دانلود پایان نامه

چهره‌ای رنگ پریده، چشمانی مخوف یا خیلی کوچک، بینی کج، موی سرشان خیلی زود ریخته و قیافه زنان پیر دارند.
لومبروزو می‌نویسد : «نشانیهای جسمانی تبهکاران را نویسندگان، هنرمندان، نقاشان، مجسمه‌سازان، باستان شناسان نیز دریافتند.اختلاف نظر رمان نویسان، در توصیف قیافه تبهکاران (که صرفاً تخیل نویسندگان است) مورد انتقاد لومبروزو قرار می‌گیرد. ولی اثر دکتر ادوارلوفور«تیپ جانی در نظر دانشمندان و هنرمندان» را می‌ستاید و آن را «یک مونوگرافی بسیار زیبا» می‌خواند و اضافه می‌نماید :«این محقق نشان داده است که تمام شاهکارهای هنری به ویژه در آثار نقاشی، تیپ جنائی، آنچنان که مکتب جدید به طور علمی تحقیق و ثابت کرده است کاملاً مورد توجه استادان بزرگ، حتی در سده‌های خیلی پیشین بوده است»(کی نیا، 1388: 401).

3-6- نظریه های تیپ شناسی شخصیت
صاحب نظران قدیمی ترین طبقه بندی تیپ شناسی شخصیت را به بقراط و جالینوس از حکمای قدیم نسبت می دهد که در فصول پنج و شش که موضوع اصلی این پایان نامه می باشد را توضیح می دهیم.

3-6-1- طبقه بندی ایتالیائی از بزهکاران
در بررسی تبیینی تیپ‌شناسی شخصیت،همواره دو مقوله‌ی ژنتیک و دمحیط مورد توجه جدی بوده‌اند.گذشته از خصایص روانشناختی،ریخت‌شناسی جسمانی و تیپ بدنیِ آدمی نیز ضمن تأثیرپذیری از این د و مقوله،از عنصر توارث بیشتر وام می‌گیرد.
یکپارچگی وجودی و کارکردیِ روان و بدن از دوران «ویلیامز جیمز» مورد توجه جدی قرار گرفت.جیمز روانشناس،رابطه‌ی میان فیزیک و مفز با فرآیندهای هشیاری را مورد پژوهش قرار داد و چنین یافت که یک تفکر خاص و یک عملکرد ملکولی در مغر به طور همزمان اتفاق می‌افتند.اینکه ذهن یک کارد وابسته به جسم است،ضرورتاً تفکری ماده‌گرایانه نیست.همانگونه که اجزاء هستی در یگانگی با یکدیگر به سوی رشد در حرکتند، پذیرفتنی است که اجزاء وجودی آدمی نیز(روان- جسم و …) در یگانگی با همدیگر به سوی غایت وجودی رهسپار نمایند.درمانجویی پس از تجربه‌ی تنش‌های مکرر و سپس شوکی فرساینده،به بیماری پوستی نادری دچار شد.بحران‌های زندگی، او را به احساس گناه و خود مقصرشمار‌های جدّی دچار کرده بودند؛ به طوری که با ناگفته‌ها و رفتارهایش گویی می‌خواست به خویشتن آسیب بزند و از این طریق در همکاری با فراخود تنبیه گرش، خود را مجازات کند.پدیده‌ی شگفت انگیز زمانی روی داد که پزشک معالج بیماری پوستی‌اش، اینگونه تشخیص داد که:«سیستم ایمنی بدن شما به جای حمله به ویروس‌ها و عوامل مخرب بیرونی،به خود بدن حمله می‌کند و نتیحجه این حمله، تاول‌هایی می‌شود که در سرتاسر بدن شما پراکنده گردیده‌اند.» نام بیماری بدنی این درمانجو «پم فیگوس» بود.بدن یک موجود زنده،مانند هر موجود زنده دیگری- همچون خود زندگی- دارای بعد معنوی نیز هست.از این رو فعالیت‌های عصبی دست ساخته‌ی سلول‌هایی هستند که خود قدرتشان را از گستره‌ی هستی بر میگیرند.یکپارچگی روان با ذهن بعدها توسط «آلفرد آدلر» نیز مطرح شد و او بر همین بنیان، نظریه‌اش را نظریه‌ی کل‌نگر نامید.امروزه تیپ‌‌شناسی‌های نوین شخصیتی عمدتاً تبیین و شیوه‌ی شکل‌گیری شخصیت‌ها را از عتصر ملکول آغاز کرده و به مقوله‌ی بافتار و اکوسیستم ختم می‌کنند.
به طور کلی نظریه‌های بیولوژیک مدار در شخصیت،که پایه‌ی زیست‌شناختی دارند،همواره از طریق تکنولوژی‌های در دسترس نور و ساینس(علم عصب شناسی) توسعه و گسترش یافته‌اند.
در تاریخچه‌ی اولیه‌ی این حیطه، برای ایجاد رابطه میان کارهای «آیزنک(1967) و گری (1970)» با یافته‌های عصب شناسی تلاش‌هایی صورت گرفت.اما روش‌شناسی‌های جدیدتر با جدیت بیشتری به بررسی رابطه میان خصیصه‌های شخصیتی با تفاوت‌های افراد در ساختار و کارکرد مغزشان می‌پردازند.یکی از پراهمیت‌ترین خطوط پژوهشی در شاخه‌ی تیپ‌شناسی‌های شخصیت،مقایسه خصایص شخصیتی و دگرگونی‌های احتمالی تیپی در میان افرادی بوده است که به لحاظ مغزی آسیب دیده‌اند.
این طبقه‌بندی را ویولا عالم ایتالیائی طرح ریزی کرد و سپس «دی تولیو» و «پند» آنرا بسط دادند و در انسان شناسی جنائی به کار رفت. این طبقه بندی بر دو عامل است :
عامل نخست نسبت بین طول قد و حجم بدن می‌باشد، از این لحاظ در نظر «بارون» و «ویلا» افراد آدمی به دو طبقه قد بلند و قد کوتاه‌ها تقسیم می‌شوند کی نیا،( 1388) و عامل دوم در جرم شناسی حائز اهمیت می‌باشد و ریشه آن به نظر بقراط در طبقه‌بندی مزاج شناسی که ذکر گردید می‌رسد که عبارت است از مجموعه ماهیچه‌ها و نیروی محرکه‌ای که به دو دسته آستتیک و آستنیک‌ها می‌باشد. که آستتیک‌ها مردمی پرهیجان و پر جنب و جوش می‌باشند و آستنیک‌ها افراد آرام می‌باشند.
مکتب ایتالیایی و یولا و پیروان او کوشیدند با توجیه فیزیولوژیک، تحقیقات کالبد شناسی را روشن سازند و از این رو بر حسب اعمال غدد بسته که در شکل ظاهری افراد موثر واقع می‌شود به مطالعه تیپ‌های موروفولوژیک پرداخته‌اند.
طرز عمل فوق‌العاده یا غیر کافی این غده‌ها در شکل ظاهری و اندام شخص و هم چنین در مزاج و روحیه او موثر واقع می‌شود.
بنابراین بلندی قد با کوتاهی قد و نیرومندی با ضعف اراده اشخاص معلول ترشحات غده‌های بسته، خاصه غده‌های هیپوفیز و تیروئید به این شرح می‌باشد (کی نیا، 520،1388).
– بلند قدهای استنبک : کسانی هستند که غده‌های هیپوفیز و تیروئید آنها فعالیت مخصوص دارند افرادی بدبین هستند و زود متغیر می‌شوند.
– بلند قدهای استتیک : کسانی هستند که غده تیروئید و غده هیپوفیز آنها فعالیت مرتبی ندارند ولی غدد جنسی و فوق کلیوی فعالی دارند و افرادی ثابت قدم هستند.
– کوتاه قد آسنتیک : کسانی هستند که به طور کلی غده‌های بسته آنها خاصه تیروئید خوب کار نمی‌کند. (کی نیا، 520،1388).
بنا به عقیده «نیکلاپند» اشخاص کوتاه قد آستنیک به ندرت در میان تبهکاران پیدا می‌شوند و به عکس کوتاه قدهای آسنتیک قسمت عمده متجاوزان، دزدان ، دزدان ناموس و … را تشکیل می‌دهند.
– شخصیت بلندبالای آسنتیک : در میان تبهکاران و به ویژه در میان دزدان و قاچاقچیان فراوان دیده می‌شود.
بلند بالای آستتیک : به ندرت یافت می‌شوند اما همان تعداد کم، دست به خیانت زده اعمال خشونت آمیز، قتل بر اثر شهوت، جنایت بر اثر تعصب و … از آنها سر می‌زند.
تحقیقات دوشیزه براسون در روی 240 نفر جنایتکار فقط قسمت اخیر تحقیقات وروانک را تایید کرده است. تحقیقات همین خانم نشان می‌دهد که بازه 11 درصد از تبهکاران ده سانتی‌متر از طول قدشان طویل‌تر است و حال آنکه تحقیقات وروانک نشان می‌داد که طول بازه 25% بزهکاران 9 تا 10 درصد سانتی متر از طول قدشان درازتر است.
«دی تولیو»اثر مهم وی تولیو «انسان شناسی جنائی است. به اعتقاد او «سرشت تبهکاری، یک عامل اساسی مخصوص تبهکاری است ولی البته تمام تبهکاران از جمله بزهکاران اتفاقی اجباراً به این تیپ تعلق ندارند البته افرادی که به این تیپ تعلق دارند جداً مستعد تبهکاری هستند و اگر مرتکب جرم هستند باید آنان را تبهکار خطرناک دانست.
ریشه‌های سرشت تبهکاری بنا به گفته خود دی تولیو اصولاً داخلی است :«جرم زائی پدیده‌ای است که به طور کلی به جریانات بیولوژیک، بیوشیمیک، هورمونی، عصبی و روانی مربوط است که گاهی نقش عامل آماده کننده و گاهی نقش عامل تعیین کننده را ایفا می‌کند.» جنایتکارانی که بر اثر «سرشت تبهکارانه» خود مرتکب جرم می‌شوند از شخصیت پسیکو پاتیک هستند.» (کی نیا، 526، 1388).
با اینکه دی تولیو بر عامل جرم زائی زیستی تاکید فراوانی دارند، در کتاب انسان شناسی جنایی بزه را پدیده‌ایی بیلوژی نمی‌شناسد بلکه به جهات و علل روانی و اجتماعی بزه نیز توجه دارد.
به اعتقاد نگارنده اختلاف اساسی بین مفهوم سرشت تبهکارانه دی تولیو و مفهوم لومبوزوئی وجود دارد آنقد آشکار است که درک آن نیازی به اطلاعات علمی در سطح خیلی بالا ندارد آنچه در نظریه دی تولیو حائز اهمیت است مفهوم آستانه است و مقصود این است که هر فرد انسانی می‌تواند واکنشهای مجرمانه را از خود بروز دهد منتهی شدت واکنش افراد در برابر یک محرک همیشه به یک اندازه نیست و برای بعضی بسیار خفیف و برای بعضی بسیار شدید خواهد بود. مسلم است که این دو قطب درجات مختلفی وجود دارد.

3-6-2- طبقه بندی کرچمر
کرچمر : طبقه بندی کرچمر که یادآور انسان شناسی جنائی لومبروزو می‌باشد بیش از دو طبقه‌بندی دیگر مورد توجه جرم شناسان گرفته است.
سه تیپ اصلی کرچمر که در کتاب او به نام «ساحت بدن و منش» مورد بررسی قرار گرفته است عبارت‌اند از :
1-تیپ استخوانی 2- تیپ عضلانی 3 – فربه تنان
– تیپ استخوانی، افراد این تیپ دارای قدی بلند، بدنی لاغر، شانه‌های باریک، چهره کشیده، بینی نازک، شکم کوچک، ریشی نامنظم هستند. (قیافه شیطان که گوته شاعر المانی برای فاوست برگزیده است) از نظر اخلاقی نیز گوشه گیری، دیر جوش، خیال باف، کینه توز، دل واپس و به اشیاء دیر دل می‌بندند و دیر هم دل می‌کند و فوق‌العاده حساس و زود رنج هستند. از نظر جرم شناسی تیپ استخوانی قسمت عمده از تبهکاران مالی و جانی را تشکیل می‌دهد (کی نیا، 536، 1388).
– فربه تنان : افراد این تیپ : تنومند، دارای شکمی برآمده، سینه‌ای فراخ، عضلاتی نرم، سری گرد، گردنی کوتاه، چهره‌ی گرد، ریش انبوه، بدنی پر مو از نظر اخلاقی بشاش، اجتماعی خوش گذران، و فعال هستند. کینه توز نیستند به اشخاص خیلی زود دل می‌بدند و به همان سرعت نیز دل می‌کنند. از نظر قوای عقلی اندکی ضعیف هستند؟! (کی نیا، 537،1388).
از نظر جرم شناسی نیز در میان تبهکاران به ندرت از این تیپ دیده می‌شود. فربه تنان مجرم نیز در بین کلاهبرداران دیده می‌شود که با زبان چرب و نرم و قیافه حق به جانب در این راه بهتر از دیگران توفیق می‌یابند.
– تیپ عضلانی : افراد این تیپ دارای عضلات و ماهیچه‌های نیرومند استخوان بندی محکم، شانه‌های پهن و سینه فراخ هستند. چهره‌ای بیضوی، گونه‌هایی برجسته، ابروانی کمانی، می‌خواهند جدی باشند به همین خاطر کمتر شوخی می‌کنند. شوخی آنها سطحی است.( کی نیا، 1388، 537).
از نظر جرم شناسی این تیپ در بین عاملان بزه‌های علیه اشخاص و سرقت مسلحانه و حریق عمدی دیده می‌شوند.
از مشخصات بزهکاری تیپ لاغر اندامان اسکیزوتی میک کثرت و وفور جرم، پیش رسی آن و تمایل فوق‌العاده و متصاعد آنان برای تکرار جرم است. علاوه بر اعمال خشونت آمیز مرتکب سرقت، جعل، خیانت در امانت می‌شوند و از سوء رفتار خود دچار ندامت نمی‌شوند و چون به خود می‌اندیشند نسبت به قربانیان خویش نیز بی قید هستند.
در مقابل تیپ لاغر اندامان تیپ فربه تنان یاسیکلو تیمک هستند که به قدرت دچار جرم می‌شوند و به عکس لاغر اندامان ، ارتکاب جرم در میان آنان سیار و در سنین بالا و مبتنی بر حیله ، مکر وتزویر. (کلاهبرداری)
در آلمان «شواب» روی 3052 مورد بررسی کرد و در ژاپن «سازا» بدون آنکه از تحقیقات همکار آلمانی خود خبر داشته باشد 528 مورد را بررسی کرده و به نتایج قابل ملاحظه‌ای و یکسان دست یافته و نتایج این دو تحقیق که اهمیت نقش تیپ استخوانی ( صفراوی ) را در جرم زایی نشان می دهد به شرح جدول(3-1) ذیل آمده است .
جدول (3-1) اهمیت نقش تیپ استخوانی ( صفراوی ) در جرم زایی از منظر «شواب و سازا»
پژوهشگر شکمی استخوانی سخت پیکر دیس پلاستیک
شواب 7/9% 7/33% 2/13% 1/7%
سازا 5/12% 1/37% 9/11% 8/7%
مأخذ : کی نیا، 540:1388

به علاوه دکتر «دوگریف» بر اساس نظریه کرچمر تحقیقات متعددی در بین بزهکاران به عمل آورد در تحقیقی که در حدود 800 نفر بزهکار صورت گرفت نسبتی به شرح جدول (3-2) ارائه گردیده است

جدول (3-2) نقش تیپ لاغر اندام ها ( صفراوی ) در جرم زایی از منظر « دوگریف»
تیپ 300کلاهبردار 300 دزد 200 مجرم علیه‌اشخاص 800 تکرار کننده جرم
لاغر اندامان 41 35 16 22
سخت پیکران 12 24 34 24
شکمی 16 14 5/3 12
لاغر اندامان سخت پیکر 11 12 20 13
سخت پیکران لاغر اندام 12 10 15 12
استخوانی شکمی 6 3 2 9/3

مأخذ: (کی نیا، 539،1388)
بالاترین رقم تبهکاری به سابقه مربوط به استخوانی‌هاست (صفراوی) و پس از آن تعداد سخت پیکران(دموی) و در ردیف پایین‌تر رقم مربوط به شکمی‌ها (بلغمی) قرار دارند. (کی نیا، 539،1388)

3-6-3- سیستم طبقه بندی روانی شلدن
طبقه بندی شلدن :
سیستم شلدن که بر اساس علمی یافته‌اند به این شرح است :
نسج جنینی از سه ورقه تشکیل می‌شود :
قشر درونی سلول نطفه (الف) که در رشد بعدی خود، دستگاه داخلی و جهاز هاضمه فرد را ایجاد می‌کند.
قشر میانه سلول نطفه (ب) که استخوان بندی و ماهیچه‌ها و نسج‌های ملتحمه را می‌سازد.
قشر خارجی همان سلول (ج) که سلسله اعصاب را به وجود می‌آورد.
رشد هر یک از این سه قشر به یک اندازه نیست. بنابراین در هر فردی یکی از این سه قشر به طور پیشرفته‌ای توسعه می‌یابد و تسلط یکی از این سه مولفه بر دو مولفه دیگر باعث می‌شود که اشخاص به سه گروه زیر تقسیم گردند :
– آندومورف – وجه تمایز این اشخاص در برتری بدن به اعضا و برتری شکم بر سینه است. از تناسبی برخوردارند. بنا به قاعده فربه می‌شوند و طاسی در سر این دسته کم نیست. دارای بدنی نرم و اندامی مدور، گردنی کوتاه وچهره‌ی پهن هستند.وزن آنها ضعیف است بااینکه معمولا پرچربی هستند. (کی نیا،546،1388)
همبستگی بین این تیپ و تیپ بطنی یا فربه تنان وجود دارد.
– موزومورف – وجه تمایز این تیپ در اهمیت عضلات و استخوان بندی و استحکام عمومی بدن آنها می‌باشد و دارای بدنی پهن و عضلاتی نیرومند و استخوان‌های قوی و پر حجم هستند. حجم سینه آنان به مراتب بیشتر از شکم است. قد آنها کشیده و دراز می‌باشد. پوست بدن آنها کلفت ، خشن و موی سرشان به طور کلی زبر است. در آنها نمای چهره‌ای نسبت به سر بالنسبه بزرگتر است. (کی نیا، 546،1388)
این تیپ، تیپ عضلانی یا سخت پیکران کرچمه و تیپ آسته نیک ایتالیایی را به خاطر می‌آورد.
– اکتومورف- وجه تمایز این دسته از اشخاص در اهمیت اعضای حواس و سلسله اعصاب می‌باشد. این گروه دارای بدنی ضعیف و عضلاتی نازک و لطیف، سینه‌ای صاف و متمایز از شکم و شانه‌های باریک، چهره‌ای مثلثی شکل، لاله‌های گوش از هم جدا، پیشانی بلند، پوست بسیار ظریف و خشک، رنگ پریده و خاکستری می‌باشند. (کی نیا، 546،1388)
اکتومورف نظیر تیپ‌های بلند قد ایتالیایی و تیپ لاغر اندامان یا استخوانی‌های کرچمه آلمانی است. تحقیقات بالینی و آماری ویلیام شلون در بوستون دویست تن جوان بزهکار از 15 تا 23 ساله را مورد آزمایش قرار داد در میان انان تعدادی آندرمورف بودند ولی نسبت مزومورف بسیار قابل ملاحظه بود.
همچنین در بین 500 تن بزهکار که از طرف شلون مورد معاینه قرار گرفته‌اند تفوق تیپ مزومورف چشمگیر بوده است حال آنکه در میان 500 نفر افراد ناکرده بزه که به عنوان مقایسه و کنترل برگزیده بودند اکثریت با اکتومورف بودند.که نتایج در جدول (3-3) و شکل (3-1) ذیل ذکر گردیده است .

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

جدول (3-3) نقش تیپ مزومورفی ( صفراوی ) در جرم زایی از منظر « شلدن »
تیپ بزهکار ناکرده بزه
تیپ تعداد درصد تعداد درصد
آندومورفی 59 8/11 72 15
مزومورفی 298 1/60 148 7/30
اکتومورفی 72 2/12 191 6/39

بدون گرایش 67 5/13 71 7/14
جمع 496 8/99 482 100

مأخذ : ( کی نیا ، 548:1388)

شکل (3-1) مثلث گیلفورد در زاویه چپ مثلث تیپ آندومورف و در زاویه راست تیپ آکتومورف ودر زاویه رأس مثلث تیپ مزومورف و بر روی قاعده مثلث تیپ معتدل دیده می شود ( کریمی ،1389:136) .
در فرانسه نیز تحقیقی که «بیز» زیر نظر پرفسور هویر در مرکز نوجوانان بزهکار، به ویژه دشوار انجام داد نشان داده 5/47 درصد بزهکاران از تیپ مزومورف هستند (کی نیا، 548،1388 ؛ کی نیا 140،1383)
آزمایش مشابه دیگر در فرانسه نیز نشان داد که از بررسی 24 بزهکار و 42 ناکرده بزه که متوسط

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید