دانلود پایان نامه

ه یکدیگر بوده و خواهان بقا هستند. بنابراین عدم وجود یک اقتدار مرکزی موجب می‌شود دولت‌ها درصدد قدرت بیشتری برآیند و بدین‌ترتیب دولت‌ها در موقعیتی قرار می‌گیرند که تنها خود باید خود را حفظ کرده و حافظ امنیت خود باشند».
در سوی دیگر آرمانگرایان تصور دیگری نسبت به شرایط امنیت بین‌الملل‌ دارند. آنها معتقدند با ایجاد روح همکاری بین‌المللی در میان کشورها می‌توان شرایط مطلوب‌تری را از جهت امنیتی فراهم نمود. آنها معتقدند«حتی در فقدان یک نظم در جهان آنارشی، کشورها می‌توانند اختلافات خود را کنار بگذارند و برای اهداف بزرگتری متحد شوند. دموکراسی در سطح بین‌الملل بهترین راهکار است و این باعث تحکیم حقوق بین‌الملل شده و نقش سازمان‌های بین‌المللی مانند سازمان ملل متحد برای رسیدن به امنیت انکارناپذیر است.» آرمانگرایان «رژیم‌های بین‌المللی» را راهی برای گذر از سیستم هرج و مرج و بدون حکومت مرکزی و چاره رسیدن به امنیت می‌دانند. به نظر می‌رسد تفکرات حول مفهوم امنیت دسته‌جمعی حاصل تلاش این گروه از متفکران روابط بین‌الملل در طول تاریخ باشد.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ب- سابقه تاریخی مفهوم امنیت دسته‌جمعی
در مقدمه این فصل به تکاپوی بشریت به منظور پایان جنگ‌ها و حل و فصل مسائل ناشی از آن پرداختیم. این مسیر به مراحل بعد از جنگ اشاره داشت. در این قسمت با رویکرد متفاوتی به تاریخ تحولات صلح می‌پردازیم و آن مفهوم امنیت دسته‌جمعی در روابط بین‌الملل می‌باشد.
قدیمی‌ترین اسناد در این مورد مربوط به قرن 17 و عهدنامه‌ای به نام انسابروک. «این عهدنامه اشاره دارد که همه و هر کدام از طرف‌های متعاهد باید مدافع و حافظ همیشگی صلح موجود در مقابل هر کسی که آن را تهدید می‌کند باشند.» این مفهوم در صحبت‌های ویلیام پن فیلسوف برجسته و سیاستمدار انگلیسی نیز وجود داشت که بعدها نیز درایجاد نظم اروپا در 1805 مورد استفاده قرار گرفت و پیشنهاد شد: «تمام دول بزرگ اروپایی برای حفظ وضع موجود در مقابل هرگونه اقدامی که در آینده منجر به ایجاد زحمت برای آسایش و رفاه عموم گردد متعهد گردند.» در کنسرت اروپایی یا اتفاق اروپایی که از 1825 در اروپا آغاز شد نیز ریشه‌هایی از مفهوم امنیت دسته‌جمعی دیده می‌شود. «این کنفرانس‌ها نقش یک حکومت واقعاً بین‌المللی را به عهده گرفته بودند که هر چند وقت یکبار ابراز وجود می‌کردند.»
در میان متأخرین می‌توان به اندیشه‌های تئودورروزولت و ویلسون که صراحتاً و با شفافیت بیشتری از طرح امنیت دسته‌جمعی صحبت می‌کردند، اشاره نمود. روزولت در سخنرانی خود به مناسبت دریافت جایزه صلح نوبل اعلام داشت: «قدرت‌های بزرگ علاقه‌مند به صلح باید سازمان صلح را تشکیل دهند. البته نه فقط برای حفظ آن در بین خودشان بلکه برای مقابله با نقض صلح، حتی اگر مجبور به استفاده از زور شوند.» اندیشه‌های ویلسون پیرامون امنیت دسته‌جمعی نیز در نهایت در منشور جامعه ملل مقرر شد

سیستم جامعه ملل به گونه‌ای طراحی شده بود که کشورهای عضو خود پیرامون نقض صلح و تدابیر مقابله با تجاوزگر تصمیم می‌گرفتند. به عبارت دیگر در جامعه ملل سیستم ابتدایی و اولیه‌ای پیرامون امنیت دسته‌جمعی طرح‌ریزی شده بود، در حالی که روابط بین‌الملل و سیاستهای کشورها در حفظ امنیت و استقلال و تلاش برای افزایش حاکمیت خود با شروع قرن بیستم بسیار پیچیده و به شکل پیشرفته‌ای در جریان بود. به موازات پیشرفتها و گسترش علم و تکنولوژی، دانش روابط بین‌الملل نیز به دولتمردان در پی‌ریزی استراتژی‌های سیاسی کمک می‌نمود لذا ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوری به عضویت جامعه ملل درنیامدند. در عین حال جامعه ملل نتوانست واکنش مناسبی به دو مورد تجاوز نشان دهد. در حمله ژاپن به منچوری و ایتالیا به موسولینی، جامعه ملل نتوانست از ظرفیت خود استفاده نموده و پاسخ مناسبی به متجاوز نشان دهد.
اوج ضعف جامعه ملل که عدم توانایی آن نهاد در ممانعت از شروع جنگ دوم جهانی بود سبب شد تا گرایشات جامعه بین‌الملل باز هم به سوی ساختاری دیگر متمایل شود. تولد منشور ملل متحد براساس همین تفکرات بود. در منشور واژه امنیت دسته‌جمعی صراحتاً بکار برده نشد و تفاوتهای اساسی پیرامون مواجهه با خطرات و تهدیدات صلح و امنیت بین‌المللی و عمل تجاوز ایجاد شد. منشور ابتدا در دیباچه خود نیل به هدف محفوظ داشتن نسل‌های آینده از بلای جنگ و اعلام ایمان به حقوق اساسی را در گرو اعمالی می‌داند که از آن جمله متحد ساختن قوای خود برای نگهداری صلح و امنیت بین‌الملل و قبول اصول و ایجاد روش‌هایی است که عدم استعمال نیروی سلاحها را به جز در راه منافع مشترک تضمین نمایند. بنابراین منشور در ساختار خود اقدامات قهری و توسل به نیروی نظامی رااز همان دیباچه متذکر می‌شود. در ادامه و در بند 4 ماده 2 ممنوعیت تهدید به زور یا استعمال آن علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشور از اصول منشور ملل متحد شناخته شده است. این میثاق ساختارهایی را برای تضمین صلح و امنیت بین‌المللی ایجاد نموده که شاخص‌ترین آن شورای امنیت می‌باشد که مسئولیت اولیه صلح و امنیت بین‌المللی بر عهده این نهاد تمرکز یافته است. در ادامه به تفصیل ابزارهای منشور در تأمین صلح و امنیت بین‌المللی می‌پردازیم.
عملیات حفظ صلح ملل متحد که رساله حاضر پیرامون آن به نگارش درآمده است به عنوان نوعی ابزار در جهت اجرای سیستم امنیت دسته جمعی دیده می شود. چراکه علی رغم ایدهآل گرایی موسسان ملل متحد در ایجاد و تثبیت محیط امن بین المللی، در زمان اجرا مشکلات فراوان اعمال امنیت دسته جمعی و توسل به زور را به بن بست رساند. در این زمان بود که عملیات عملیات حفظ صلح ملل متحد تعریف شد.اگرچه در این عملیات توسل به زور جایگاهی نداشت، لیکن در ادامه و با تحولات تدریجی، توسل به زور تحت عنوان مداخله بشردوستانه توسط ماموران حفظ صلح مجاز گردید.لذا سیستم امنیت دسته جمعی که آمال منشور تلقی می شد، مقدمات ظهور عملیات حفظ صلح را فراهم نمود.
بند چهارم- ساختارهای تعریف شده در منشور ملل متحد برای صلح و امنیت بین‌المللی
همان‌طور که ذکر شد جامعه ملل نیز دارای مسئولیت ابتدایی برای حفظ صلح و امنیت بین‌المللی براساس حقوق و عدالت بود. طبق ماده 12 میثاق اعضای جامعه ملل موافقت نمودند که اختلافات خود را از طریق آئین‌های مسالمت‌آمیز حل و فصل در نزد جامعه ملل مطرح نمایند و بر مبنای ماده 10 اعضا متعهد شدند که در صورت نقض میثاق به جنگ متوسل نشوند و با استناد به ماده 16(1) در صورتی که یکی از اعضا به جنگ متوسل شود خود به خود فرض بر این قرار می‌گیرد که وی جنگی را علیه تمامی اعضای جامعه ملل آغاز کرده است و اعضای دیگر مکلفند کلیه روابط تجاری و مالی با آن دولت را قطع نمایند و بالاخره در مورد توسل به زور ماده 16(2) بود که به شورای جامعه ملل اختیار صدور توصیه برای استفاده از زور جهت حفاظت و حمایت از میثاق را اعطا می‌کرد. میثاق جامعه ملل اگرچه دارای ابزارهای خاص خود برای پیشگیری و یا مواجهه با خطرات علیه صلح و امنیت بود اما از شیوه‌ها و راهکارهای آن به خوبی استفاده نشد.
با رجوع به سوابق تاریخی قبل از تأسیس منشور این موضوع مشخص می‌شود که رویکرد جدیدی جهت تأمین صلح و امنیت مبنای تلاشها قرار گرفته بود. در آن مقطع کشورهایی که دارای قدرت بلامنازع در صحنه بین‌المللی بودند طرح‌های اولیه تأسیس سازمان ملل را براساس این ایده پی‌ریزی نمودند که مرکزیت و مدیریت قدرت‌های بزرگ برای حفظ صلح و امنیت به رسمیت شناخته شود.« «طرح چهار قدرت» که توسط مقامات ایالات متحده آمریکا در اوت 1942 ایجاد و مطرح گردید نظامی را مورد توصیف و تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد که در آن مسئولیت اولیه و ابتدایی برای برقراری حفظ صلح پس از جنگ دوم جهانی برعهده ایالات متحده آمریکا اتحاد جماهیر شوروی سابق، انگلستان و چین می‌باشد.»
بنابراین نظام امنیتی بعد از جنگ دوم جهانی در گرو وحدت و پشتیبانی قدرت‌های بزرگ قرار می‌گرفت به‌طوریکه بدون حمایت یا حتی کمترین مخالفت با خواستهای آنها امکان عملکرد برای حفظ صلح و امنیت وجود نداشت. این قدرت‌ها بیانیه‌های متعددی صادر نمودند که بعدها مواد آن جزء اصول اولیه منشور ملل متحد قرار گرفت. «در بند 4» بیانیه مشترک چهار دولت درباره امنیت عمومی (13 اکتبر 1943 مسکو) ضرورت ایجاد یک سازمان بین‌الملل عمومی بر مبنای اصل حاکمیت برابر کلیه دول صلح‌دوست برای حفظ صلح و امنیت بین‌المللی به رسمیت شناخته شد و متعاقباً سه دولت بزرگ به استثنای چین که غایب بود در اول دسامبر 1943 در تهران اعلام نمودند که مسئولیت عالیه برای ایجاد صلحی که مبتنی بر حاکمیت حسن‌نیت توده‌های عظیم مردم جهان باشد و بلا، ترور و وحشت جنگ را برای همه نسل‌ها از بین ببرد بر عهده آنها و دولتهای دیگر خواهد بود.»
در این کنفرانسها در مورد دیگری نیز بحث شد و آن کنترل نظامی جهان که ساختاری به نام شورای امنیت مسئولیت اولیه در حفظ صلح و امنیت آن را داشته باشد بود. این موضوع پیشنهاد ایالات متحده آمریکا بود. در این فرض شورای امنیت والی انجام اقدامات نظامی بود تا راهی برای حفظ جهان از خطر جنگ اندیشیده شود. این پیشنهاد در کنفرانس‌های دامبارتون اوکس و سانفرانسیسکو که در جهت تأسیس سازمان ملل متحد گام برمی‌داشتند نیز به عنوان چارچوب و مبنای ایجاد صلح و امنیت در کنار سایر مذاکرات مربوط به منشور جایگاه قابل ملاحظه‌ای داشت.
به این ترتیب منشور ملل متحد با ایده‌ای جدید برای حفظ صلح و امنیت بین‌المللی تاسیس شد و در عین حال از تئوری‌های سابق که برای امنیت دسته‌جمعی مطرح می‌شد نیز بهره برد. «طبق اصطلاحی که پروفسور پییر ماری دوپویی بکار می‌برد، امنیت دسته‌جمعی در منشور نوعی «قرارداد اجتماعی بین‌المللی» است که شورای امنیت نمایندگی آن را به کمک امکاناتی که منشور در اختیارش قرار می‌دهد برعهده دارد. بنابراین منشور سیستم امنیت جمعی را نه تعریف می‌نماید و نه حتی به آن اشاره‌ای می‌کند، بلکه این سیستم به‌طور منطقی از آن ناشی می‌شود. تدوین‌کنندگان منشور، در واقع، اختیاراتی را به سازمان ملل متحد تفویض کرده‌اند که به آن امکان می‌دهد تصمیماتی اتخاذ کند و آنها را در قلمرو مهم حفظ صلح و امنیت بین‌الملل اجرا نماید.»
اکنون به ساختارها و نهادهای طراحی شده در منشور به منظور رسیدن به آرمان حفظ صلح و امنیت بین‌المللی می‌پردازیم.
الف- شورای امنیت
با تعریف ماده 24 منشور ملل متحد از وظایف شورای امنیت مشخص است که وظیفه اولیه این نهاد تأمین صلح و امنیت بین‌المللی می‌باشد. این صلاحیت انحصارا در اختیار شورا نیست لیکن سایر نهادهای سازمان صلاحیت و اختیاراتی به موازات شورا در امر صلح و امنیت ندارند.در واقع تدوین کنندگان منشور با اعطای چنین اختیارات کلی به شورا با حفظ اندیشه سیستم امنیت دسته‌جمعی، آن را تکامل بخشیدند.اینجا ذکر مطلبی ضروری است، اگرچه به شورا صلاحیت احراز عمل تجاوز و شناسایی متجاوز اعطا شد اما ساز و کار تصمیمگیری و وجود حق وتو همراه با فضای ویژه جنگ سرد تصمیمگیری را با بنبست مواجه نمود و امکان احراز موارد تجاوزگری کشورهای وابسته به ابرقدرتها امکانپذیر نبود.در اینجا ملل متحد، عملیات حفظ صلح را برای برونرفت از این بحران و امکان حضور قویتر خود برای امنیت جامعه بینالملل تعریف نمود.این عملیات مبنای صریحی در منشور ندارد و نامی از آن در میان نیست، لیکن با تفسیر مواد منشور میتوان دریافت که این عملیات نیز ساز و کار منشور برای حفظ صلح و امنیت بینالمللی است.
شورای امنیت در برابر اختلافات و تنازعات بین‌المللی به دو شیوه عمل می‌نماید: گاهی به عنوان مرجع نظارتی- توصیه‌ای و گاهی به عنوان مرجع احراز و اقدام.
در بخش اول که این صلاحیت منبعث از فصل ششم منشور می‌باشد، حل و فصل اختلافات به صورت مسالمت‌آمیز موردنظر باشد. ماده 34 این موضوع را موردنظر دارد که شورای امنیت یک نظارت و اشراف کلی بر اختلافات بین‌المللی و وضعیت‌هایی که ممکن است منجر به اختلاف بین‌المللی شود، داشته باشد و آنها را مورد رسیدگی قرار دهد.این ماده میتواند مبنای تشکیل نیروهای حافظ صلح باشد؛ به شرطی که نیروها جهت تحقیق اعزام شده باشند.البته نیروهای حافظ صلح عمدتا در زمان تهدید صلح و امنیت مورد توجه قرار میگیرند.
ماده 36 اختیار صدور توصیه را به شورا اعطا می‌نماید. چنین صلاحیتی می‌تواند در پیشگیری از تبدیل اختلافات به خطرتهدید صلح و امنیت بین‌المللی یا نقض آن مؤثر واقع شود. در عین حال که تصمیمات توصیه‌ای و غیرالزام‌آور هستند اما عمدتاً کشورها سعی در تبعیت از همین تصمیمات را نیز خواهند داشت تا افکار عمومی جهانیان آنها را به عنوان تهدید علیه صلح و امنیت بین‌المللی شناسایی نکند. بنابراین، این فصل حاکی از آن است که نقش شورا نظارت بر تعهد دولتها برای حل و فصل اختلافات به صورت مسالمت‌آمیز می‌باشد. اصل حل و فصل مسالمت‌آمیز اختلافات در بند1 ماده 1 و بند 3 ماده 2 ذکر شده است.به این ترتیب شورای امنیت عملیات حفظ صلح را به عنوان رکن فرعی طبق مواد منشور تاسیس نماید؛ برای انجام وظایف خود (ماده29) و وظایفی که در ماده34 آمده(صلاحیت رسیدگی)؛ و مواد36، 37 و38 (صلاحیت ارائه راهکار مناسب یا روشهای حل و فصل اختلاف) و ماده39 (صلاحیت صدور توصیه یا تصمیمگیری به منظور حفظ یا اعاده صلح و امنیت). شورای امنیت در موضعی دیگر به عنوان مرجع احراز و اقدام در چارچوب فصل هفتم منشور عمل ی‌کند. «شورای امنیت براساس فصل هفتم می‌تواند دو صلاحیت مکمل یکدیگر را اعمال کند که یکی صلاحیت احراز و دیگری صلاحیت اقدام است.»
مواد 39و40 منشور بیان‌گر صلاحیت شورای برای احراز وضعیت‌های مختلف در مورد تهدید علیه صلح، نقض صلح یا عمل تجاوز می‌باشد. به نظر می‌رسد ماده 40 از حیث زمانی برای اقدام دارای تقدم باشد. این ماده تدابیر موقتی را که شورای امنیت به منظور جلوگیری از وخامت وضعیت اتخاذ می‌نماید، نشان داده است. این تدابیر به صورتی است که شورا وارد ماهیت اختلاف نمی‌شود. هدف ماده 40 جلوگیری از وخیم‌تر شدن یک وضعیت به کمک تدابیر است. این ماده به وضوح مشخص می‌نماید که شورا می‌تواند قبل از توصیه‌ها یا اتخاذ تصمیماتی «برطبق ماده 39» از طرف ذی‌نفع بخواهد که تدابیر موقتی را که به زعم آن رکن ضروری یا مناسب هستند، بپذیرند. در فصل هفتم یافتن مبنا برای حفظ صلح آسانتر میشود. عملیات میتواند بر اساس ماده40 تدابیر موقتی باشدکه برای پیشگیری از وخامت اوضاع ایجاد میشود.
ماده 39 مرحله‌ای فراتر از اتخاذ تدابیر موقتی را نشان می‌دهد. در این مرحله شورای امنیت وجود هرگونه تهدید علیه صلح، نقض صلح یا عمل تجاوز را احراز می‌کند. به عبارت دیگر با تحلیل وضعیتها و اختلافات بین‌المللی، آنها را به عنوان موضوعاتی که شورای امنیت براساس فصل هفتم اقدام کند، شناسایی می‌نماید. در این مرحله نمی‌توان منکر صلاحیت موسع شورای امنیت شد. زیرا با وجود ماده 39 شورای امنیت پیرامون هر اختلاف بین‌المللی می‌تواند به عنوان رکنی دارای ویژگی ولایت و قیومت به ایفای نقش بپردازد و این همان هدف طراحان و مؤسسان منشور بوده است. در عین حال در نوع اقدام برای تصمیم‌گیری، انگیزه‌های سیاسی هم مؤثر خواهد بود. بخصوص که براساس ماده 27 منشور این تصمیمات باید با رأی مثبت اعضای دائم و بدون «وتو» صورت گیرد. لذا شورای امنیت در شناسایی موضوعی به عنوان تهدید یا نقض صلح و امنیت بین‌المللی و عمل تجاوز دارای صلاحیتی موسع و سیاسی می‌باشد.
پس از احراز نوع وضعیت شورا براساس مواد 41 و42 منشور مبادرت به اتخاذ تصمیم می‌کند: تصمیمات الزام‌آور غیرنظامی یا نظامی. اقداماتی که طبق ماده 41 اتخاذ می‌شود متضمن استعمال نیروهای مسلح نیست و بیشتر شامل تحریم‌های اقتصادی و سیاسی می‌باشد. شورای امنیت با اتخاذ تصمیمات غیرنظامی در برابر وضعیتهای موردنظر در ماده 39 سعی دارد تا

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید