افراد، دارای هویت معقول باشند، عقل باید این هویت را توجیه کند و عقل تنها از طریق مثال عقلی برای معقولات آنها را تبیین میکند. بنابراین فلوطین افراد جزئی دارای عقل را دارای مثال میداند. سپس نویسنده تناسخ و حلول ارواح در ابدان دیگر را تبیین میکند.
4-5 فصل پنجم
در فصل پنجم با عنوان “مقولات و سنت” نویسنده در چهار گفتار ابتدا به “نقد مقولات رواقی” و “نقد مقولات ارسطویی” میپردازد و پس از بحث در مورد “ذاتگرایی ارسطویی”، “مقولات فلوطینی” را مطرح میکند. رواقیان که منکر وجود مجرد هستند به کلی نمیتوانند از وجود، تبیین دقیقی ارائه دهند. رواقیان جنس “شیء” را به چهار مقوله جوهر، کیفیت، حالت و نسبت تقسیم میکنند. فلوطین به مقسَم یعنی شیء انتقاداتی را وارد میکند. از جمله اینکه اگر شیء مترادف با وجود است نمیتواند فصلی داشته باشد و لذا نوعی نخواهد داشت و به کلی جنس نخواهد بود. نویسنده سپس پنج استدلال فلوطین علیه مقوله اول رواقی را مطرح میکند و معتقد است فلوطین در این استدلالها از اصولی ارسطویی استفاده کرده است.
در گفتار دوم در باب مقوله ارسطویی جوهر بحث میکند و میگوید از نظر فلوطین ارسطو دچار تناقض است؛ زیرا مرکب محسوس را هم مؤخر میداند چون کاملاً بالفعل نیست، زیرا میتواند تغییر کند و هم مقدم میداند، مثلاً سقراط را در وجود بر مثال انسان مقدم میداند. فلوطین معتقد است “سقراط انسان است” یعنی این انسان مرکب از مثال انسانیت بهرهمند است. فلوطین سلسله مراتب ارسطویی فعلیت را معکوس میکند. برای او انواع و اجناس مفاهیمی که در ذهن یا قوههایی که در افراد درک میشوند نیستند بلکه آنها همان مُثل افلاطونیاند. فلوطین مثال انسان را “این شیء” حقیقی و تصاویرش در جهان محسوس را صرفاً “کیفٌ ما” میداند.
در گفتار سوم “ذاتگرایی ارسطویی” محل بحث است. ارسطو معتقد است در جوهر مطلقاً نخستین ذات و فرد متحداند. اما در هر چیز دیگری شامل جوهر محسوس ذات و فرد به صورت مشروط متحدند. فلوطین بهرهمندی را ردی بر ذاتگرایی ارسطویی میداند و معتقد است در بهرهمندی ذوات (یا همان مُثل) به عنوان اموری که حتی به صورت مشروط با آن چیزی که نمود آنند، متحد نیستند اثبات میشوند.
در گفتار بعد نویسنده “مقولات فلوطینی” را که برگرفته از متنی در رساله سوفیست افلاطون هستند، مطرح میکند. در آن متن افلاطون تلاش میکند که مشخص کند ناموجود، موجود است یا نه. او پنج جنس اعلی را از بین مثل انتخاب میکند که عبارتند از حرکت، سکون، موجود، همانی و غیریت. و نهایتاً ناموجود را با غیریت یکی میداند. نویسنده سپس یک به یک این مقولات را از دیدگاه فلوطین مورد بررسی قرار میدهد. و نتیجه میگیرد که تحلیل تصاویر عقل، به پنج جنسِِ غیر قابل تقلیل، یعنی پنج راه مختلف که عقل در آنها نمود پیدا میکند، محدود میشود. فلوطین معتقد است اوسیا یا همان موجود با عقل که مقر همه مثل است یکی است و در عین حال جنس موجود را جنسی در کنار بقیه اجناس میداند. اوسیا همان عقل در یکی از جنبههایش است و لذا چهار جنس دیگر را تولید میکند.

4-6 فصل ششم
فصل ششم و آخر “جهانی افلاطونی” عنوان دارد. نویسنده در گفتار اول این فصل با عنوان “ترکیب محسوسات” به جواهر محسوس میپردازد. جواهر محسوس خود، نمود مثل نیستند بلکه حامل نمودهای مثل هستند؛ زیرا جواهر محسوس مرکباند و مرکب هیچ گاه با کلی، همان نیست. نفس، علت فاعلیِ ابزاری و عقل علت صوری ابزاری برای آفرینش موجودات جهان محسوس هستند. هیچ یک از سه آرخه نمیتوانند به تنهایی جوهری محسوس به شیوه ارسطویی بسازند. تبیین فلوطین از اشیاء محسوس غیر جوهری، مانند تبیین مصنوعات در ارسطو است.
در گفتار دوم “ماده” مورد بحث است. فلوطین در بحث راجع به ماده، افلاطون را از طریق ارسطو میفهمد. ماده شرط ضروری وجود محسوسات است اما علت فاعلی آنها نیست. ماده حادث است، البته نه در زمان، و لذا وابسته و ممکن است. اختلاف فلوطین با ارسطو این است که او ماده را فقدان میداند که البته با حصول آنچه فقدان آن است این فقدان از بین نمیرود. بنابراین ماده یا فقدان یا عدم تعین یک ویژگی فناناپذیر و ثابت محسوسات را نشان میدهد. از نظر ارسطو ماده قوهای است که مرکب محسوس آن را تبیین میکند ولی برای فلوطین مرکب محسوس جوهر نخستین نیست و نمیتواند ماده را تبیین کند. مرکب محسوس دارای دو عنصر است که هر کدام به تبیینی جدا نیاز دارند. وحدت مرکب عارضی است و امتزاجی از ماده و کیفیات است. تغییر در نظر فلوطین توالی تصاویر یا صور است، نه به فعلیت رسیدن قوه. ماده مانند آینه از آنچه در آن منعکس میشود اثر نمیپذیرد و عنصر غیر قابل تعقل در طبیعت است. اما وجود ماده دارای ضرورت است، زیرا شرطی ضروری برای وجود امور مغایر که مربوط به جهان محسوساند، میباشد و نیز انتهای فرآیند خارج شدن از احد است. این خارج شدن همان طور که ابتدایی دارد انتهایی نیز دارد.
در گفتار سوم نویسنده بیان میکند که تلقی فلوطین از “زمان و ازلیت” علاوه بر نوافلاطونیان، برای سنت مسیحی نیز الگو بودهاست. زمان، تصویر متحرک ازلیت و ازلیت، حیاتی است متعلق به چیزی که کاملاً بدون امتداد موجود و در وجود است، یعنی حیات عقل. احد ورای ازلیت است و زمان به علت وحدت مبدأ اول، مخلوق است. خلقت زمان با خلقت نفس جهان همراه است. نفس، ربطی بین ازلی و زمانی است، زیرا هم ویژگیهای بودن را داراست و هم ویژگیهای شدن. فلوطین علیه رواقیان استدلال میکند که زم
ان با حرکت یکی نیست. علیه ارسطو بر اینکه زمان عدد و میزان حرکت نیست استدلال میآورد و علیه اپیکورس استدلال میآورد که زمان ویژگی حرکت نیست. محور اولیه زمان حیات نفس جهان است و به این ترتیب وحدت زمان نیز حفظ میشود.

5- درباره نویسنده
Lloyd P. Gerson پروفسور و استاد فلسفه دانشگاه تورنتو کانادا است. تخصص و علاقه او در زمینه فلسفه یونان باستان است. برخی از آثار او از این قرارند:
کتاب:
* Ancient Epistemology, forthcoming Cambridge University Press, 2007.
* Aristotle and Other Platonists (Ithaca: Cornell University Press, 2005, paper 2006), 335pp.
* Knowing Persons. A Study in Plato (Oxford: Oxford University Press, 2004, paper 2006), 306pp.
* Plotinus. (Arguments of the Philosophers Series) (London: Routledge, 1994, paper 1998), xviii + 338 pp.
* God and Greek Philosophy. (London: Routledge, 1990, paper 1993)
تألیف، ترجمه و یادداشت:
* The Cambridge History of Philosophy in Late Antiquity. Edited by Lloyd P. Gerson, forthcoming Cambridge University Press, 2009, approx. 650pp
* Aristotle’s Gradations of Being in Metaphysics E-Z by Joseph Owens. Edited with a forward and bibliography by Lloyd P. Gerson, forthcoming St. Augustine’s Press, 2006.
* Neoplatonic Philosophy. Introductory Readings. Translated and edited by John Dillon and Lloyd P. Gerson (Indianapolis: Hackett, 2004), vii + 373pp.
* Aristotle: Critical Assessments. Four volumes. Edited by Lloyd P. Gerson (London: Routledge, 1999), v.1, xxvii + 426pp.; v.2, viii + 368pp.; v.3, viii + 397pp.; v.4, viii + 373pp.
* Cambridge Companion to Plotinus. Edited by L.P. Gerson (Cambridge: Cambridge University Press, 1996), xiii + 462 pp.
* Epicurus. Translated and edited by B. Inwood and L.P. Gerson (Indianapolis: Hackett, 1994), xv + 111 pp. 3rd printing 2004.
* Hellenistic Philosophy. Introductory Readings. Translated and edited by B. Inwood and L.P. Gerson (Indianapolis: Hackett, 1988, xii + 266 pp. 3rd printing, 1993; New revised edition, 1997, 2nd printing 2006), xiv + 440 pp.
* Aristotle’s Politics. Translation and commentary by H.G. Apostle and L.P. Gerson (Grinnell: Peripatetic Press, 1986, 2nd printing, 1993), xv + 400pp.
* Hamartia. Edited by D.Stump, L.P. Gerson, et.al. (Lewiston: Edwin Mellen Press, 1983), xv + 302 pp.
* Aristotle. Selected Works. Edited and translated by H.G. Apostle and L.P. Gerson (Grinnell: Peripatetic Press, 1983), 705 pp. 2nd edition, 1986. 3rd edition, 1992
* Graceful Reason. Edited by L.P. Gerson (Toronto: Institute of Mediaeval Studies, 1983), xii + 447 pp.
مقالات :
* “Goodness, Unity, and Creation in the Platonic Tradition,” forthcoming in Why is There Something Rather Than Nothing?, edited by John Wippel
* “Platonism and the Search for a First Principle of All,” forthcoming in Philosophy Compass (electronic journal), 2006
* “The ‘Holy Solemnity’ of Forms and the Platonic Interpretation of the Sophist,” Ancient Philosophy 26 (2006), 1-14
* “Ontological Priority,” forthcoming
* “Definition and Essence in the Platonic Dialogues,” Methexis 19 (2006), 37-55
* “A Platonic Reading of Plato’s Symposium,” 32 pp. typescript, forthcoming in Plato’s Symposium. New Perspectives, edited by J. Lesher, D. Nails, F. Sheffield (Cambridge: Harvard University Press, 2006)
* “Plotinus’ Philosophy of Religion,” forthcoming in History of Western Philosophy of Religion. Edited by G. Oppy and N. Trakakis (Chesham: Acumen, 2006)
* “Aristotelian Teleology in Platonic Context,” forthcoming in a book on the Aristotelian tradition edited by K. Knight and A. Bielskas
* “Sextus Empiricus,” forthcoming in The New Encyclopedia of Unbelief. Edited by Thomas Flynn (Buffalo: Prometheus Books, 2006)
* “Plato on Understanding,” The Southern Journal of Philosophy 43 (2005), 1-28
* “Platonic Knowledge and the Standard Analysis,” International Journal of Philosophical Studies 14 (2006), 455-74
* “Plotinus on Weakness of the Will,” forthcoming in Studies in the History of Philosophy. Edited by T. Hoffman (Washington, D.C.: Catholic University of America Press, 2005)
* “Plato’s Gorgias and ‘Political Happiness’,” forthcoming in Proceddings of the VII Symposium Platonicum, 2006. Edited by Michael Erler
* “When Rorty Met Plato…,” forthcoming in Plato and Modernism. Edited by C. Cunningham, 45pp. typescript
* “Plato on Identity, Sameness, and Difference,” Review of Metaphysics 58 (2004), 106-32
* “Is Platonic Knowledge Possible?,” Plato 4 (2004) (electronic journal), 15pp. typescript
* “Plotinus,” Stanford Encyclopedia of Philosophy (electronic database).
* “Platonism and the Invention of the Problem of Universals,” Archiv für Geschichte der Philosophie 87 (2004), 1-26
* “The Morality of Nations: An Aristotelian Approach,” forthcoming in Aristotle’s Politics Today. Edited by R. Talisse and L. Goodman (Albany: SUNY, 2006)
* “The Neoplatonic Interpretation of Plato’s Ethics,” in Plato Ethicus. Edited by Maurizio Migliori and Linda Napolitano (Sankt Augustin: Academica Verlag, 2004), 151-64
* “What is Platonism?,” Journal of the History of Philosophy 43 (2005), 253-76
* “The Unity of Intellect in Aristotle’s De Anima,” Phronesis 49 (2004), 348-73
* “Platonism in Aristotle’s Ethics,” Oxford Studies in Ancient Philosophy 22 (2004), 217-49
* “On the Harmony of Plato and Aristotle,” in Reading Plato in Antiquity. Edited by Harold Tarrant and Dirk Baltzly (London: Duckworth, 2006), 195-221
* “Plotinus’ Criticism of

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید