دانلود پایان نامه

است که ثمره آن بزهکاری کودکان و نوجوانان است و از آن به نام زوال دوران کودکی یا افول طفولیت یاد کرده می‌شود.
«دانیل پستمن»، اولین هشدار دهنده به این زوال بیان می‌دارد که تحلیل و آمارهای علمی و جامعه‌شناختی نشان می‌دهد که وسایل ارتباط الکترونیکی با قدرت فوق‌العاده و حضور گسترده و تأثیر ویرانگر خود به این جریان شتاب وحشتناکی بخشیده است.
رسانه‌ها جریان مستمری دارند، اما برنامه‌های رسانه‌ای ملغمه درهم‌ریخته هزار رنگ است.
بشر اصولاً نوجوست و به همین خاطر همیشه دنبال مسائل تازه‌تر و پرهیجان‌تر می‌رود تا طبع نو طلب تماشاگران خود را ارضا کنند. کارهای خشونت آمیز و زدوخوردهای خشونت‌بار، اعمال وحشیانه و تجاوز و شکنجه و قتل و جنایت همراه شده است. به قول معروف «هر دم از این باغ بری می‌رسد».

متأسفانه هر روز تعداد این نوع فیلم‌ها بیشتر می‌شود و به همین ترتیب فساد و تباهی نیز افزون می‌گردد.
تحقیقات «مورای»، «زینمن» و «اتکین» در 1972 و بعد در سال 1969 حاکی از آن است که گاهی کودک سعی کرده است همان رفتاری را که در تلویزیون مشاهده کرده است، عیناً تقلید نماید که در بعضی موارد با نتایج تأسف‌آوری نیز همراه بوده است.


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

یکی از پژوهش‌ها به‌وسیله «التا آستین فردریک» در سال 1972 در دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا تأثیر برنامه‌هایی را که ضد اجتماع، اجتماعی یا بی طرف بودند، به رفتار کودکان مورد بررسی قرارداد. برنامه‌های ضداجتماعی شامل کارتون‌های «خفاش = بتمن» و «سوپرمن» بودند و برنامه‌های اجتماعی عبارت بودند از قسمت‌هایی از همسایگی آقای «راجرز» و برنامه‌های بی‌طرف شامل فیلم‌های مسافرتی برای کودکان بود.
برنامه این کودکان در طول 9 هفته که مورد مشاهده قرار گرفتند شامل: دو هفته مشاهده قبل از نمایش و تماشای فیلم‌ها، و دو هفته مشاهده در دوران تماشای فیلم، و سه هفته پیگیری بعد از آن بود. تمام مشاهدات هنگامی که کودکان در کودکستان مشغول فعالیت بودند انجام شد. مشاهده کنندگان رفتارهای مختلفی را که رفتارهای اجتماعی محسوب می‌شد (مانند کمک به دیگران، سهیم کردن دیگران، همکاری در بازی، تحمل در انتظار ماندن) و یا اینکه رفتار ضداجتماعی به حساب می‌آمد (مانند جر و بحث کردن، گلاویز شدن، شکستن اسباب‌بازی) یادداشت نمودند. نتیجه کلی نشان داد کودکانی که در اصل کمی پرخاشگر بودند در اثر تماشای کارتون‌هایی مانند «خفاش» و «سوپرمن» حالت پرخاشگری کاملاً شدیدتری پیدا می‌کردند. به عکس کودکانی که 12 فیلم «همسایگی آقای راجرز» را دیده بودند، حس همکاری قابل‌ملاحظه‌ای نسبت به دیگران پیدا کردند و حاضر شدند که اسباب‌بازی‌های خود را در اختیار کودکان دیگر بگذارند و به آنان کمک نمایند.
در تحقیق دیگری «رابرت لیبرت بارون» (1972) در دانشگاه ایالتی نیویورک، میل به آزار دادن کودکان پس از دیدن برنامه‌های خشونت آمیز و یا برنامه‌های غیر خشن مورد بررسی قرار گرفت. برنامه‌های خشن شامل قسمت‌هایی از زنجیره «تسخیر ناپذیرها» بود، در حالی که برنامه غیر خشن یا بی طرف عبارت بود از یک مسابقه اسب‌دوانی. مهم‌ترین نتیجه‌ای که از این پژوهش به دست آمد این بود که کودکان از تماشای فیلم خشن میل بیشتری به آزار کودکان دیگر پیدا کردند. وضع تحقیق به نحوی بود که کودک می‌توانست دو دگمه را فشار دهد که یکی از آن‌ها کودکی را در اتاق دیگر «کمک» می‌کرد و دیگری به آن کودک «آزار» می‌رساند. کودکان خردسالی که فیلم خشن را تماشا کرده بودند، دکمه آزار را زودتر و برای مدت طولانی‌تری از کودکانی که فیلم اسب‌دوانی را دیده بودند، فشار دادند. به‌علاوه هنگامی که همین کودکان در بازی معمولی خود مورد مشاهده قرار گرفتند، دیده شد که فیلم «تسخیر ناپذیرها» را تماشا کرده بودند، در بازی‌های خود از اسباب‌بازی‌هایی نظیر اسلحه و وسایل خطرناک زیادتر استفاده می‌کردند تا کودکانی که فیلم مسابقه اسب دوانی را دیده بودند فشار دادند.
بند اول: ایجاد ترس و اضطراب
زنجیره‌ها و فیلم‌های رسانه‌ای می‌توانند ترس و اضطراب را در کودکان و نوجوانان ایجاد کنند، به نحوی در روحیه و عادات آن‌ها و رفتار آن‌ها نیز تأثیرگذار می‌باشد.
بینندگان این مجموعه‌ها، به یک باره احساس می‌کنند جامعه ای که به زعم آن‌ها آرام بوده، چندان آرام نیست و خبرهای زیادی در آن وجود دارد که آن‌ها از آن بی‌خبر هستند. این احساس به نوعی احساس ترس و اضطراب را در میان اطفال و نوجوانان دامن می‌زند و یا آن را تقویت می‌کند.
اضطراب و ترس که یک پدیده زیستی عمومی است با انتظار دردناک وقوع یک اتفاق ناگوار مشخص می‌شود. عمومیت آن در سطح بین‌المللی به حدی است که این قرن را قرن اضطراب نامیده‌اند و می گویند این قرن، قرن دلهره و نگرانی است. انسان‌ها در هر سطح و شرایطی که باشند به نحوی اسیر دلهره و اضطراب‌اند و این امر ریشه و منشأ بسیاری از بیماری‌های روانی است.
با توجه به بیان اهمیت و ضرورت اضطراب از آن تعاریف متفاوتی شده است که بعضی از آن‌ها از دیدگاه نظریه‌پردازان مختلف بیان شده است.
اضطراب از دیدگاه «فروید» عبارت است از واکنش ناآگاهانه ای در برابر تمایلات سرکوفته است. علامت اخطاری است به «خود» مبنی بر اینکه کشش غریزی مطلوب در گذشته موجب ناراحتی و درد شده است، اینک دارد مجدداً بروز می‌کند.
ترس صحنه ای از توقع و انتظار فرد از اتفاقات بد و ناگوار در رفتار و تنش‌های آینده او به وجود می‌آید. فرد با تشخیص اینکه این اضطراب از چه منبعی حاصل می‌شود، باید به خود آید در زمان حال زندگی کند. اگر فرد در زمان حال به سر برد، مضطرب نخواهد شد، زیرا هیجان و تحرک در فعالیت خود به خودی او جریان می‌یابد و خلاّق و مُبدع می‌شود.
سخن آنجاست که استفاده نادرست از رسانه موجب ترس در کودکان و نوجوانان شود. امروزه نظریه روان‌شناختی در کنکاش ریشه بسیاری از جرائم، جایگاه ویژه‌ای به خود اختصاص داده است. برای مثال نظریه‌های روان‌شناختی مربوط به سوءمصرف مواد مخدر نشان‌دهنده آن است که بعضی افراد برای انجام کاری غیرقانونی برای رهای از اضطراب و ترس و یافتن اعتماد به نفس اقدام به مصرف مواد مخدر یا مشروبات الکلی می‌نمایند.
اگر به سرچشمه ترس و اضطراب بیندیشیم، به راحتی به درک این نکته نائل می‌گردیم که ارضای نیاز به عزت نفس و برخوردار شدن از اعتماد به نفس بالا و برعکس، عدم اساس عزت و شخصیت و داشتن اعتماد به نفسی در خور توجه، تا حد زیادی در خانواده و محیط تربیتی فرد رقم می‌خورد.
حال اگر رسانه‌های جمعی در قالب خانواده و پروسه تربیتی والدین دخالت کرده و با قدرت جاذبه فراوان خود جای توجه و محبت آن‌ها نسبت به فرزندان را بگیرد،
طبیعی است که فرزند هم تابع آموزه‌های آن شده و در بسیاری از موارد به علت عدم تناسب محتوای مضامین با قابلیت‌های آنان، عوارضی چون ترس، اضطراب درونی را به عمل می‌آورد که هرکدامشان با انتزاعی نمودن اندیشه و انفعالی کردن شخصیت، قدمی به‌سوی ارتکاب انواع جرائم و نا هنجاری‌های اجتماعی قلمداد می‌شوند.

بند دوم: عارضه بلوغ زودرس
والدین باید درباره حقایق زندگی و مسائل جنسی با فرزندان خود به‌طور مناسب به گفتگو بنشینند و در روشن کردن حقایق برای آنان غفلت نورزند. اولین برخورد و تماس با هر فرد یا شیء اثر عمیقی در ذهن بر جای می‌گذارد، مثلاً اگر اطفال و نوجوانان به دلیل عدم کنترل والدین و نظارت بر نحوه صحیح استفاده از وسایل ویدئویی و اینترنت و… با موضوعات جنسی به‌طور نامناسب آشنا گردند، کار و تلاش والدین در زمینه مسائل آموزش دو چندان خواهد شد. زیرا باید در درجه اول افکار نادرست و نامناسب آموخته شده در زمینه مسائل جنسی را تغییر و تصحیح نموده و سپس به آموزش مناسب مسائل جنسی اقدام کنند.
متأسفانه در کشور ما به دلیل عدم آگاهی والدین به این امر مهم به دلایل متفاوت از توضیح درباره این مسائل با فرزندان خود کمتر سخن می گویند و احساس شرم می‌کنند و حتی به این امر در آموزشگاه‌ها و مدارس نیز توجهی نشده است. گروهی از والدین معتقدند که آموزش مسائل جنسی باید در مدارس و آموزشگاه‌ها صورت گیرد، لذا منتظر می‌مانند که کودک وارد مدرسه شود و در آنجا اطلاعاتی در زمینه مسائل جنسی فراگیرد. اما صبر کردن تا زمانی که کودک به سن مدرسه برسد به هیچ وجه کار درستی نیست. باید این موارد را به‌صورت طبقه بندی شده و مرحله ای با توجه به فهم و درکشان به آنان آموخت. کودک تا سنین مدرسه در زمینه‌های مختلف اطلاعات را از طریق تماشای تلویزیون و ماهواره و یا دوستانش به دست می‌آورد. اطلاعات و آگاهی‌های اولیه باید از طریق والدین به کودک داده شود. مثلاً اطلاع از این‌که پدر و مادر یکدیگر را دوست دارند و همراه با عشق و علاقه با یکدیگر زندگی می‌کنند و کودک حاصل زندگی مشترک آن‌هاست. برای کودک از اهمیت خاصی برخوردار است.
میل جنسی یک میل غریزی ساده نیست و اگر این میل در نوجوانی به هیجان آید، جلوگیری از عواقب بعدی آن کاری بس مشکل خواهد بود. از این رو باید در چنین مواردی به اصل پیشگیری پیش از درمان توجه داشت. برای این منظور محیط خانواده نباید چنان باشد که به این انگیزه دامن بزند یا آن را به هیجان آورد. طرز لباس پوشیدن و آرایش مادران و خواهران نباید چنان باشد که زمینه انحراف پسران نوجوان را فراهم کند. روابط زناشویی پدران و مادران باید دور از چشم کودکان و نوجوانان باشد. در بعضی از خانواده‌ها چندان قید و بندی در روابط زن و مرد وجود ندارد و زنان و دختران بدون مراعات اصل پوشیدگی با مردان و پسران خانواده و فامیل هم‌نشینی می‌کنند. اولین قربانیان این روابط آزاد نوجوانان و جوانانی هستند که در این روابط و رفت‌وآمدها پیوسته در معرض تهییج و عواقب ناشی از آن قرار می‌گیرند.
همچنین در مورد خانواده‌هایی که به علت سهل‌انگاری به تماشای فیلم‌هایی می‌نشینند که تماشای آن برای فرزندانشان بسیار زیان‌بار و مخرب است، این خانواده‌ها به دست خود زمینه انحراف فرزندان خود را فراهم می‌آورند که قبل از هر کسی خود آنان تاوان این سهل‌انگاری را خواهند پرداخت.
اگر محیط زندگی کودک سالم و طبیعی و عادی باشد، بلوغ کودک مناسب با رشد و امکانات جسمی او تحقق خواهد یافت. اما اگر شرایط و محیط زندگی مناسب و آرام نباشد و کودک از نظر جنسی تحریک شود، بلوغ زودرس به سراغش آمده و منحرفش می‌کند. در مکتب تربیتی و انسان‌ساز اسلام، احتیاط‌های لازم در امور جنسی فرزندان خردسال که از سوی رهبران معصوم (ع) مطرح‌شده است. پیامبر اکرم (ص) در این خصوص می‌فرماید: «الصّبی و الصّبی، والصَّبی و الصّبیه، والصّبیه و الصّبیه، یفَرّق بینهم فی المضاجع لعشر سنین»
یعنی: «از سن ده سالگی پسر با پسر، پسر با دختر و دختر با پسر باید جدای از هم بوده و در یک بستر نخوابند.»
دختر بچه شش ساله را پسر بچه نبوسد و زن‌ها از بوسیدن پسربچه ای که سنش از هفت سال تجاوز کرده است خودداری نمایند.
محیط زندگی اطفال باید به تمام معنا زمینه را برای پرورش عفت و پاکدامنی فراهم گرداند، تمایلات جنسی کودکان و نوجوانان باید طوری پرورش یابد که به موقع ظاهر گردد. هرگاه این تمایلات زودتر از موقع مقرر طبیعی یا دیرتر بروز کند، آسیب‌های جبران‌ناپذیری را به کودکان وارد خواهد ساخت.
ترشح زیاده از حد غده‌های فوق کلیه در رشد زودرس تمام بدن و به‌خصوص دستگاه تناسلی مؤثر است. دو غده «تیموس» و «پینال» در دوره کودکی فعالیت می‌کنند و همین که دوره بلوغ فرا می‌رسد، فعالیت آن‌ها کاهش می‌یابد. به عقیده علمای فیزیولوژی فعالیت این غده‌ها مانع بلوغ زود رس است.
در این‌که باید طفل را تا زمان بلوغ به طرز مؤدبانه و واقع‌بینانه‌ای با مسائل جنسی آشنا کرد، حرفی نیست، مطلب این است که نباید برای او چه از طریق سمعی و چه از طریق بصری و چه از طریق لمسی، زمینه‌هایی فراهم شود که دچار بلوغ زودرس و به کار افتادن غدد جنسی شود. این کار برای کودکی که هنوز آمادگی جسمی پیدا نکرده است، ظلم و خیانت و جنایت است. در دوران بعد از بلوغ نیز فراهم شدن این زمینه‌ها تنها از طریق مشروع مجاز است نه از هر طریق دیگر.
در اهمیت تربیت جنسی کافی است بگوییم که پایه و اساس بسیاری از انحرافات بعدی انسان تا حدود پایان دوره جوانی مربوط به همین امر است.
کودک در این مرحله از عمر شدیداً کنجکاو بوده و کنجکاوی او معنی دار و جهت دار است. او در نحوه روابط والدین، در کیفیت پوشش آن‌ها، در نشست و برخاستنشان دقت کرده و می‌خواهد از آن آگاه شود. وضع خواب و استراحت والدی
ن در کنار یکدیگر، شیوه خنده و مزاحشان با هم، حرکات دست و پایشان، حالت نگاه آن‌ها به یکدیگر برای او برانگیزاننده حس کنجکاوی است. این کنجکاوی زمانی عمیق تر می‌شود که نوع روابط و رفتار والدین سؤالی در ذهن او ایجاد نماید و کودک از معنی و مفهوم آن سر در نیاورد. کودک در این مرحله عدم تمیز خود و غیر خود را پشت سر گذارده است.
فکرش در سایه رشد هوشی، علمی، دارای جنبه حسی و تجربی است، اشیا را بر اساس شباهت طبقه بندی می‌کند و تقلید و حالت همانندشان در او پدید می‌آید.
بازی‌های اجتماعی بر حسب پسر و دختر بودن فرق نمی‌کند. از دنیای متفاوت زن و مرد سر در می‌آورد و حسن و قبح را در سایه همان هوش عملی تا حدودی می‌فهمد. به همین خاطر مراقبت از دیده‌ها و شنیده‌های او بیشتر باشد.
کودکان از حدود سنین چهار سالگی و بعد به تماشای بدن خود و دیگران می‌پردازند و گویی می‌خواهند از آن سر درآورند و از حدود سنین 5 تا 7 سالگی این حالت در بچه‌ها شدیدتر می‌شود، در حین تعویض لباس توسط والدین یا دیگران با دقت بیشتری به تماشای بدن آن‌ها می‌پردازند و از این طریق هم می‌خواهند از دنیای دیگران سر درآورند و هم جواب سؤالات خویش را بیابند.
در سنین 8 سالگی این تماشا با نوعی لذت که بی شباهت به لذت جنسی نیست همراه است و اگر تداوم یابد به‌صورت عادت و بازی در می‌آید و ممکن است بعدها خود سبب بروز انحراف شود.
والدین باید آگاه باشند که اگر غرایز جنسی در جهت مناسب و صحیح هدایت شود، می‌تواند سبب کمال گردد و اگر از مسیر خود منحرف شود، انحطاط فرد و خانواده و جامعه را به همراه خواهد داشت. خانواده و جامعه مسئول تربیت افراد می‌باشند و شایسته است که این مسئولیت را به خوبی انجام دهد. برای شناخت این مسئولیت‌ها و تربیت صحیح غریزه جنسی نکاتی را باید موردتوجه قرار دهند:
الف) غریزه جنسی امری همگانی است که محدود به مرز و منطقه ای نمی‌باشد. از درون بر می‌خیزد و به تدریج و مستمر رشد می‌کند، رشد آن مسیری مشخص دارد و عوامل اجتماعی طبیعی و… آن را از بین نمی‌برد.
ب) غریزه جنسی دارای ویژگی‌هایی است ازجمله ادراکی، انفعالی و حرکتی که شناخت آن‌ها برای هدایت صحیح آن مهم است.
ج) بیداری غریزه جنسی در انسان امری است تدریجی، والدین باید از عواملی که می‌تواند منجر به بلوغ زودرس یا انحراف جنسی گردد، آگاه بوده و آن را مهار کنند.
د) بیداری جنسی در کودک به صورت‌هایی ازجمله کشف و یادگیری صورت می‌گیرد.
جرم شناسان و متخصصین جرائم اطفال معتقدند که سرعت رشد و بلوغ زودرس نوجوانان یکی از علل مهم ازدیاد جرائم به شمار می‌آید. از آن جمله کارشناسان کشور آلمان در پاسخ به پرسشنامه ارسالی از طرف کمیته اروپایی بررسی مسائل جنایی که علل ازدیاد جرائم اطفال را در سال‌های پس از جنگ سؤال کرده بود، صریحاً مطلب فوق اشاره کرده و نابسامانی و اضطراب ناشی از بلوغ زودرس را یکی از علل ازدیاد جرائم از ناحیه نوجوانان آن کشور دانسته‌اند.
بند سوم: اختلالات پنداری
اکثر تصاویر سینمایی و تلویزیونی ساحرانه به تخدیر بیننده پرداخته و او را مجذوب توانایی‌های خارق‌العاده شخصیت‌های واهی و غیرواقعی کرده و تصاویری را ارائه می‌دهد که در


دیدگاهتان را بنویسید