1985 برر سی کردند. برای برآورد هزینه حقوق صاحبان سهام مورد انتظار، مدل های EBO، گبهارت، لی و سوامیناتان(GLS ) ، تنزیل سود سهام و رشد گوردن استفاده شد. نتایج نشان داد که هزینه سرمایه مورد انتظار با ارائه صورتهای مالی سالانه رابطه معکوس و با گزارش های مالی میان دوره ای رابطه مستقیم دارد. برای نوع سوم افشا رابطه ای مشاهده نشد.
دال ری مورسیا، دو سانتوز(2011) طی پژوهشی به بررسی تأثیر 12 عامل تعیین کننده مالی وغیر مالی بر افشای داوطلبانه اطلاعات در گزارشگری سالانه شرکتهای حاضر در بورس اوراق بهادار برزیل طی سالهای 2006-2009 پرداختهاند. این عوامل شامل اندازه شرکت، نوع صنعت، tobin’s Q ، ساختار مالکیت، سود اوری، اهرم مالی، حاکمیت شرکتی، انتشار سهام، فرصتهای رشد، تمرکز گرای ،شرکت های حسابرسی، بین المللی گرایی می باشند. بر اساس نتیجه پژوهش آنان عوامل نوع صنعت، tobin’s Q، سود آوری، اهرم مالی و نوع شرکتهای حسابرسی تأثیر مثبتی بر میزان افشای اطلاعات در گزارشگری سالانه دارند ودر مقابل عوامل اندازه شرکت، وفرصتهای رشد و حاکمیت شرکتی تأثیر مثبتی ندارند. وحتی عامل فرصتهای رشد شرکت تأثیری منفی نیز بر میزان افشای داوطلبانه دارند وعوامل دیگر یعنی تمرکز گرایی وانتشار سهام و بین المللی گرایی نیز تأثیرات متغیری داشته اند که تفسیرمعناداری حاصل نگردیده است.
لاترادیس(2011) در تحقیقی به بررسی ارتباط بین سطح افشای اطلاعات واقلام تعهدی غیر عادی در شرکت های آمریکایی در بازه زمانی 2002 الی 2009 پرداخت. نتیجه تحقیق آن نشان داد که با افزایش سطح افشای شرکت ها باعث کاهش اقلام تعهدی غیرعادی شده است بنابراین نتیجه گرفت که بین سطح افشای اطلاعات و اقلام تعهدی غیرعادی رابطه منفی معناداری وجود دارد.
چااُو و گری67(2011) در تحقیق خود با عنوان ” ساختار مالکیت و افشای اختیاری شرکت در هنگ کنگ و سنگاپور “ با استفاده از تحقیقات تجربی پیشین در زمینه افشاسازی در بازارهای پیشرفته غربی، ارتباط ساختار مالکیت با افشای اختیاری شرکتهای ثبت شده در بخشهای آسیایی بورس هنگ کنگ و سنگاپور را مورد آزمون قرار دادند.و هدف خود را آزمودن رفتار افشای اختیاری شرکتهای پذیرفته شده در دو بازار مهم آسیایی یعنی سنگاپور و هنگ کنگ (چین) عنوان نمودند. آنان فرضیات زیر را تبین نمودند:
: H1بین مالکیت گسترده و وسعت افشای اختیاری اطلاعات شرکت های هنگ کنگ و سنگاپور رابطه مثبتی وجود دارد.
: H2بین مالکیت خانوادگی یا متمرکز و وسعت افشای اختیاری اطلاعات شرکت های هنگ کنگ رابطه منفی وجود دارد.
برای بررسی فرضیات فوق از چک لیست افشای اختیاری مبتنی بر مطالعه مک و دیگران(1995) که آنرا تاحدودی توسعه داده بودند، استفاده کردند. نتیجه حاصل از تحقیق نشان دهنده این وضعیت بود که بین مالکیت گسترده و وسعت افشای اختیاری اطلاعات شرکت رابطه مثبتی وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که بین شرکتهای با مالکیت خانوادگی که هیات مدیره توسط اعضای خانواده کنترل می شود با افشای اختیاری رابطه منفی وجود دارد.
ایتدرج، ونگ و همکاران(2011) به بررسی ارتباط بین اندازه شرکت ، کیفیت حاکمیت شرکتی و اخبار بد بر سطح افشای مطلوب شرکت های آمریکایی پرداختند. آنان نمونه ای متشکل از 128 شرکت آمریکایی بین سالهای 2005 تا 2007 انتخاب کردند و همچنین برای تجزیه و تحلیل داده ها از رگرسیون چندگانه استفاده کردند. نتیجه تحقیق آنها نشان می داد که ارتباط معناداری بین اندازه و کیفیت حاکمیت شرکتی و افشای شرکت ها وجود دارد همچنین تجزیه و تحلیل آنها وجود رابطه منفی معناداری بین اخبار بد و سطح افشای مطلوب را نشان داد.
کوک و هنیفا(2012) به بررسی ارتباط بین تعداد مدیران اجرایی، فرهنگ و ویژگیهای شرکها با گسترش افشا داوطلبانه در گزارشهای سالیانه شرکتها در مالیزی پرداختند. آنها 65 مورد از موارد افشا داوطلبانه را برای مطالعه مشخص کردند و نتایج حاصل از مطالعات نشان داد که بین تعداد مدیران اجرایی و گسترش داوطلبانه افشای اطلاعات رابطه معنی داری وجود دارد و همچنین بین سایرعوامل تحقیق و افشای داوطلبانه نیز رابطه معنی داری وجود دارد.
هوگز و پی68(2012) در تحقیقی با عنوان ” افشای اختیاری اطلاعات دقیق “ مدلی از کسب سود توسط موسسین شرکت و افشای اختیاری اطلاعات دقیق را بعنوان مکملی برای افشای اطلاعات اولیه در تخمین ارزش داریی های قابل معامله، ارائه می دهند. در این مدل موسس شرکت که یک دارایی به او تعلق دارد، به دنبال این است که آن دارایی را به صورت رقابتی به سرمایه گذاران بفروشد. قبل از فروش دارایی، موسس شرکت، نسبتهای را در مورد ارزش دارایی، افشا می کند. بر همین اساس آنها در تحقیق خود فرضیات زیر را بنا نهادند:
: H 1 زمانیکه، تخمین ها از انتظارات اولیه تخطی کنند، اگر این تخطی کمتر یا برابر ارزش میانبر باشد موسس شرکت از افشای اطلاعات دقیق خود داری می کند و در صورت بزرگتر بودن افشا سازی می کند.
2 : H چنانچه تخمین کاهش یابد، مجموعه عدم افشا سازی توسعه می یابد.
:H 3 رفاه موسس شرکت، در مورد افشا سازی اختیاری کمتر از افشا سازی اجباری است.
تحلیل های انجام شده توسط آنها نشان داد که وقتی تخمین ها بزرگتر( کوچکتر) از انتظارات اولیه است، فروشنده گان دارایی، تحریک می شوند تا اطلاعات با دقت بالا را افشا کنند و اطلاعات با دقت پایین تر را افشا نکنند. افشا سازی اجباری اطلاعات دقیق، به نظر می رسد که نسبت به افشا سازی اجباری تخمین ها، کمتر قابل تصور است.
ماتولسی و چااُو69 (2012) تحقیقی با عنوان ” ارتباط بین ترکیب هیات مدیره و انواع متفاوت افشای اختیاری اطلاعات “انجام دادند و برای تعیین میزان افشای اختیاری اقدام به بررسی 67 مورد گزارش سالانه پرداختند تا شاخص افشای اختیاری اطلاعات را در شرکت های استرالیایی شناسایی کنند. سپس آنها نمونه ای 324 شرکتی از میان شرکت های استرالیایی که جزء500 شرکت برتر استرالیا بودند جمع آوری نمودند. پس از بررسیهای بعدی نمونه مورد نظر به 181 شرکت رسید. با انجام تحلیل رگرسیون دو مرحله ای نتایج زیر حاصل گردید:
(1)ارتباط مثبتی بین ترکیب اعضای هیات مدیره و افشای اختیاری اطلاعات شرکت ها در گزارشات سالانه وجود دارد.
(2) هیات مدیره مستقل اطلاعات را به صورت اختیاری و بیشتر افشا می کنند و حتی اطلاعات استراتژیک را افشا می نمایند. با این وجود ساختار هیات مدیره با افشای اختیاری اطلاعات مالی تاریخی واطلاعات غیر مالی ارتباطی ندارد.
پاتیلی و پرنسیپ70 (2012) در تحقیق خود با عنوان ”رابطه بین افشای اطلاعات اختیاری و مدیران مستقل در نظر سهامداران عمده “ اقدام به بررسی همبستگی بین دو مکانیزم کنترلی یعنی افشای اختیاری و مدیران مستقل پرداختند. در انجام تحقیق خود برای ارزیابی افشای اختیاری شرکت ها از شاخص های افشای پیشنهادی توسط بوتوسان پس از تعدیل از بابت الزامات افشای اطلاعات در ایتالیا استفاده نمودند.
برای انجان این آزمون آنها فرضیه خود را چنین بیان نمودند: سطح افشای اختیاری همبستگی مثبتی با نسبت اعضای مستقل هیات مدیره ترسیم شده شرکت بواسطه وجود سهامداران عمده دارد. به منظور آزمون فرضیه نمونه ای با حجم 175شرکت ایتالیایی در سال 2002 انتخاب گردید. نتایج آزمون آنها نشان داد که بواسطه حضور سهامداران عمده یک رابطه مثبتی بین نسبت مدیران مستقل در هیات مدیره و میزان افشای اختیاری گزارش شده توسط شرکت ها در گزارش های سالانه وجود دارد.
زیی و یانگ و چااُو (2012)در تحقیقی با عنوان »عوامل تعیین کننده و ویژگی های افشای اختیاری مبتنی بر اینترنت در شرکتهای چینی«هدف خود را بررسی عواملی که باعث شد تا شرکتهای چینی گزارش دهی اینترنتی را بصورت اختیاری اتخاذ کنند اعلام نمودند. نمونه مورد بررسی آنها شامل 300 شرکت از بین شرکتهای پذیرفته شده از سال 2001 در بورس چین بود. و فرضیات ذیل را تدوین نمودند:
: H 1 سطح افشای اطلاعات مبتنی بر اینترنت در شرکتهای چینی با نسبت مالکیت دولتی کاهش می یابد و با نسبت مالکیت ایالتی نسبت مستقیم دارد.
: H 2سطح افشای اطلاعات مبتنی بر اینترنت با نسبت مالکیت اشخاص قانونی نسبت مستقیم دارد.
: H 3سطح افشای اطلاعات مبتنی بر اینترنت با نسبت مدیران مستقل در هیات مدیره رابطه مستقیم دارد.
: H 4 سطح افشای اطلاعات مبتنی بر اینترنت در شرکتهای چینی که به وسیله شرکتهای حسابرسی بین المللی حسابرسی می شوند بیشتر است.
: H 5سطح افشای اطلاعات مبتنی بر اینترنت با نسبت مالکیت خارجی رابطه مستقیم دارد.
آنها به این نتیجه رسیدند که مالکیت ایالتی برای افشای اطلاعات دارای اثرات منفی است چراکه آنها تقاضای افشای اطلاعات را از شرکت ندارند و دغدغه آنها سود آوری نمی باشد و مالکیت اشخاص قانونی دارای اثرات مثبت هستند زیرا آنها دارای مشوق ها و قابلیت های برای نظارت بر شرکت ها می باشند. در این میان مالکیت های خصوصی هیچ تاثیری بر افشای اینترنتی ندارد. دلیل آن می تواند نسبت کم میزان مالکیت آنها در شرکت دانست.
2-4-2 تحقیقات انجام شده در ایران
قائمی و وطن پرست(1384) نقش اطلاعات حسابداری در کاهش عدم تقارن اطلاعاتی در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قراردادند. جامعه آماری تحقیق، متشکل از ١٢١ مورد اعلان سود برآوردی شرکت ها در طول سال های١٣٨١ تا ١٣٨٣بوده است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داده است که در طی دوره مورد مطالعه، عدم تقارن اطلاعاتی در بورس اوراق بهادار تهران بین سرمایه گذاران وجود داشته و این امر در دوره های قبل از اعلان سود به مراتب بیشتر از دوره های پس از اعلان سود است. هم چنین مشخص شده است که عدم تقارن اطلاعاتی با حجم مبادلات و قیمت سهام مرتبط بوده است به طوری که در دوره قبل از اعلان سود حجم مبادلات افزایش یافته و قیمت سهام شرکت ها نیز دچار نوسان شدند.
عثمانی و عباسی(1386) رابطه بین هزینه سرمایه با سطح افشای اطلاعات مالی در87 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را بررسی کردند پرداختندو نمونه 87 شرکت از شرکتها ی پذیرفته شده در بورس تهران بوده است. نتایج نشان داد بین سطح افشای اطلاعات و هزینه سرمایه ای (هزینه حقوق صاحبان سهام، هزینه بدهی) رابطه معنی داری وجود ندارد.
عرب مازار و ارزیتون(1387) رابطه ویژگیهای ساختار مالی و عملکرد شرکت ها را با سطح افشای اطلاعات در صورتهای مالی شرکت ها را بررسی کردند و با نمونه ای شامل50 شرکت از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادرار تهران به این نتایج رسیدند:
1-بین ویژگیهای ساختار مالی و عملکرد شرکت ها و افشای کافی در صورتهای مالی رابطه معنی داری وجود دارد.
2- بین ویژگیهای عملکرد شرکت و افشای کافی در صورتهای مالی رابطه معنی داری وجود دارد.
پارچینی پارچین (1388) رابطه بین افشای اطلاعات اختیاری و نسبت اعضای غیر موظف هیات مدیره را مورد بررسی قرار داد. در این تحقیق دو مکانیزم کنترلی، یعنی افشای اختیاری (مکانیسم کنترل خارجی) و مدیران غیرموظف (مکانیسم کنترل داخلی)، که تقبل دهنده مسکلات نمایندگی می باشد، مورد مطالعه قرار گرفت. به همین منظور نمونه ای از شرکت های تویدی حاظر در بورس که صورت های مالی و گزارش فعالیت های هیات مدیره مربوط به 29 اسفند سال 1385 را منشر کرده بودند، انتخاب و در نهایت شامل 239 شرکت گردید. نتایج تحقیق نشان داد که مدل به کار رفته، 20 درصد از تغییرات افشای اختیاری راکه در حدود یافته های قبلی نیز باشند. این در حالی است که رابطه معنی داری بین افشای اختیاری و مدیران غیرموظف یافت نشد.
خلاصه فصل
در این فصل به بررسی ادبیات و

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید