مشاهده بیش از پانصد نفر مجرم در دادگستری این شهر می باشد. در این پایان نامه توانسته ایم به این نتیجه برسیم که بین مزاج افراد بزهکار و غیر بزهکار تفاوت معناداری وجود دارد. خروجی حاصل نشان می دهد که فراوانی مزاج دم و صفرا از سایر گروه ها بیشتر بوده و تفاوت معناداری با سودا و بلغم دارد.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

واژگان کلیدی: جرم، شخصیت،تیپ، مزاج یا طبایع، اخلاط اربعه.

فصل اول
کلیات تحقیق

1-1- مقدمه
عصر ما، زمان اضطراب‌ها و گسیختگی‌هاست: دلهره‌های دائمی از بدیهایی که بیش از پیش ما را نگران می‌کنند، گسیختگی‌های- بیشتر اخلاقی تا مادی- انسان را به خشکسالی تدریجی عواطف و قحطی فضائل بشری انجامیده است. انسان امروز در خطر غرق در این نگرانی‌هاست و تنها امید به رهائی از آنچه در دایره زمان با تارهای رنج و زشتی بافته‌اند روشنابخش زندگانی اوست.این امید به حقیقت دلبستگی به بقاء صیانت، لیاقت و شخصیت آدمیست که بیش از هر زمان دیگر و به انحاء مختلف در مخاطره کینه‌توزیها، عداوتها، حقارتها و جاه‌طلبی‌های فراوان قرار گرفته، به نحوی که انسان متعالی با گریز از خویش و به تمنای وصل وجودی دیگر، به حیات خود ادامه می‌دهدتا شاید بدیها پایان گیرند و از لابلای بقعه‌های زندگی نور گرم و روشن وجودش را در بر گیرد و از هراس و دلهره دورش نماید.در میان بدیهای گوناگون که انسان مضطرب و نگران را در بر گرفته، بزهکاری همچنان عامل چشمگیر و دلهره‌آور زمان ماست.وجود «اجتماع» به عنوان یک واقعیت با جریانی دائمی و تقسیم نقش افراد (با این توضیح که برای هرکس حقی وجود دارد و وظیفه‌ای) ایجاب می‌کند که جامعه در صلح و آرامش به سر برد.به عبارت دیگر جامعه باید «ایمنی دائمی» را در رگهای خود حس کند.اما این آرامش همیشه امکان پذیر نیست، چه« حاشیه نشینان اجتماع» اعم از تهدیدکنندگان امنیت و بزهکاران با یورش به این احساس دائمی، ایمنی آن را به طور مداوم در خطر قرار می‌دهند.بنابراین«بزهکار» که به زعم جامعه طغیانگریست علیه مصالح عمومی همچنان دوران قدیم«ضد اجتماعی»،« خطرآفرین» و « ترس‌آور» می‌نماید. حکایتی است تقریباً بدین مضمون:« هر روز که از خانه برای رفتن به محل کار خود خارج می‌شدم پیرزن همسایه را می‌دیدم که تحمل سالهای طولانی زندگی قدش را خمیده کرده بود و نفسهایش حتی یارای کشیدن بار سبک تن نحیف او را نداشتند و با این همه با سبدی در دست راه کوتاه خانه خود را تا مغازه نانوائی که در چند متری آن قرار داشت دور می‌زد و دور می‌کرد و با طی مسافتی چند برابر بیشتر از راه کوتاه موجود، خود را به مغازه نانوا می‌رسانید.متعجب از این عمل او، روزی سؤال کردم که چرا راه کوتاهتری را که وجود دارد انتخاب نمی‌کند و خود را بدین رنج و مرارت می‌کشاند؟
نگاهم کرد و گفت چون نمی‌خواهم هر روز دیوار زندان را که در کنار خانه ماست ببینم و از کنار آن عبور کنم.»
بی تردید چه کسانی رگ‌های آزادی خود را بریده‌اند و تنفس در هوای باز و آزاد مخارج را با تحمل در محیط غم گرفته و نامطلوب زندان مبادله کرده‌اند؟ و از زندان، اعدام و دیگر مجازاتهاست که سوالها یکی پس از دیگری به ذهن می‌رسد:
چگونه است که فردی کلاه دیگری را برمی‌دارد و یا به ناموس انسانی دیگر تجاوز می‌کند و حیات دیگران را نادیده می‌انگارد؟ برای چه این کارها را انجام می‌دهد و در جستجوی چه بدین راه قدم می‌گذارد؟
بشر از خویشتن می‌پرسد: چطور می‌شود که شخص «آزادی» این گرانبهاترین نعمت وجود را بی‌بها انگارد و کدامین منطق می‌پذیرد که انسان حیات خود، این شریفترین موهبت را در گروی لحظه‌ای از احساسات خویش قرار دهد و با دست خود پایان بر دفتر زندگی خویش بنویسد؟ و عقل چگونه توجیه می‌کند تا بشر، آبرو و حیثیت خود را که سالها برای به چنگ آوردن آن زحمت کشیده و رنج برده به سادگی چون کاغذ پاره‌ای در زباله‌دان بریزد؟
چه در آنجا که فرد با «دیگری» در کشمکش و خصومت است و چه در اینجا که با « خویشتن» در مجادله و جنگ، ما را به تفکر در پدیده جرم و علل آن می‌کشاند.
جرم و مجرم هنوز از نگرانیهای عمیق بشر سرگشته قرنی است که تلألؤ خیره کننده علم را در آن می‌توان دید.
دلهره جامعه از بزه و بزهکار بیهوده نیست.چه همچنانکه یکی از جرم شناسان می‌گوید:«همه می‌ترسند از اینکه مالشان را به سرقت برند، به ناموسشان تجاوز کنند، کلاهشان را بردارند و آبرویشان را بریزند و جانشان را بگیرند.» و این ترس نه تخیلی است بافته شده در ذهن و نه تصوری خالی از واقعیت.از سویی ترس و دلهره و از سوی دیگر سؤال و پرسش. چرا جرم و چرا مجرم؟
مروری بر کثرت جرائم در عالم و در کشور ما بازگو کننده این واقعیت است که بزهکاری یکی از بلاهای بزرگ امروز ماست اما چرا جرم – چرای جرم ؟ برخی به دنبال آنند که بفهمند چه علت و یا عللی وجود دارد که در جامعه ‌ای معین و با ساختاری مشخص عده‌ای با ارتکاب جرائم زندگی می‌کنند و گاه زندگی خود را نیز برای اینگونه زیستن از دست می‌دهند و چگونه است که در چنین جامعه‌ای «الف» و نه «ب» آدم می‌کشد؟و یا «ج» و نه«دال» سرقت میکند؟جامعه در این میان چه نقشی دارد و چگونه می‌تواند پیشگیری از جرم نماید؟ چرا برخی جرائم بیشترند و برخی کمتر؟چرا برخی از نقاط جرم پرور است و برخی نیست؟چرا مردان بیشتر از زنان مرتکب جرم می‌شوند؟ و چرا با دوران بلوغ بیش از دوره‌های دیگر زندگی بحرانی است؟آیا اخلاط و مزاج در شکل گیری جرم تأثیر دارد و آیا بین تیپ های مختلف مزاجی و شکل گیری جرم ارتباطی وجود دارد؟ و بالاخره همانطور که گفته شد چگونه است که مجرم با ارتکاب جرم هم خود را دچار خطر می‌سازد و هم دیگری را؟ و بسیاری از چراهای دیگر که قرنها بی‌جواب مانده بود.
علم جوان جرم شناسی کوشش می‌کند تا به این پرسشها و بسیاری دیگر در حد توان پاسخ گوید.جرم‌شناسی به عنوان شاخه‌ای از علوم اجتماعی به دلیل تحول سریع علم در قرن اخیر سعی در شناخت علمی قسمتی از مسائل تخیلی بشر کرده و به ویژه همّ خود را بر توجه علل وقوع جرم معطوف داشته است بی‌آنکه گرفتار تخیلات تازه‌ای شود و یا دستخوش پیش‌داوریهای زودگذر گردد.در این راه جرم‌شناسان نه مدعی شناخت همه علتها هستند و نه امیدوار به نتیجه‌بخش بودن همه درمانها، بلکه کوشش ایشان در حد امکان و استطاعت کمک به دیگر علما،کارشناسان و متخصصان علوم انسانی و اجتماعی است تا بتواند اولا با شناختن علل جرم، اقدامات پیشگیرنده‌ای برای مصونیت جامعه از بزه پیدا نمایند و با تفسیر و تجربه نتایج حاصله در تکمیل این اقدامات موفق شوند ثانیاً انسان مجرم را بشناسند و وبدانند برای چه مرتکب جرم شده و چگونه می‌توان او را برای بازگشت به جامعه آماده کرد، ثالثاً مجازاتها و به خصوص زندان را با اقداماتی جدی به محیطی درمانی و تربیتی تبدیل کنند تا کیفر بیش از آنکه جرم‌پرور باشد، اصلاح کننده گردد، که نتیجه این شناخت و درمان هم به نفع مرتکب جرم است و هم جامعه را مصون خواهد داشت و نیز تلاش نماید تا از تدابیر و اقداماتی پیشگیرنده به جای مجازاتها بهره‌گیری کنند.
هراس از شناخت درد ما را از برخورد با واقعیات دور می‌سازد،چه ناشناخته رها کردن ناهنجاریها از ترس مورد سؤال قرار گرفتن و عدم توانایی برای پاسخ دادن بیشتر هراس انگیز است تا شناختن خلل و آسیبها و درمان آنها.
پایان نامه‌ای که پیش رو دارید مقدمه و رهنمودی است در اسلوب شناخت عوامل و علل بروز و پیدائی دردها، بیماریها، ضایعات انسانی، ریشه‌های ناسازگاری و نابسامانی و آسیب‌های اجتماعی به نام بزهکاری.
شاید بتوان گفت نگارنده پس از صدها سال بار دیگر سراغ موضوعی شگرف و تأثیر گذار آمده است. موضوعی که اگرچه بسیار تنها و غریب در معرکه علم تجربی به گوشه‌ای رانده شدهاما این غربت چیزی از تأثیرگزاریش و عمق و نگاه زیرکانه‌اش کم نمی‌کند – اخلاط اربعه – آری، مزاج و اخلاط اربعه تاثیر ه بر روی جرم دارد. موضوع این پایان نامه است، می‌خواهیم این موضوع را مورد بازشناسی قرار دهیم که آیا بین نبض قوی و پر قدرت (مزاج گرم) و بروز جرم ارتباط وجود دارد؟ آیا بدن افراد سردمزاج و ضربان ضعیف و سست آنها ونوع خاصی از جرم‌ها را در پی خواهد داشت؟
آیا اخلاط اربعه (صفراء – دم – بلغم و سوداء) و نوع خاص از سوخت و ساز یا فعل و انفعالات شیمیایی که بر می‌انگیزد با کمیت و کیفیت جرم و بزه ارتباط دارد؟ و در ادامه سیستم اسیدی و بازی چیست؟ در این پایان نامه ابتدا به تعریف جامعی شخصیت دست می‌یابیم. عناصر و ارکان تشکیل دهنده و هم‌چنین انواع طبقه‌بندی آن را بررسی می‌کنیم و در عش دوم به مرکز ثقل بحث خود یعنی تیپ شناسی یا همان اخلاط اربعه و جرم می‌پردازیم.
بسیار واضح است قبل از انکه به موضوع اخلاط یا مزاج بپردازیم باید از کل به سمت جزء برویم. اخلاط و مزاج جزئی از شخصیت محسوب می شود. دانشمندان و پژوهشگران که در طبقه بندی شخصیت و تعریف آن به تأثیر تن و خصوصیات آن توجه داشته اند شخصیت را به مزاج های مختلف طبقه بندی کرده اند. بنابراین مناسب است قبل از ورود به بحث اخلاط و مزاج تعریف جامع و خاصی از بحث شخصیت به عنوان یک موضوع مادر و کلی بپردازیم.

1-2- بیان مسئله
طبق آمار سال 1378 حدود نزدیک به 160 هزار زندانی در زندان های ایران بوده اند که نزدیک به 90هزار تن از آنها درارتباط با مواد مخدر دستگیر گردیده بودند. 10 سال بعد نیز در تابستان 1388 یکی از مسئولین قوه قضائیه کشور اعلام کرد که سالانه هشت میلیون پرونده در دادگستری ثبت گردیده است (عبدی و همکاران،1388). بدیهی است که هر پرونده به طور عادی دو طرف دارد و شاید بتوان گفت 16 میلیون نفر از مردم به دادگستری مراجعه می کنند و این یعنی به طور متوسط حدوداً هر خانوار سالانه یک بار به دادگستری رفت و آمد دارند. اگر این رقم را با رقم مجرمینی که خارج از زندان هستند و ارقام مخفی بزهکاری در ایران بررسی کنیم متأسفانه با افزایش بزهکاری مواجه هستیم که اگرچه نمی توان از لفظ بحران در حد فعلی صحبت کرد اما شرایط جامعه شرایطی شبه بحرانی را در جامعه ایجاد کرده است که می توان لااقل به نوعی از اصطلاح جامعه جرم انگیز استفاده کرد.
بدیهی است در چنین جامعه ای و انتشار چنین اخباری نیاز به علومی مانند جرم شناسی والبته علوم وابسته بیش از پیش احساس می شود. علومی که مباحث ومفاهیم مربوط به جرم واصطلاحاتوابسته را شرح و بسط دهد. علومی که به سوالات فعالان علوم اجتماعی و علوم انسانی در حوزه پیشگیری، درمان و کنترل جرم پاسخ جامعه و کاملی بدهد- سوالاتی از قبیل:
نحوه تشکیل شکل گیری جرم چگونه است؟
چرا در برخی جوامع یا در برخی قومیت ها جرم بیشتر به وقوع می پیوندد و در بعضی از آنها کمتر اتفاق می افتد؟
چرا مردان بیش از زنان مرتکب جرم می شوند؟
چرا دوران بلوغ بیش از دوران های دیگر بحرانی و مستعد بروز جرم می باشد؟
چگونه است که انسانی با ارتکاب جرم هم خود را و هم دیگری را به خطر می اندازد؟
و بسیاری از سوالات دیگر که دانستن پاسخ جامع و کامل آنها به مدیریت، کنترل والبته پیشگیری از ارتکاب جرم و تدوین برنامه ای در راستای این هدف کمک شایانی خواهد کرد.
علم جوان جرم شناسی همواره کوشش می کند در حد توان به این پرسش ها پاسخ گوید. البته علمای جرم شناسی اذعان دارند نتیجه‌بخش بودن همه درمان ها و راهکارها منوط به شناخت کامل درد و بیماری هاست. این شناخت کامل هم به نفع مرتکب جرم است و هم جامعه را مصون خواهد کرد. اما واقعاً برای پاسخ به سوالات پیش رو و شناخت کامل درد باید چه کرد؟ چگونه باید درد را واکاوی کرد تا پس توانست مرهمی به کار بخور تولید کرد.
امابه راستی درد چیست؟ شاید بتوان گفت دریک جمله درد یعنی همان عوامل جرم زا یا علل پیدایش جرم و مجرم. همان علل و زمینه ای که از بین الف و ب الف ر مجرم، تبهکار، مرتکب و ب را غیر جرم و سالم می کند. برخی عوامل جرم زا را به این گونه تقسیم کرده اند:
1- عوامل درونی 2-عوامل بیرونی
در توضیح عوامل بیرونی باید چنین گفت که منظور از این عوامل محیط، سطح اقتصاد، فرهنگ و اجتماعی دانست که دراین جا موضوع بحث ما نیست. ما سعی داریم یکی از چندین عوامل دروین را در این پایان نامه به بحث و تبادل نظر بگذاریم.
وقتی نگاهی به سایر عوامل درونی ایجاد کننده جرم نگاه می کنیم شاید بتوان همه آنها را در یک واژه خلاصه کرد. واژه ای که در عین کوتاهی وتلخیص خود بیانگر موضوعات و مفاهیم گستردهای باشد. پس از واکاوی واژه های بسیار جامع ترین و بنیانی ترین واژه همان شخصیت است- شاید بتوان گفت شخصیت و کم و کیف خاص آن محور اصلی عوامل درونی ایجاد گستره جرم خواهد بود- شخصیت علت العلل شکل گیری جرم و مجرم است- در تعریف شخیصت هر کسی به گونه ای سخن گفته است.

اما واقعاً شخصیت چیست؟ چه چیزهایی بر روی هم شخصیت را شکل می دهد؟
مبحث شخصیت و جرم از زمان بقراط تاکنون در تحقیقات، تألیفات و مقالات زیادی توسط دانشمندن گوناگون به تبادل نظر گذاشته شده است و از آن زمان تاکنون این مسأله مطرح بوده است. اما به اعتقاد نگارنده شاید بتوان برای تعریف جامع و کامل شخصیت به تعریف زیر اشاره کرد:
شخصیت را مجموعه ویژگی های جسمی، روانی، عاطفی و اجتماعی در افراد توصیف می کنند و بنابراین آنچه به وجودآورنده این ویژگی ها به شمار می آید شخصیت نامیده می شود.

1-3- پیشینه تحقیق
در ارتباط با زمینه بنیادین پژوهش حاضر تحقیقاتی انجام شده است، سالهایی که لومبروزو پزشک نظامی، استاد دانشگاه و بنیانگذار انسان شناسی جنایی مولف کتاب مشهور مرد جنایتکار تئوری جرم شناسی زیستی را مطرح کرد. تئوری که معتقد است مجرمان دارای 20 علائم جسمانی و 14 علائم روانی می‌باشند. با نگاهی به مجموعه 34 علائمی که او گفته (نگاه تند و خشمگین، آروااره بزرگ و پرحجم، صورت دراز پهن و بی‌تقارن، پا بزرگ و بی‌تناسب، فقدان پیش‌بینی، خیال پردازی و …) می‌توان به راحتی اذعان داشت که او نیز اگر چه با اصطلاحات خودش اما در واقع دارد خصوصیات گرم مزاجان را برمی‌شمرد. به هر حال او اولین شخصی است که خود می‌گوید سالها در میان اجساد مردگان و زنده‌ها به تحقیق پرداخته تا عاقبت ضمن مشاهده یک رشته نابهنجاریها در پشت سر یا مغز میانی و … توانسته مسأله طبع را به عنوان منشأ جنایات تدوین و تحلیل کند. (کی‌نیا ،1388) پس از او نظریه پردازان دیگری با نامهای هوتن، دی تولیو، شواب و سازا-پا به عرصه این دست از مطالعات نهادند اما شاید بتوان از بین همه به دو تن از برترین نظریه‌پردازان که تئوریشان شباهت بیشتری به اخلاط اربعه دارد اشاره کرد. «کرچمر و شلدون»، کرچمر در اوایل قرن بیستم ظهور کرده است. او استاد دانشگاه زوریخ آلمان بود. از 167 جلد کتاب که بیشتر در زمینه علوم روانی می باشد منتشر شده است. طبقه‌بندی را که او از مجرمان ارائه کرده است. در کتابی به نام «ساخت بدن و منش» مورد بررسی قرار داده است همچنین طبقه‌‌بندی او پس از همه طبقه‌بندی‌ها توجه جرم شناسان بعد از خودش به جلب کرده است. او در این طبقه‌بندی از سه تیپ یاد می‌کند، تیپ استخوانی، تیپ شکمی و تیپ عضلانی یا سخت پیکران- او اینگونه بیان می‌کند:
«که بالاترین رقم تبه‌کاران مربوط به استخوانی‌ها و پس از آن سخت پیکران و در ردیف پایین‌تر، رقم مربوط به شکمی‌ها می‌باشد»(کی نیا،1388) او برای استخوانی‌ها و سخت پیکران علائمی مانند : قدی بلند، بدنی لاغر، عصلانی نیرومند، استخوان بندی محکم، خیال پرور، پریشان احوال و بدبین را ذکر می‌کند که بعضا با علائم ذکر شده برای مزاج گرم مطابقت دارد. حال جالب آنکه: او وقتی می‌خواهد در مورد فربه تنان (یا همان سرد مزاجان) صحبت کند از علائمی مانند: شکم برآمده- سری گرد- عضلانی نرم- انباشته از مواد چربی- بشاش- خوش بین سخن می‌گوید، به نظر می‌رسد تفاوت با دیدگاه کرچمر ب

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید