دانلود پایان نامه

ر دین که بخش گسترده‏ای از پژوهش‌ها و نوشته‏های سه دهه‌ی اخیر در زمینه دین و اقتصاد ، در این دسته جای می‌گیرد که از جمله‌ی آنها می توان مطالعات انجام شده توسط قحف (1972) فهیم خان20(1991)متوالی21(1991) آزی و ارنبرگ (1976) و را نام برد که در این پژوهش به بخشی از آنها اشاره می‏شود.
تحقیقات صاحب نظران اقتصادی مسلمان در زمینه‌ی پژوهش حاضر عبارتند از:
1- محمدانور، رساله‌ی دکتری خود را در دانشگاه نیوهمشایر امریکا در سال 1985 با عنوان “یک مدل اقتصاد کلان برای اقتصادهای بدون بهره: یک مطالعه ادغامی از نظامهای اقتصادی غربی و اسلامی” نوشت. در این رساله، یک مدل غربی، داخل یک مدل معادل که دارای نظام مالی بدون بهره است، استفاده شده است. این مدل نشان می‌دهد که نسبت‌های سهم بندی سود، نقش بسیار مشابهی با مدل‌های غربی منتهی بر نرخ بهره ایفا می‌کند و در آن می‌توان با تغییر سهم در سود به جای تغییر نرخ بهره، به اهداف سیاستی دست یافت. در این رساله نتیجه‌گیری می‌شود که با حفظ شرایط دیگر، نظام بدون بهره برای کشورهای کم‌تر توسعه یافته که اقتصاد تورّمی‌دارند، مناسب‌تر است.
2- مهدی رضوی، رساله دکتری خود را در دانشگاه لینکلن نبراسکای امریکا در سال 1983 با عنوان “مدل سازی نظام اقتصادی اسلام، یک روش ماتریس انتقالی تعاملی و نمودار جهت‌دار بولیین” نوشته است. موضوع اصلی این مطالعه، تحلیل امکان نظام بندی چارچوبی از نظام اقتصادی مبتنی بر آموزه‌های اسلامی مستقل از سرمایه‌داری و سوسیالیسم موجود است.
3- نادر حبیبی، پیامدهای اقتصادی نظام‌های بدون بهره‌ی بانک‌ داری اسلامی را با استفاده از مدل تعادل عمومی در سال 1987 در دانشگاه دولتی میشیگان بررسی کرده است. او مشاهده کرد که هر چه از نرخ بهره صفر دور شویم، پس‌انداز خالص فزونی می‌گیرد و تخصیص ریسک بهبود می‌یابد. او همچنین مدل اقتصادی کلان مشابهی را به‌کار برد تا انتخاب‌های سیاست پولی و مالی را که در دسترس دولت‌های کشورهای اسلامی است، بررسی کند.
کتاب‌هایی که در این زمینه تا کنون در ایران به چاپ رسیده است عبارتند از :
1- کتاب” مباحثی در اقتصاد خرد، نگرش اسلامی”: در این کتاب که مجموعه مقالات سیزده اندیشمند و اقتصاددان مسلمان است، بیش‌تر درباره‌ی اهداف و انگیزه‌های مصرف و تولید و تفاوت‌های عمده رفتار مصرف کننده و تولید کننده‌ی مسلمان و مقایسه‌ی آن با رفتار افراد غیر دینی بحث شده است؛ سپس پژوهشگران در بیش‌تر مقالات با استفاده از منحنی‌های مطلوبیّت و حدّاکثرسازی، به تحلیل اقتصادی و همچنین به مسئله‌ی تخصیص منابع و اقتصاد رفاه پرداخته‌اند.
2-کتاب” اقتصاد کلان با نگرش اسلامی”: این کتاب، نتیجه کوشش دو تن از پژوهشگران مسلمان عرب زبان است که در هشت فصل تدوین شده و در تفهیم مطالب، همانند علم اقتصاد کلان از تحلیل‌های اقتصاد کلان در زمینه‌ی مصرف، سرمایه‌گذاری و همچنین از مدل IS- LM در تبیین تعادل کل استفاده کرده است. مؤلّفان تقریباً همانند دیگر اقتصاددانان مسلمان در اثبات دخالت نقش ارزش‌ها و اعتقادات در رفتارهای اقتصادی کوشیده‌اند.
پیشگفتار
1- نیازها، اندیشهها و ریشههای ترکیب دین و اقتصاد
برای همه ی اندیشمندان، صاحب نظران و پژوهشگرانی که تمایل دارند امور اقتصادی را از منظر دین مطالعه کنند، اقتصاد دینی جنبه خاصی دارد ضمن اینکه صاحب نظران فلسفی، علوم اجتماعی و دینی نیز به این مطالعات علاقه‌مندند؛ زیرا ارزیابی سیاستها و حتی نظریههای اقتصادی از منظر دین، برای اندیشمندان عرصههای یاد شده با اهمیت تلقی میشود. 22 با وجودی که تمامی نگرشهای علمی – اجتماعی به مذهب؛ در پی توضیح عقاید ، رفتارها و نهادهای مذهبی هستند، فرضیه‌های متفاوتی را به کار میگیرند و بر عنوان‌ها و پرسشهای متفاوتی تأکید میورزند و به همین دلیل ضریب اهمیت مطالعات دینی برای اندیشمندان مختلف، متفاوت است؛ برای مثال بسیاری از جامعه شناسان، روان‌شناسان و مردم شناسان بر دنیای غیر دینی (سکولاریسم) تأکید دارند و صرفاً برای مذهب به توجیهات جامعه شناختی و روان شناختی عقیده دارند و ریشه‌ی فکری و فلسفی ناب و مستقلی را برای عقاید و رفتارهای مذهبی قبول ندارند. در عین حال گروههایی از این اندیشمندان، مانند بسیاری از اقتصاددانان و دیگر صاحب نظران علوم اجتماعی، به ویژه پس از دهه‌ی 1970 رفتارها، عقاید و نهادهای مذهبی را با عقلانیت ابزاری و غیرابزاری مورد توجه و مطالعه قرار داده‌اند و برای آن بنیان‌هایی( به ویژه فلسفی) قائل هستند. 23
در ضمن هر دو شاخه مطالعات دین و اقتصاد (تحلیل اقتصادی از دین و اقتصاد دینی) از پیشینه‌ی قابل توجهی برخوردارند؛ برای مثال صاحب نظرانی مانند، گری بکر، رابرت برو، یاناکان24، استارک25 و فینک26، مطالعات خود را بیشتر در مقوله‌ی “اقتصاد دین” متمرکز ساختهاند. همچنین گی27، کوران28، پوپر29، واتر‌من30 عمدتاً به بررسی “اقتصاد دینی” پرداختهاند .شاید بتوان آدام اسمیت را اولین اقتصاددانی دانست که آغازگر مطالعات دین و اقتصاد ( به ویژه در شاخه‌ی تحلیل اقتصادی از دین ) در اواخر قرن 18 بوده است. او ادعا میکند که کارگزاران متدین و غیرمتدین به طور یکسان دنبال کسب نفع شخصی از فعالیتهای خود هستند. وی بازار کالا را با بازار مذهب قابل مقایسه میداند، اما بررسیهای گسترده در این شاخه از دین و اقتصاد از اواخر قرن 20 دهه‌ی 1970 ، آغاز شد. تحلیلهای دین و اقتصاد در شاخه‌ی اقتصاد دینی قدمت زیادی
ندارد و بیشتر محصول قرن بیستم است. اولین نوشتههای اقتصاد اسلامی به سال 1910 و پس از آن مربوط میشود و اولین نوشتههای اقتصاد مسیحی، اقتصاد بودایی و مانند آن به دهه 1970 و پس از آن تعلق دارد. 31
در حال حاضر علاوه بر انتشار کتب و مقالات، اجرای طرح‌ها، راهاندازی کنفرانسها، کارگاهها و نشستهای تخصصی، کلاسها، رشتهها و گرایشهای آموزشی نیز در عرصههای دین و اقتصاد در حال برگزاری است. همچنین در این ارتباط انجمنهای علمی شکل گرفته است و مجلاتی علمی به صورت مستقل در این زمینه منتشر میشود و مقالات دیگری نیز در نشریات غیرمرتبط با دین و اقتصاد به چاپ میرسد ‌. پایگاههای اطلاعاتی نسبتاً زیادی نیز به این موضوع اختصاص یافته است؛ برای نمونه میتوان از جامعه مطالعات علمی دین در آمریکا، انجمن اقتصاددانان مسیحی انگلستان، انجمن اقتصاددانان مسیحی آمریکا، انجمن اقتصاددنان بودایی، انجمن بینالمللی اقتصاد اسلامی، انجمن علمی اقتصاد اسلامی ایران، نشریات دین و اقتصاد در آمریکا و اروپا، مطالعات علمی دین در آمریکا، نشریه جامعه شناسی دین از انگلستان، تحقیقات اقتصاد اسلامی IDB ، فصلنامه اقتصاد اسلامی و مانند ان نام برد32.
2- عناصر و زمینه‌های پیوند اقتصاد و دین
همان گونه که اشاره شد دین، به طورکلی مجموعهای از اخلاق، عقاید و احکام است. با فرض پذیرش این تعریف کلی از دین، دین و اقتصاد میتوانند حداقل سه پیوند با هم داشته باشند:
یکی پیوند اخلاقی و ارزشی است؛ دوم، ارتباط عقیدتی و ایمانی است و سوم، پیوند مربوط به احکام و امور فقهی و حقوقی است. برخی از صاحب نظران، دین را مجموعهای از عقاید و نهادهایی تعریف میکنند که مبتنی بر نیروهای خارق العاده است . البته تعریفهای دیگری نیز از دین شده است‌. هر نوع تعریف که مبنا قرار گیرد، به طور بالقوه توجه به پیوند عناصر موجود در قلمرو دین و اقتصاد از نظر علمی و تجربی مؤثر و مفید است. توجه به این روابط و عناصر از جهت علمی در استخراج چارچوب‌های نظری از این رشته مؤثر است و از نظر عملی نیز به خاطر تأثیر بر رفتار کارگزاران، دادههای تجربی متفاوتی ایجاد می کند. 33
مناسب است اجمالاً به مفاد عناصر سه گانه‌ی دین؛ یعنی اخلاق، عقاید و احکام اشاره شود. اخلاق، گزارههایی از خوب بودن‌، بد بودن، درست یا غلط بودن و مانند آن را نشان میدهد و عقاید، اصولی از هر دین را تشکیل میدهد که توضیح ایمان به خدا و چگونگی پیدایش جهان، انسان، پیامبران و دنیای پس از مرگ را شامل میشود . احکام دینی نیز مجموعهای از مقرراتی است که هر دین برای پیروان خود در امور مختلف ترسیم میکند.
اکنون به مصادیقی دیگر از پیوند اقتصاد و امور دینی اشاره میکنیم. اندیشمند مشهور کارل پولانی34 تصریح میکند که امور اقتصادی، نهادها و امور غیراقتصادی درهم تنیده هستند؛ مثلاً نقش عنصری مانند دین در کارکرد اقتصاد همانقدر است که نهادهای پولی یا ابزار کار فیزیکی است. برخی از صاحب نظران عقیده دارند پس از جنگ سرد جوامع مختلف به مسائل فرهنگی و به ویژه اعتقادی خود حساس شده‌اند و تمایل دارند که زندگی اجتماعی آنها با دین نیز پیوند داشته باشد. فوکویاما35 این موضوع را به تحولات پس از جنگ سرد مرتبط میداند، اما موضوع پدیده‌ای ریشهدار است و جدا کردن دین از زندگی اقتصادی و اجتماعی بر خلاف طبیعت به نظر میرسد. 36پرفسور برو37 اقتصاددان برجسته‌ی هاروارد میگوید: مطالعه‌ی ما در مورد تأثیر عقاید و کارکردهای دینی بر رفتارها و متغیرهای اقتصادی، پاسخ بسیار معناداری داده است. وی تصریح میکند که این بررسی که با استفاده از دادههای شصت کشور و طی بیست سال انجام شده است، “فرضیه‌ی سکولاریزاسیون” را رد کرده است. طبق این فرضیه بین عقاید و کارکردهای دین و شاخصهای توسعه یافتگی ( برای مثال رشد سواد و ثروت ) پیوند منفی وجود دارد؛ یعنی هرچه جوامع پیشرفتهتر میشوند و سواد شهروندان بالا میرود، توجه به اندیشهها و کارکردهای دینی کمتر میشود. اما مطالعه برو به اثبات رابطه مستقیم بین دین و توسعه میانجامد. برو و همکارش مک کلری38 اضافه میکنند که ارتباط مثبت دو متغیر یاد شده در دو دین مسیحی کاتولیک و اسلام از دیگر ادیان معنادارتر بوده است. جالب است که مطالعه‌ی برو نشان میدهد که عقاید و رفتارهای دینی نه تنها بر توسعه و پیشرفت عمومی اقتصاد، بلکه بر رشد اقتصادی نیز تأثیر مثبت دارد. 39
تحولات علمی در حوزه اقتصاد دینی در اواخر قرن بیستم، به گونهای بوده‌است که برخی از اندیشمندان از آن به عنوان یک “انتقال پارادایمی” نام میبرند؛ حتی برخی از متفکران ادعا میکنند که اقتصاد دینی “دولت رفاه” خاصی را مطرح میکند که از اقتصاد آزاد جنبه‌ی اجتماعیتری دارد ؛ مثلاً از حقوق کارگر در مقابل حقوق مربوط به سرمایه دفاع میکند. مطالعات زیادی نشان میدهد که این نگرش به امور اقتصادی میتواند حتی در ایمن سازی نظام اقتصادی فردگرایانه نقش مؤثری داشته باشد. 40
در هر صورت ادبیات رشته‌ی اقتصاد دینی در ابعاد گوناگون و به صورتی طیف گونه در حال گسترش است؛ به گونهای که برخی از نگرشهای افراطی درون طیف یاد شده این رشته را با رشته‌ی ارتدکس نئوکلاسیک قابل رقابت میدانند و برخی دیگر آن را تنها در حد یک اندیشه و نهایتاً یک مکتب قبول دارند و گروهی دیگر اقتصاد دینی را در قالب حقوق و فقه میپذیرند. اما در مقابل، عدهای دیگر حتی ادعای تولید علم اقتصاد دینی را دارند و گروهی دیگر ضمن اینکه قائل به وجود نظام و مکتب اقتصاد دینی هستند،
نوعی روش‌شناسی خاص برای آن توصیه میکنند. گروهی اقتصادهای دینی را به عنوان قرائتهایی از اقتصاد متعارف مورد توجه قرار میدهند و گروهی دیگر قائل هستند که الگوهای خرد و کلان از اقتصاد متعارف نیز قابل انطباق با اقتصادهای دینی هستند. 41
3- تجزیه و تحلیل اقتصادی از دین
محور فراگیرتری که اخیراً در عرصه‌ی مطالعات دین و اقتصاد قرار گرفته، نگرشی است که به توجیه عقلانی و اقتصادی از عقاید و رفتارهای دینی مبادرت میکند. در قالب ادبیات مربوط برخی از مطالعات، شکل گیری این ترکیب از دین و اقتصاد را به افکار آدام اسمیت مرتبط میدانند. آدام اسمیت در کتاب “ثروت ملل” از سویی روحانیان و انسانهای متشرع را بنگاه و تولید کننده‌ی افکار و رفتارهای دینی ذکر میکند، از سویی دیگر ادعا میکند که بنگاه دار دینی ( مثلاً یک روحانی ) همانند بنگاههای معمولی اقتصادی – غیردینی انگیزه‌ی نفع شخصی است و دنبال حداکثر کردن منافع خود است‌. جالب است که آدام اسمیت تجزیه و تحلیل اقتصادی از عقاید و رفتارهای دینی را در کتاب “نظریه‌ی عواطف اخلاقی” به میزان گسترده‌ای


پاسخی بگذارید