دانلود پایان نامه

ویژگیهای صوری رفتار نسبت به محتوای آن، ثبات بیشتری دارند به عنوان مثال، ممکن است دانستن اینکه آیا کودک به محرکهایی از قبیل صدا یا نور به سرعت یا به کندی پاسخ می‌دهد مهمتر از این باشد تا دانستن اینکه او بر هر محرک خاصّ چه پاسخی می‌دهد. این محققان دریافتند که امکان ن مره دادن به پاسخهایمادران درباره رفتارهایی از قبیل واکنش نشان دادن، موزون بودن حرکات، توازن تطابق، خلق و خو، پرت شدن حواس، ثبات داشتن، روی کردن به محرکها و رویگردانی از آنها، در نوزادان وجود دارد. مشاهده مستقیم رفتارهای ذکر شده از سوی مادران به وسیله محققان در شیرخوارگاه نیز تطابق و هماهنگی زیادی با گزارشهای مادران داشت، گزارش محققان حاکی از وجود ثبات و دوام قابل توجهی در الگوهای واکنشی نوزادان و به ویژه در زمینه شدت واکنش، موزون بودن واکنشها، قابلیّت تطبیق، و آستانه پاسخدهی در طول دو سال اوّل زندگی در نوزادان است. گزارش این محققان زمینه عینی مناسبی برای توصیف و اندازه‌گیری آنچه اصطلاحاً «خلق و خو» در نوزادان خوانده می‌شود فراهم کرده است. همچنین این اطمینان خاطر را فراهم کرده است که چنین الگوهای فردیّت در واقع وجود دارد و حتی دارای ثبات نسبی نیز بوده، مستقل از محرکها و شرایط لحظه‌ای و ناپایدار است.
اشاره شد که خلق و خوی نوزادان دارای ثبات نسبی است و دوام قابل توجهی دارد. اکنون نکته حائز اهمیّت آن است که این خلقو خو یا الگوهای واکنشی نوزادان، تا چه اندازه در رشد شخصیّت نقش دارند؟ لااقل دو پاسخ برای این سوال وجود دارد نخست این امکان به وجود می آید تا مشخص کنیم که کیفیّت‌های رفتاری که مشخص‌کننده وضع فرد در سال اوّل زندگی است تا چه حد وجوه مشخصه او در سنین بزرگسالی خواهند بود پاسخ دوم قدری پیچیده‌تر است. نوزادی که در یک خانواده معین، با خلق و خو و الگوهای رفتاری مشخصی به دنیا می‌‌آید چه بسا سبب واکنشها یا برخوردهای ویژه‌ای از سوی والدین و به ویژه مادر گردد. این برخوردها و تعامل‌ها به خاطر آن ویژگیها نسبتاً ثابت خلق و خو، ممکن است از ثبات و یکسانی قابل توجهی برخوردار باشد.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

به این ترتیب زنجیره‌ای از تعامل‌ها می‌تواند به وجود آید که یا سبب ثبات بیشتر خلق خوی نوزاد در سنین بالاتر شود یا نوع تعامل به گونه‌ای باشد که در این الگوها تغییرات مختلفی ایجاد کند.
توماس و همکاران او اشاره می‌کنند که موفقیّت کوششهای مادر برای اجتماعی کردن نوزاد عمدتاً در گرو تشخص الگوهای واکنشی نوزاد و توانایی او در تطابق با این الگوهای واکنش است. آنان نمونه‌هایی از موارد را ذکر می‌کنند که زمینه برای رفتار ناسازگارانه بعدی نوزادان به خاطر نادیده گرفته شدن الگوهای واکنشی آنان از سوی بزرگترها، فراهم شده است(ماروتز و همکاران، 1388).
در ارتباط با میزان پیش‌بینی ویژگیهای شخصیتی دوران بلوغ از روی ویژگیهای رفتاری دوران نوزادی دو مطالعه طولی انجام گرفته که نتایج آنها بسیار جالب توجه است. مطالعه اول به وسیله کیگن و ماس و مطالعه دوم به وسیله شیفر و بیلی انجام گرفته است. در هر دو تحقیق، آزمودنها از نوزادی تا دوران بلوغ زیر نظر قرار گرفته و به طور منظم و در فواصل زمانی معیّن مورد سنجش قرار گرفتند، و اطلاعات مربوط پس از رسیدن آنها به دوره جوانی مجدداً جمع‌آوری و بررسی شد آلن(1375). این دو تحقیق نتایج متنوع و با ارزشی را برای روان‌شناسی کودک و نوجوانی فراهم کردند. به اعتقاد نگارنده آنچه در اینجا مطرح است این است که هر دو تحقیق استمرار خلق و خو از نوزادی تا دوران بلوغ را نشان می‌دهند. بدین معنی که هر چند که رفتارهای نوزادان با هم تفاوتهای بارزی داشت. و به ویژه نوزادان از دو جنبه کنش‌گری و کنش‌پذیری کاملاً از هم متمایز می‌شدند، همین دو جنبه در هر دو دسته در دوران بلوغ و حتی بزرگسالی نیز ادامه می‌یافت. به عبارت دیگر، نوزادان کنشگرنوجوانان کنشگر و بزرگسالان کنشگر و بر عکس نوزادان کنش‌پذیر نوجوانانی کنش‌پذیر و بزرگسالانی کنش‌پذیر باقی می‌ماندند. به عنوان نمونه کیگن و ماس نشان دادند آلن (1375) که نوزادان پسر که بسیار کنش‌پذیر بودند، در سن بلوغ غیر پرخاشگر، دیر جوش، وابسته به دیگران، و مطیع دیده می‌شدند و وقتی با همین عده در دوران بزرگسالی مصاحبه به عمل آمد و آزمونهایی اجرا شد، الگوهای عدم علائق مردانه، وابستگی به افراد مورد علاقه، وحالت تسلیم و رضا را نشان می‌دادند(فیست و همکاران، 1389؛ هنگری ماسن و همکاران، 1387).

2-4-2- دوره پیش‌دبستانی (کودک اول، 2-5 سالگی)
اگرچه در این دوره رشد جسمی در شکل‌دهی شخصیّت به اندازه‌ای که در دوره شیرخوارگی مهم بود حائز اهمیّت نیست، این دوره نیز به میزان زیادی امتداد دوره قبل است و بنابراین به نوبه خود از جهات گوناگون اساسی، و برای رشد شخصیّت کودک حیاتی است. همچنین در این دوره بازی کردن یکی از اساسی‌ترین فرایندهای رشد دادن استعدادها و تواناییهای گوناگون کودک است و به نظر برخی از روان‌شناسان کودک نظیر ژان پیاژه، بازی در واقع کلید اصلی کشف دنیای اطراف کودک است و رشد شخصیّت او از جنبه‌های مختلف به بازی کردن وابسته است.
سالهای پیش دبستانی دوره‌ای مهم و اساسی در رشد روابط متقابل اجتماعی و در تحوّل کارکردها و توانائیهای حرکتی، زبان، و شناختی است. به عنوان مثال وابستگی‌ای که در دوره پیش از آن نام بردیم در این دوره به صورت پیوند جویی جلوه می‌کند این پیوند جویی به صورت خود را جزئی از گروه دانستن، همکاری کردن با گروه، و سهمی از مسئولیتها را به عهده گرفتن، خودنمایی می‌کند. همچنین بخش قابل توجهی از تحقیقات در مورد این دوره تحت عنوان اتکاء به دیگران در این دوره انجام گرفته است.
منظور از اتکاء اهمیّت گروه در ایجاد احساس امنیّت خاطر و پشتگرمی در کودک است. یعنی کودک از این که جزئی و عضوی از گروه است احساس توانایی، دلگرمی و اعتماد به نفس می‌کند. در این دوره عوامل مختلفی در رشد شخصیّت کودک نقش دارندکه آنها را به اختصار در اینجا مرور می‌کنیم.

2-4-3- دوره دبستانی (کودکی میانه) (6-12 سالگی)
در اغلب جامعه‌ها. کودکان در سنین 5/5 تا 6 سالگی وارد مدرسه می‌شوند و بخش قابل توجهی از وقت خود را در محیط مدرسه می‌گذرانند. روانکاوان، این دوره کودک را غالباً دوره نهفتگی می‌نامند. مفهوم ضمنی این اصطلاح آن است که کودک به دوره‌ای رسیده است که امیال جنسی او پس از حل عقده اودیپ به یک فلات رسیده و درحال تکوین است تا در مرحله بلوغ بر اثر تغییرات فیزیولوژیکی و اجتماعی خاص ظاهر شود.(کاپلان، 1386)
بیشتر محققان روان‌شناسی که رشد شخصیّت را حاصل تعامل بین فرد و محیط اطراف افراد می‌دانند سالهای دبستانی را برای رشد بعضی جنبه‌های شخصیّتی بسیار اساسی و مهم تلقی می‌کنند. مثلاً کیگن و ماس بر مبنای مطالعات طولی خود در مورد کودکان چنین می‌گویند: «چهار سال اوّل دبستان یک دوره سرنوشت ساز برای کودک است. او مجبور است که بعضی از وابستگیهای خود را کنار بگذارد، به کسب مهارتها تحصیلی بپردازد و به ایجاد روابط با همسالان بپردازد. به علاوه او در معرض ارزشها و نگرشهای عوامل اجتماعی تازه‌ای قرار می‌گیرد (مثلاً همکلاسی‌ها و معلمان) که یا ارزشهای کنونی او را تأیید می‌کنند یا سبب ایجاد تعارض در او نسبت به ارزشهای خود می‌شوند. وقتی دوره پش از بلوغ فرا می‌رسد، بسیاری از کودکان تدابیر رفتاری باثباتی را در زمینه انفعالی، پرخاشگری، و مهارتهای عقل شکل داده‌اند. این زمانی است که می‌توان تصویر نسبتاً روشنی از چگونگی وضعیت بزرگسالی کودکان داشت(شعاری نژاد، 1386).

2-5- دوره بلوغ
آنچه در این جا می‌آید مروری فهرست‌وار بر بعضی جنبه‌های مهمّ و تعیین کننده رشد شخصیّت در این دوره است. دوره بلوغ را دوره بعد از کودکی و قبل از بزرگسالی می‌دانند یعنی سنین 14-13 تا 19-18 سالگی. در غالب جامعه‌ها این دوره دوره تغیرات مهمّ در زندگی تحصیلی و اجتماعی فرد است. مثلاً از لحاظ تحصیلی غالباً فرد در پایان دوره بلوغ تحصیلات دبیرستانی را به پایان می‌رساند و از نظر اجتماعی کبیر محسوب می‌شود. یعنی جامعه او را به عنوان عضو رسمی، که دارای شخصیّت حقوقی است می‌شناسد. چیزهایی از قبیل، مالکیّت اموال غیر منقول، داشتن گواهینامه رانندگی، حق دادن رأی و نظایر آنها از جمله امتیازاتی است که فرد در اواخر دوره بلوغ می‌تواند به دست آورد.

2-6- عناصر تشکیل دهنده ی شخصیت(مطالب این بخش گرفته شده از کتاب؛ اریک فروم با عنوان انسان برای خویشتن، می باشد.)
2-6-1- منش
روان‌شناسان رفتارگرا خصوصیات منش را با ویژگی‌های رفتار معادل می‌دانند.از این دیدگاه « منش عبارت است از خصوصیت رفتاری یک فرد معین».

2-6-1-1- انواع منش :
جهت گیری گیرنده
در جهت‌گیری گیرنده شخص احساس می‌کند که « منبع همه خوبی‌ها» در بیرون است، و معتقد است که تنها را تأمین خواسته‌هایش- اعم از مادی، محبت، عشق، دانش و خوشی- به دست آوردن آنها از منابع خارجی است.در این نوع جهت‌گیری عشق منحصراً به معنای« محبوب واقع شدن» است نه عشق ورزیدن.این دسته از مردم در انتخاب معشوق خود دچار سرگشتگی و عدم تشخیص هستند.
جهت گیری استثماری

پایه و بنیاد جهت‌گیری استثماری نیز مانند جهت‌گیری گیرنده بر این احساس است که منبع تمام خوبی‌ها در بیرون است، و تمام خواسته‌ها باید در آن منبع جستجو شود و شخص خود نمی‌تواند چیزی فراهم آورد.فرق این دو جهت‌گیری در این است که در جهت‌گیری استثماری شخص توقع ندارد که خواسته‌های خود را به عنوان هدیه و عطایا از سایرین دریافت کند، بلکه آنها را به زور یا نیرنگ و زرنگی به دست می‌آورد.این جهت‌گیری کلمه جنبه‌های فعالیت را در بر می‌گیرد.
جهت گیری مال اندوزی
در حالی که جهت‌گیری‌های گیرنده و استثماری، به جز در مورد طرز به دست آوردن خود از خارج، مشابه یکدیگراند جهت‌گیری مال‌اندوزی کیفیت کاملاً متفاوتی دارد.این جهت‌گیری اشخاص را وادار می‌کند که به آنچه از دنیای خارج به دست می‌آورند اعتماد کمتری داشته باشند؛ امنیت و ایمنی آنها در مال‌اندوزی و پس‌انداز کردن است و خرج کردن را تهدید تلقی می‌کنند.
جهت گیری منشی که تاکنون شرح داده شده اند برخلاف آنچه ممکن است تصور شود از یکدیگر جدا نیستند مثلاً جهت گیری گیرنده ممکن است برکسی مسلط شود ولی معمولاً یا یکی و یاتمام جهت گیری های دیگر خصوصیت ولی باید این نکته را ذکر کرد که تمام جهت گیری ها خود از ابزار انسان هستند و تسلط هرکدام از آنها بیشتر موکول به محیطی است که شخص در آن زندگی می کند.
«فروید» اولین و استوارترین و نافذترین تئوری منش را به منزلهء یک سیستم کوشش‌ها که مأخذ رفتاری است پایه‌گذاری کرد (فیست و همکاران،1389). به منظور درک مفهوم دینامیک منش فروید مقایسه‌ای بین ویژگی‌ها و نشانه‌های رفتار و خصوصیات منش مفید خواهد بود.نشانه‌های رفتار با اصطلاحات مربوط به عمل که قابل دیدن وسیله شخص سوم است تعریف می‌شود.بنابراین مثلا « متهور بودن» یک خصوصیت رفتاری است و به معنی کوشش برای رسیده به هدفی است بدون اینکه از احتمال وجود خطر به آرامش، آزادی و زندگی هراسی باشد.یا خست به منزله یک ویژگی رفتاری یعنی خرج نکردن پول یا مصرف نکردن شئ مادی است.لیکن اگر در انگیزه این ویژگی‌های رفتاری، به خصوص در انگیزه ناآگاهانه آنها، غور کنیم متوجه خواهیم شد که خصوصیت رفتاری تعداد زیاد و گوناگونی از ویژگی‌های منشی را در بر می‌گیرد.رفتار متهورانه ممکن است به انگیزه شهرت طلبی باشد، به طوری‌که شخص در موقعیت‌های خاصی زندگیش را به خطر می‌اندازد تامورد تحسین قرار گیرد؛ و یا ممکن است محرک چنین شخصی انگیزه‌های آنی خودکشی باشد، که شخص را به جستجوی خطر وامی‌دارد، زیرا وی ناآگاهانه به زندگی خود ارزشی قائل نیست و می‌خواهد آن را نابود کند، و یا فقط به سبب عدم آگاهی از خطری باشد که در کمین اوست، و بالاخره ممکن است انگیزه این تهور فداکاری اصیل در راه عقیده یا هدفی باشد، انگیزه‌ای که معمولا پایه واساس تهور دانسته شده است.به ظاهر رفتار در تمام مثال‌های بالا علی‌رغم انگیزه‌های مختلف یکی است.می‌گویم« به ظاهر» زیرا اگر رفتار به دقت مورد بررسی قرار گیرد دیده خواهد شد که تفاوت در انگیزه سبب تفاوتی باریک در رفتار می‌شود.مثلا رفتار افسری در میدان جنگ که انگیزه تهور او آرمان و ایمان است کاملا با رفتاری که محرک آن شهرت‌طلبی است متفاوت می‌باشد.در مورد اول اگر قبول خطر منجر به پیروزی تاکتیکی نشود از حمله خودداری می‌کند. در صورتی‌که در مورد دوم ممکن است شهرت‌طلبی چنان او را کور کند که زندگی خود و سربازانش را بیهوده به خطر اندازد.مثال بارز دیگر خست است.شخص ممکن است به سبب وضع مالی خود صرفه‌جو باشد، و یا خست او را وادار به امساک در خرج کردن کند بدون آنکه ضرورتی در میان باشد.در اینجا نیز تعلیل نسبت به رفتار فرق می‌کند.در مورد اول شخص به خوبی قادر به تشخیص موارد لازم از غیرلازم مصرف پول می‌باشد.ولی در مورد دوم هدف شخص خسیس فقط امساک در خرج کردن است و بس. عامل دیگری که وسیله تفاوت در تعلیل می‌شود پیشگوئی در رفتار است. در مورد افسر شجاعی که انگیزه‌اش شهرت‌طلبی است می‌توانیک پیشگوئی کنیم که فقط زمانی ابراز شجاعت می‌کند که امید تحسین و تشویق داشته باشد.ولی افسری که به خاطر آرمان و ایمان می‌جنگد تأیید و تشویق کمتر در رفتارش مؤثر خواهد شد.
تئوری ماهیت ارادی خصوصیات منش فروید رابطه نزدیکی با مفهوم تعلیل ناآگاهانه او دارد.او به موضوعی پی برد که بالزاک رمان نویس و درام نویس بزرگ در زمان خود به آن آگاهی یافته بود.بالزاک می‌گوید : «بررسی منش با نیروهایی سروکار دارد که سبب انگیزش انسان‌اند»؛ راه‌های عمل، احساس تفکر در حد زیادی وسیله خصوصیت منش شخص تعیین می‌شوند و نتیجه محض پاسخ‌های منطقی به موقعیت‌های واقع‌گرایانه نمی‌باشند.به عبارت دیگر «منش انسان سرنوشت او است.» فروید به کیفیت دینامیک خصوصیات منش پی برد و کشف کرد که وضع ساختمان منش شخص نمایانگر کانال مخصوصی است که انرژی در روند زندگی در آن جریان پیدا می‌کند.
منش نه تنها موجب اقدامات مدام یک نواخت « معقول» است، بلکه پایه قضاوت شخص درباره جامعه نیز می‌باشد.منش کودک از منش والدین او شکل می‌گیرد.منش والدین و روش پرورش کودک آنان نیز به نوبه خود متأثر از ساختمان اجتماعی فرهنگشان است.خانواده‌های عادی و معمولی« آژانس روانی» جامعه بوده، و کودک با تطبیق دادن خود با خانواده‌اش منشی را به دست می‌آورد، که او را برای انجام وظایف اجتماعی زندگی در مراحل بعدی آماده می‌سازد.او منشی را کسب می‌کند که کاری را که باید بکند به او می‌آموزد، و همچنین آن منش هسته مرکزی عوامل مشترک او با طبقه اجتماعی مربوط می‌باشد.این حقیقت که بیشتر اعضاء یک طبقه اجتماعی یا فرهنگی در عناصری از منش‌ها با هم شریک‌اند و اصطلاح « منش اجتماعی» که نماینده هسته اصلی ساختمان منش اکثر مردم متعلق به یک فرهنگ بخصوص می‌باشد نشان می‌دهد که چگونه منش وسیله الگوهای فرهنگی و اجتماعی شکل می‌گیرد.ولی باید بین منش اجتماعی و منش فردی که بین افراد وابسته به یک فرهنگ متفاوت است فرق بگذاریم.این تفاوت‌ها تا حدی به علت تفاوت در شخصیت والدین، تفاوت روانی و مادی در محیط اجتماعی است که کودک در آن پرورش می‌یابد. تفاوت‌های مذکور و همچنین معلول تفاوت‌های سرشتی بخصوص مزاجی می‌باشند.از لحاظ ژنتیک، ساخت منش فردی نتیجه برخورد تجربیات زندگی، فردی و فرهنگی، با مزاج ساختمان فیزیکی فرد است.محیط زندگی دو نفر هرگز مشابه و نظیر هم نیست، زیرا تفاوت در سرشت سبب ایجاد محیط متفاوت می‌گردد.عادات و افکار صرف که محصول انطباق شخص با الگوی فرهنگی بوده و ریشه در منش شخص ندارند به آسانی در نتیجه نفوذ الگوهای اجتماعی جدید تغییر پیدا می‌کنند.از طرف دیگر اگر رفتار شخص ناشی از منش وی باشد، پر از انرژی بوده و فقط زمانی

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید