانش آموزان آموخته می شود تا اعتماد به نفس در آنها شکل گیرد.
6) تقویت و ایجاد روحیه خوش بینی و اصرار بر حل مشکلات: این نقش تأکید می کند که آموزش و پرورش باید دانش آموزان را هدفمند، واقع بین و حلال مشکلات خود تربیت کند.
7) آموزش روحیه مخاطره پذیری: رسالت مهم آموزش و پرورش، پرورش افراد شجاع، متعهد و پرافتخار است. از دیگر ویژگی های کارآفرینان که باید به پرورش آنها پرداخت می توان روحیه دوراندیشی، مسئولیت پذیری، همکاری، دقت و کمال جویی، خلاقیت و نوآوری، پافشاری، بصیرت، خودجوشی، توانایی، سازگاری و… را ذکر کرد.
کارآفرینی مدیریت آموزشی برگرفته از این نقش هاست و مدیر باید این نقش ها را بر دیگر نقش های مدیریت ترجیح دهد.
کارآفرینی برای همه سازمان ها مهم است، اما برای مراکز آموزشی از اهمیت و حساسیت بیشتری برخوردار است، زیرا مدیر آموزشی، در جایگاه ترویج کارآفرینی است و باید کارآفرینی را به دانش آموزان یاد دهد. این همان رسالت اصلی تعلیم و تربیت است. یعنی دادن فرمان رشد فراگیران به دست خودشان است. به طور کلی کارآفرینی در کشاورزی عامل پایداری است، در صنعت محور توسعه و در آموزش عامل درونی شدن یادگیری. مدیریت آموزشی باید توجه داشته باشد که همه افراد در هر حرفه ای که هستند به نوعی از مدرسه فارغ التحصیل می شوند. به بیان دیگر، مدرسه مکانی است که باز خورد آن به کل نظام برمی گردد و اگر روح کارآفرینی در مدرسه حاکم شود، اثرات آن به تمام حرفه ها تعمیم می یابد.
کم توجهی به کارآفرینی در نظام آموزشی به ویژه در آموزش ابتدایی، انکارناپذیر است. جامعه و نهادهای اجتماعی مانند خانواده، مدرسه، رسانه های گروهی و نهادهای سیاسی و حکومتی باید به شکل منظم و مطلوب، کارآفرینی را آموزش دهند.
برای رسیدن به اهداف فوق باید نکات زیر را مورد توجه قرار داد:
1) ایجاد انگیزه و علاقه در دانش آموزان و آماده سازی آنها برای شناخت مسائل اجتماعی، کار و کارآفرینی 2) ایجاد توانایی لازم در دانش آموزان برای تجزیه و تحلیل موضوعات ساده اجتماعی
3) آشنا نمودن هرچه بیشتر دانش آموزان با محیط اجتماعی خاص خود و روشن کردن روابط افراد با یکدیگر در زمینه های مختلف اجتماعی (یعقوبی نجف آبادی، 1389)
علیرغم اینکه در خصوص ویژگی ها و قابلیت های کارآفرینی، به تفصیل بحث گردید اما به دلیل اهمیت موضوع، در اینجا به بعضی از ویژگی هایی که در مدیران و معلمان کارآفرین بیشتر دیده می شود،
اشاره می کنیم:
1) سریع برانگیخته می شوند. به بیان دیگر، انگیزه ی انجام کارها را دارند و آن را در خود تقویت می کنند.
2) از نگرش بدبینانه پرهیز می کنند و بر سیستم عصبی خود کنترل دارند.
3) در برخورد با دیگران شکیبا هستند. به بیان دیگر، تحمل شنیدن و درک ایده های مخالف را دارند.
4) رفتارها و عملکردهای دیگران را از هم تفکیک می کنند و برای هر کدام تعریف جداگانه ای دارند.
5) به دنبال بارز شدن و مطرح شدن نیستند، زیرا شهرت را مانع اثر بخشی می دانند.
6) ویژگی های فردی آنان بر پایبندی آنها بر حل مشکلات دلالت دارد.
7) از دیگران فاصله نمی گیرند، نوعدوست هستند و خود را با دیگران همراه و هم تراز فرض می کنند.
8) به تک تک کارکنان، دانش آموزان و اولیای آنها توجه دارند.
9) افکاری طوفانی دارند. مغز خود را به کار می اندازند و واکنش ها و کنش های محیطی را دایماً بررسی می کنند.
10) از رویدادها برداشت خوب و مثبت دارند، به نحوی که حتی از برداشت های منفی نیز برداشت مثبت می کنند. به بیان دیگر منفی ها را نفی می کنند نه اثبات. به مصداق گفته لقمان حکیم از بی ادبان،
ادب می آموزند.
11) کارهایشان را در سطحی گسترده عملیاتی می کنند و از یکنواختی گریزان هستند.
12) طوری کار می کنند که علم، توان، ذوق، سلیقه ها، استعدادهای بالقوه همه در مدرسه و در جامعه
به کار گرفته شود. به بیان دیگر، مدیریت نمادین خود را در سطح جامعه گسترش می دهد.
13) منتظر نمی مانند تا به آنها گفته شود که چگونه مشکل را حل کنند، بلکه خود از طریق به هم آمیختن اعتماد، شهامت و تجربه، شروع به حل مشکل می کنند.
14) ریسک پذیری لازمه کارآفرینی است، بدین ترتیب مدیران کارآفرین ریسک پذیر هستند و کارهای خود را معطل نمی گذارند. به طور کلی، ریسک پذیری مانع بهانه تراشی در انجام کارهاست.
15) بین ارسال و یا دریافت پیام رابطه ی منطقی ایجاد می کنند.
16) خلاق هستند؛ به این معنا که کارها را به شیوه های جدید انجام می دهند. (فلاح رضوی، 1388)
17) در زمان مناسب تفویض اختیار می کنند. به این معنا که به فراگیران اجازه می دهند تا خودشان بتوانند مهمترین عوامل فرایند آموزش مانند گروه ایده، فرصت ها و آزمون ها، جدول زمانی و نوع وظایف را انتخاب کنند.
18) مدیریت کل گرا دارند و از فراگیران می خواهند تا به طور همزمان وظایف متعددی را انجام دهند.
19) مثال هایی از دنیای واقعی ارائه می کنند تا موقعیت های مبهم و ناشناخته را به شاگردان بشناسانند.
20) اشتباه کردن را برای فراگیران مجاز می شمارند و به آنها اجازه می دهند که از اشتباه و شکست های خود درس بگیرند.
21) در صورت نیاز، فراگیران را تحت فشار می گذارند؛ به این صورت که برای تحویل تکالیف و وظایف تعیین شده، جدول زمانی فشرده تعیین می کنند و به طور ناگهانی تکالیف و وظایف جدید و فوری به آنها می دهند. (یعقوبی نجف آبادی، 1389)
4- عملکرد آموزشی
آموزش و پرورش سازگار با نیاز جهان کنونی چنان آموزش و پرورشی است که برای دگرگونی انسان به سوی کمال، بالندگی و سازندگی از بسیج هیچ وسیله ای کوتاه نیاید. آموزش و پرورش گذرگاه پیمودن راه دست یابی به انسانیت کامل یا پیوستن به کلی است که انسان جزئی کوچک از آن است. بر پایه چنین نظامی هر کودک، نوجوان، جوان و بزرگسال ایرانی باید بتواند بر پایه توانایی های ذهنی و جسمی خود از
فرصت ها و امکانات برانگیزاننده محیطی برخوردار گردد و از تجربه هایی که رفتار وی را از سازگاری خشنودی بخش با زندگی پرورش می دهند بهره مند گردد.
در عصر حاضر، بخش مهمی از فعالیت های فردی و اجتماعی را تعلیم و تربیت تشکیل می دهد؛ به طوری که یونسکو در گزارش جهانی اعلام کرده است: «تقریبا از هر پنج انسان، یک نفر یا شاگرد است یا در نظام آموزش رسمی به عنوان معلم خدمت می کند.»
امروزه بر همگان روشن است که سرچشمه تمام تحولات و نوآوری های آموزشی در جامعه، تجارب و نتایج تحقیقات علمی و عملی دانشمندان و صاحب نظران علوم اجتماعی و علوم تربیتی است. لذا در
نگرش های جدید آموزشی، مدرسه برای شاگرد است؛ نه شاگرد برای مدرسه و توجه به رغبت ها و پرورش عواطف و استعدادهای شاگردان بسیار مهمتر از دانشی است که باید یاد بگیرند. در این میان، مدرسه مهمترین مکان و شایسته ترین جایی است که تجارب و یافته های علمی اندیشمندان و معلمان جامعه بشری می تواند در آنجا مورد ارزشیابی و آزمایش قرار گیرد.
بدون تردید در تمام نظام های آمورشی، معلم نقش کلیدی داشته، چشم امید جامعه از هر سو به جانب اوست و جوامع بشری هرگونه تحول و پیشرفت علمی و معنوی خود را ناشی از نگرش، همت و تلاش معلمان می دانند.
در نظر ژاپنی ها شایستگی هر نظام به اندازه شایستگی معلمان آن است، از این رو، می توان گفت معلم، مهم ترین عضو نظام آموزشی در فرایند یاددهی – یاد گیری و معمار اصلی نظام آموزشی است. لذا، جهان به سرعت دگرگون می شود و معلمان نیز باید مانند سایر گروه های حرفه ای با این واقعیت روبه رو شوند که آموزش های اولیه آنان در جهان امروز چندان مفید نخواهد بود و آنان باید در سراسر عمر خود، دانش خود را روزآمد کنند. (دانش پژوه، 1382)
4-1- ویژگی های معلم کارآمد
به طور کلی بقا و دوام و پیشرفت هر جامعه ای به کارایی و کیفیت تعلیم و تربیت آن جامعه بستگی دارد و توفیق برنامه‏های نظام آموزش نیز بسته به وجود معلمانی است که از صلاحیت های علمی و مهارت های شغلی و حرفه‏ای لازم برخوردار باشند.
در این دیدگاه، معلم خوب‏ رونوشت شخصیت‏های دیگر نیست، بلکه فردی است که خصوصیاتی منحصر به خود دارد. صاحب چیزی است که‏ جدا از آن خود اوست. بعضی از هنرمندان این حالت را «کشف زبان ویژه خود» نامیده‏اند. به هر صورت، معلم‏ شایسته کسی است که طریقه استفاده از وجود خود، استعدادها و شرایط محیطش را می‏شناسد و آن‏ها را چنان به‏ کار می‏گیرد که رضایت خود او و شاگردانش را فراهم می‏آورد و جامعه نیز از این وضع احساس رضایت می‏کند. معلم مؤثر انسانی است ممتاز که می‏داند چگونه از وجود خویش به نحو احسن و ثمربخش برای رسیدن به هدف‏های خود و جامعه در تربیت دیگران استفاده کند.
بنابراین، امروزه نقش معلم در نظام آموزشی جنبه نهادی پیدا کرده و بسیاری از گروه های اجتماعی، افراد و
دانش آموزان و دانش آموختگان مختلف، انتظارات کلی مشخصی از آنچه که یک معلم هست و باید باشد دارند. اما به نظر می رسد انتظارات کلی مورد نظر در عمل دچار مشکل می گردند؛ زیرا همه ما در طول حیات تحصیلی یا حرفه ای خود با معلمان و اساتیدی مواجه شده ایم که از آنها با کلمات خوب یا بد
یاد کرده ایم!
بنابراین یک سوال اساسی پیش می آید که آیا این دو معلم با یکدیگر اصولا یکسان هستند یا اینکه تفاوتی بین آنها وجود دارد؟
آیا همه معلمان، شایسته و کارآمد هستند؟ آیا می توان ملاک هایی برای شایستگی یک معلم تصور کرد یا اینکه معلمان همگی یکسانند و ملاک مشخصی برای شایستگی یکی بر دیگری وجود ندارد؟ آیا ذاتا برخی از افراد معلم به دنیا می آیند یا معلمی حرفه ای است که بعضی ها آنرا بهتر یاد می گیرند؟
این سوالات، مطالب مهم و حیاتی می باشند که می بایست به آنها پاسخ های دقیق داد.
به عقیده مک دانلد معلمان خوب قادرند یادگیری دانش آموزان را افزایش داده و از طریق پاداش دادن به دانش آموزان و دادن امکانات بیشتر برای آموختن، سطح انگیزه آنها را بالا ببرند. به عقیده برونینگ و گلاور، در کنار نقش های مورد نظر، معلمان خوب که از آنها به نام معلمان کارآمد نام می بریم، قادرند قدرت تفکر دانش آموزان را پرورش داده، رشد او را تسهیل


دیدگاهتان را بنویسید