دانلود پایان نامه

سلوک او در اجتماعی و نیز به رسمیت شناختن مالکیت زن در طول زندگی حتّی پس از ازدواج دائم و بسیاری حوادث تاریخی مستند از زمان پیامبر (ص) و ائمه الهدی (ع) خود حاکمی از مجاز بودن ورود زنان به عرصه اجتماعی و حضور در فعالیت‌های اجتماعی می‌باشد.
بر این اساس در صدر اسلام، بر خلاف تفکّر و سنّت جاهلی که زن را به جرم زن بودن از بسیاری حقوق مسلّم خویش محروم ساخته بود همان فرصت‌هایی که برای مردان در زمینه‌های حضور اجتماعی و سیاسی فراهم می‌شد برای زنان نیز مهیّا می‌گشت در این‌جا برخی از حقوق که زنان، همچون مردان از آن برخوردار شده‌اند به اجمال اشاره می‌شود.
الف) حقوق سیاسی
حقوق سیاسی از مهم‌ترین مصادیق حقوق سیاسی و اجتماعی زن محسوب می‌شود؛ زیرا به وسیله‌ای آن می‌تواند در تعیین سرنوشت سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، و اقتصادی خود مؤثر باشد. مهم‌ترین حقوق سیاسی که زنان همچون مردان از آن برخوردار هستند و در اسلام تعیین شده عبارت است از:
1) حق بیعت (حقّ رأی و انتخاب)
اسلام در چهارده قرن پیش که گاهی حتّی زن را جزء انسان‌ها به حساب نمی‌آوردند و فرزند دختر را عار و ننگ می‌دانستند و با وی مانند کنیز و برده رفتار می‌کردند استقلال و مسؤولیت سیاسی زن را اعلان نمود و به وی اجازه داد که راه خود را خود طی کند و خود سرنوشت خود را رقم بزند و برای تعیین کشور و جامعه خود و تعیین رهبری به پیامبر (ص) دست بیعت بدهد و بیعت در اسلام جلوه‌ای از حق انتخاب شخص است.
در قرآن مجید آمده است: «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذَا جَاءَکَ الْمُؤْمِنَاتُ یُبَایِعْنَکَ عَلَى أَنْ لَا یُشْرِکْنَ بِاللَّهِ شَیْئًا وَلَا یَسْرِقْنَ وَلَا یَزْنِینَ وَلَا یَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا یَأْتِینَ بِبُهْتَانٍ یَفْتَرِینَهُ بَیْنَ أَیْدِیهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا یَعْصِینَکَ فِی مَعْرُوفٍ فَبَایِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ»
ای پیامبر (ص) هنگامی که زنان مؤمن نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند که چیزی را شرکی خداوند قرار ندهند، دزدی و زنا نکنند، فرزندان خود را نکشند، تهمت و افزایی پیش دست و پای خود نیاورند و در هیچ‌کار شایسته‌ای مخالفت فرمان تو نکنند با آن‌ها بیعت کن و برای آنان، از درگاه خداوند آمرزش بطلب که خداوند آمرزنده و مهربان است. اکثر مورّخان اسلامی می‌گویند که پیامبر اکرم (ص) ظرف آبی را پیش رو، قرار می‌دادند و دست خویش را در آب می‌گذاشتند و بانویی که قصد بیعت داشت نیز دست خود را درون آن ظرف می‌برد و به این وسیله همبستگی خود را با آیین الهی اسلام اعلام می‌داشت.
آیه مذکور نشان می‌دند که خداوند تبارک و تعالی، زنان را به عنوان گروه مستقل بیعت کننده به رسمیت شناخت و آنان را زیر مجموعه‌ای از جامعه مرد سالار عرب محسوب ننموده است.
2) جنگ و دفاع
جنگیدن یکی از اقسام دفاع از استقلال و آزادی و حاکمیت شخصی یا اجتماعی و از شؤون سیاسی هر شخص است زن حق دارد برای دفاع از سرزمین و عقیده و شخصیتش تا حدودی که طبع و توان او اقتضاء کند در جنگ‌های تدافعی یا تهاجمی شرکت نماید و حتّی بخشی از آن گاهی بر او واجب عینی می‌شود.
3) حق ذمه و استجاره
این حق، که نوعی حق بستن قرار داد سیاسی است که یکی از حقوق زنان است، در اسلام هر مسلمان حق دارد که در صورت وجه دیگر شرائط لازم، به کسی که تقاضای پناهندگی سیاسی یا امان کند، به نام حکومت اسلامی به وی وعده امنیت و پناه جانی و سیاسی بدهد و دولت مکلّف است قبول ذمه او را بپذیرد و امضاء کند. این حق حساس و بزرگ که در واقع نوعی نمایندگی از طرف دولت و وزارت خارجه حکومت اسلامی است، در صدر اسلام به زن داده شده است. در فتح مکه ام هانی خواهر امیر المؤمنین (ع) به یکی از مشرکین مکه پناهندگی داد و پیامبر اکرم (ص) پناهندگی وی را تنفیذ فرمود.
4) هجرت
هجرت یکی دیگر از حرکت‌های اجتماعی و سیاسی است که در صدر اسلام دو بار اتفاق افتاد. زنان مسلمان در هر مهاجرت شرکت داشتند این مهاجرت‌ها دارای ابعاد سیاسی بسیار بود از یک سو طرد و نفی نظام حاکم بر جامعه را نشان می‌داد و از سوی دیگر ابلاغ پیام آیین جدید را به همراه داشت و از طرف سوم تدبیر سیاسی بود. قرآن کریم در آیات متعددی از مهاجرت زنان مسلمانان سخن گفته است و هجرت را بر زنان و مردان به طوری مساوی واجب می‌کند.
ب) حقوق اقتصادی
یکی از مسائل مهمّ و مورد توجه همین مسأله است که آیا زن در امور مالی و اقتصادی از دیدگاه خطابات قرآنی از چه حق و حقوق برخوردار است؟
این مطلب از آن‌جا دارای اهمّیت می‌باشد که زن در طول تاریخ از این‌ها یا به کلی محروم بوده و یا از حق مناسب و شایسته خودش به طور کامل برخوردار نبوده است.
قبل از ظهور اسلام و در دوران جاهلیت به همان دلیل که برای زن کمترین جایگاه انسانی و ارزش قابل قبول نبودند حق مالکیت هم نداشته و مالک هیچ چیزی به حساب نمی‌آمد، حتّی در مواردی چون ارث نه تنها زن مالک سهم خود نمی‌شد بلکه خودش جزء مایملک متوفّی به حساب می‌آمد و بسان ایشان به سایر ورثه انتقال پیدا می‌کرد.
زنان در میدان‌های کار و تلاش و مسائل اقتصادی نیز حق شرکت دارند و در همه این زمینه‌ها حقوق همسان با مردان دارند. قرن‌ها پیش از آن که اروپا به زن حق مالکیت بدهد، اسلام به زنان این حق را داده است آن هم با هدف‌های انسانی و نه اغراض سود جویانه سرمایه‌داری زنان از نظر اسلام می‌توانند کار کنند، در خانه یا بیرون از خانه و مالک محصول کار خویش باشند، ارث ببرند و ارث بگذارند، و به هرنوع تلاش سازنده اقتصادی دست زنند، سرمایه‌گذاری کنند و به تأسیس مرزعه و کارخانه بپردازند. این‌ها همه مسائلی است که در فقه ما مطرح گردیده است:
1) حق مالکیت
یکی از واقعیت‌های تلخ تردید ناپذیر این است که زن در طول تاریخ از داشتن حق ملکیت محروم بود و حتّی با خود او نیز مثل کالارفتار می‌شد، حق تصرّف، و بهره برداری از اندک اموالی را هم نداشت ولی اسلام علی رغم عقیده مردم زمان ظهور خود، استقلال زن را همچون مرد در تملّک و تصرّف و تمتع از اموالش به رسمیت شناخت، در قرآن کریم می‌فرماید: «للرّجال نصیب مما اکتسبوا و للنساء ممّا اکتسبن.»
همان‌گونه که اگر مردان چیزی تحصیل کنند مالک آن می‌شوند زنان نیز اگر مالی به دست آورند مالک آن خواهند بود و شوهر یا مرد دیگری نمی‌تواند خود را مالک آن یا شریک در آن بداند، خدیجه همسر بزرگوار پیامبر (ص) اموال زیاد داشت و آن اموال را به تجارت می‌پرداخت یا به میل خود آن اموال را در پیشبرد اسلام بذل و صرف می‌کرد.
نسبت به مالکیت زنان قید و شرطی وجود ندارد،‌ یعنی مالک شدن آن‌ها از راه‌های مشروع منوط به اذن نیست، زنان مالک ارث، نفقه، مهریه، هبه و درآمد حاصل از کار و فعالیت و سایر درآمدهایی که از طرف شرع به آنان تعلّق می‌گیرد هستند و خواست و اراده دیگران در این جهت تأثیر ندارد.
در انواع مختلف حقوق مالکیت و استقلال در تصرّف اموال منقول و غیر منقول و سائر شؤون تابعه آن از: تجارت، عطیّه و بخشش، رهن – قرض- صلح- شرکت – مضاربه و سرمایه‌گذاری- حواله- کفالت- وقف- نذر- قوانین افلاس و محجوریت- اجاره- کشاورزی و مزارعه- باغداری- مساقات- ودیعه- ضمان- عاریه- وصیت و واگذاری اموال به اشخاص- شفعه- قرادادهای بازرگانی و غیر آن- جُعاله- احیای موات.
هریک از این عناوین باب مهمّی از ابواب فقه اسلامی را تشکیل می‌دهند وبرای زنان و مردان، تبعیض در آن نبوده، در این حقوق مساوی می‌باشند.
2) ارث
در عصر جاهلیت زن هیچ‌گونه سهم از ارث نداشت. اعراب زنان و دختران را لایق ارث بری نمی‌دانستند و می‌گفتند لایرثنا الّا من یحمل السیف و یحمی البیضه یعنی آ کسی که نمی‌تواند شمشیر کشد و از قبیله دفاع کند نباید ارث برد، تنها پسران و در نبود آنها برادران و یا مردان فامیل وارث متوفی بود.
این منحصر به اعراب نبود در قوانین قدیم هندی و ژاپنی و روسی و یونانی و ایرانی تبعیض‌های ناروا در مسأله ارث زیاد وجود داشته است.
امّا قرآن کریم بر همه این باورها و اعتقادات و قوانین ظالمانه خط بطلان کشید و اعلان می‌دارد مردان سهمی از اموالی که پدر و مادر و نزدیکان بجای می‌گذارند دارند و زنان هم سهمی، خواه کم باشد یا زیاد، بنابراین هیچ یک حق ندارند سهم دیگری را غصب بکند. للرّجال نصیب ممّا ترک الوالدان و الاقربون و للنّساء ممّا ترک الوالدان و الأقربون ممّا قلّ منه أو اکثر نصیباً مفروضاً.
3) حق وصیت برای زنان

اسلام با دادن استقلال اقتصادی به زنان و به رسمیت شناختن مالکیت آنان اجازه وصیت کردن در اموال را به آنان داد. زن حق دارد همچون مرد، در اموال خویش به مقدار ثلث وصیت کند.
آیاتی که بر این مطلب دلالت دارند دو دسته‌اند:
1- آیاتی که وصیت رابه همه مردم اجازه داده است، که شامل مرد و زن می‌شود،‌ مانند آیه 106 سوره مائده و 180 سوره بقره
خداوند متعال در سوره بقره آیه 180 می‌فرماید: کُتِبَ عَلَیْکُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَکَ خَیْرًا الْوَصِیَّهُ لِلْوَالِدَیْنِ وَالْأَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِینَ
بر شما نوشته شده، هنگامی که یکی از شما را مرگ فرارسد،‌ اگر چیز خوبی‌ (مالی) از خود به جای گذارده، برای پدر و مادر و نزدیکان، بطور شایسته وصیت کند این حقی است بر پرهیزگاران
در این آیه، برای وصیت در حق پدر و مادر و خویشاوندان سفارش شده است. هر چند با نزول آیات ارث، وجوب وصیت برداشته شد، ولی استجاب آن‌ها و محبوبیت وصیت باقی است.
در استحباب وصیت کردن برای والدین و خویشاوندان زن و مرد هردو مساوی‌اند.
در آیه 106 سوره مائده نیز از گواه بر وصیت به هنگام مرگ سخن می‌گوید. در آن‌جا آمده است که مؤمنان به هنگام مرگ برای حفظ حقوق و رشد و بازماندگان و ایتام و صغار، وصیت کنند و دو تن عادل را برای این وصیت گواه بگیرند. آن حکم نیز شامل زن و مرد هر دو می‌باشد.
2- در برخی از آیات بالخصوص، سخن از وصیت زن آمده و این حق را برای او محفوظ داشته است، همان‌گونه که برای مردان چنین حقی را قرار داده است. در آیات ارث، وقتی که سخن از سهام هر یک از زن و مرد است، به حق وصیت آنان تصریح شده است. مشروح این آیات را در بحث تفاوت‌های حقوقی میان زن و مرد می‌خوانیم ولی در این‌جا به قسمتی که مورد نیاز است اشاره می‌کنیم.
در سوره نساء آیه 12 آمده است وَلَکُمْ نِصْفُ مَا تَرَکَ أَزْوَاجُکُمْ إِنْ لَمْ یَکُنْ لَهُنَّ وَلَدٌ فَإِنْ کَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَکُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَکْنَ مِنْ بَعْدِ وَصِیَّهٍ یُوصِینَ بِهَا أَوْ دَیْنٍ
و برای شما، نصف میراث زنانتان است اگر آن‌ها فرزندی نداشته باشند و اگر فرزندی داشته باشند، یک چهارم از آن شما است، پس از انجام وصیت که کرده‌اند، و اداء دین آن‌ها
در آیه جمله مِنْ بَعْدِ وَصِیَّهٍ یُوصِینَ بِهَا، بر حق وصیت زنان دلالت دارد که در واقع این حق وصیت از حق مالکیت زنان و استقلال اقتصادی آنان ناشی می‌شود.
در ادامه آیه، از حق وصیت مردان سخن می‌گوید و می‌فرماید مِنْ بَعْدِ وَصِیَّهٍ تُوصون بِهَا که در واقع نشان می‌دهد، زن و مرد هر دو به طور یکسان از حق وصیت برخوردارند و هردو صنف می‌توانند در اموال خویش وصیت کنند.
نتیجه‌گیری
براساس آموزه‌های دینی که دارای منشأ قرآن است زن و مرد دارای اشتراک در گوهر انسانی بوده و هر دو از یک جنس آفریده شده‌اند. این دیدگاه بیانگر این حقیقت است که هر دو به طور مشترک از روح و تکریم الهی، سازگاری با دین، گرایش به اعتقادات، سعادت و کمال بر خوردار بوده و در بسیاری از حقوق و تکالیف اشتراک داشته و هر دو دارای حقوق مستقل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی می‌باشند.با وجود این همانندی، تفاوت‌های جسمی و فیزیکی زن و مرد قابل انکار نیست امّا نکته‌ی مهم این است که:
اوّلاً: این تفاوت‌ها نه موجب برتری یکی و نه دلیل کاستی دیگری است، بلکه برای ادامه حیات، درک متقابل تمایل دو سویه، تقسیم مسؤولیت‌های فردی، اجتماعی هماهنگ با فطرت است.
ثانیاً: این تفاوت‌ها بستر ساز و خاستگاه بسیاری از حقوق و مسؤولیت‌ها براساس استعدادها، توانایی‌ها، ظرفیت‌ها و قابلیت‌های هرکدام بوده است.

مشترکات تکوینی و تشریعی زن و مرد در قرآن:
1- تساوی در ماهیت انسانی و لوازم آن
2- تساوی در راه تکامل انسانی و قرب به خدا و عبودیت
3- تساوی در امکان انتخاب جناح حق و باطل و کفر و ایمان
4- اشتراک در اکثر تکالیف و مسؤولیت‌ها، گرچه به لحاظ فرهنگ محاوره‌ای گاهی به صیغه مذکر بیان شده‌اند
5- استقلال اجتماعی، سیاسی و اعتقادی زنان و حق مشارکت
6- استقلال اقتصادی زنان، حال آن‌که غرب تا چند دهه پیش زن را مالک هیچ چیزی نمی‌دانست
7- برخورداری مادران از حقوق خانوادگی مساوی، با پدران، بلکه حق مادر با توجّه به زحمات و تکالیف و مسؤولیت‌هایش، گاهی بیش‌تر است.
فصل سوم
تحلیل تفاوت زن و مرد در ارث
فصل سوم: تحلیل تفاوت زن و مرد در ارث
مقدمه
دینای قدیم یا به زن اصلاً ارث نمی‌داد و یا ارث می‌داد امّا برای او استقلال و شخصیت حقوقی قائل نمی‌شد و مثل صغیر با او رفتار می‌کرد. در بعضی قوانین هم تنها به دختر ارث می‌دادند نه به فرزندان او بر خلاف پسر که هم خودش ارث می‌برد و هم فرزندانش می‌توانستند وارث مالی پدر بزرگ شوند.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

علّت اصلی محرومیت زنان از ارث جلوگیری از انتقال ثروت خانواده‌ای به خانواده دیگری بود؛ زیرا آن‌ها نقش مادر را در تولید فرزند ضعیف دانسته مادران فقط ظروفی هستند که در آن ظرف‌ها نطفه مرد پرورش می‌یابد و فرزند به وجود می‌آید از این رو معتقد بودند که فقط فرزند زادگان پسری یک مرد جزء خانواده او هستند امّا فرزند زادگان دختر او متعلّق به خانواده شوهر آن دختر بود.
و علّت دیگر این محرومیت ضعف قدرت سربازی زن بود که می‌بینیم عرب جاهلیت وقتی در میان وارثان، مردی وجود داشت، به زن ارث نمی‌داد و می‌گفت که این مرد است که باید سلاح بردارد و از خون زنها دفاع کند، پس ثروت هم متعلّق به مردان باشد.
در این فضای حقوقی و اجتماعی که زن از ارث و از بسیاری از حقوق اجتماعی محروم بود خورشید اسلام تابید و قرآن مجید نازل شد و ضمن اعطای حقوق انسانی و اجتماعی و مدنی به زن و بالابردن شأن و حیثیت انسانی او در مورد میراث نیز مقرراتی وضع کرد و برای زن اعمّ از مادر، خواهر، دخر، زوجه سهمی از ماترکه قرار داد و میراث واقع شدن زن را تقبیح و تحریم کرد.
مفهوم ارث
ارث در لغت
ارث ار ریشه «ورث» به معنای آثار باقی مانده از شئ و انتقال اموال یا امور معنوی از انسان به دیگری است. ابن منظور از ابن الاعرابی نقل می‌کند که ارث در حَسَب و ورث در مال است و همچنین می‌گوید اصل کلمه ارث ورث بوده است و همزه، واو بوده است.
میراث به دو معنا به کار رفته است: الف: به معنای مصدر فعل، وَرَثَ یَرِثُ، است و اصل آن مؤراث بر وزن مفعال است که واو آن برای کسره ماقبل به یاء قلب شده است. بنابراین میراث، عبارت است از رسیدن دارائی انسان پس از مرگش اصالتاً به حکم شرع، به کسی که با او پیوند نسبی یا سببی دارد.
ب: میراث معنای موروث اسم مفعول فعل وَرِثَ یَرِثُ است بنابراین میراث عبارت از خود دارائی است که میّت از خود به جا بگذارد.
ارث در اصطلاح
ارث انتقال بخشی یا همه یک شیئ از شخصی یا موضوعی که مدّت زندگی او تمام شده است را به دیگری، حال آن چیز مادّی باشد یا معنوی.
ارث در اصطلاح اهل فنّ، انتقال مالکیت از میّت به وارثان زنده او است چه ماتَرَک مال و دارایی منقول باشد چه زمین و باغ، یا حقّی از حقوق شرعی.
تاریخچه ارث در میان اقوام و تمدّن‌های مختلف
الف: ارث زن در روم
رومی‌ها خانواده را واحد مستقل می‌دانستند و در جمیع امور حقوقی و اجتماعی آن را از نفوذ حکومت، مصون می‌داشتند، سرپرست خانواده معبود اعضاء خانواده بود و اگر مالی یافت می‌گردید به خانواده تعلّق نمی‌گرفت و رئیس خانواده


پاسخی بگذارید