تایید شده بود که اثربخشی در آموزش مجازی یکی از مهمترین اهداف و عوامل اساسی در تعیین کردن موفقیت یک رقابت مجازی می باشد و اثربخشی های خوب طراحی شده نه فقط ارضاء کننده آموزش راضی کننده می باشند بلکه آنها می توانند راهنمایی، واکنش را برای دانش آموزانی که آموزش مجازی را دوست دارند آماده کنند.
مورد دیگری که رسیدگی شده بود فرصت اثربخشی است زیرا مسیرهای آموزش اثربخش رشد شرح داده شده ای دارند و شکل های مختلف توانایی ها قاطعیت پیدا کرده اند در خیلی از مطالعات که خیلی از محققان آنرا بررسی کرده اند برخی از مطالعات ادعا کرده اند که دانشجویان به سطوح عالی گزارش می دهند و دانشجویان آموزش دیده در محیط آموزش مجازی باید به سطوح عالی نیزگزارش دهند در یک گزارش دستی خیلی از محققان روش مشارکتی آموزش دانشجو-دانشجو رابه کار برده بودند و در آن اهمیت بیشتر اثربخشی ها را در مسیر آموزش مشاهده کرده بودند آنها گمان کرده بودند که روش دانش آموز-دانش آموز بلند کردن تجربه آموزش دانشجویان برای سطوح عالی خواهد بود.
زاهو ولی و تن (2005) بر این دلالت داشتند که اثربخشی کلید ترکیب کننده اثرگذاری مسیر آموزش است زیرا که رفتار انسانی با تکنولوژی سودمندی بیشتری را برای آموزش دانشجو به دنبال دارد.
هانج(2002) یادداشت کرده بود که باید خواسته های دانش آموزان بالغ در جمع آوری اطلاعات برای دختر یا پسر بلافاصله مفید باشند. دانش آموزان بالغ احتیاج دارند که برای آموختن و مهارتها گزارش دهند وآن را برای تجربه کاری خودشان و یک زندگی واقعی به کار ببرند و محیط آموزش باید مبنی بر محیط های آموزش معنی دار وبا شناخت صحیح صورت گیرد. گروههای مذاکره مجازی توصیف شده اند و نیز مصحح مبنای موضوعات پرسشهای تمرکز یافته هستند و تشریک مساعی زیادی دارند و این توانایی ها را برای کاربرد گزارشات و برای اهداف دانش آموزان بالغ وقتی که آنها وارد آموزش عالی شدند را لازم دارند.
تجربیات زندگی دانش آموزان بالغ به آنها اجازه می دهد که به آوردن اطلاعات برای کلاس درس و دنیای تجاری به محل کار بروند و 40 یا 50 یا 60 ساعت کار در هفته داشته باشند. آیا یک استاد نمی تواند ببیند از میان کار تجربی یا از میان فعالیت کلاس درس کدام مفهوم کاربردها اثربخشی بیشتری دارد. رقابت های آموزش مجازی هرچند که همیشه و هرکجا موجود هستند اما دانشجو باید به اینترنت دسترسی داشته باشد.و موفقیت دانشجویان در نیازهای آموزش مثبت و راست دسته بندی شده اند و مبارزه کردن دانشجویان و انگیزه دانشجو برای کامیاب شدن آنها صورت می گیرد. و مساعدت و کمک دانشجویان بالغ در توانایی خودشان برای کامیابی و موفقیت در آموزش عالی انجام می شود.
8- شیوه های آموزش افراد بالغ:
جیمز و گاردنر(1995) شیوه های آموزش را اینطور تعریف کردند، هرکدام از طریقه های آموزش که بیشترین اثربخشی را بردانش آموزان داشته باشد مانند مشاهده، فرآیندها، ذخیره کالا و یادآوری هر آنچه که باعث آموختن آنها شود و بیشتر محققان توافق کرده اند که شناخت سبک های آموزش زیاد اثربخش، معلم چندان خوب نیز می تواند به شناسایی دانش آموزان و آموزش استراتژی کمک کند.
بروک فیلد(1986) موارد ذیل را مشخص کرده بود :
دانش آموزان بالغ حالت خود انفعالی و خودمفهومی از استقلال فعلی خود دارند و انتخاب آزادی آنها در آموزش استراتژی خیلی مهم است و به نظر می رسد که بیشترین اهمیت برای دانش آموزان بالغ حس استقلال داخلی می باشد . مشکلات آموزش افراد بالغ وقتی است که دانش آموزان بالغ می خواهند که استقلال بیشتری را در آموزش خودشان داشته باشند اما این فرصت ها به وسیله دانشکده ها تکذیب شده بود.
خیلی از تئوری ها در آموزش دانشجویان رشد دارند اخیراً تصدیق و ثابت شده بود که شیوه های آموزش افراد بالغ به طور جداگانه و بدون حضور افراد انجام می شود. در گذشته نوشتن و دانستن عاریه بود که به افراد بالغ آموزش داده می شد و مانند آموزش بچه ها راههای یکسان و یکنواخت وجود داشت. کن ولز(1980) گاهی اوقات در آموزش پدر تئوری آموزش افراد بالغ نامیده می شد زیرا که او یکی از افرادی بود که آنرا به رسمیت شناخته بود و برای شناخت و بی نظیر بودن آموزش دانش آموزان بالغ از این تئوری و از وسایل تعلیم و تربیت استفاده کرده بود.
کن ولز (1980) بعداً به طور اساسی تئوری خود را توسعه داد و چهار فرض کلیدی ذیل را برای اثبات این تئوری ارائه کرد:
1- اساتید برای کمک کردن دانش آموزان بالغ برای آمدن بیشتر به سمت خودسالاری مسئولیت دارند
2- تجربه وسیع دانش آموزان بالغ باید در آموزش منابع نیز استفاده شود.
3- دانش آموزان بالغ می خواهند اطلاعات جدید را اگر شناختند و قابل اجرا بود آن را در اوضاع زندگی واقعی شان استفاده کنند.
4- دانش آموزان بالغ نظر اداره آموزش را برای بدست آوردن مهارتها رعایت می کنند.
5- دانش آموزان بالغ برای آموختن تکنولوژی به شناخت و استدلال نیاز دارند.
6- بزرگترین انگیزه برای آموزش دانش آموزان بالغ انگیزه های ذاتی هستند.
* * دو مورد آخر بعداً اضافه شد (1998)
کارزلی (1998) تفاوت های بین آموزش افراد بالغ و بچه ها را شناسایی کرد که دانش آموزان بالغ به مرکز کانونی نیاز دارند تا در فرآیندهای آموزش بیشتر خشنود شوند.
اصول مرکز ثقل نمایش های آموزش افراد بالغ این است که قادر باشیم طراحی کردن و جمع آوری کردن افراد بالغ را برای ساختن اثربخشی بیشتر فرایندهای آموزش برای افراد بالغ در نظر بگیریم و این یک مدل آموزشی در صحبت کردن می باشد که است یک صفت ویژه تعلیم دادن آموزش نه برای هدف زدن بلکه برای آموزش استفاده می شود. که به وسیله هریک از اداره آموزش یا افراد بالغ قابل اجرا و عملی می باشد.
کولب (1984) چهار سیکل صحنه تاتر نمایش آموزش را که شامل مدل آموزش تجربی بودند توسعه داد (ELM). مدل کولب داخل یک فرایند چرخه ای چهار صحنه آموزش باز شده بود.
A) تجربه هماهنگ
B) بازتاب مشاهدات
C) خلاصه تصورگرایی
D) اثر آزمایشی
کولب (1984) چهارشیوه آموزش صحنه های بالا را به صورت ذیل بیان کرده است. الف) متقارب ب) منشعب ج) جذابیت د) وفق دادن.
مدل کولب یکی از ابزارهای شیوه آموزش می باشد که غالباً بیشتر در تحقیق و امتحان گرفتن دانش آموزان بالغ استفاده می شود زیرا آن سه معنی مالکیت آموزش را پوشش می دهند و شامل اثربخشی، آگاهی و رضایتمندی می باشند. کولب سپس این روشها را توسعه داد و آن را وسایل شیوه آموزش کولب نامید که هرکدام شامل 12 سئوال خودارزیابی بودند که پاسخ دهندگان برای مزایا و ارزیابی های فردی خود در شیوه های آموزش ویژه استفاده می کنند.
اساتید آموزش دهنده مجازی افراد بالغ باید تشویق کردن دانشجویان خود را در یک گفتگوی روان دائمی راجع به صرفه جویی مادی و آنچه که باعث بستانکارشدن تجربیات بزرگتر آنها و هم چنین شناخت لازم می شود را انجام دهند.
نادسون (2004) سفارش هایی برای آموختن دانشجویان غیرسنتی بالغ انجام داد که چگونه برای کار کردن در همه چهار روش شیوه های آموزش برای بدست آوردن جوابها از هریک از سئوالات، چرا، چگونه، اگرچه و غیره استفاده کنیم فرض استفاده از چهارسئوال ساختار داخلی را نشان می دهد که انواع شیوه های آموزش آن به وسیله کولب (1984) شناسایی شده اند. مطابق یک دسته بندی که توسط مک کارتی (1987) انجام شد از شکل مدلهای آموزش همه چهار شیوه آموزش این طور استنباط می شود که این وسیله را می توان در سطوح آموزش عالی نیز استفاده کرد .
الیوت(2006) اظهار کرده بود که هریک از وسایل شیوه آموزش کولب نیز می تواند توسط اعضای هیئت علمی برای ابراز ارزیابی به کار گرفته شوند که این می تواند نشان دهنده تمایل دانشجویان باشد که در جریان یک شیوه آموزش مسلم و قطعی قرار بگیرند تا یک ترکیب بندی از شیوه های آموزش داشته باشند. این اطلاعات وقتی می تواند به وسیله مؤسسات در نمایش و اجرای خودشان مورد استفاده قرار بگیرد که کار رقابتی حاضر برای دانشجویان بیشتر سودمند باشد.
آن وقتی که دانشجویان شیوه های آموزش خودشان را تغییر می دهند و به آموزش نزدیکترمی شوند توانایی ها نیز سودمندتر خواهد بود که از دیگران عقب تر نمانند. الیوت(2006) اظهاراتی داشت که اساتید باید هریک از شیوه های آموزش را وقتی که تدریس می کنند به حساب آورند زیرا که فرایندهایی از رویدادهای گوناگون آموزش برای هریک وجود دارد. و همه شکل های تدریس باعث انگیزه دادن می شود گاهی یک راه برای دانش آموزانی که نزدیکتر شده اند می تواند انگیزه بیشتری با شیوه های آموزش دانشجویان به او بدهد وقتی که این روش محصول بهتری برای درک و فهم مادی موجود در پی دارد.
9- آموزش حسابداری:
در 50 سال قبل دانشکده های حسابداری از سخنرانی و حل کردن روتین مسائل برای تدریس حسابداری استفاده می کردند اما امروزه این مختصر شده است و تغییرات زیادی پیدا کرده است واما امروزه در آموزش آرام حسابداری از کنفرانس و حل کردن مسایل روتین برای تدریس حسابداری استفاده نمی شود بلکه از گامهای روبه رشد مورد بحث و مذاکره و تاکیدات بیشتر و از آموزش مجازی استفاده می شود.
در پاسخ به انتقاد از روشهای تدریس در حسابداری باید گفت که اول هشت شرکت بزرگ بودند و سپس تعدیل شدند و چهار شرکت بزرگتر حسابداری را تحت عنوان کمیسیون تغییر آموزش حسابداری را در ایالات متحده تشکیل دادند (AECC 1989). AECC سخن گوهایی را برای کمیته انتخاب کرد که هرکدام در صورت نیاز از روشهای آموزش حسابداری گزارش دهند.
اما این کافی نبود AECC با نیازهایی مواجه شد که حرفه حسابداری را منبسط تر از این که هست بنماید. تمام روشهای حسابداری که استفاده می شدند ناکافی بودند زیرا که آموزش داده نمی شدند بلکه به تفکرات تزریق می شوند و یا برخی از اساتید خود توسعه گری در آموزش دانشجویان داشتند. کمیته گزارش داد آن تأکیداتی که بیشتر در منازل خلق می شده اند در قوانین واقعی آموزش و رویه ها موثرتر بوده اند گزارشگر عقیده داشت که دانشجویان نیاز دارند که برای تغییر شکل آفریدن منفعل باشند که چه کسی از اساتید قوانین حسابداری را برای اثربخشی دانش آموزان فعلی می آموزد و یا اینکه چه کسی می آموزد که بیاموزد. مطابق بررسی بایر(1992) آموزش حسابداری بر نیازهایی تاکیده کرده بود که دانشجویان حسابداری برای خودآموزی بیشتر آن آموخته های بلند زندگی را بیاموزند که لازمه شناخت پول درآوردن می باشد. یک جریان خود تعلیمی یا خودمستقیمی تاکیدات آموزش همیشگی و اهمیت شناخت درباره آموزش افراد بالغ می باشد. برای انجام دادن یک آموزش گروهی مربیان و آموزش چندان خوب مؤسسات و کارکردن با هم برای توسعه مشترک لازم است.
فرانسوی و کاپاچ(2000) تاکید کردند که دانش پژوهان، توقیف شدگان دیگر تجربه های آموزش اصلی هستند و خیلی می خواهند که دانشجویان پیشرفت و ترقی داشته باشند و برای شروع به کار استراحت یک نیمه ترم اساسی بعد از گذراندن چهارساله آموزش ضروری است. فرصت طلبی های امکان دهنده و انتظارات حقوق بالا برای فارغ التحصیلان همیشه رشد بزرگتری در تعیین تصمیم گیری ها و معین کردن هریک از بخش های دوره که به دنبال اداره کردن آن هستند وجود دارد.
یک برنامه خوب از تعلیم و آموزش باید ضمانت یک مقدار زیاد از دانشجو را داشته باشد تا بتوانند تجدید قوا کنند. دانشگاههای حسابداری از سخنرانی های مقدماتی و حل کردن عادی مسایل برای آموزش حسابداری استفاده می کنند. فقدان دانشجویان در توانایی برای نوشتن، گفتن، گوش دادن و مرتب کردن گفته های اثربخش چندان خوب و توانایی برای کارکردن در گروهها و تاثیر متقابل ب

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید