قانون و نظم، ارتقای حقوق بشر، اطمینان از بازگشت بی خطر آوارگان به وطن خود کوزوو.
UNTEAT : در بحران داخلی تیمور شرقی در سالهای 1999 تا 2002 که در زمان استقلال تیمور شرقی در 2002 UNMISET جایگزین آن شد.
تأمین امنیت و برپایی قانون و نظم، ایجاد حکومتی کارا، کمک به پیشرفت خدمات اجتماعی، تأمین هماهنگی ارائه کمکهای بشر دوستانه، پشتیبانی ظرفیتسازی برای حاکمیت ملی، حمایت و پشتیبانی از توسعه پایدار کوزوو.
دیگر عملیات های حفظ صلح با ماهیت نسل دوم به قرار زیر می‌باشند:
UNAVEM.I هیأت تحقیق ملل متحد در آنگولا در سال 1989. آنگولا و کوبا موافقت‌نامه‌ای را امضا کردند در مورد عقب‌نشینی سربازان کوبایی از آنگولا که توسط گروه تحقیق آنگولایی UN نظارت می‌شد.
ONUCA هیأت ناظر سازمان ملل در آمریکای مرکزی در سال 92-1989.
ONUVEN هیأت نظارت برای تأیید انتخابات در نیکاراگوئه در سال 1989.
ONUSAL مأموریت ناظران ملل متحد در السالوادور در سال 1991.
MINUGUA مأموریت نظارت بر حقوق بشر ملل متحد در گواتمالا در سال 1991.
«یکی از پیچیده‌ترین و موفقیت‌آمیزترین عملیات حفظ صلح، در آمریکای مرکزی اتفاق افتاد . در این زمان UN مستقیماً درگیر تلاشهای ایجاد صلح در آمریکای مرکزی بود. دولتمردان کاستکاریکا، السالوادور، گواتمالا و نیکاراگوئه از کمک‌های ملل متحد برای انجام توافق‌نامه جمعی خود استمداد کرده بودند (توافق‌نامه برنامه‌ای برای ایجاد صلح حکم و پایدار در آمریکای مرکزی) نتیجاً مذاکرات و توافق‌نامه‌هایی به دست آمد و ملل متحد تعدادی از مکانیسم‌ها را برای فعالیت‌های تحقیق و بررسی و نظارت تأسیس کرد که اینها شامل ONUCA، ONUVEM، ONUSAL و MINUGUA بود.»
نسل دوم عملیات حفظ صلح نشان میدهد که نیروهای حافظ صلح گاهی در ایجاد صلح منفی از طریق ایجاد قانون و نظم مشارکت داشتهاند، گاهی نیز از صلح مثبت حمایت نمودهاند، این کار از طریق ارتقای شرایط برای بازسازی و مرمت آثار جنگ میباشد.
علاوه بر تغییر رویه عملیات حفظ صلح در این دوران، دبیرکل ملل متحد پطروس غالی نیز در مورد آینده حفظ صلح پیشنهاداتی را مطرح نمود که رویه تحکیم صلح نیز مورد تاکید قرار گرفت.
در اجلاس فوق‌العاده شورای امنیت مرکب از سران دولتها در سال 1992 از دبیر کل ملل متحد درخواست شد توصیه‌هایی برای تقویت توانایی سازمان در دیپلماسی پیشگیرانه، حفظ صلح و ایجاد صلح ارائه دهد. گزارش دبیر کل وقت آقای پطروس‌غالی به این نام بود: برنامه‌ای برای صلح، دیپلماسی پیشگیرانه، حفظ صلح و ایجاد صلح. دبیر کل در گزارش خود گسترش اعمال سازمان ملل متحد را برای حفظ صلح در نظر می گیرد و در چهار مرحله اساسی روند صلح را تشریح می نماید.
گزارش گسترش و توسعه حفظ صلح را پیشنهاد نمود و استدلال کرد که عملیات حفظ صلح می‌تواند و رای فعالیتهای صرفاً حفظ صلح عمل نماید. در اینجا اصطلاحاتی را که در این گزارش تعریف شده است ذکر می‌کنیم:
دیپلماسی پیشگیرانه: ممانعت از به وجود آمدن اختلافات میان طرفین، ممانعت از افزایش اختلاف موجود و تبدیل آن به درگیری و محدود کردن دامنه درگیری در زمان رویدادن آن. این اقدامات شامل مأموریت‌های حقیقت‌یابی، اعلام خطر در مورد درگیری‌های بالقوه، میانجی‌گری و اقدامات اعتمادسازی است و در برخی موارد ممانعت از قشون‌کشی و صف‌آرایی نیروهای نظامی.
بناء صلح: رساندن طرف‌های متخاصم به حل و فصل براساس توافقات است که در اصل در چارچوب ابزارهای صلح‌آمیزی است که در فصل ششم منشور ملل متحد انتخاب شده که می‌تواند شامل ابزارهایی مانند مذاکره، تحقیق، میانجی‌گری و مصالحه باشد. با این حال ابزارهای اجرایی هم می‌تواند تحت شرایط خاصی مناسب باشد و گزارش حتی پیشنهاد تأسیس نیروهای نظامی جانشین دائمی را برای تسهیل این امر دارد.
حفظ صلح: قرار گرفتن نیروهای ملل متحد در صحنه پس از پیمان آتش بس است که تابحال با رضایت طرف‌های درگیر بوده و شامل نیروهای نظامی ملل متحد و یا پرسنل پلیس و نیروهای غیرنظامی می‌باشد.
تحکیم صلح: به عنوان اقداماتی برای شناسایی و پشتیبانی از ساختارهای محلی است که به تقویت یا تحکیم صلح به منظور پیشگیری از بازگشت مجدد به درگیری مجدد کمک می‌کند. امروزه تحکیم صلح نوعی ابزار پیشگیرانه تلقی می‌شد.تحکیم صلح شامل این اعمال است اما محدود به آنها نیست:استقرار مجدد نیروهای نظامی، تحکیم‌ حاکمیت قانون در چارچوب آموزش و بازسازی نیروی پلیس محلی و اصلاحات کیفری و قضایی، بهبود احترام به حقوق بشر در چارچوب نظارت، آموزش و پرورش و رسیدگی به سوءاستفاده‌های گذشته و حال، فراهم نمودن مساعدت‌های تکنیکی برای پیشرفت دموکراتیک شامل کمک‌های انتخاباتی و حمایت از رسانه‌های آزاد و کمک به حل و فصل انتخابات و تکنیک‌های مصالحه.این گزارش ابراز امیدواری نموده که این چهارحوزه فعالیت با هم پیشرفت نموده و با پشتیبانی تمام کشورها عضو انجام شود و مساعدت مؤثری را برای تأمین امنیت در سایه منشور به وجود آورد. این گزارش کمبودها را در ظرفیت ملل متحد برای حفظ صلح جهانی می‌پذیرد و در این شرایط پیچیده مشکلاتی را به این ترتیب شناسایی می‌کنید: کمبود سرمایه، شناسایی و بررسی پیشگیرانه قبل از وقوع فاجعه ، استخدام، آموزش پرسنل وافزایش تعداد آن. این گزارش فقدان تعهدات مالی و سیاسی نسبت به عملیات حفظ صلح را منتج به ضرر به اعتبار شورای امنیت می‌داند.
ج- نسل سوم عملیات حفظ صلح
این نسل مربوط به دورانی است که تحولات عظیمی در حوزه حقوق بشر در نیمه دوم قرن بیستم اتفاق افتاد. معاهدات فراوانی راجع به حقوق بشر و بشردوستانه منعقد شده که بر احترام به حقوق انسانها،تعریف حقوق بشر، تاکید بر حفظ کرامت انسانی و رعایت این حقوق از سوی دولتها و تلاش برای کاهش آثار جنگ بر غیرنظامیان تاکید داشته است. بسیاری از این معاهدات به عرف بینالمللی تبدیل شد. در این زمان نگرش ملل متحد در مورد حاکمیت کشورها نیز تغییر کرد و به حاکمیت از منظر مسئولیت در قبال حقوق تابعان نگریسته شد. نقض فاحش و گسترده حقوق بشر از منظر ملل متحد از مصادیق تهدید علیه صلح دانسته شد و اساسی شد برای مداخله. همه این موارد نتیجه ایجاد و گسترش مجموعهای از معاهدات بینالمللی و ایجاد فرایند نظارتی در مورد عملکرد اعضای ملل متحد بود که در نهایت مداخله را توجیه میکرد.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مصادیق جرائم بینالمللی علیه بشر در کنوانسیونهای بینالمللی متعددی ذکر شدهاند: جرائم جنگی، جرائم علیه بشریت، نسلکشی، شکنجه، تجاوز و تروریسم. اینها مواردی بود که ارتکاب آنها در حوزه صلاحیت یک کشور مانعی برای مداخله محسوب نمیشد. در دهه نود قرن بیستم، بحرانهای داخلی بسیاری به وقوع پیوست که فجایع بشری ناشی از آنها ملل متحد را مکلف به مداخله نمود. در این راه نیروهای حافظ صلح نیز که در مهلکه حضور داشتند به استناد تصمیمات شورای امنیت مجوز توسل به زور یافتند.
بنابراین جوهره نسل سوم در دو عنصر می‌باشد: بحران داخلی و فاجعه بشری. در این موارد فشار افکار عمومی ملل متحد را وادار به مداخله نمود. لیکن همان‌طور که منشور بر اصل عدم مداخله تأکید دارد ملل متحد باید بر مبنای قوی عملیات مداخله را انجاممیداد که اصولا عنوان بشردوستانه را با خود داشت.در این نوع عملیات اصول بنیادی حفظ صلح مانند رضایت، بی‌طرفی، انصراف و توسل به زور حداقلی به چالش کشیده و مسئولیتها و نقش‌های مأموریت‌های حفظ صلح متفاوت شد. در نسل سوم عملیات نوع وظایف متفاوت از نسل دوم بود. در اینجا ماموریت پیرامون برپایی مجدد ساختارهای مدنی داخلی، استقرار حکومت قانونی و به عبارتی وظایف پسا منازعه جای خود رابه توسل به زور برای حفاظت از بشریت در برابر جرائم خطیر بین المللی داد. در اینجا هدف نجات جان انسانها بود و ماموران وظایف متفاوتی نسبت به نسل دوم عملیات داشتند.
مهم‌ترین عملیات‌های مربوط به این نسل به این شرح می‌باشد:
UNPROFORنیروهای حمایتی ملل متحد در یوگسلاوی سابق در سال 1992 که در ابتدا برای نظارت بر توافق نامه آتش بس در کرواسی تاسیس شد. شورا از روی ضرورت و بدون رضایت طرفین ، عملیات مذکور را تشکیل داد.
UNOSOMIIعملیات ملل متحد در سومالی . به این ماموریت اجازه داده شد برای خلع سلاح گروه های رقیب سومالیایی و برقراری نظم و قانون به زور متوسل شود.

در فصول آتی به ورود عنصر مداخله بشردوستانه در ماهیت عملیات حفظ صلح به تفصیل می پردازیم.
د-دسته بندی های دیگر عملیات حفظ صلح
در ادبیات صلح علاوه بر تقسیمات عملیات حفظ صلح به سه نسل، دستهبندیهای دیگری نیز توسط پژوهشگران در این زمینه انجام شده است. وایسمن 5 مرحله جداگانه را در مطالعات حفظ صلح تقسیمبندی کرده است، البته این تقسیم در ادبیات سایر نویسندگان حفظ صلح هم وجود دارد:
1- دوران نوظهوری 56-1946، 2- دوران قاطعیت 67-1956، 3- دوران تعلیق 73-1967، 4- دوران بازگشت 78-1973 و 5- دوران نگهداری 85-1978.
A.B.Fatherston دوره دیگری را به دستهبندی فوقالذکراضافه نموده که دوران انبساط بوده و از سالهای 93-1988 میباشد.
در تعاریف فوق، دوران نوظهوری، زمانی است که اساس عملیاتهای حفظ صلح تمام معیار اولیه پیریزی شد. در این دوران چندین مأموریت نظارتی تأسیس شد. که از آن جمله UNTSO در سال 1948 میباشد. در زمان قاطیعت تعداد شگفتانگیزی از عملیاتهای حفظ صلح تعریف شد و یکی از فعالترین دورههای عملیات حفظ صلح میباشد که در آن عملیات نظارتی و تمام عیار بیشماری انجام شد UNOGIL1958، UNYOM در 1963، UNIPOM در سال1956،UNSF/UNTEA در سال 1962 و UNFICYP در سال 1964
در دوران تعلیق هیچ مأموریت جدیدی در بحران ها تعریف نشد که علت آن از نظر وایسمن در 3 موضوع میباشد:
تاریخ نشان میدهد تا زمانیکه بحرانی به مرز تهدید ملی یا بین المللی نرسیده باشد، ملل متحد واکنشی نشان نمیدهد. 2- در این زمان سازمان وحدت آفریقا در تلاش بود تا از ابزارهای امنیتی منطقهای خود در جهت پایان بحرانها سود بجوید. 3- رقابت دو قطب شوروی و آمریکا در آن زمان مانع از اقدامات ملل متحد در مناطقی بود که سایهای از منافع این دو ابر قدرت در آن مشاهده میشد.
دوران بازگشت با تأسیس 3 مأموریت جدید همراه بود که بطور تعجبآوری همه آنها در منطقه خاورمیانه ایجاد شد: UNEF. II در 1973، UNDOF در 1974 و UNIFIL در سال 1978.
دوران حفاظت که بازهم دوران رکود در تاریخ عملیات حظ صلح میباشد، از دیدگاه وایسمن ریشه در نگاه تحقیرآمیز رونالد ریگان نسبت به جایگاه ملل متحد دارد.
بند چهارم-گزارش اخضر ابراهیمی: رویکردی متفاوت به عملیات حفظ صلح
الف-ریشه های صدور و رئوس مطالب گزارش
عملیات صلح ملل متحد به ویژه عملیات حفظ صلح دردهه نود در بحران قرار گرفته بود. در این دوران سازمان ملل تعداد زیادی از مأموریتهای حفظ صلح را تأسیس نمود که این مأموریتها شامل عملیاتهای پیچیدهای که در آن اقدامات قهری مورد تجویز قرار گرفته بود نیز میشد. اگرچه این مأموریتها در پایان شکستها و موفقیتهایی را به همراه داشت لیکن شکستها بسیار اساسی و فراموش نشدنی بود مانند عدم توانایی نیروهای حافظ صلح برای پیشگیری از نسلزدایی در رواندا در 1994 و قتل عام مسلمانان درسربرنیکا در1995. به همین دلیل از نیمه دهه 90 اعضای ملل متحد از تأسیس دوباره مأموریتهای حفظ صلح خودداری میکردند و درفاصله 1995 تا 1999 ملل متحد تنها عملیاتی در کرواسی تأسیس نمود که مأموریتی نظارتی بود. در پایان این دهه مأموریتهای نظارتی و نظامی محدودی در گرجستان، تاجیکستان، لیبریا و سیرالئون تأسیس شد.
از طرف دیگر تعدادی از سربازان در حال خدمت در عملیاتها در اواخر دهه 1990 از انجام دستورات خودداری میکردند که به همین دلیل مجمع عمومی پایان پرسنل نظامی رایگان را برای دپارتمان عملیات حفظ صلح ((DPKO اعلام نمود. این خودداری در حالی صورت می گرفت که در طول سالهای 1992 تا 1995 کشورهای عضو بیش از 130 نفر از افسران نظامی با تجربه برای طراحی مأموریتها و سایر اقدمات عملیاتی و لجستیکی در اختیار DPKO قرار داده بودند که البته این اقدامات رایگان و بدون هیچ نوع هزینهای برای ملل متحد بود.کشورهای توسعه یافته 85 درصد این امکانات را فراهم میکردند که عمدتاَ کشورهای غربی بودند. این مشکل از آنجا ناشی می شد که سیستم امنیت دسته جمعی ملل متحد فاقد ارتش نظامی مجهز و آماده بود و برای این امر به همکاری کشورهای عضو نیاز بود که در پاره ای موارد این همکاری حاصل نمی شد.
با این حال از اواخر 1999 سازمان ملل متحد برای ایفای نقش دوباره در بحرانها فراخوانده شد: اداره کوزوو توسط ملل متحد تحت حمایت نیروهای ناتو، رهبری نیروهای حاضر در تیمور شرقی بجای نیروهای استرالیایی و فراهم نمودن دولت موقت، رهبری نیروهای سیرالئون بجای نیروهای نیجریه و اجرای توافقات صلح و نظارت بر آتشبس متزلزل در جنگ منطقهای که جمهوری کنگو را محاصره نموده بود.
در جولای 2000 نیز شورای امنیت مأموریت جدیدی را با 4300 سرباز برای کمک به آتشبس و حمایت از توافقات صلح و برای جدایی اجباری بین اتیوپی و اریتره عازم منطقه نمود.

در نهایت پس از 4 سال وقفه جامعه بینالمللی برای اداره و فرماندهی عملیات صلح به ساختار سازمان ملل متحد بازگشت نمود. اما این بار به قصورهای قدیمی توجه ویژهای شد تا موفقیت عملیات تضمین شود. در اواخر سال 1999 دبیرکل 2 گزارش بسیار تأمل برانگیز ارائه نمود که چگونگی رویارویی با نسلزدایی در رواندا و قتل عام سربرنیکا را ارزیابی نمودند. این گزارشها به آسیب واکنش نشان داده همچنین سختیهای عملیات را بررسی نمودند.نهایتاَ دبیرکل اعلام نمود که راه حلهای تدریجی چاره مشکلات نیست، لذا در مارس 2000 کمیسیون و هیأتی را پیرامون عملیات حفظ صلح ملل متحد منصوب نمود تا با بررسی مشکلات حفظ صلح، پیشنهاداتی ارائه نمایند. این کمیسیون معروف به هیات عالیرتبه صلح برای شناسایی و ارزیابی ضعفهای عملیات صلح به ویژه حفظ صلح و ارائه راهکارهای عملیاتی تأسیس شد. گزارش این هیات معروف به گزارش براهیمی در تاریخ 21 آگوست 2000 منتشر شد
گزارش براهیمی به دقت فعالیت های مربوط به صلح و امنیت ملل متحد را مورد کاوش قرار داد و پیرامون عملیات حفظ صلح به بررسی ممانعت و پیشگیری از درگیریها، بناء صلح ، تحکیم صلح و حفظ صلح پرداخت. تمرکز بر عملیات حفظ صلح به عنوان پرهزینهترین و مشهورترین عملیات صلح بود. در زمینه حفظ صلح هم به این مسائل پرداخته شده: اختیارات و ارتباطات میان نهادهای صلح ملل متحد، کشورها و پرسنل عملیات، طرح امکانات لجستیکی و فرماندهی عملیات، دسترسی و صف آرایی سریع نیروها در منطقه شامل نیروهای نظامی، پرسنل غیر نظامی و پلیس و مسائل مربوط به حقوق بشر و حاکمیت قانون. نظرات و پیشنهادات گزارش در این رابطه به اختصار چنین می باشد:
1- گزارش خواستار استراتژی پیشگیرانه است تا از نتایج جنگ و ضررهای آن کاسته شود. لذا در برخی شرایط تلاشهای مربوط به پیشگیری از بحران میتواند کمهزینهتر از اقدامات نظامی و کمکهای بشردوستانه یا بازسازی بعد از جنگ باشد.
2- گزارش مدعی است که نیروهای حافظ صلح باید بتوانند اختیارات خود را به طور تخصصی و با موفقیت اعمال نموده و وظایف را انجام دهند و در عین حال بتوانند از خود دفاع کنند وبه قواعد دیگری نیاز است که پاسداران حافظ صلح بتوانند در برابر کسانی که اختیارات آنها را مورد انکار قرار داده یا به طریق دیگری در پی تحلیل حضور نیروها هستند، بتوانند اقدامات متناسبی را انجام دهند.
3-گزارش اصرار دارد که دبیرخانه باید ظرفیت ملل متحد را برای تقویت استراتژی تحکیم صلح تقویت نماید و برنامههای پشتیبانی برای این استراتژی داشته باشد. نیروهای حافظ صلح و نیروهای تحکیم صلح شرکایی تفکیکناپذیر هستند زیرا تنها در صورت صلح طولانی مدت متکی به خود، راه خروج نیروها فراهم میشود.
4- هیأت عالیرتبه صلح در گزارش خود

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید