منبع مقاله درباره روابط زناشویی

پایان نامه حقوق

مسأله تعدّد زوجات در کار نباشد آن‌ها باید برای همیشه بدون همسر باقی بمانند، همان‌طور که در مطبوعات مختلف می‌خوانیم که این دسته از زنان بیوه با محدود شدن مسأله تعدّد زوجات از نابسامانی زندگی خود شکایت دارند و جلوگیری از تعدّد را یک نوع احساسات ظالمانه درباره خود تلقّی می‌کنند، با در نظر گرفتن این واقعیت‌ها در این‌گونه موارد که تعادل میان مرد و زن به عللی بهم می‌خورد ناچاریم یکی از سه راه را انتخاب کنیم.
1. مردان تنها به یک همسر در همه موارد قناعت کنند و زنان اضافی تا پایان عمر بدون همسر باقی بمانند و تمام نیازهای فطری و خواسته‌های درونی خود را سرکوب کنند.
2. مردان فقط دارای یک همسر قانونی باشند ولی روابط آزاد و نامشروع جنسی را با زنانی که بی شوهر مانده‌اند به شکل معشوقه برقرار سازند.
3. کسانی که قدرت دارند بیش از یک همسر را اداره کنند و از نظر جسمی و مالی و اخلاقی مشکلی برای آن‌ها ایجاد نمی‌شود و قدرت بر اجرای عدالت کامل در میان همسران و فرزندان خود دارند به آن‌ها اجازه داده می‌شود که بیش از یک همسر برای خود انتخاب کنند، مسلّماً غیر از این سه راه، راه دیگری وجود ندارد.
اگر بخواهیم راه اوّل را انتخاب کنیم باید با فطرت و غرائز و نیازهای روحی و جسمی بشر به مبارزه برخیزیم و عواطف و احساسات این‌گونه زنان را نادیده بگیریم، این مبارزه‌ای است که پیروزی در آن نیست و به فرض که این طرح عملی شود جنبه‌های غیر انسانی آن بر هیچ کس مخفی نیست. اگر راه دوم را انتخاب کنیم باید فحشا را به رسمیّت بشناسیم و تازه زنانی که به عنوان معشوقه مورد بهره برداری جنسی قرار می‌گیرند نه تأمینی دارند و نه آینده‌ای و شخصیت آن‌ها در حقیقت لگد مال شده است و این‌ها اموری نیست که هیچ انسان عاقلی آن را تجویز کند.
بنابراین تنها راه سوم باقی می‌ماند که هم بخواسته‌های فطری و نیازهای غریزی زنان پاسخ مثبت می‌دهد و هم از عواقب شوم فحشاء و نابسامانی زندگی این دسته از زنان بر کنار است و جامعه را از گرداب گناه بیرون می‌برد.
2. مرحوم علامه طباطبایی می‌فرماید:
علامه تحلیل تعدّد زوجات را این‌گونه بیان می‌کند: بیشتر این تعدّد زوجات در میان قبائل و خاندان‌هایی که زندگیشان قبیله‌ای است اتفاق می‌افتد و این بدان جهت است که صاحب خانه حاجت شدیدی به نفرات و همکاری دیگران دارد و مقصودشان از این تعدّد زوجات زیاد شدن اولاد ذکور است تا به وسیله آنان به امر دفاع که از لوازم زندگی آنان است بهتر و آسان‌تر بپردازند و از این گذشته وسیله‌ای برای ریاست و آقایی بر دیگران باشد، علاوه بر یک همسری که می‌گرفتند یک جمعیتی را نیز خویشاوند و حامی خود می‌کردند.
و نیز علّامه طباطبایی می‌فرماید: در حوادث، جنگ‌ها و جنایات، مردان بیش از زنان قربانی می‌شوند و همین جهت از اساسی‌ترین علل تعدّد زوجات در قبائل و عشایر است. زنانی که در این نزاع‌ها شوهران خود را از دست می‌دهند یا باید تعدّد زوجات را بپذیرند، یا عمری را با محرومیت از داشتن همسر بگذرانند، یا به ارتباط نامشروع تن دهند؛ زیرا با مرگ شوهر غریزه جنسی زنان از بین نمی‌رود.
و شرایط فردی و اجتماعی به آن‌ها اجازه نمی‌دهد که به عنوان همسر اوّل مورد توجّه مردان واقع شوند، چنانچه مسأله تعدّد زوجات در کار نباشد آن‌ها باید برای همیشه بی همسر باقی بمانند.
3. آیت الله جوادی آملی می‌فرماید:
آمادگی مرد برای تولید مثل سال‌ها بیش از زن است؛ زیرا بیشتر زنان در سنّ حدود پنجاه سالگی یائسه می‌شوند و زمینه باروری را از دست می‌دهند، در حالی که مردان سال‌ها بیش از زنان و گاهی تا پایان عمر قدرت تولید مثل دارند. بر این اساس، می‌توان گفت به مردان اجازه داده است بیش از یک همسر اختیار کنند؛ زیرا معقول نیست که طبیعت از سوی نیروی تولید مثل را به مردان بدهد و از طرف دیگر آنان را از آن بازدارد. سنّت جاری در علل و اسباب، این دوگانگی را نمی‌پذیرد.
4. شهید مطهری می‌فرماید:
ممکن است که مهمّ‌ترین علّت و حکمت برای تعدّد زوجات این باشد که وقتی تعداد زنان آماده ازدواج در غالب جوامع از مردان آماده نکاح بیشتر باشد این امر موجب حقّی از جانب زن و تکلیفی بر عهده مرد و اجتماع می‌شود؛ لذا گفتیم که این مسأله جزء حقوق زنان است، بر خلاف آنچه که به ابتدا ذهن می‌آید. حق تأهّل مانند حق کار، خوراک، مسکن و آزادی از حقوق اصلی و اولی بشر است، هیچ کس را به هیچ عنوان نمی‌توان از حقوق طبیعی و اولیه خود محروم کرد.
باتوجّه به این مقدمه و ضمیمه کردن مقدمه دیگر که در صورت فزونی عدد زنان آماده به ازدواج از مردان آماده با ازدواج، قانون انحصار ازدواج به تک همسری مخالف حق طبیعی زن است. نتیجه این می‌شود که قانون تک همسری خلاف حق طبیعی بشر (زن) است.
5. علامه محمّد حسین فضل الله:
محمّد حسین فضل الله در این تفاوت زن و مرد در تعدّد زوجات می‌فرماید: تعدّد زوجات، نظامی است که طبیعت منافع عمومی انسان‌ها اززن و مرد به طور یکسان آن را ایجاب می‌کند و جنبه‌های مثبت آن بیش از جنبه‌های منفی‌اش است و همین سبب می‌شود که مشروعیت آن حتمی و ضروری می‌شود.
اسلام نظام مدیریت پدر بر خانواده را پذیرفته است و او را سرپرست خانواده می‌داند تا به وضع زندگی آن‌ها سر و سامان دهد و نسب خانواده‌ نیز به پدر می‌رسد، بنابراین، تعدّدی که برای مرد پذیرفته شده در صورتی که به زن داده شود مشکل روشن نبودن نسبت فرزندان را پیش می‌آو
رد.
از این گذشته، تعدّد برای زن یک نیاز روانی نیست و دلیل آن هم این است که در تاریخ جز شمار اندکی از زنان، تن به چند شوهری نداده‌اند و این موارد اندک نمی‌تواند به قانون فراگیر برای جامعه تبدیل شوند. هم‌چنین عدم توازن میان شمار مردان و زنان، یکی از توجیهات تعدّد بوده که هم‌چنین باقی است و این به مصلحت بوده که غالباً ازخطرات حوادثی که در ضمن کار پیش می‌آید و یا از بیماری‌ها و جنگ‌هایی که معمولاً زندگی مردان را تهدید می‌کرده، سالم می‌مانده‌اند.
گذشته از همه این‌ها مسأله‌ای اساسی و مهمّ دیگری نیز هست که قانونی بودن تعدّد برای مرد و نه برای زن را توجیه می‌کند، و آن تفاوت در قدرت جنسی آن دو است مرد با شدّت و سرعت بیش‌تری نسبت به زن، تحریک می‌شود و در نتیجه، تعدّد چه بسا برای او یک نیاز باشد، به همین دلیل می‌بینیم که وفاداری در روابط جنسی در میان زنان بیش از مردان است.
بنابراین برای حفظ سلامتی اخلاقی جامعه تجویز تعدّد زوجات امری ضروری است و لازم است در هر عصر و زمان برای میلیون‌ها انسان راه مشروعی و چاره مشروعی جز تعدّد زوجات وجود ندارد و اگر چنین راه مسدود باشد تردیدی نیست که چنین افراد به انواع گناه و آلودگی‌ها مبتلا شوند، خود و جامعه را به فساد اخلاقی گرفتار می‌سازند، همان‌گونه که اکنون اروپا و آمریکا به همین جهت بیش از کشورهای اسلامی گرفتار مفاسد جنسی و فحشاء هستند.
6. بعضی از مردان به علّت داشتن غریزه جنسی نیرومند نمی‌توانند به یک زن اکتفا کنند، به ویژه آن‌که زن بر حسب طبیعت در اثر قاعدگی یا بارداری در پاره‌ای اوقات نمی‌تواند تمایلات مرد را ارضا نماید، علاوه بر این اگر زن نازا باشد نباید شوهر را از داشتن فرزند محروم کرد و تعدّد زوجات می‌تواند این نیاز طبیعی مرد را برآورده کند.
7. تعدّد زوجات، ارج نهادن به حقوق زنان است نه تبعیض علیه حقوق زنان؛ چون اگر این امر انتفاعی است یک طرف آن زن می‌باشد که از آن برخوردار می‌گردد.
ممنوعیت تعدّد زوجات موجب محرومیت برای آن بخش از زنان است که شوهر ندارند و علّت مخالفت زنان برای این است که شوهر آنان دست به چنین کاری نزند، امّا اگر اینان خود را به جای زنان بی شوهر بگذارند به طور حتم به این سؤال پاسخ مثبت خواد داد و به طور طبیعی زنانی که به عنوان زن دوم به عقد مردی درمی‌‌آیند، از این وضعیت راضی هستند و تعدّد زوجات را عاملی برای سعادت خود و رهایی از انزوا و تنهایی می‌دانند.
8. آقای بلاغی می‌فرماید: اجازه تعدّد زوجات مصالحی دربر دارد مانند این‌که: زن اوّل مریض باشد و یا نازا درآید و یا سالش از حدّ گذشته باشد و یا بی میل به شوهر باشد و یا مرد در منطقه‌ای باشد که تعداد زنان بر مردان افزونی دارد، بالجمله چون أمر دائر مدار، زنا و طلاق زن اوّل و یا تعدّد زوجات است باید طریق سهل را انتخاب کرد و این طریق اجازه تعدّد زوجات است و لیکن باید شرط عدالت را حتماً رعایت کند.
9. محمّد باقر محقق می‌فرماید: که یکی از علل تعدّد زوجات وجود زمینه آفرینشی است. دستگاه تناسلی مردان به گونه‌ای است که دائم در حال تحریک شدن است و این امر بیشتر بدان جهت است که در خارج از بدن قرار دارد. برخلاف زنان که دستگاه تناسلی آن‌ها در داخل بدن قرار دارد و تحریک آن کمتر امکان پذیر است، مگر در حین برقراری روابط زناشویی.
10. گاهی تعدّد زوجات به صورت ضرورت اجتماعی درمی‌آید گاهی به عللی مانند مرگ و میر کمتر زنان به سبب مقاومت بیشتر در برابر بیماری‌ها و عدم شرکت در جنگ‌ها و کارهای سنگین اجتماعی و امثال آن تعداد زن به مراتب بیشتر از مرد می‌شود اگر مردان اجازه بیشتر از یک زنان را نداشته باشند، تکلیف زنان بی شوهر چیست؟
آیا جامعه به فساد کشیده نمی‌شود؟ آیا روسپی‌گری رواج پیدا نمی‌کند؟ و آیا این عمل هتک حرمت حیثیت زنان نیست؟
برای پرهیز از این پی‌آمدهای ناگوار است که اصل تعدّد زوجات در مواقع ضروری جائز شمرده شده است.
ممنوعیت چند شوهری
در پاسخ به این سؤال که چرا مرد حق دارد چند زن داشته باشد ولی زن حق ندارد چند شوهر داشته باشد؟ باید گفت که چنین حقّی برای مرد به عنوان یک ضرورت اجتماعی شناخته شده است؛ چراکه چند همسری با طبیعت مرد سازگار است ولی هرگز با طبیعت زن و فرزندانی که به دنیا می‌آورند سازگاری ندارد.
بنابراین قطع نظر از منع شریعت و ادلّه نقلی که چند شوهری را ممنوع می‌کند این امر برای زن از جهات مختلفی مضر می‌باشد، به عنوان مثال ما در این‌جا جهات مهمّه را اشاره می‌کنیم:
1. مخالف با طبیعت و فطرت زن:
چند شوهری برخلاف فطرت و طبیعت زن است و خود زن به طور طبیعی از آن گریزان است.
شهید مطهری (ره) می‌فرماید: چند شوهری هم با طبیعت زن، هم با منافع زن منافات دارد، زیرا زن، مرد را فقط برای ارضای غریزه جنسی خود نمی‌خواهد، بلکه زن از مرد موجودی می‌خواهد که قلب او را در اختیار داشته باشد، حامی و مدافع او باشد، لذا جنبه معنوی زناشویی، یعنی آن عواطف رقیق و صمیمانه میان زوجین برای او بیشتر اهمّیت دارد، تا جنبه مادّی و غریزی، بنابراین، زن در چند شوهری هرگز نمی‌توانسته است حمایت، محبّت و عواطف خالصانه و فداکاری یک مرد را نسبت به خود جلب کند از این رو چند شوهری مورد تنفر زن بوده است.
و نیز شهید مطهری می‌فرماید: چند شوهری همان‌طوری که مخالف طبیعت و فطرت زن است با طبیعت مرد هم موافق و سازگار نیست، برای این‌که اوّلاً: چند شوهری با روحیه انحصار طلبی مرد ناسازگار اس
ت؛ ثانیا: چند شوهری با اصل اطمینان پدری مخالف است. علاقه به فرزند طبیعی و غریزی بشر است. بشر طبعاً می‌خواهد توالد و تناسل کند و می‌خواهد رابطه‌اش با نسل آینده و نسل گذشته مشخص و اطمینان بخش باشد و می‌خواهد بداند پدر کدام فرزند است و فرزند کدام پدر است و چند شوهری با این غریزه و طبیعت آدمی ناسازگار است بر خلاف چند زنی مرد که از این نظر نه به مرد لطمه می‌زند و نه به زن.
2. زیان‌های بهداشتی
از نظر بهداشتی، رابطه یک زن با چند مرد نتایج زیان‌باری از نظر جسمی و روحی دارد، مانند بیماری‌های دستگاه تناسلی، آوردن فرزندان علیل، عقیم شدن، ابتلا به اختلالات و بیماری‌های روانی، ناشناخته ماندن نسل و از دست رفتن حقوق، حیثیت و احترام زن که دائم باید در صدد ارضای افراد مختلف باشد.
3. اختلاط نسب
زن در خانواده حافظ نسب است و در صورت تعدّد همسر نسب، که مورد توجّه نظام طبیعت است و اسلام نیز به آن اهتمام دارد، مختل می‌شود، فرزندان پدر خود را نمی‌شناسند، هر پدری به راحتی مسؤولیت مخارج و نفقه فرزندان را نمی‌پذیرد و در نتیجه، آنان از نظر روحی و عاطفی به بیماری‌های روانی مبتلا می‌گردند و مشکلاتی بسیار برای جامعه فراهم می‌کند.
و بدیهی است، این نوع انتخاب موجب فساد در انتساب و هرج و مرج در مسائل مربوط به ارث و شناسایی فرزندان و پدران می‌گردد.
4. زیان‌های اجتماعی
در جمیع شرائع عالم، مرد سرپرستی خانواده را برعهده دارد، بنابراین اگر زن بتواند دارای ازدواج متعدد باشد سرپرستی خانواده بر عهده کدام یک خواهد بود؟ آیا نوبتی باشد یا هرکدام که بزرگ‌تر است؟ پس زوجه برای کدام یک خضوع کند؟ آیا برای همه آن‌ها خضوع کند که غیر ممکن است چرا که رغبات آن‌ها با هم متفاوت است و فرق دارند یا این‌که برای یکی خضوع کند با این کار بقیّه ناراحت می‌شوند، باتوجه به این مسائل و مشکلات که بیان شده، که یکی از زیان‌هی اجتماعی بر خانواده وارد می‌شود ممنوعیت چند شوهری خیلی آشکار می‌شود.
امروزه این چند شوهری نه تنها از دیدگاه اسلام بلکه از دیدگاه صاحب نظران مادّی هم پذیرفته نیست.
علاوه بر این اگر زن هم زمان با چند مرد رابطه داشته باشد و به جای آن که کانون گرم خانواده مورد حمایت شوهر قرار گیرد، در عمل به ابزار شهوانی مردان تبدیل می‌شود و هیچ مردی درباره وی احساس مسؤولیت و محبّت قلبی نمی‌کند. این وضعیت، هم با فطرت خود زن و هم مرد ناسازگار است، در چنین حالتی زاد و ولد یک‌سره تعطیل می‌شود و خانواده که در واقع تشکیل دهنده جامعه مدنی است از بین می‌رود. از این رو زن شوهر دار حق ندارد به عقد و ازدواج دیگری در آید.
امّا در تعدّد زوجات برای مرد چنین مشکلات پیش نمی‌آید. مرد می‌تواند در عقد دائم تا چهار زن اختیار کند.
زن در چند همسری هرگز نتوانسته است حمایت و محبّت و عواطف خالصانه و فداکاری یک مرد را نسبت به خود جلب کند. علاوه بر این، غیرت و حمیت هیچ کدام از زن و مرد، فرزندان و بستگان آن‌ها نمی‌پذیرند که زن دارای چند شوهر باشد، این عمل موجب از هم پاشیدگی کانون خانواده و سردی روابط آن‌ها خواهد شد و به طور قطع چنین زندگی قابل دوام و استمرار نمی‌باشد، محبّت و فداکاری که لازمه هرکانون خانواده‌ای است، در چنین زندگانی وجود نخواهد داشت، سستی خانواده موجب سستی ارکان جامعه خواهد گردید.
شبهات در تعدّد زوجات

شبهه اوّل


اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

تجویز تعدّد زوجات، مردان را به شهوترانی تشویق می‌کند و این غریزه حیوانی را در جامعه گسترش می‌دهد.

علامه طباطبایی می‌فرماید: در پاسخ این اشکال باید گفت که صاحب این اشکال اطلاع و تدبّری در تربیت اسلامی و مقاصدی که این شریعت دنبال می‌کند ندارد و نمی‌داند که تربیت دینی نسبت به زنان در جامعه اسلامی دین، پسند این است که زنان را با پوشیدن خود با عفاب و با حیا بار می‌آورد، و زنان را طوری تربیت می‌کند که خود به خود شهوت در آنان کمتر از مردان می‌شود…
و ادّعای ما آنقدر روشن است که مردان مسلمانی که با زنان متدین و تربیت شده در دامن پدر و مادر دین دار ازدواج کرده‌اند، کم‌ترین تردید در آن ندارند، پس روی هم رفته، شهوت جنسی مردان معادل است با شهوتی که در یک زن، بلکه دو زن و سه زن وجود دارد.
دین اسلام بر این معنا عنایت دارد که حدّ اقل و واجب از مقتضیات طبع و مشتهیات نفس ارضا گردد. واحدی از این حدّ اقل مرحوم نماند و به همین جهت این معنا را مورد نظر قرار داده که شهوت هیچ مردی در هیچ زمانی در بدن محصور نشود همچنین به تعدّدی وادارش نکند، و اگر مرد به داشتن یک زن محکوم شود، در ایامی که زن عذر دارد، یعنی نزدیک به یک ثلث از اوقات معاشرتش که ایّام عادت و بعضی از ایام حمل و وضع حمل و ایام رضاعش و امثال آن است، او ناگزیر از فجور می‌شود
و از سوی دیگر یکی از مهمّ‌ترین مقاصد و هدف‌ها در نظر شارع اسلام زیاد شدن نسل مسلمانان و آباد شدن زمین به دست آنان است، پس این جهات و امثال آن مورد اهتمام شارع بوده و باعث

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *