– مفهوم رقابت پذیری

این پرسش که چرا برخی کشورها در رقابت بین الملل موفق تر از سایرین عمل می کنند؟ پرسشی است که در عصر حاضر ذهن اغلب اقتصاددانان، کارآفرینان، مدیران صنایع، شرکت ها و حتی دولتمردان را به خود مشغول ساخته است. به عبارت دیگر، بحث رقابت پذیری یکی از مهم ترین دغدغه های تجارت و فعالیت در محیط پویا و رقابتی امروز است. از مشخصه های دنیای امروز تغییرات سریع و مداوم در محیط اقتصادی جهان است که حاصل آن شکل گیری رقابت شدید در اقتصاد جهانی است(شورچولو[1]، 2002). از آنجا که رقابت پذیری زمینه های موفقیت اقتصادی را در ممالک مختلف فراهم می سازد در سالهای اخیر مورد توجه زیادی قرار گرفته است.

رقابت پذیری بین المللی[2] برای تمامی کشورها حائز اهمیت است؛ چرا که هر کشوری باید بتواند با فروش محصولات خود در بازارهای بین المللی، هزینه های وارداتش را به منظور رسیدن به ثبات اقتصادی در بلندمدت تأمین نماید(راسخی و ذبیحی لهرمی، 1387).

البته مفهوم رقابت پذیری بین المللی به روشنی تعریف نشده و دارای تعاریف متعددی است. این تعاریف از میزان صادرات بالاتر به عنوان ساده ترین تعریف آغاز شده و تا تعاریفی نظیر:

– وجود تنوع در صادرات،

– نرخ های بالاتر رشد پایدار صادرات،

– بهبود ساختار مهارتی و تکنولوژیکی فعالیت های صادراتی جهت ارتقای توانایی رقابت بنگاه های داخلی در بازارهای جهانی، ادامه می یابد(انکتاد[3]، 2002).

با اینکه اغلب کشورها و صنایع مختلف در جستجوی عوامل کلیدی موفقیت اقتصادی هستند، ولی شاید بهتر آن است که با تمرکز بیشتری در جستجوی منشأ این عوامل و ریشه ها و زیرساخت های دستیابی به آن باشند. به عبارت دیگر، به دنبال این سؤال برآیند که چه ویژگی هایی در یک کشور منجر به ایجاد زمینه های موفقیت بین المللی می شود و اینکه چگونه زمینه ها و بسترهای لازم را برای ایجاد مزیت رقابتی و حفظ آن در صنعتی خاص فراهم می آورد. پاسخ این سؤال برای صنایعی که به منظور بقا در بازارهای بین المللی ناچار به رقابت هستند از اهمیت فوق العاده ای برخوردار می باشد. یک کشور باید بداند که کدامین عامل و ویژگی در کشورش در ایجاد و حفظ مزیت رقابتی بین المللی حیاتی و ضروری است و پس از درک، به حفظ و تقویت آن بپردازد(پورتر، 1990).

تاکنون تئوری های زیادی برای تشریح الگوی تجارت بین کشورها و علت موفقیت آنها در سطح بین‌المللی، ارائه گردیده است که به تعدادی از آنها اشاره شد.

امروزه با توجه به تغییراتی که در محیط اقتصادی بین المللی رخ داده (تغییر ماهیت بین المللی، رشد روزافزون شرکت های چند ملیتی و…)، هیچ یک از این تئوری ها برای بیان علت تجارت کشورها و دلیل موفقیت کشوری صنعت خاص و توانایی یک کشور در حفظ موقعیت رقابتی خود در بلندمدت کافی نبوده و نیاز به ارائه نظریه ای که بتواند ورای مزیت نسبی به بیان دلایل رقابت پذیری یک صنعت در سطح جهان بپردازد. همچنین، این تئوری باید بتواند علت دستیابی یک کشور به مزیت رقابتی را در همه ابعاد (نه فقط از بعد عوامل تولید) و با در نظر گرفتن پویایی محیط رقابتی امروز تشریح نماید.

یکی از نظریاتی که می تواند تا حد زیادی، به نیازها و شرایط فوق پاسخگو باشد مدل الماس مزیت رقابتی ملی مایکل پورتر است. این مدل به ایجاد بینشی عمیق در اقتصاددانان، سیاست گذاران و مدیران برای تنظیم مناسب ترین استراتژی به منظور ارتقای موقعیت رقابتی در سطح بین‌المللی کمک می کند. مفهوم و پیام اصلی این مدل، چگونگی شکل دهی به محیط اقتصادی کشورها در راستای دستیابی به موفقیت های جهانی می باشد(گارلی[4]، 2003). با توجه به ورود به بحث مزیت رقابتی ابتدا تعدادی از تئوری های طرح شده در این باب ارائه شده و سپس با توضیح برخی از نظریه های مایکل پورتر در ارتباط با رقابت و مزیت رقابتی به تشریح مدل های مشهور مزیت رقابت ملی و در نهایت، مدل الماس ملی پورتر پرداخته خواهد شد.

 

2-2-3- مزیت رقابتی

آلدرسون در سال 1937 اولین مباحث مربوط به مزیت رقابتی را مطرح نمود و جنبه اصلی سازگاری رقابتی را تخصصی کردن عرضه کنندگان برای پاسخگویی به تقاضای خریدار دانست. بعدها، آلدرسون در سال 1965 جزء اولین کسانی بود که بیان کرد شرکت ها باید به دنبال ویژگی های منحصر به فردی باشند که بتواند آنها را در نظر مشتری از دیگر رقبا متمایز سازد. این دیدگاه بیان می کرد که مزیت متفاوت ممکن است از طریق کاهش دادن قیمت ها، نگرش تبلیغاتی ویژه و یا بهبود کالا و نوآوری حاصل شود(سهرابی،1385).

نویسندگانی نظیر هال[5] در سال 1980 و هندرسون[6] در سال 1983 به این مسئله اشاره نمودند که شرکت ها باید در مقابل رقبای خود از یک مزیت منحصر به فرد برخوردار باشند تا بتوانند در صحنه فعالیت تجاری باقی بمانند(سهرابی، 1385).

به طور کلی طی سال های اخیر، مزیت رقابتی در مرکز بحث استراتژی های رقابتی قرار گرفته و مباحث زیادی در ارتباط با آن مطرح شده است. ولی با این حال ارائه یک تعریف دقیق از آن دشوار به نظر می‌رسد(راسخی و ذبیحی لهرمی، 1387).

مزیت رقابتی به قابلیت شرکت در عملکرد برتر نسبت به صنعتی که در آن مشغول به فعالیت است، اطلاق می شود. بهره مندی از عملکرد برتر به معنی ارائه ارزشی بالاتر به مشتریان است(میلر[7]، 1998).

از منظری دیگر، مزیت رقابتی از یک سو به معنای بازدهی بیش از حد معمول تلقی شده و از سوی دیگر به عملکرد بازار سرمایه و انتظارات مرتبط شده است. اما رایج ترین تعریف مزیت رقابتی در حوزه استراتژی رقابت و در چارچوب خلق ارزش تجلی می یابد، یعنی هر چیزی که موجب شود درآمد بیش از هزینه افزایش یابد(راملت[8]، 2003).

 

2-2-4- مزیت رقابتی پایدار[9]

با توجه به اهمیتی که مزیت رقابتی پایدار در موفقیت بلندمدت شرکت ها ایفا می کند، در این بخش بررسی مفهوم مزیت رقابتی پایدار و منابع آن مورد بررسی قرار می گیرد.

الف)مفهوم مزیت پایدار

مبنای اصلی موفقیت یک شرکت، دستیابی به یک مزیت رقابتی پایدار و حفظ آن است(واراداراجان[10]، 1999). یک مزیت رقابتی پایدار می تواند نتیجه به کارگیری یک استراتژی ایجاد ارزش باشد که به طور همزمان توسط رقبای فعلی یا بالقوه مورد استفاده قرار نگیرد و یا نتیجه به کارگیری همان استراتژی به شیوه ای بهتر از سایر رقبا باشد(بارادواج و وارادراجان[11]، 1993).

ایده مزیت رقابتی پایدار در سال 1984 مطرح شد، زمانی که دی[12] انواع استراتژی هایی که می‌توانند به پایدار کردن مزیت رقابتی کمک کنند در کتابی با همین عنوان مطرح ساخت(سهرابی،1385).

مزیت رقابتی پایدار در سال 1985 توسط مایکل پورتر مورد بحث و بررسی قرار گرفت. در آن زمان، پورتر انواع اصلی استراتژی های رقابتی را که یک شرکت می تواند در اختیار بگیرد تا مزیت رقابتی پایدار در درازمدت دست پیدا کند مورد بحث و بررسی قرار داد. ولی با این حال، پورتر تعریف قابل درک و رسمی از این واژه ارائه نکرد و این بارنی[13] بود که برای اولین بار این اصطلاح را تعریف نمود.

زمانی می توان گفت که یک شرکت مزیت رقابتی پایدار را به دست آورده است که استراتژی خلق ارزشی را به کار گیرد که به طور همزمان توسط رقبای فعلی یا بالقوه مورد استفاده نباشد و دیگر شرکت ها قادر به کپی کردن این استراتژی و استفاده از مزایای حاصل از آن نباشد(بارنی، 1991).

در نهایت، براساس تعریف بارنی و تعاریفی که در کتاب های لغت در خصوص واژه مزیت رقابتی پایدار ارائه شده است می توان یک تعریف رسمی و قابل درک از این واژه بیان کرد:

مزیت رقابتی پایدار یک مزیت بادوام است که در نتیجه به کارگیری یک استراتژی منحصر به فرد خلق ارزش حاصل می شود که به طور همزمان توسط رقبای بالفعل و بالقوه بکار گرفته نشود و در عین حال امکان تقلید و کپی کردن منافع حاصل از این استراتژی توسط رقبا وجود نداشته باشد(هافمن، 2000).

ب)منابع مزیت رقابتی پایدار

در تعربف مزیت رقابتی پایدار به این نکته تأکید شد که رقبا قادر به تقلید استراتژی شرکت و در نتیجه بهره مندی از منافع حاصل از آن نباشد.

در پاسخ به این سؤال که چه منابعی می توانند چنین خصوصیتی داشته باشند؟؛ دی و وینزلی[14] در سال 1988 به دو گروه از منابعی که می توانند مزیت رقابتی ایجاد کنند اشاره کردند:

1- مهارت های برتر[15]: توانایی های ویژه کارمندان که آنها را از پرسنل شرکت های رقیب متمایز می سازد.

2- منابع برتر[16]:منابع ویژه ای که شرکت در اختیار دارد و به وسیله آنها توانمندی های خود را اعمال می کند. نویسندگان دیگری روی مهارت ها و منابع خاصی که به ایجاد مزیت رقابتی پایدار کمک می کند بحث نمودند. برای مثال، بارنی معتقد بود که شرکت ها برای دستیابی به مزیت رقابتی پایدار باید منابعی منحصر به فرد در اختیار داشته باشند و چهار ویژگی برای چنین منابعی بر شمرد:

1- ارزشمند[17]: یک منبع ارزشمند شرکت را قادر می سازد که از فرصت های محیطی استفاده نموده و تهدیدات موجود در محیط را خنثی نماید.

2- کمیاب[18]: رقبا نباید همانند منابع شرکت را در اختیار داشته باشند.

3- غیرقابل تقلید[19]: کپی کردن آنچه شرکت در اختیار دارد، برای مثال فرهنگ سازمانی یا روابطی که شرکت با سهامداران و دیگر شرکت ها و افراد ذینفع دارد، باید برای رقبا غیرممکن یا دشوار باشد.

4- غیرقابل جانشینی[20]: رقبا قادر نباشند منابع جانشینی برای آن منابع پیدا کنند.

پاراهالاد و هامل در سال 1990 پیشنهاد کردند که شرکتها منابع و مهارت های خود را در جهت دستیابی به شایستگی های هسته ای[21] (آنچه شرکت بهتر از رقبای خود انجام می دهد) با هم ترکیب کنند.

بنابراین، شرکت ها می توانند از طریق ترکیب منحصر به فرد مهارت ها و منابعی که در اختیار دارند به مزیت رقابتی پایدار دست یابند.

هائوما در سال 1997، چهارچوب جدیدی را برای بررسی منابع عمومی مزیت رقابتی در سازمان ها مطرح کرد.وی در این مدل بیان نمود که مزیت رقابتی از سه منبع حاصل می شود:

1- مالکیت[22]

2- تخصص[23]

3- دسترسی[24]

شرکت ها از طریق مالکیت دارایی ها و عوامل تولید با ارزش (مالکیت) و یا به کمک دانش، شایستگی و قابلیت هدایت و مدیریت صحیح فرایندهای سازمانی (تخصص) و یا به دلیل دسترسی به بازارها، اطلاعات، منابع و مواد اولیه(دسترسی) می توانند به مزیت رقابتی دست یابند.(سهرابی، 1385

[1]-Shurchuluu

[2]-International Competitiveness

[3]-Unctad

[4]-Garelli

[5]-Hall

[6]-Henderson

[7]-Miller

[8]-Rumelt

[9]-Sustainable Competitive Advantage(SCA)

[10]-Varadarajan

[11]-Bharadwaj & Varadarajan

[12]-George Day

[13]-Barney

[14]-Day & Wensley

[15]-Superior Skills

[16]-Superior resources

[17]-Valuable

[18]-Rare

[19]-Inimitable

[20]-Substitutability

[21]-Core competencies

[22]-Ownership

[23]-Proficiency

[24]-Accessibility

 

دسته بندی : علمی