دانلود پایان نامه

عبارتند از: ابتکار، روحیه تهاجمی، تحرک، تمایل در به کارگیری ریسک، توان تحلیل و مهارت در روابط انسانی. بنابراین، فرض اساسی این بود که کار آفرینان از طریق آموزش، پرورش نمی یابند. اما امروز واقعیتی جدید جایگزین این افسانه قدیمی شده و به کارآفرینی به عنوان رشته ای علمی توجه شده است. (احمدپور داریانی و مقیمی، 1385)
وسپر معتقد است کارآفرینانی که احتمال شکستشان بیشتر است؛ کسانی هستند که تجربه دارند اما تحصیلات ندارند. گروه دیگری احتمال شکستشان حتی بیشتر از گروه اول است، کسانی اند که آموزش دیده اند ولی تجربه ندارند. بر عکس، کارآفرینانی که هم تجربه دارند وهم آموزش دیده اند پرسودترین فعالیت ها را هدایت می کنند. (اکبری، 1385)

2-2-3-1-3- سن: اساساً نمی توان سن مطلوبی را برای آغاز فعالیت های کار آفرینانه معین کرد. مطالعات فرای نشان می دهد که کارآفرینان بین سنین 20 تا 50 سالگی و 65% آنان بین سنین 20 تا 40 سالگی فعالیت خود را آغاز می کنند. (اکبری،1385) ساسبائر (1972) معتقد است که برای افراد کم تر از 25 سال، مسأله تحصیلات و خدمت نظام وظیفه از عواملی هستند که از تعداد کارآفرینان می کاهند و پس از 60 سالگی نیز به علت محدودیت های انرژی و فیزیکی، از تعدادی کارآفرینان کاسته می شود. از دیدگاه فرای، بهترین زمان برای کارآفرینی شاید اواخر 20 سالگی تا اوایل چهل سالگی باشد. (احمدپور داریانی،1381)
2-2-3-1-4- تجربه کاری: تعدادی از محققان نشان داده اند که کارآفرینان در صنعتی که کار خود را آغاز می کنند، دارای تجربه قبلی هستند و تجربه کاری قبلی آن ها در مسیر خاصی از فعالیت اقتصادی، رابطه مثبت و مستقیمی با موفقیت دارد.
می یر و گلد استاین (1961) برآنند که تجارب کاری، بهتر از تحصیلات رسمی، امور بازرگانی را آموزش می دهند. وینراچ (1981) بر این باور است که کارآفرینان در صنعتی که کار خود را آغاز می کنند، دارای تجربه قبلی هستند و تجربه کار قبلی آنان، با موفقیت آنان رابطه مثبت و مستقیم دارد. یافته های کوپر (1982) گویای این است که بیش از 97% شرکت های جدید در زمینه فناوری های بالا، دست کم دارای یک مؤسس هستند که قبلاً در همان صنعت دارای تجربه قبلی بوده است. (احمدپور داریانی،1381)
2-2-4- کارآفرینی از دیدگاه روان شناسان
پس از پر رنگ تر شدن نقش کارآفرینان در توسعه اقتصادی، روان شناسان شخصیتی به بررسی ویژگی های روان شناختی کارآفرینان پرداختند. در نظریه های شخصیتی و روانشناختی ویژگی هایی که در بیشتر کارآفرینان آشکار می شود، مورد توجه قرار گرفته است.
روان شناسان معتقدند کارآفرین کسی است که بوسیله نیروهای شخصی خود به پیش می رود، نیروهایی از قبیل نیاز به کسب کردن یا رسیدن به چیزی، تجربه نمودن، انجام دادن یا شاید فرار از قدرت اختیار دیگران. (احمدپور داریانی،1381)
ادبیات گسترده و چشمگیری در زمینه ی ویژگی های روان شناختی و شخصیتی کارآفرینان وجود دارد.
مهم ترین این ویژگی ها عبارت اند از: انگیزه ی پیشرفت، ریسک پذیری، مرکزکنترل درونی، نیاز به استقلال، اراده قوی و پشتکار، سخت کوشی، پیش قدم بودن در کار، نوگرایی و خلاقیت، اعتماد به نفس و تعهد. (فتحی، 1379)
بر طبق نگرش روان شناختی، ویژگی های شخصیتی مشخص و معینی افراد را مستعد کارآفرینی می نماید. این رویکرد که برخی به آن مکتب انسانی کارآفرینی نیز می گویند، کارآفرینان را افرادی ویژه و با خصوصیات شخصیتی خاص می داند و در صدد احصای این ویژگی ها و خصوصیات است. (سیلگی و والاس، 1987)
بر اساس این رویکرد، فرهنگ کارآفرینی در سطح خرد در قالب ویژگی های شخصیتی یک فرد کارآفرین متبلور می شود؛ هر چند بر سر ذاتی یا اکتسابی بودن ویژگی های کارآفرینی در بین صاحب نظران، اختلاف نظر وجود دارد. (فتحی، 1379)
2-2-4-1- ویژگی های روان شناختی کارآفرینان
شناخت ویژگی ها و سوابق کسانی که شروع به فعالیت های کارآفرینانه می کنند گام مهمی در جهت تشویق کارآفرینان بالقوه و افزایش احتمالی موفقیت آنان است هر چند که تشخیص این امر کار دشواری است و لازم است به این نکته از ژوزف شومپیتر اشاره کنیم که «سختی تشخیص کارآفرینان، به دلیل
بی دقتی در فعالیت های آنان نیست، بلکه به خاطر این است که اولاً اشخاصی که واقعاً درگیر فعالیت های کارآفرینانه می شوند سخت پیدا می شوند، ثانیاً آنان همواره کارآفرین نیستند و ثالثاً هیچ یک فقط کارآفرین نیستند.» (احمدپور داریانی، 1381)
در اواسط قرن بیستم، روان شناسان، توجه خود را به تجزیه و تحلیل و خصوصیات افراد متمرکز کردند تا پاسخ این سوال را به دست آورند کدام ویژگی های فردی کارآفرین است که او را از غیر کارآفرین متمایز می سازد؟ از تحقیقات این گروه در حکم رویکرد ویژگی های شخصیتی یاد می کنند اما علیرغم این تلاشها تاکنون الگوی قابل استنادی برای تشخیص کارآفرینان موفق وجود ندارد.
با توجه به آنچه حسن مرادی و پرداختچی و شفیع زاده مطرح ساخته اند، صاحب نظرانی همچون
مک کله لند، آنکیسون- رونر، لایلز- بروکهاوس، باومن، سکستون، اسکایر، جاکوبوویتز و وایلدر، شومپیتر، پیکل، کیبی، بروکهاس و تیمونز، مواردی مانند تمایل به خلاقیت و نوآوری، انگیزه توفیق طلبی، خوش بینی، اعتماد به نفس، استقلال رای، عزم و اراده (مرکز کنترل درونی)، اشتیاق به کارهای بزرگ، رفتار هدایتگرانه، مردم داری، پشتکار، انتقاد پذیری، سخت کوشی، پیشگامی، انعطاف پذیری، کاردانی و تدبیر، تغییرپذیری، دوراندیشی، قدرت درک، خطرپذیری و تحمل ابهام را مهم ترین ویژگی های کارآفرینان دانسته اند.
در این پژوهش پس از بررسی جامع پیشینه مطالعات کارآفرینی از دیدگاه های مختلف، ویژگی های زیر به عنوان مؤلفه های شخصیت کارآفرین انتخاب شدند:
2-2-4-1-1- گرایش به خلاقیت: درونمایه کارآفرینی، خلاقیت است. خود خلاقیت مبتنی بر اراده آدمی است. در حقیقت خلاقیت حق انتخاب و قدرت تصمیم گیری برای انتخاب است. (بهرنگی و طباطبایی، 1389)
آیزنگ (1997) بیان می کند، خلاقیت یک توانایی نیست، بلکه بیشتر یک متغیر شخصیتی است.
(Selby & et al, 2005)
به طور معمول خلق یک ایده یا محصول که تازه و مفید باشد به عنوان ویژگی مرکزی خلاقیت پذیرفته شده است. کارول (1993) اشاره می کند که خلاقیت هم شامل سلاست (توانایی خلق ایده ها) و هم ابتکار (پاسخ های جدید و غیر عادی) می باشد. (Furnham & Bachtiar, 2008)
2-2-4-1-2- توفیق طلبی (نیاز به موفقیت): نیاز به موفقیت، انگیزه برتری جویی کسب موفقیت در زمینه مجموعه ای از تلاش ها برای پیشرفت یا انجام دادن کار با استانداردهای عالی، برای موفقیت در
موقعیت های رقابتی است. (اورعی یزدانی، 1373)
تئوری نیاز به موفقیت مک کله لند (1961) یکی از کاربردی ترین تئوری ها در زمینه کارآفرینی می باشد. مک کله لند بیان می کند که نیاز به موفقیت عبارت است از میل برای انجام کارهای سخت، سرآمد و برتر بودن، و بهتر عمل کردن نسبت به سایرین به منظور دستیابی به یک احساس پیشرفت شخصی.
مطالعات متعددی تأثیر مثبت نیاز به موفقیت بالا بر روی رفتار کارآفرینانه را مشاهده کرده اند.
(Cools & Broeck, 2008) افرادی که از توفیق طلبی بالایی برخوردار هستند، ترجیح می دهند تا به طور شخصی مسئولیت حل مشکلات، تعیین اهداف و دستیابی به آنها را از طریق تلاش شخصی خود برعهده گیرند. این افراد در کارهای چالش برانگیز کارآیی بیشتری از خود نشان می دهند و در زمینه یافتن راه های جدیدتر و بهتر جهت بهبود عملکردشان خلاق می باشند. (Gurol & Astan, 2006)
2-2-4-1-3- برخورداری از مرکز کنترل درونی: این ویژگی را به معنای پذیرش مسئولیت های فردی در قبال عملکرد کاری به جای توجیه موفقیت ها یا شکست ها از طریق عوامل بیرونی تعریف می کنند. (پرداختچی و شفیع زاده، 1385)
این مفهوم در آغاز توسط روتر در سال 1950 گسترش یافت. مرکز کنترل، یک سازه روانشناختی است که اشاره دارد به این که آیا افراد اعتقاد دارند که رفتارها یا تلاش هایشان تحت کنترل خودشان می باشد؟ در واقع مرکز کنترل به ادراک افراد در مورد علت های اساسی وقایع زندگیشان اشاره می کند. (Law & Hung, 2008)
بر طبق نظر روتر مرکز کنترل عبارت است از تمایل شخص به نسبت دادن وقایعی که باعث نتایج خوب یا بد در زندگی اش است هم به سایر نیروها و افراد یا تقدیر و شانس و هم به نتایج مهارت، ویژگی ها و رفتارهای خودش. روتر مشاهده کرد که افراد بر حسب قدرت کنترل زندگیشان، متفاوت می باشند و او این تفاوت ها را به عنوان دو بعد تحلیل کرد: مرکز کنترل درونی و مرکز کنترل بیرونی. افراد با مرکز کنترل درونی موفقیت ها را به اعمال و فعالیت های خودشان نسبت می دهند؛ در حالی که افراد با مرکز کنترل بیرونی نتایج وقایع را به شرایط بیرونی نسبت می دهند و معتقدند که آنها ناگزیر هستند. آنها براین باورند که تقدیر مسیر زندگیشان را تعیین می کند و آنها قادر به مداخله کردن نیستند. (Arslan & Dilmac & Hamarta, 2009)
2-2-4-1-4- ریسک پذیری: تمایل به ریسک پذیری عبارت است از پذیرش مخاطره های معتدل که
می توانند از طریق تلاش های شخصی مهار شوند. (احمدپور داریانی، 1380)
مطالعات مختلف نشان داده اند که کارآفرینان عموماً بواسطه داشتن گرایش زیاد به خطرپذیری نسبت به سایرگروه ها شناخته شده اند. (Gurol & Astan, 2006)
2-2-4-1-5- تحمل ابهام: قدرت تحمل ابهام به معنای پذیرفتن عدم قطعیت به عنوان بخشی از زندگی است. (دهقان پور فراشاه، 1381)
تحمل ابهام به توانایی زندگی کردن بدون شناخت کافی از محیط اشاره دارد و آغاز یک فعالیت جدید، بدون دانستن پاسخ از پیش تعیین شده به آن است. (مشهدی حسینی، 1386)

زمانی که در گفتار، اطلاعات و ساختار، نقص و ابهام وجود دارد و یا زمانی که موقعیت ها می توانند
تفسیر های متعدد و گاهی اوقات متناقض داشته باشند، گفته می شود که یک موقعیت مبهم وجود دارد. تحمل ابهام، توانایی واکنش مثبت به موقعیت های مبهم و تصمیم گیری تحت شرایط مبهم و اطلاعات ناکافی می باشد.(Gurol & Astan, 2006)
در واقع تحمل ابهام به عنوان روشی که افراد موقعیت های مبهم را درک و تفسیر می کنند و به آن واکنش نشان می دهند، تعریف شده است. افراد با یک تحمل ابهام بالا موقعیت های مبهم چالش انگیز را جستجو می کنند و برای چیره شدن بر موقعیت های بی ثبات و غیر قابل پیش بینی برای انجام عملکرد درست تلاش می کنند. برخورد با عدم قطعیت، ریسک ها و تغییرهای مداوم، بخشی از شغل کارآفرینانه می باشد. (Kajs & McCollum, 2009)
2-2-4-1-6- استقلال طلبی: نیاز به استقلال از ویژگی هایی است که به عنوان یک نیروی بسیار برانگیزاننده مورد تأکید واقع شده است. در واقع استقلال طلبی را می توان به صورت عباراتی نظیر «کنترل داشتن بر سرنوشت خود»، «کاری را به رأی خود انجام دادن»، «آزادی عمل داشتن» و «آقای خود بودن» تعریف کرد. (مک کرین و فلانینگان، به نقل از احمد پور داریانی و مقیمی، 1385)
رئیس خود بودن یکی از قوی ترین نیازهای فرد کارآفرین می باشد. او می خواهد کارها را به شیوه خود و برای خود انجام دهد و کار کردن برای دیگران برای او سخت است. (دهقان پور فراشاه، 1381) از این رو میل به استقلال، نیروی انگیزشی بسیار مهمی برای کارآفرینان معاصر است. بنابراین، آزادی عمل، پاداش دیگر کارآفرینی است. (احمدپور داریانی و عزیزی، 1383)
2-3- تاریخچه کارآفرینی

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

کارآفرینی موضوع میان رشته ای است که رشته های مختلفی همچون اقتصاد، روانشناسی، مردم شناسی، جامعه شناسی و مدیریت در تکامل آن نقش اساسی داشته اند. (مقیمی،1381)
واژه کارآفرینی برای اولین بار در قرن 16میلادی در فرانسه برای توصیف فرماندهان موفقی که سربازان را برای حفاظت از شاهزادگان و اهالی شهر استخدام می کردند به کار برده شد. استفاده از واژه کارآفرینی در زمینه های تجاری در قرن هجدهم و برای اشاره به فعالان اقتصادی که قراردادهایی را برای کارهای عمومی متعهد می شدند تکنیک های نوآورانه کشاورزی را عرضه می کردند و با ریسک به کار انداختن سرمایه شخصی خود در صنعت را می پذیرفتند شروع شد. از این رو از ابتدا پیوندهای ذاتی بین کارآفرینی و تمایل کارآفرینان برای قبول ریسک و عدم اطمینان در ابتدا با موسسات اقتصادی جدید فرض شد. (احمدپور داریانی،1383)

به طور کلی سیر تاریخی مفهوم کارآفرینی را می توان به پنج دوره زیر تقسیم نمود:
دوره اول: قرون ۱۵ و ۱۶ میلادی؛ «صاحبان پروژه های بزرگ».
این دوره همزمان با دوره قدرتمندی ملاکین و حکومت های فئودالی در اروپا است. کارآفرین کسی است که مسئولیت اجرای پروژه های بزرگ را برعهده می گیرد و البته در این راه مخاطره ای را نمی پذیرد، زیرا عموما منابع توسط حکومت محلی تأمین می شود و او صرفا مدیریت می کند. نمونه بارز کارآفرین در این دوره معماران مسئول ساخت کلیسا، قلعه ها و تأسیسات نظامی هستند.
دوره دوم: قرن ۱۷ میلادی؛ «مخاطره پذیری»
در این دوره همزمان با شروع انقلاب صنعتی بعد جدیدی به نام مخاطره پذیری به کارآفرینی اضافه شد. کارآفرین در این دوره شامل کسانی نظیر بازرگانان، صنعتگران و دیگر مالکان خصوصی می شد.
دوره سوم: قرون ۱۸ و ۱۹ میلادی و اوایل قرن بیستم؛ «تمایز کارآفرینان از دیگر بازیگران صحنه اقتصاد»
در این دوره ابتدا کارآفرین از تامین کننده سرمایه متمایز می گردد. یعنی کسی که مخاطره می کند با کسی که سرمایه را تامین می کند، متفاوت است. همچنین در این دوره میان کارآفرین و مدیر کسب و کار نیز تفاوت گذارده می شود.
دوره چهارم: دهه های میانی قرن بیستم ؛ «نوآوری»
دراین دوره مفهوم نوآوری به عنوان خلق محصولی جدید و ایجاد نظام توزیع جدید با ایجاد ساختار سازمانی جدید، به یک جزو اصلی تعریف کارآفرینی تبدیل می شود. کارآفرینان کسب و کاری جدید را شروع می کنند در حالی که دیگران برخلاف آنان تغییرات اندکی در محصولات موجود می دهند.
اضافه شدن این مفهوم به خاطر افزایش رقابت در بازار محصولات و تلاش در استفاده از نوآوری برای ایجاد مزیت رقابتی در کسب و کارهای موجود و بقای آنهاست.
دوره پنجم: دوران معاصر (از ۱۹۸۰ تاکنون)؛ «رویکرد چند جانبه»
دراین دوره همزمان با موج جدید ایجاد کسب و کارهای کوچک و رشد اقتصادی و شناخته شدن کارآفرینی به عنوان تسریع کننده این سازوکار، توجه زیادی به این رشته جلب شد. تا این زمان کارآفرینی فقط از دیدگاه محققان اقتصادی مورد بررسی قرارمی گرفت، ولی دراین دوره توجه جامعه شناسان و روانشناسان نیز به این رشته معطوف گردید. عمده توجه این محققین برشناخت ویژگی های کارآفرینان و علل حرکت فرد به سوی کارآفرینی است. (هادی زاده مقدم و رحیمی فیل آبادی، 1384)

تا دهه 1980 سه موج تغییر وسیع موضوع کارآفرینی را به جلو رانده است:
موج


پاسخی بگذارید