دانلود پایان نامه

نیز بسوی فساد و تباهی می کشاند.
آنچه گفته شد مربوط به تحقیقاتی بود که دانشمندان کشورهای اروپا و آمریکا درباره شناختن شخصیت مجرم و روشن کردن علل جرم کرده اند. اما در اینکه دانشمندان ما در این میدان چه تحقیقاتی کرده اند. متأسفانه اطلاعی در دست نیست و هر چه کوشیده ایم در این باب کمتر یافته اند تا بجائیکه یافته های من به هیچ رسید. مختصر اینکه نمی دانیم در ایران علل ارتکاب جرم چیست و چون با تحقیق علمی در این باب چیزی نیافته ایم اقدام برای کم کردن جرم و جنایت باید مبتنی بر حدس و گمان باشد و چون گمان خطاکار است ای بسا اقدامات مانیز بی نتیجه بماند.
حتی هنوز درست نمی دانیم نوجوانان یعنی کودکان بین سن 12 و 18 مرتکب جرم می شوند یا نه و اگر می شوند عده آنها چه مقدار است. گفتیم به درست نمی دانیم زیرا مجرم تنها کسی نیست که گرفتار آید و بدستگاههای انتظامی تحویل داده شود. اگر اتومبیل خود را در هر کوچه ای یک لحظه رها کنید و مثلاً برف پاک کن آن دزدیده شود یا باید معتقد بود که مگس ها این کار را می کنند و یا اینکه مجرمان آزاد و درامان خدایند و در هر کوی و برزن فراوان یافت می شوند.
حدس ما اینست که مجرمان جوان بیش از آنکه تصور می کنیم در اجتماع ها فراوانند. اما ممکنست سطح توقع ما به اندازه ای کم باشد که فکر کنیم آزاد بودن آنها بیشتر به صلاح اجتماعی است تا گرفتار آمدنشان.
آنچه می شویم جرم و جنایت در بیان بزرگسالان بصورت وحشتناکی زیاد است. شاید این مسئله نسبت به مسائل دیگری که با آن مشغولیم هنوز اهمیت چندانی نیافته باشد اما اگر روزی خواستیم در این خصوص اقدامی کنیم نخستین قدم مطالعه و تحقیق علمی در این باب است- با روشی که در کشورهای دیگر تحقیق می کنند.
محققان باید با علم الاجتماع و روانشناسی و بخصوص با علم آمار و روش تحقیقات اجتماعی آشنا باشند تا آنچه می یابند قابل اعتماد باشد و بتواند ملاک اقدام سیاسی و اجتماعی گردد.

3-3- جرم و شخصیت ضد اجتماعی
ویژگی اصلی اختلال شخصیت ضد اجتماعی، یک الگوی فراگیر از بی اعتنایی و تجاوز به حقوق دیگران است که از کودکی یا اوایل نوجوانی آغاز شده و تا بزرگسالی ادامه می یابد.
این الگو تحت عنوان جامعه ستیزی، اجتماع ستیزی یا اختلال شخصیت غیر اجتماعی نیز نامیده شده است. چون فریبکاری تقلب، ویژگیهای محوری اختلال شخصیت ضداجتماعی است، بویژه ممکن است تلفیق اطلاعات به دست آمده از ارزیابی نظامدار بالینی با اطلاعات به دست آمده از منابع موثق مفید باشد.
برای اینکه بتوان این تشخیص را مطرح کرد، فرد باید دست کم 18 سال سن و سابقه ای از چند نشانۀ اختلال سلوک را قبل از سن 15 سالگی داشته باشد اختلال سلوک یک الگوی مکرر و با ثبات از رفتار را در بر می گیرد که در آن به حقوق اساسی دیگران تجاوز می شود یا هنجارهای اجتماعی یا قواعد متناسب با سن زیر پاگذاشته می شود. رفتارهای مشخصۀ اختلال سلوک در یکی از چهارطبقۀ زیر قرار می گیرند: پرخاشگری نسبت به افراد و حیوانات، تخریب اموال، فریبکاری و دزدی یا تخطی جدی از قوانین.

الگوی رفتار ضداجتماعی تا دوران بزرگسالی نیز تداوم می یابد. افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی از هنجارهای اجتماعی و رفتار قانونی پیروی نمی کنند آنها ممکن است به طور مکرر اعمالی را انجام دهند که زمینۀ بازداشت شدن را فراهم می کنند (خواه بازداشت شوند یا بازداشت نشوند) مانند تخریب اموال، اذیت و آزار دیگران، سرقت، یا روی آوردن به مشاغل غیرقانونی. اشخاص مبتلا به این اختلال برای آرزوها، حقوق یا عواطف دیگران احترامی قایل نیستند. آنها اغلب برای کسب منفعت شخصی یا لذت دست به فریبکاری یا تقلب می زنند (برای مثال، برای به دست آوردن پول، برقراری روابط جنسی یا مستعار برگزینند، کلاهبرداری کرده و یا تمارض کنند. ممکن است الگویی از تکانشگری به صورت ناتوانی در برنامه ریزی قبلی جلوه گر شود تصمیمها به صورت آنی و بدون برنامه ریزی، بدون اندیشه، و بدون توجه به پیامدهای آن برای خود و دیگران، گرفته می شوند و این امر ممکن است به تغییر ناگهانی شغل، محل اقامت یا روابط بینجامد. افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی بیشتر تحریک پذیر و پرخاشگر بوده و ممکن است به طور مکرر درگیر منازعات فیزیکی شده و مرتکب اعمال خشونت آمیز جسمانی (از جمله مضروب کردن همسر یا کتک زدن بچه) شوند اعمال پرخاشگرانه ای که برای حمایت از خود و دیگری صورت می گیرند در زمرۀ این موارد قرار نمی گیرند.
در پژوهشی که با عنوان رابطه ی بین اختلالات شخصیت در سال 2002 توسط «وارن و همکاران» در بین صد نفر از مجرمین انجام شد یافته های آنها رابطه قوی از بین اختلالات شخصیت را ، به اختلال شخصیت ضد اجتماعی اختصاص داده بود. و همچنین تحقیقی بر روی 260 نفر از افراد زندانی حدود 55 درصد دچار اختلال شخصیت ضد اجتماعی بوده اند (گروسی و همکاران ، 1386)
الگوی رفتار ضداجتماعی تا دوران بزرگسالی نیز تداوم می یابد. افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی از هنجارهای اجتماعی و رفتار قانونی پیروی نمی کنند آنها ممکن است به طور مکرر اعمالی را انجام دهند که زمینۀ بازداشت شدن را فراهم می کنند (خواه بازداشت شوند یا بازداشت نشوند) مانند تخریب اموال، اذیت و آزار دیگران، سرقت، یا روی آوردن به مشاغل غیرقانونی. اشخاص مبتلا به این اختلال برای آرزوها، حقوق یا عواطف دیگران احترامی قایل نیستند. آنها اغلب برای کسب منفعت شخصی یا لذت دست به فریبکاری یا تقلب می زنند (برای مثال، برای به دست آوردن پول، برقراری روابط جنسی یا مستعار برگزینند، کلاهبرداری کرده و یا تمارض کنند. ممکن است الگویی از تکانشگری به صورت ناتوانی در برنامه ریزی قبلی جلوه گر شود تصمیمها به صورت آنی و بدون برنامه ریزی، بدون اندیشه، و بدون توجه به پیامدهای آن برای خود و دیگران، گرفته می شوند و این امر ممکن است به تغییر ناگهانی شغل، محل اقامت یا روابط بینجامد. افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی بیشتر تحریک پذیر و پرخاشگر بوده و ممکن است به طور مکرر درگیر منازعات فیزیکی شده و مرتکب اعمال خشونت آمیز جسمانی (از جمله مضروب کردن همسر یا کتک زدن بچه) شوند اعمال پرخاشگرانه ای که برای حمایت از خود و دیگری صورت می گیرند در زمرۀ این موارد قرار نمی گیرند.

3-3-1- ویژگیها و اختلالهای همراه
افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی غالباً فاقد همدلی بوده و نسبت به احساسها، حقوق و رنجهای دیگران بی عاطفه و بدگمان هستند و برخورد تحقیر آمیز دارند. آنها ممکن است خود ارزیابی کاذب و مغرورانه داشته باشند (برای مثال، احساس کنند که کار معمولی در شأن آنها نیست و یا توجه واقع بینانه ای نسبت به مسایل جاری یا آیندۀ خود نداشته باشند) و امکان دارد به شدت خودرأی، متکی به خود و یا از خودراضی باشند. آنها ممکن است جاذبۀ دروغین و سطحی داشته و کاملاً حراف و دارای قدرت کلامی خوبی باشند (برای مثال، با استفاده از اصطلاحات فنی یا اصطلاحات تازه، فردی را که با آن مطالب آشنایی ندارد تحت تأثیر قرار می دهند). فقدان همدلی، خود ارزیابی کاذب و جاذبۀ سطحی و ظاهری، ویژگیهایی هستند که به طور رایج در تعاریف سنتی جامعه ستیزی گنجانیده شده و ممکن است به ویژه در تشخیص اختلال شخصیت ضد اجتماعی در زندان و یا موقعیتهای پزشکی قانونی که در آنها اعمال جنایی، بزهکارانه یا پرخاشگری احتمالاً غیر اختصاصی هستند، به کار روند. این افراد ممکن است همچنین در روابط جنسی خود غیر مسئولانه و استثمارگر باشند. آنها ممکن است سابقۀ روابط جنسی با افراد بسیاری را داشته باشند و امکان دارد هرگز یک رابطۀ تک همسری را ادامه ندهند. این افراد ممکن است به عنوان والدین، غیر مسئول باشند که این امر با سوء تغذیه کودک، یک بیماری در کودک که از فقدان حداقل امکانات بهداشتی ناشی می شود؛ وابستگی کودک به همسایه ها یا اقوام دور برای غذا یا حمایت؛ کوتاهی در پیدا کردن پرستار برای کودک هنگامی که فرد، بیرون از منزل است یا هدر دادن پول مورد نیاز برای ضروریات منزل، مشخص می شود (عابدینی ، 1387).
افراد مبتلا به اختلال ممکن است همچنین دچار ملال شوند که شامل شکایتهای مربوط به تنش، ناتوانی در تحمل یکنواختی، و خلق افسرده است. آنها ممکن است به اختلالهای اضطرابی، اختلالهای افسردگی، اختلاهای مرتبط با مواد، اختلا جسمانی کردن، قمار بازی بیمارگون و سایر اختلالهای کنترل تکانه نیز دچار باشند. همچنین افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی اغلب دارای آن دسته از ویژگیهای شخصیتی هستند که با ملاکهای سایر اختلالهای شخصیت به ویژه اختلال شخصیت مرزی، نمایشی و خودشیفته مطابقت می کنند. احتمال پدیدار شدن اختلال شخصیت ضد اجتماعی در زندگی بزرگسالی هنگامی بیشتر می شود که فرد شروع زودرس اختلال سلوک (قبل از سن 10 سالگی) و اختلال کاستی توجه- پیش فعالی را به طور توأم داشته باشد. بد رفتاری با کودک و یا غفلت از کودک، فرزند پروری بی ثبات یا متغیر یا انضباط والدینی متناقض، ممکن است احتمال تبدیل شدن اختلال سلوک به اختلال شخصیت ضد اجتماعی را افزایش دهد.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

3-3-2- ویژگیهای خاص وابسته به فرهنگ، سن و جنسیت
ظاهراً اختلال شخصیت ضد اجتماعی با وضعیتهای اجتماعی- اقتصادی پایین و موقعیتهای شهری ارتباط دارد. براساس ملاک های تشخیصی DSM-IV در مورد این تشخیص، نگرانیهایی به وجود آمده مبنی بر اینکهاین تشخصیص ممکن است به اشتباه در مورد افراد و موقعیتهایی به کار رود که در آنها رفتار ضداجتماعی ظاهراً ممکن است بخشی از یک راهبرد محافظتی برای ادامۀ زندگی باشد. در ارزیابی صفات ضد اجتماعی، در نظر گرفتن زمینۀ اجتماعی و اقتصادی که رفتارها در آن رخ می دهند، برای متخصص بالینی سودمند است.
طبق تعریف، تشخیص شخصیت ضد اجتماعی را نمی توان تا قبل از سن 18 سالگی عنوان کرد. اختلال شخصیت ضد اجتماعی در مردان شایعتر از زنان است. این احتمال وجود دارد که تشخیص اختلال شخصیت ضد اجتماعی در زنان کمتر مطرح شود که علت آن بویژه تأکید بر جنبه های پرخاشگرانه در تعریف اختلال سلوک است.

3-3-3- شیوع اختلالات شخصیت ضد اجتماعی
براساس ملاک های تشخیصی DSM-IV شیوع کلی اختلال شخصیت ضد اجتماعی در نمونه های جامعه تقریباً 3% در مردان و حدود 1% در زنان است. برآوردهای مربوط به شیوع در موقعیتهای بالینی، بسته به خصوصیات بارز جامعه هایی که از آنها نمونه گیری به عمل آمده، از 3%تا 30% متغیر است. میزانهای بالاتر شیوع با موقعیتهای درمانی سوء مصرف مواد و زندان و یا موقعیتهای قانونی ارتباط دارند.

3-3-4- سیر اختلالات شخصیت ضد اجتماعی
اختلال شخصیت ضد اجتماعی ، سیری مزمن دارد ولی ممکن است با بزرگتر شدن فرد، بویژه در دهۀ چهارم زندگی خفیفتر شده و یا بهبود یابد. اگر چه این بهبودی به ویژه در مورد گرایش به ارتکاب رفتار جنایی ظاهر می شود ولی احتمالاً در کل طیف رفتارهای ضد اجتماعی و مصرف مواد، کاهش رخ می دهد.

3-3-5-الگوی خانوادگی
اختلال شخصیت ضداجتماعی، در میان خویشاوندان بیولوژیک درجۀ اول افراد مبتلا به این اختلال بیشتر از جمعیت کلی شایع است. این خطر برای خویشاوندان بیولوژیک زنان مبتلا به این اختلال بیشتر از خطر مربوط برای خویشاوندان بیولوژیک مردان مبتلا به این اختلال است. خویشاوندان بیولوژیک اشخاص مبتلا به این اختلال همچنین در معرض خطر زیاد ابتلاء به اختلال جسمانی کردن و اختلالهای مرتبط به مواد هستند. در یک خانواده که عضوی از آن مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی است، غالباً مردان به ا ختلال شخصیت ضد اجتماعی و اختلالهای مرتبط با مواد مبتلا می شوند در حالیکه زنان، بیشتر اختلال جسمانی کردن دارند.در یک مطالعه گزارش شده ، که مردان مبتلا به شخصیت ضد اجتماعی ده برابر و زنان مبتلا پنج برابر بیشتر از جمعیت عادی مرتکب جرم می شوند (فرید حسینی و همکاران ،1386).
با وجود این، در چنین خانواده هایی در مقایسه با کل جمعیت، شیوع تمام این اختلاها در میان زنان و مردان، افزایش دارد. مطالعات فرزند خوانده ها نشان می دهند که هم عوامل ژنتیکی و هم عوامل محیطی در خطر ابتلا به این گروه از اختلالها، نقش دارند. کودکانی که به فرزندی پذیرفته شده اند و کحودکان واقعی والدینی که به اختلال شخصیت ضد اجتماعی مبتلا هستند، در معرض خطر زیاد ابتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی، اختلال جسمانی کردن و اختلالهای مرتبط با مواد قرار دارند. کودکان فرزندخوانده بیشتر به والدین واقعی خود شباهت دارند تا والدینی که آنها را به فرزندی پذیرفته اند ولی محیط خانوادگی ناپدری و نامادری آنها برخطر ابتلا به اختلال شخصیت و آسیب شناسی روانی مربوط به آن تأثیر می گذارد.

3-4- جرم و شخصیت در نظریه های انسان شناسی جنایی
به دنبال تحقیقاتی که در زمینه انسان شناسی و افراد تباه به عمل آمد وجود ارتباط بین نارسائیهای مختلف بدن و جرم مورد توجه قرار گرفت که هر چند محدودۀ این تحقیقات منجزاً در قلمرو نظریه های انسان شناسی قرار نمی گیرد اما از آن جهت در ارتباط با این عقاید مطالعه می شود که همچنان که قبلاً یادآوری شد بیشتر جنبه طبی دارند و احتمالاً بیماری مجرم را مورد بررسی قرار می دهند. برای روشن شدن مطلب و تعیین ارتباط جسم و روان یادآوری می کنیم که از دوران قدیم، این مساله که بین بدن و خصوصیات اخلاقی رابطه ای عمیق وجود دارد مورد توجه فراوان بوده است، احساس آمرانه وجود این ارتباط را ما نزد ارسطو می بینیم. شاید این مطلب چندان جدی نباشد اما در ارزش اعتبار زیبائی در قدیم و تفوق زیبا چهرگان بر زشت رویان و اینکه این گروه اخیر بیشتر بزهکارند نمی توان زیاد تردید کرد. به عنوان سند قاعده ای از آئین رسیدگی در قرون وسطی جود دارد که مقرر می داشت : هر گاه دو انسان هر دو به یک میزان گناهکار و مستوجب توبیخ و تنبیه و مجازات باشند بین ان دو ابتدا آنکه زشت تر است باید کیفر داده شود. (نوربها ، 92:1386)
در حقیقت می توان گفت که بزهکار دو بار مجازات می شد، نخست به خاطر جرمی که انجام داده بود و آنگاه بواسطه زشتی خلقتش که خود نقشی در آن نداشت. امروز اگر چه این مساله فراموش شده اما بدن و روان یک واحد غیر قابل تجزیه اند و این دو آنقدر در هم مستغرق اند که نمی توان جز از بدنی جاندار و یا روحی به زندان افتاده صحبت کرد.(نوربها ، 92:1386)
به عبارت دیگر می توان گفت گر چه امروز طرح این مساله که اگر چه چهره ای نازیبا و یا بدنی ناقص وجود داشته باشند روحی که در این بدن با این چهره زشت است معیوب و ناسالم جلوه می کند اغراق آمیز است. اما آنچه بیشتر با حقیقت تطبیق می کند این است که نارسائیهای بدنی به شکلی مستقیم یا غیر مستقیم تاثیر بر شخصیت انسان می گذارند به نحوی که آن را شکننده می سازند که این شکنندگی بدون شک تاثیرپذیری رد را در قبال حوادثی که بر او بار می شود آسان می سازد و او را آماده برای ارتکاب اعمالی می نماید که اغلب مغایر با جریان عادی اجتماع است. در این حالت برخی برای رهائی از یک موقعیت غیر قابل تحمل و آزاد ساختن خویش از نگرتنی این موقعیت به جرم دست می زنند و همچنین اگر خللی در روان آدمی باشد اورا به تصویر نارسائیهای جسمی خیالی می کشاند و گاهی وجود را برای رهائی از این تصورات در معرض ارتکاب رم قرار می دهد.

3-4-1- ارتباط بین نابسامانی های بدنی و جرم
– نارسائیهای آنتروپولوژیک و مرفولوژیک (نارسائیهای جسمی به معنای خاص)
– نارسائیهای فیزیولوژیابی

3-4-1-1- نارسائیهای آنتروپولوژیک و مرفولوژیک
(نارسائیهای جسمی به معنای خاص)
تحقیقات در زمینه نارسائیهای آنتروپولوژیک و مرفولوژیک برای شناسایی ارتباط بین نابسامانیهای بدنی و جرم بسیارند..
– ابتدا اشاره کنیم به تحقیقات پرفسور«ارنست هوتن» که در 17076 مورد انجام شده است. این تحقیقات که در مورد 13873 مجرم و 3203 غیر مجرم از میان نژادهای مختلفی که


دیدگاهتان را بنویسید