ایده افزایش بهرهوری در حوزه برنامهریزی منابع انسانی در نظر گرفته شده است. تاکنون غیر از مقالات منتج شده از این رساله، هیچ کار تحقیقاتی دیگری این مفهوم را در حوزه منابع انسانیِ برنامهریزی کلی تولید-توزیع، بکار نبرده است.
از آنجا که توابع امید ریاضی هزینه کل سیستم تولیدی، تغییر پذیری هزینه ها و بهرهوری نیروی انسانی در تضاد با یکدیگر هستند مدلسازی در قالب برنامهریزی سه هدفه صورت گرفته است. عدم قطعیت مفروض در تقاضا، پارامترهای تولید و توزیع بصورت برنامهریزی تصادفی دو مرحله ای مدل شده است. به این ترتیب که متغیرهای تصمیم مربوط به تولید به عنوان متغیرهای مرحله اول و متغیرهای تصمیم مربوط به توزیع به عنوان متغیرهای مرحله دوم در نظر گرفته شده اند. بنابراین مدل پیشنهادی یک مدل برنامهریزی چند هدفه تصادفی دو مرحله ای است. برای حل مسئله چند هدفه از رویکرد اپسیلون-محدودیتِ ارتقاء یافته که در فصل مرور ادبیات به رویکرد کلاسیک آن اشاره شده، استفاده میگردد. که در نهایت یک مجموعه جواب پارتویی را برای تصمیم گیری بدست میدهد. برای حل مسئله برنامهریزی تصادفی دو مرحله ای نیز از یک رویکرد ابتکاری مبتنی بر تجزیه200 به نام ال-شکل201 بهره گرفته شده است. در این روش از ساختار قابل تجزیه برنامهریزی تصادفی دو مرحله ای استفاده میشود. در تولید سناریوها نیز تکنیک نمونه گیری توسعه یافته مونت کارلو202 بکار گرفته شده است.
ویژگیهای بارز این مدل عبارتند از:
• برنامه تاکتیکی-عملیاتی (میان مدت)/ زنجیره تأمین دو سطحی (کارخانههای تولیدی، نقاط تقاضا)/ سه هدفه/ چند کالایی/چند دورهای/چند سایتی/
• عدم قطعیت: تقاضا و پارامترهای تولید و توزیع غیر قطعی فرض شده و بر اساس سناریوهای مبتنی بر تابع توزیع بیان میشوند
• تصمیمات: برنامهریزی مقدار و زمان سفارشات، برنامهریزی نیروی انسانی، برنامهریزی آموزشی، برنامهریزی تولید در وقت عادی، اضافه کاری و برونسپاری، تنظیم مقادیر موجودی و سفارشات عقب افتاده
• روش مدل سازی: برنامهریزی سه هدفه تصادفی دو مرحله ای
• اهداف:
1- کمینه سازی امید ریاضی هزینه کل سیستم تولید-توزیع
2- کمینه سازی تغییرپذیری هزینه کل سیستم تولید-توزیع
3- بیشینه سازی بهرهوری نیروی کار از طریق برگزاری دورههای فنی-آموزشی
• روش حل: یک رویکرد جدید ابتکاری مبتنی بر روش اپسیلون-محدودیت ارتقاء یافته، روش ال-شکل و نمونه گیری مونت کارلوی توسعه یافته
• مثال عددی: تولید مثال با استفاده از توابع توزیع نرمال و یکنواخت
3-3-1- تشریح مسئله و فرضیات
یک زنجیره تأمین دو سطحی با J کارخانه تولیدی و C ناحیه مشتری مفروض است. هر کارخانه چندین محصول مختلف تولید مینماید و هر محصول نماینده چندین مدل مختلف است. هر کارخانه دارای ظرفیت محدود و مشخصی برای تولید (عادی/اضافه کاری) و انبارش دارد. نرخ تولید با تعداد پرسنل کاری و نیز میزان مجاز کار در اوقات عادی و اضافه کاری محدود میگردد. هر کارخانه میتواند نسبت مشخصی از سفارشات خود را به پیمانکار خارج از شرکت برونسپاری نماید. هزینه حمل و نقل بین کارخانجات و نقاط مشتری بسته به مسافت متغیر است. بنابراین مسئله اصلی تعیین؛
1- میزان تولید محصول نوع i در کارخانه j برای پاسخگویی به تقاضای نقطه مشتری c
2- تعداد نیروی انسانی که در هر دوره و هر کارخانه استخدام، اخراج شده و یا آموزش داده میشوند
3- میزان موجودی و سفارشات عقب افتاده در کارخانجات و نقاط مشتری
با توجه به فرضیات اصلی زیر میباشد؛
• امکان نگهداری موجودی هم در نقاط تقاضا و هم در کارخانجات وجود دارد.
• هر محصول در واقع نماینده خانوادهای از محصولات یا مدلهای شبیه به هم است، بنابراین یک واحد ادغامی محسوب میشود، به این معنا که هزینه واحد تولید و یا حمل و نقل و غیره برای این واحدهای ادغامی در واقع میانگین آن هزینه ها برای تک تک محصولات/مدلهای آن خانواده میباشد.
• میزان تقاضا و تمامی پارامترهای هزینه ای سیستم تولید- توزیع غیرقطعی فرض میشوند.
• عدم قطعیت پارامترها با استفاده از یک سری سناریوهای گسسته مبتنی بر توزیع احتمال، قابل بیان است.
• سطوح مهارتی کارکنان دارای یک طبقه بندی استاندارد و از پیش تعریف شده است.
• دورههای آموزشیِ استاندارد و از پیش تعریف شده برای ارتقاء مهارت ها و بهرهوری کارکنان وجود دارد.
• کمبود به صورت سفارشات عقب افتاده برنامهریزی میشود و فروش از دست رفته وجود ندارد.
3-3-2- پارامترها و متغیرهای مسئله

تقاضای محصول i ( 1, 2, …, I)در نقطه تقاضای ( 1, 2, …, C) c در دوره t ( 1, 2, …, T) تحت سناریوی n (1, 2, …, N)

هزینه تولید در ساعت برای اوقات عادی(q=1) اضافه کاری(q=2) و برونسپاری(q=3) در کارخانه j تحت سناریوی n

هزینه نیروی انسانی با سطح تخصص k (k =1, 2,…, K) در کارخانه j در دوره t تحت سناریوی n
aij
زمان تولید محصول i در کارخانه j

هزینه اخراج نیروی انسانی با سطح تخصص k در کارخانه j در دوره t تحت سناریوی n

هزینه استخدام نیروی انسانی با سطح تخصص k در کارخانه j در دوره t تحت سناریوی n

هزینه آموزش نیروی انسانی با تخصص k برای ارتقاء به سطح تخصص k’ در کارخانه j در دوره t و تحت سناریوی n

هزینه نگهداری موجودی برای محصول i در کارخانه j در دوره t تحت سناریوی n

هزینه نگهداری موجودی محصول نهائی در نقطه مشتری c در دوره t تحت سناریوی n

هزینه حمل و نقل از کارخانه j به نقطه
تقاضای c در دوره t تحت سناریوی n
αt
ضریب مجاز تغییرپذیری سطح نیروی انسانی در دوره t
υk
ضریب بهرهوری نیروی انسانی با سطح تخصص (0 ≤ υk ≤1) k
TIqjt
زمان در دسترس عادی(q=1) ، اضافه کاری(q=2) ، و ظرفیت برونسپاری(q=3) بر حسب واحد زمانی در کارخانه j در دوره t
P1j
ظرفیت انبارش در کارخانه j
P2c
ظرفیت انبارش در نقطه مشتری c
LTjc
زمان تدارک مورد نیاز برای ارسال کالا از کارخانه j به نقطه مشتری c
UPkk’
برابر یک است چنانچه آموزش از سطح تخصص k به سطح تخصص k’ امکان پذیر باشد و در غیر اینصورت برابر صفر است

هزینه کمبود محصول i در نقطه مشتری c در دوره t تحت سناریوی n
ρn
احتمال وقوع سناریوی n
Xijqt
تعداد محصولات نوع i که در کارخانه j به روش q در دوره t تولید میشود
XLkjt
تعداد کارکنان تولیدی موجود با سطح تخصص k در کارخانه j در دوره t
XFkjt
تعداد کارکنان تولیدی با سطح تخصص k که از کارخانه j و در دوره t اخراج میشوند
XHkjt
تعداد کارکنان تولیدی با سطح تخصص k که در کارخانه j و در دوره t استخدام میشوند
XUkk’jt
تعداد کارکنان تولیدی با سطح تخصص k که در کارخانه j و در دوره t برای ارتقاء به سطح تخصص k’ آموزش میبینند
XPijt
سطح موجودی محصول i در کارخانهj در دوره t
XInict
سطح موجودی محصول i در نقطه مشتری c در دوره t تحت سناریوی n
YSnijct
تعداد اقلام نوع i که توسط کارخانه j برای نقطه مشتری c در دوره t ارسال میگردد

تعداد کمبود محصول i در نقطه مشتری c در دوره t تحت سناریوی n
TCn
هزینه کل سیستم تولید-توزیع تحت سناریوی n

(‏3-36)

(‏3-37)

(‏3-38)

subject to
(‏3-39)

(‏3-40)

(‏3-41)

(‏3-42)

(‏3-43)

(‏3-44)

(‏3-45)

(‏3-46)

(‏3-47)

(‏3-48)

(‏3-49)

(‏3-50)

and integer
تابع هدف اول کمینه سازی ارزش انتظاری هزینه کل سیستم تولید-توزیع است. که در آن TCn هزینه کل سیستم تولید-توزیع تحت سناریوی n است و بصورت زیر تعریف میشود:

(‏3-51)
و به ترتیب شامل هزینه تولید، نیروی کار، هزینه پرسنل، استخدام، اخراج، برگزاری دورههای آموزشی، نگهداری موجودی، هزینه حمل و نقل و هزینه کمبود میباشد.
طبق برنامهریزی ریاضی دو مرحله ای متغیرهای تصمیم به دودسته متغیرهای مرحله اول و مرحله دوم تقسیم میگردد. در این مدل متغیرهای مربوط به تولید به عنوان متغیرهای مرحله اول و متغیرهای مربوط به توزیع به عنوان متغیرهای مرحله دوم تقسیم بندی میشوند و تابع هدف اول بصورت زیر نمایش داده میشود:

تابع هدف دوم کمینه سازی تغییر پذیری هزینه کل سیستم تولید-توزیع است. این تابع با استفاده از دو متغییرکمکی غیرمنفی بصورت خطی معادل زیر بازنویسی میشود:

(‏3-52)

(‏3-53)
تابع هدف سوم بیشینه سازی میانگین وزنی بهرهوری نیروی کار در بین کارخانجات تولیدی در افق زمانی است. محدودیت (3-39) یک معادله بالانس برای موجودی محصولات در کارخانهj است. محدودیت (3-40) نیز یک معادله بالانس سطح نیروی انسانی است و تضمین میکند که کارکنان موجود با سطح تخصص k برابر تعداد کارکنان با همین سطح تخصص در دوره قبل است بعلاوه تغییرات صورت گرفته در تعداد کارکنان در دوره جاری. محدودیت (3-41) زمان در دسترس تولید را با توجه به بهرهوری کارکنان تولیدی به زمان عادی و اضافه کاری محدود میکند. محدودیت (3-42) یک معادله بالانس موجودی و کمبود برای نقطه مشتری c است. محدودیت (3-43) سطح موجودی محصولات را به ظرفیت انبارش کارخانه مربوطه محدود مینماید. محدودیت (3-44) سطح موجودی محصولات را در نقاط مشتری به ظرفیت انبارش آنها محدود مینماید. محدودیت (3-45) تضمین میکند که تغییرات در نیروی انسانی نبایستی بیش از یک نسبت مجاز از تعداد کارکنان در دوره قبل باشد. محدودیت (3-46) تضمین میکند تعداد کارکنان اخراجی یا آموزش دیده بیش از مجموع کارکنان موجود در دوره قبل نباشند. محدودیت (3-47) تضمین مینماید که تعداد کارکنان با سطح تخصص k که در دوره فعلی اخراج شدهاند و یا برای ارتقاء به سطوح بالاتر آموزش دیدهاند نبایستی بیش از کارکنان موجود با آن سطح تخصص در دوره قبل باشند. محدودیت (3-48) تأکید میکند کارکنانی که برای سطح بالاتر آموزش میبینند نبایستی در همان دوره اخراج شوند. محدودیت (3-49) مشخص میکند شرکت ها تنها مجاز به برگزاری دوره هایی هستند که از قبل تعریف شده باشد. محدودیت (3-50) نیز نوع متغیرهای بکار رفته در مدلسازی را مشخص مینماید.
3-4- مدل پیشنهادی سوم؛
مدل پیشنهادی سوم در واقع توسعه مدل دوم از یک زنجیره تأمین دو سطحی به حالت سه سطحی است و توابع هدف مدلهای پیشنهادی اول و دوم با هم تلفیق شده اند. بنابراین ویژگیهای مدل سوم عبارت خواهند بود از:
• برنامه تاکتیکی-عملیاتی (میان مدت)/ زنجیره تأمین سه سطحی (تأمین کنندگان، کارخانههای تولیدی، نقاط تقاضا)/ سه هدفه/ چند کالایی/چند دورهای/چند سایتی/
• عدم قطعیت: تقاضا و همه پارامترهای هزینه ای تأمین، تولید و توزیع غیرقطعی هستند و بر اساس سناریوهای مبتنی بر تابع توزیع بیان میشوند
• تصمیمات: برنامهریزی مقدار و زمان سفارشات، برنامهریزی ارسال و دریافت، برنامهریزی حمل و نقل، برنامهریزی نیروی انسانی، برنامهریزی آموزشی، برنامهریزی تولید در وقت عادی، اضافه کاری و برونسپاری، تنظیم مقادیر موجودی و سفارشات عقب افتاده
• روش مدل سازی: ب
رنامهریزی سه هدفه تصادفی دو مرحله ای
• اهداف:
1- کمینه سازی مجموع وزنی امید ریاضی و تغییر پذیری هزینه کل سیستم تولیدی و زنجیره تأمین
2- کمینه سازی مجموع وزنی امید ریاضی و تغییر پذیری رضایتمندی مشتریان
3- بیشینه سازی بهرهوری نیروی کار از طریق برگزاری دورههای فنی-آموزشی
• روش حل: الگوریتم فراابتکاری مبتنی بر الگوریتم ژنتیک و اپسیلون-محدودیت ارتقاء یافته
• مثال عددی: تولید سناریو با استفاده از توابع توزیع نرمال و یکنواخت
3-4-1- پارامترها و متغیرهای مسئله

تقاضای محصول i ( 1, 2, …, I)در نقطه تقاضای ( 1, 2, …, C) c در دوره t ( 1, 2, …, T) تحت سناریوی n (1, 2, …, N)

هزینه تولید در ساعت برای اوقات عادی(q=1) اضافه کاری(q=2) و برونسپاری(q=3) در کارخانه j تحت سناریوی n

هزینه نیروی انسانی با سطح تخصص k (k =1, 2,…, K) در کارخانه j در دوره t تحت سناریوی n
aij
زمان تولید محصول i در کارخانه j

هزینه اخراج نیروی انسانی با سطح تخصص

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید