آنرا در صورت اختلاط و بی‌بند و بار و مطلق نزدیکی بصورت نکاح و پیوستگی درآورده است.
دراهمیت ازدواج آیات و روایات بسیار است ولی ما در این‌جا فقط به چند تا اشاره می‌کنیم. از امام باقر علیه‌السلام روایت شده است که جد گرامیشان رسول خدا در باب اهمیت ازدواج
فرمودند: ما بنی بناء فی الاسلام احب الی الله من التزویج؛ نزد خداوند متعال در اسلام محبوب‌تر از ازدواج چیزی نیست.
همچنین در کلام دیگر پیامبر اسلام صلی‌الله فرمودند: اکثر اهل النار العزاب؛ اکثر جهنّمی‌ها کسانی هستند که ازدواج نکردند.
در حدیث دیگر از رسول خدا واردشده است که اذا تزوج العبد فقد استکمل نصف الدین فلیتق الله فی النصف الباقی.
زمانی که بنده‌ای ازدواج کند به تحقیق نیمی از دین او کامل گشته‌ است، پس باید در نیم دیگر تقوا پیشه کند.
زیرا غریزه جنسی نیرومندترین و سرکش‌ترین غرائز انسان است که به تنهایی با غرائز دیگر برابر است. انحراف این غریزه نیمی از دین و ایمان انسان را به خطر می‌اندازد.
در آیات قرآن مجید نیز به ازدواج سفارش شده است وازدواج را عامل از بین رفتن فقر می‌داند: و انکحو الایامی منکم و الصالحین من عبادکم و امائکم ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله
مردان و زنان بی همسر خود را همسر دهید، همچنین غلامان و کنیزان صالح و درست کارتان را، اگر فقیر و تنگ دست باشند، خداوند متعال از فضل خود آنان را بی‌نیاز می‌سازد، خداوند گشایش دهنده و آگاه است.
کلمه نکاح به معنی تزویج است وکلمه ایامی جمع ایم است به معنای پسر و دختر مجرد می‌باشد.
در این آیه خداوند وعده داده است که با ازدواج، وسعت رزق به آن‌ها داده می‌شود و با جمله والله واسع علیم تأکید کرده است که رزق هرفرد به دست خداوند است و او بر این امر قادر است.
هدف ازدواج
بعد از اهمیت ازدواج این نکته به ذهن می‌آید که،‌ هدف از ازدواج چیست؟ که این قدر به ازدواج سفارش شده است. ما هدف ازدواج را از قرآن می‌پرسیم که قرآن هدف ازدواج را این‌گونه بیان کرده است:
وَمِنْ آَیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَرَحْمَهً
و یکی از آیات او این است که برای شما از خودتان همسرانی خلق کرد تا بسوی آنان میل کنید و آرامش گیرید و بین شما موده و رحمه قرار گیرد.
در این آیه هدف از ازدواج سکونت و آرامش ذکر شده است و این آرامش به این دلیل است که هر یک از دو جنس زن و مرد مکمل یک‌دیگرو باعث شکوفایی و نشاط وپرورش هم می‌باشند تا آن‌جا که به تنهایی ناقص هستند و طبیعی است که میان این دو موجود کامل‌کننده هم چنین جاذبه‌ای وجود داشته است.
خداوند برای این‌که این آرامش،‌ موقتی نباشد بلکه دائمی باشد بین زن و مرد مودّه و رحمه قرار داد. مودّه به معنای محبتی است که اثرش در مقام عمل ظاهر باشد و رحمت به معنای نوعی تأثیر نفسانی است که از مشاهده محرومیت محرومی که کمال ندارد و محتاج به رفع نقص است، در دل پدید می‌آید و صاحب دل را وادار می‌کند که در مقام برآید و او را از محرومیت نجات دهد و نقصش را رفع کند.
البته ناگفته نماند که سکونت و آرامش مهم‌ترین هدف ازدواج است که در این آیه بیان شده است و ازدواج اهداف دیگری نیز دارد که انسان آرامش حاصل از ازدواج، می‌تواند به آن دست پیدا کند.
1- نکاح
نکاح مصدر ثلاثی از ریشه نکح ینکح می‌باشد.
صاحب کتاب العین می‌گوید: نکح ینکح نکحاَ به معنی البضع می‌آید و نَکَحَ به معنی تزویج نیز گفته‌ شده‌است. ابن عاشور نکاح را این‌گونه تعریف می‌کند: نکاح در کلام عرب حقیقت در عقد زن می‌باشد،‌بخاطر اینکه در این زمینه قرینه‌های زیادی وجود دارد، اما استعمال کردن آن در وطی کنایی است، برخی هم گفته‌اند، استعمال در وطی حقیقت است و در عقد مجاز است و عده ای معتقدند در هر دو استعمال حقیقی است این نظر بسیار ضعیف است.
معنای لغوی نکاح: لفظ نکاح از الفاظ مشترک می‌باشد یعنی لفظ واحد معناهای متعدد دارد.
1- نکاح بمعنی وطی است. جمعی از اهل لغت و نیز فقها نکاح را معنی وطی گرفته‌اند و به کار رفتن نکاح در معنی عقد را مجاز دانسته اند.
2- نکاح به معنی عقد:‌ راغب اصفهانی در مفردات می‌گوید، اصل نکاح برای عقد است و برای جماع استعاره آورده شده است.
3- نکاح به معنی غلبه (غالب شدن)
4- نکاح به معنی مقابله‌ دوچیز است،‌ نکاح در لغت به معنی تقابل، و در زبان عرب: هرگاه دو کوه در مقابل یکدیگر قرارگرفته باشد گفته می‌شود، تناکح الجبلان یعنی دو کوه در مقابل هم واقع شده‌اند. کلمه‌ی نکاح مجازا در عقد بکار می‌رود.
بحث در مورد معنای نکاح از این جهت خیلی اهمیت دارد که معانی مختلف بار فقهی و حقوقی متفاوتی دارند. به عنوان نمونه در آیه لا تنکحوا مانکح آبائکم. (سوره نساء، آیه 22)
اینجا اگر نکاح را بمعنی عقد نظر بگیریم معنی آیه چنین می‌شود: عقد شده پدر بر شما حرام است.
اگر به معنای وطی در نظربگیریم. معنی آیه چنین می‌شود:‌ موطوئه پدر بر شما حرام است.
پس این اختلاف نظر در معنا باعث برداشت‌های متفاوت و در نتیجه استخراج نتایج متفاوت می‌باشد. اما آن‌چه معروف و مشهور است نکاح در لغت به معنای وطی و در شرع به مفهوم عقد است.
نکاح در اصطلاح
نکاح رابطه‌ای است حقوقی- عاطفی که با عقد بین زن و مرد حاصل می‌شود به آن‌ها حق می‌دهد که با یکدیگر زندگی کنند و مظهر بارز این رابطه حق تمتّع جنسی است.
نکاح در اصطلاح فقهی و حقوقی و در عرف عام به معنای زناشویی و ازدواج است که از معنای لغوی آن امتزاج و انضمام به ذهن می‌رسد و بر اصل عقد و مراحل بعد از آن به طور مشترک معنوی اطلاق می‌گردد.
علامه محمدحسین فضل الله نکاح را اینجور تعریف می‌کند: نکاح و ازدواج قراردادی است میان زن ومرد که بر پایه آن رابطه‌ی زناشویی شکل می‌گیرد و مجموعه‌ای از حقوق و تکالیف شرعی و قانونی، که بر حسب ادیان و قوانین مختلف است برآن حاکم می‌گردد. این قرارداد به هر یک از زن و شوهر در بدن دیگری حق استفاده جنسی می‌دهد و بر پایه‌ی آن یک هسته‌ی اجتماعی پدید می‌آید که در آن مرد وزن باهم زیر یک سقف زندگی می‌کنند و به برکت آن می‌توانند فرزندانی را به دنیا آورند و خانواده‌ای را تشکیل دهند و غریزه‌ی پدری و مادری را اشباع کنند.
از آنجا که غریزه‌ی جنسی و غریزه‌ی پدری و مادری دو غریزه‌ی اصلی در انسان‌ها هستند، اشباع آن‌ها در نزد زن و مرد، احساس کمال را پدید آورده و شخصیت و زندگی ایشان را پربار می‌سازد و مایه‌ی تداوم نسل می‌شود.
برای بررسی بیشتر و کاوشی دقیق از تحلیل این تفاوت و پاسخ به شبهات نخست آیه مربوط به جواز تعدد زوجات را بررسی می‌کنیم.

آیه تعدد زوجات
«وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِی الْیَتَامَى فَانْکِحُوا مَا طَابَ لَکُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَهً أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ذَلِکَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا»
اگر بترسید که مبادا درباره یتیمان مراعات عدل و داد نکنید پس آن کس از زنان به نکاح خود در آورید که شما را نیکو و مناسب با عدالت است: دو یا سه یا چهار و اگر بترسید که چون زنان متعدّد گیرید عدالت را نپیموده و به آن ستم کنید، پس تنها یک زن اختیار کرده و یا چنانچه کنیزی دارید به آن اکتفاء کنید که این نزدیک‌تر به عدالت و ترک ستمکاری است.
شأن نزول آیه:
در جاهلیت عرب به خاطر این‌که هیچگاه جنگ و خونریزی و غارت قطع نمی‌شد و همیشه ادامه داشت یتیم زیاد می‌شد، بزرگان و اقویای عرب دختران پدر مرده را با هرچه که داشتند می‌گرفتند و اموال آن‌ها را با اموال خود مخلوط نموده و می‌خوردند و در این عمل نه تنها رعایت عدالت نمی‌کردند بلکه گاه می‌شد که بعد از تمام شدن اموالشان خود آنان را طلاق می‌دادند و گرسنه و برهنه رهاشان می‌کردند، در حالی که آن یتیم‌ها نه خانه داشتند که در آن سکنی گزینند و نه رزقی که از آن ارتزاق نمایند و نه همسری که از عرض آنان حمایت کند و نه کسی که رغبت به ازدواج با آنان نماید تا بدین وسیله مخارجشان را تکفّل کند این‌جا است که قرآن کریم با شدیدترین لحن از این عادت زشت و خبیث و از این ظلم فاحش نهی فرمود.
نکته‌ها در آیه:
1. تأکید فراوان بر ضرورت رعایت قسط درباره دختران یتیمی که به همسری برگزیده می‌شوند:
جمله و إن خفتم ألّا تقسطوا فی الیتامی بر این نکته تأکید دارد که مسأله رعایت قسط در ارتباط با دختران یتیم بسیار مهمّ است از این رو، اگر خوف عدم رعایت عدالت در صورت همسری با آنان برود، دستور داده شد، از ازدواج با آن‌ها صرف نظر شود.
2. تجویز تعدّد زوجات تا چهار زن:
مطابق صریح آیه، هر مرد مسلمان می‌تواند چهار زن دائم بگیرد، این نکته از مسلمات فقه اسلامی نیز می‌باشد.
3. معنای مثنی و ثلاث و رباع در آیه شریفه:
سؤالی که در این مورد به ذهن می‌آید که چرا در آیه شریفه به جای واژه‌های اثنین و ثلاثه و اربعه کلمات دیگر همچون مثنی، و ثلاث و رباع استفاده شده است؟
آیت الله زنجانی در این ارتباط می‌فرماید: امّا این‌که به جای کلمات اثنین و ثلاثه و اربعه، از صیغه‌های مثنی و ثلاث و رباع استفاده شده، و نفرموده با دو، سه و چهار زن ازدواج کنید، بلکه می‌فرماید زنان را دو تا دو تا، سه تا سه تا و چهار تا چهار تا به عقد خود درآورید، برای رفع توهّم محدودیت ازدواج است، تا گمان نشود که ازدواج تا پایان عمر محدود به دو یا سه یا چهار مورد بوده و حتّی مثلاً پس از فسخ عقد و طلاق و فوت زن نیز کسی حق ازدواج مجدّد را ندارد. بنابراین معنای آیه این است که هر مؤمن می‌تواند مجتمعاً دو، سه، چهار زن داشته باشد، بلکه می‌فرماید در طول عمر دو تا دو تا و … می‌توانید بگیرید که یعنی در هرزمان حدّ اکثر در ازدواج با چهار همسر مجاز هستید.
4. عدالت شرط اساسی تعدّد زوجات:
اسلام قانون تعدّد زوجات را بدون قید و بند تشریع نکرده و اصلاً آن را بر همه مردان واجب و لازم ننموده، بلکه به طبیعت و حال افراد توجّه فرموده و همچنین عوارضی که ممکن است احیاناً برای افرادی عارض شود در نظر گرفته، بلکه صلاحیت قطعی را شرط نموده و مفاسد و محذور‌هایی را که در تعدّد زوجات وجود دارد، بر شمرده و در چنین موقعیّتی است که آن را جائز دانسته تا مصالح مجتمع اسلامی انسان‌ها تأمین شود و حکم جواز را مقیّد به صورتی کرده است که هیچ یک از مفاسد شنیع نیاید و این در صورتی است که مرد از خود اطمینان داشته باشد به این‌که می‌تواند بین چند همسر به عدالت رفتار کند.
5. فإن خفتم ألّا تعدلوا فواحدهً:
اگر می‌ترسید نتوانید بین چند همسر به عدالت رفتار کنید، تنها یک زن بگیرد و نه بیشتر، در این جمله حکم مسأله را معلّق به خوف کرد نه علم، فرمود اگر می‌ترسید بین چند همسر … و نفرمود اگر می‌دانید که نمی‌توانید عدالت برقرار کنید … و علّتش این است که در این امور غالباً علم برای کسی حاصل نمی‌شود و اگر خداوند قید علم را آورده بود مصلحت حکم فوت می‌شد.
6. او ماملکت أیمانکم:
منظور از این تعبیر کنیزان زرخرید هستند. آیه می‌فرماید: آن کسی که می‌ترسد بین همسران خود عدالت رفتار ننماید با یک زن ازدواج کند و اگر خواسته که بیش از یک زن داشته باشد باید کنیز بگیرد چراکه خداوند تقسیم (عدالت) را بر مردان در رابطه با کنیزان واجب نفرموده است.
2. (الف) تحلیل تفاوت زن و مرد در تعدّد زوجات از منظر روایات
در روایات، احادیثی که بر اصل جواز اختیار چهار تا زن دائم دلالت می‌کند، بسیار زیاد است و در فقه فریقین اصل جواز یک مسأله اجماعی و اتفاقی است، یعنی همه فقهاء در اصل جواز اتفاق نظر دارند.
امّا راجع به تحلیل این تفاوت زن و مرد در تعدّد زوجات هم اشاره شده است، در برخی روایات سرّ تفاوت زن و مرد در این حکم را وجود غیرت در مردان به خلاف زنان می‌داند.
1. محمّد بن یعقوب عن عده من اصحابنا، عن احمد بن محمّد بن خالد، عن عثمان بن عیسی، عن بعض اصحابنا عن أبی عبد الله علیهم السّلام فی حدیث: «قال و الغیره للرّجال و لذلک حرّم علی المرأه الاّ زوجها و أحلّ للرّجل اربعاً فإنّ الله اکرم من أن یبتلیهنّ بالغیره و یحلّ للرّجال معهاثلاثاً»
امام صادق علیه السّلام فرمودند: غیرت را خداوند برای مردان قرار داده است و به همین جهت بر زن حرام کرده است مگر شوهرش را، و حلال کرده است برای مرد چهار تا زن. همانا خداوند متعال بزرگوارتر از آن است که به زنان غیرت بدهد بعد بر مرد حلال کند علاوه بر زن اوّل سه زن دیگر بگیرد.
درو اقع، این علّت به مسأله روانی و عاطفی زن و مرد توجّه دارد که غالباً در مردان این‌گونه است که مشارکت در همسر را نمی‌پذیرند، ولی زنان با آن کنار می‌آیند.
و در برخی روایات دیگر تحلیل این تفاوت را اشتباه در نسب و ارث در صورت چند شوهری بیان کرده است و حفظ نسب وارث در صورت چند زنی بیان شده است.
2. محمّد بن علی بن الحسین فی (العلل) و فی (عیون الاخبار) … عن محمّد بن سنان، عن الرّضا علیه السّلام فیما کتب الیه و عله التزویج للرّجال اربع نسوه و تحریم أن تتزوّج المرأه اکثر من واحد لِأنّ الرّجل اذا تزوّج اربع نسوه کان الولد منسوباً الیه و المرأه لوکان لها زوجان، أو اکثر من ذلک لم یعرف الولد لمن هو اذ هم مشترکون فی نکاحها و فی ذلک فساد النساب و المواریث و المعارف.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

امام رضا علیه السّلام در پاسخ پرسش‌های محمدّ بن سنان می‌فرماید: علّت یا حکمت این‌که مرد می‌تواند چهار زن بگیرد و زن پیش از یک بار نمی‌تواند ازدواج کند این است که مرد اگر چهار زن هم داشته باشد، هر فرزندی از آن‌ها به دنیا بیاید مال مرد است، امّا اگر زن دو شوهر یا بیشتر داشته باشد، فرزند آن زن معلوم نیست که مال کدام یک از شوهران است، و این گونه نسب‌ها و ارث‌ها اشتباه و فاسد می‌گردد و شناسایی مشکل می‌شود.
3. عن أبی الفتوح الرّازی انّه حضر عنده اربعون نسوه و سألنه عن شهوه الأدمی فقال للرّجال واحد و للمرأه تسعه فقلن ما بال الرّجل لهم دواماً و متعه و سراری، یجوز من تسعه و لایجوز لهنّ إلاّ زوج واحد مع تسعه اجزاء، فافهم فرعع ذلک إلی أمیر المؤمنین علیه السّلام فأمر کلّ و احدهٍ منْهُنّ بقاروره من ماء و أمرهُنَّ بصبّها فی اجانه ثمّ أمر کلّ واحده منْهنّ تغرف ماءها فقلن لا یتمیّز ماءنا فاشار علیه السّلام إلی أن لایفرقّن بین الاولاد و یبطل النسب و المیراث.
گروهی از زنان در حدود چهل نفر گرد آمدند و به حضور علی علیه السّلام رسیدند، گفتند؛ چرا اسلام به مردان اجازه چند زنی داده امّا به زنان اجازه چند شوهری نداده است آیا این امر یک تبعیض نادرست نیست؟
امام علی علیه السّلام دستور دادند ظرف‌های کوچکی از آب بیاورند و هریک از ظرفی به دست گرفت،‌ سپس دستور داد همه آن ظرف‌ها را در ظرف بزرگ که وسط مجلس گذاشته بود، خالی کنند، سپس فرمود الآن هریک از شما ظرف آب خود را از آب پُر کنید، امّا همان آبی که در ظرف خود داشته بر دارد، گفند این‌‌گونه ممکن است؟
آب‌ها ممزوج شده است آنگاه حضرت علی علیه السَّلام فرمود: اگر یک زن چند شوهر داشته باشد، خواه ناخواه بعد از مدّتی زناشویی، آبستن می‌گردد، چگونه می‌توان تشخیص داد که این فرزند از نسل کدام شوهر است و بعد از آن زنان از مثالی امیر المؤمنین قانع شدند.
ب: تحلیل تفاوت زن و مرد در تعدّد زوجات از نگاه علماء و اندیشمندان
1. آیت الله مکارم شیرازی می‌فرماید: تعدّد زوجات یک ضرورت اجتماعی است:
نمی‌توان انکار کرد که عمر زندگی جنسی مردان، از زنان طولانی‌تر است، زنان در سنین معیّنی آمادگی خود را از دست می‌دهند، در حالی که در مردان چنین نیست.
و نیز زنان به هنگام عادت ماهانه و قسمتی از دوران حمل، عملاً ممنوعیت جنسی دارند در حالی که در مردان این ممنوعیت‌ها وجود ندارد.
از همه گذشته زنانی هستند که همسران خود را به علل گوناگونی از دست می‌دهند و معمولاً نمی‌توانند به عنوان همسر اوّل، مورد توجّه مردان قرار گیرند و اگر

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید