جنکینز آمده است، مورد نظر معامله گران سهام است که این افزایش افشا موجب نوسان هایی در قیمت سهام شده و از این طریق افزایش ریسک و افزایش هزینه سهام عادی را بدنبال خواهد داشت.
لانگ برگ و سیوارماکریشنان43(2007)،تصمیم مدیر برای افشاسازی را درزمانی که تحلیلگران کیفیت افشا را مورد بررسی قرارمی دهند، تحلیل نمودند. آنها به این وضعیت تعادلی دست یافتند که مدیران بطور داوطلبانه، اطلاعات نامطلوب را تنها زمانی که بطور شایسته بررسی شده باشد، افشا می کنند حال آنکه در مورد اخبار مطلوب حتی اگر با صحت کمتری وجود داشته باشد، افشا را انجام می دهند. آنها در مقاله خود نشان دادند که تحلیلگران، افشای اخبار خوب را بر بررسیهای بیشتری استوار می کنند.
ورسچیا (1983) نشان داد که مدیران فقط زمانی اطلاعات را افشا می کنند که منافع ناشی از آن بیش از هزینه مالکانه ( خصوصی)آن باشد.
واگن هوفر(1990) خاطر نشان کرد که شرکتها به رشد هزینه های سیاسی بواسطه پیروی از راهبرد عدم افشا، واکنش نشان می دهند.
وری فاید44 و دیگران بحث می کنند که ارتباط بین تمرکز مالکیت و محتوای اطلاعات حسابداری، مثبت است. آنها، بیان می کنند که به خاطر تمرکز مالکیت بیشتر، شرکتها تمایل بیشتری دارند تا اطلاعات حسابداری را افشا کنند که این، نشان دهنده علم اقتصادی شرکت ها می باشد.
درنهایت، بایلی، کارولوی و سالوا45(2005 ) تاثیر اقتصادی رشد افشای حاصل در شرکتهای غیر آمریکایی به هنگام ورود سهام شان به بازار آمریکا را ارزیابی کردند. آنان دریافتند که رشد نقد شوندگی وحجم معاملات رابطه معنی داری با اعلان سود در دوره پس از پذیرش در بورس آمریکا دارد.
تاثیر متقابل ریسک گریزی نسبی بین مدیران و مالکان باعث می شود که تئوری نمایندگی برای حسابداری جذاب ترین مساله را به وجود آورد. اطلاعات یکی از ابزارها یا روش هایی است که می توان پدیده عدم اطمینان را کاهش داد وحسابداران می توانند بدین وسیله در تسهیم ریسک بین مدیران و مالکان نقش مهمی ایفا کنند(پارچینی، 1388).
2-3-2- مخاطبین افشا
سوال درباره مخاطبین افشای اطلاعات مالی، یعنی اینکه اطلاعات مالی برای چه اشخاصی باید افشاشود، به طورسنتی به این ترتیب پاسخ داده شده است که گزارشهای مالی اساسا برای سرمایه گذاران واعتباردهندگان تهیه وارائه می شود. مثلا نظرکمیته تدوین استانداردهای حسابداری مالی ایران این است که:
«هدف کلی گزارشگری مالی فراهم آوردن اطلاعاتی است که آثار مالی معاملات، عملیات و رویدادهای مالی موثر بر وضعیت مالی و نتایج عملیات یک واحد انتفاعی را بیان و از این طریق سرمایه گذاران، اعطاکنندگان تسهیلات مالی وسایر استفاده کنندگان برون سازمانی را در قضاوت و تصمیم گیری نسبت به امور یک واحد انتفاعی یاری دهد»(نشریه 113 مرکز تحقیقات تخصصی حسابداری و حسابرسی، پاراگراف40).
اما افشای اطلاعات مالی برای دریافت کنندگان ثانویه گزارشهای مالی نظیرکارکنان، مشتریان عمده، نهادهای دولتی وجامعه نیز مدنظر قرارگرفته است. یکی از دلایل عدم تاکید بر نیازهای اطلاعاتی گروههای ثانویه، نداشتن اطلاع کافی از ماهیت تصمیمات آنان است. درحالی که الگوهای تصمیم گیری سرمایه گذاران و اعتباردهندگان نسبتا روشن اعتباردهندگان درباره اعطای اعتبار به واحد انتفاعی تصمیم گیری می کنند. سهامداران، و در برخی موارد اعتباردهندگان، ممکن است درباره ابقا، عزل و حقوق و مزایای مدیریت و تغییرات عمده در خط مشی های واحدهای انتفاعی نیز تصمیم گیری کنند. بنابراین، هدفهای گزارشگری مالی در مورد این گروه از استفاده کنندگان نسبتا روشن است. در مورد سایر استفاده کنندگان، به دلیل نداشتن اطلاعات دقیق از ماهیت تصمیمات آنان، کلا فرض می شود که اطلاعات سودمند برای سرمایه گذاران و اعتباردهندگان، برای سایر گروهها نیز مفید خواهدبود(شباهنگ،1383).
چنانچه پذیرفته شود که سرمایه گذاران درمجموع، کانون توجه حسابداری می باشند می توان افشا در گزارشگری مالی را به عنوان ارائه اطلاعات لازم برای عملکرد بهینه بازار کارامد سرمایه تعریف کرد. به بیان دیگر،گزارشگری مالی باید اطلاعات کافی را به نحوی ارائه کند که پیش بینی روند توزیع سود سهام اتی و واریانس آن و همچنین کوواریانس آن با بازده کلی بازار سرمایه را امکان پذیرسازد. بدیهی است که در این جا، تاکید بیشتر بر سرمایه گذاران آگاه و دارای دانش و همچنین تحلیل گران مالی می باشد(همان منبع).
افشا برای گروههای ذینفع
در برخی دیگر ازکشورها، در پاسخ به پرسش مربوط به مخاطبین افشا، سایر گروههای ذینفع46 نظیر کارکنان و نهادهای دولتی را در کنار سرمایه گذاران قرارمی دهند و به یک میزان به نیازهای اطلاعاتی انان توجه می کنند. مثلا درکشور فرانسه، شرکتها ملزم به ارائه ترازنامه اجتماعی47 به هیاتهای متشکل از کارکنان و مدیریت می باشند. درترازنامه اجتماعی معمولی اطلاعاتی درموارد زیر ارائه می شود: (همان منبع)
1.اشتغال
2.هزینه های مرتبط با دستمزد
3.خدمات بهداشتی و ایمنی
4.سایر شرایط کار
5.اموزش کارکنان
6.روابط کار
7 .سایر شرایط زیست نظیر تامین مسکن، حمل و نقل توسط شرکت
اگرچه در کشور امریکا چنین الزاماتی برای شرکتهای سهامی وجود ندارد، اما سالهاست که درباره مطلوبیت حسابداری منابع انسانی48 بحث و گفتگو می شود. طرفداران این نظر استدلال می کنند که شرکتها به کارکنان آموزش می دهند و این آموزش به طور مسلم منافع آتی حاصل از خدمات کارکنان را افزایش می دهد. بنابراین، مخارج آموزش باید سرمایه ای محسوب و به حساب دارایی منظور شود. یا دست کم ، مشروح مخارج انجام شده برای منابع انسانی گزارش تا مورد استفاده گروههای ذینفع واقع گردد. حتی در مواردی که افشای اطلاعات برای طیف گسترده تری از مخاطبین الزامی شده است نیز تاکید اصلی بر ارائه صورتهای مالی برای مقاصد عام یا صورتهای مالی چند منظوره است(همان منبع).
2-3-3- افشای اجباری
بررسی ادبیات مالی و حسابداری نشان می دهد که موضوع افشای اطلاعات مالی در بازار های سرمایه همواره به عنوان یکی از مباحث اساسی و در عین حال پیچیده مطرح بوده است. با ظهور فرضیه بازار کارای سرمایه، بیش از هرچیز توجه محافل دانشگاهی و حرفه ای به این نکته جلب شد که در دسترس بودن اطلاعات کافی در بازار و انعکاس به موقع و سریع اطلاعات بر روی قیمت اوراق بهادار،ارتباط تنگاتنگی با کارایی بازار دارد. امروزه برای بسیاری از کشورها کارا بودن بازار از اهمیت خاصی برخوردار است زیرا آثار نهایی کارایی بازار، تعیین عادلانه قیمت اوراق بهادار و در نتیجه تخصیص مطلوب وبهینه سرمایه خواهد بود. اغلب از سرمایه گذاران و سهامداران جزء به عنوان کانون توجه در نظام گزارشگری مالی نام برده می شود. این تاکید از آنجا ناشی می شود که توسعه مستلزم گسترش فرهنگ جدید و نظام یافته سهامداری و سرمایه گذاری است که ابزار اجرایی آن عموماً بازار های بورس اوراق بهادار است.
این چنین توسعه ای عموماً با گسترش مالکیت عمومی در بین توده مردم و جذب سرمایه های کوچک و سرگردان تحقق می یابد. سرمایه گذاران جزء زمانی به مشارکت در سرمایه گذاری ها از طریق خرید اوراق بهادار تمایل نشان می دهند که نسبت به عملکرد بازارهای بورس اوراق بهادار یک اعتمادعمومی به وجود آمده باشد، این اعتماد زمانی حاصل می شود که حقوق و منافع این طبقه بندی در مقابل سرمایه گذاران عمده که به دلیل دارا بودن حق کنترل و یا نفوذ قابل ملاحظه غالباً به انواع اطلاعات و ابزارهای تصمیم گیری دسترسی دارند حمایت شود. تحقیقات مختلف نشان داده است در جوامعی که به این مهم توجه کافی مبذول گردیده نتیجه مطلوبی در توسعه بازار های سرمایه و تخصیص بهینه منابع حاصل شده است (قسیم عثمانی وعباسی، 1386) .
تقاضا برای افشای مالی به دلیل وجود عدم تقارن اطلاعاتی و تضاد نمایندگی بین مدیریت و سرمایه گذاران ایجاد می شود. یکی از دلایل افشای اجباری، پیامدهای برون سازمانی آن است.
این پیامدها زمانی به دست می آید که ارزش اجتماعی و فردی اطلاعات متفاوت باشد. در چنین شرایطی،آن گروه از شرکت ها که به ارزیابی هزینه منفعت اطلاعات از جهت فردی می پردازند، از دید جامعه،اطلاعات را در سطح بهینه افشا نمی کنند. هیرشلیفر(1971) بیان می کند که تحصیل اطلاعات فردی(محرمانه)برای اهداف سوداگرانه، از نظر جامعه بی فایده است؛ زیرا چنین اطلاعاتی از طریق دادن مزایایی ( که بهایش پرداخت نشده است) 49به سرمایه گذاران، موضوع سوارکار مجانی 50را مطرح می کند. بنابراین، مقررات افشای الزامی می تواند تولید ناکافی یا بیش از حد اطلاعات را تنظیم کند تا مطلوب جامعه باشد(همان منبع).
عموماً از دو نظام متفاوت در رابطه با افشای الزامی اطلاعات مالی نام برده می شود. نظام اول افشاگری اطلاعات را از طریق وضع قوانین دقیق خاص شرکت ها اعمال و اداره می نماید. نمونه های این گونه شامل کشورهایی نظیر آلمان و انگلیس می باشد. نظام دوم که نمونه بارز آن ایالات متحده آمریکا می باشد، افشای اطلاعات مالی و کنترل آن را عمدتاً در اختیار حرفه حسابداری قرارداده است اما نهادهای قانونی حق نظارت و کنترل نهایی را برای خود حفظ کرده اند. با وجود این اغلب جوامع مالی ودر روند تکامل بازار سرمایه کماکان بحث بر سر افشا ادامه دارد. محور اساسی این مباحث بر سر این است که چه نوع اطلاعاتی، در چه حجمی، چگونه و در چه زمانی باید افشا شود؟(همان منبع)
2-3-4- افشای اختیاری اطلاعات51
افشای اختیاری شرکت، در سالهای اخیر، مورد توجه زیادی قرار گرفته است. چنین افشای اطلاعات می توانند بعنوان” افشای اطلاعات در سطحی از نیازمندی، نماینده انتخاب هایی جایز از بخشهایی مدیریتی شرکت به منظور فراهم کردن اطلاعات حسابداری و دیگر اطلاعات که فرض می شود برای نیاز های تصمیم گیری استفاده کنندگان صورتهای مالی آنها مربوط می باشد، صورت پذیرد” (مک، رابرتز، و گری،199552) تعریف شوند. هرچند، تمرکز بیشتر تحقیقات ، تاکنون در کشورهای آمریکا، انگلستان، و کشورهای قاره اروپا بوده است (برای مثال، بازبی(1998)، کرف (2002)) اما در مقابل، تعداد کمی از تحقیقات (برای مثال، حسین ولو(2000)، حمامی(2008)) علاقه مند به ماهیت و وسعت افشای اختیاری شرکت ها در کشور های آسیا گردیدند.
مطالعات نظری انجام شده در مورد افشای داوطلبانه، با فرض وجود اطلاعات قابل اتکا و صفر بودن هزینه افشا نشان می دهد، صرفاً شرکت هایی از افشای اطلاعات امتناع می کنند که بدترین اطلاعات ممکن را دارند. اما در صورت وجود هزینه های افشا، تنها شرکت هایی که افشای اطلاعات آنها فزونی منافع اقتصادی بر هزینه ها را به دنبال دارد، به افشا می پردازند. اغلب بیان می شود که این منافع، شامل منافع بازار سرمایه ناشی از کاهش عدم تقارن اطلاعاتی است. به عبارت دیگر، کم شدن عدم تقارن اطلاعاتی موجب بالا رفتن ارزش سهام و نقدشوندگی، رغبت و علاقه سرمایه گذاران نهادی و واسطه های مالی به سرمایه گذاری و پایین آمدن هزینه های تامین مالی برون سازمانی می شود(پارچینی،1388).
تحقیقات حسابداری در رابطه با سیاستهای افشای شرکتها پیدایش خود را با نتایج اصلی گروسمن53 و میلگروم54 (1981) آغاز کرده است و افشای کامل زمانی حاصل می شود که: (1)افشاسازی بدون هزینه باشد. (2)سرمایه گذاران بدانند که شرکت دارای اطلاعات محرمانه است. (3)شرکت می توانداز روی اعتقاد خود ( حق به جانب)طلاعات محرمانه را برای سرمایه گذاران افشا کند. (4)تمام سرمایه گذاران به روشی یکسان به افشای شرکت واکنش نشان می دهند. (5) شرکت می داند افشای اطلاعات محرمانه اش با واکنش سرمایه گذاران مواجه

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید