قدیم،عتیق) است که خود به سه بخش تقسیم میشود: پنج سفر تورات، کتب انبیاء و رسانهها (مجموعاً شامل 39 کتاب) و عهد جدید که شامل انجیل متی، انجیل مرقس، انجیل لوقا، انجیل یوحنا، کتاب اعمال رسولان، رسالهها و مکاشفه‌ی یوحنا میشود (مجموعاً شامل 27 کتاب) همگی دارای اهمیت هستند؛ بنابراین مسیحیان در میراث عهد قدیم سهیم هستند و موضوعات اقتصادی زیادی بر طبق کتابهای سفر پیدایش،سفر خروج، اشعیاء نبی، سفرلاویان، حزقیل و سفر تثنیه به علاوه مزامیر عهد قدیم قابل استخراج است272.
یکی از عناصر عمده در این اصول(منظور اصول اقتصاد مسیحی است)، ممنوعیت تصاحب ابزار کارگر در مقابل عدم پرداخت بدهی است: “گروگرفتن سنگ آسیاب خلاف قانون است، چون وسیله‌ی امرار معاش صاحبش میباشد273.” همین نظر در جایی دیگر به این نحو در تورات ابراز شده است274: تمام این مسایل با عنوان دستور و حکم “عدالت” خلاصه و جمعبندی میشود. زبان کتاب مقدس و شیوه‌ی معمولی یهودی – مسیحی آن، تحت عنوان “عدالت”، مجموعه رفتارهای مذهبی- اخلاقی انسانها را درک و استنباط میکند که بر الهام و وحی خداوندی استوار است؛ بنابراین عدل، قبل از هر چیز به معنی اراده و خواست خداوندی است. 275
در میان فرقههای مختلف مسیحی، اختلافات زیادی در مورد مرجعیت و نیز تفسیر تعالیم کتاب مقدس وجود دارد. مرجع و مأخذ اخلاق اجتماعی در میان مذاهب کاتولیک رمی، پروتستان لیبرال و پروتستان انجیلی به ترتیب سنت کلیسایی، تقدم عقل و مرجعیت کتاب مقدس است.276 البته از هر سه منبع در هر سه مذهب استفاده میشود، با این تفاوت که تأکید آنها بر منابع، متفاوت است. در کلیسای کاتولیک سخنان پاپ مرجعیت دارد. اما در کلیساهای پروتستان مؤمنان آزاد هستند تا تعالیم کتاب مقدس را مطابق با آن‌چه فکر میکنند شایسته است، تفسیر کنند. 277 با وجود‌ این مرجع اصلی و نهایی، کتاب مقدس است؛ البته کتاب مقدس نیازمند تفسیر است. بعضی از مکاتب فکری در مورد به کارگیری مستقیم ایدههای عهد قدیم، مانند جشن سالگرد 278 (بخشش بدهی) در سفر لاویان: 25 یا تحریم ربا استدلال میکنند. دیگران اظهار میکنند که این روش دیگر عملی نیست یا این که باید اصول اجتماعی ماورای این قوانین را استخراج کنیم. عهد جدید بینشهای تازهای را درباره موضوعات اقتصادی در برمیگیرد، به ویژه انجیل لوقا وبه میزان کمتری انجیل متی و مرقس، به همراه اعمال رسولان در بخشهایی که تاریخ کلیسای اولیه رم وارد بحث قرار میدهد. پولس قدیس در نامههایی به قرنتیان، افسسیان، تسالونیکیان برداشتهای قابل توجهی از چگونگی عملکرد اقتصادی مناطق مختلق شرق مدیترانه ارائه میدهد. تعالیم وی موضوعاتی مانند کار، مزد و تعهدات ثروتمندان به فقرا را در برمیگیرد.
مکاشفه یوحنا – کتاب پیشگویی عهد جدید – کمک میکند تا جهان مادی را در معرض دید قرار دهیم، هر چند تفسیر آن با توجه به نگاه معنویاش مشکل است. این کتاب مطمئناً دلالتهایی بر اهداف توسعه اقتصادی بلندمدت مسیحیان دارد، ضمن این که بر فرهنگ انسانی به جای پیشرفت مادی صرف تأکید می‌کند. 279 در واقع، تعلیمات مسیح در انجیل، قسمتی از سنت موسی را که مربوط به ایدئولوژی اقتصادی است دنبال میکند. تعالیم او لزوم توجه انسان به رفاه برادر خود، اهمیت صدقه و خیرات و مضرات خودخواهی، مالاندوزی و طمع کاری را در برمیگیرد. 280
قابل ذکر است که برخی از نویسندگان الهیات مسیحی مراجعه به متون کتاب مقدس را به منظور برداشت راهنمایی مفصل درباره موضوعات اقتصادی رد میکنند. رونالد پرستون281 معتقد است که کتاب مقدس “برای تغذیه دائمی روح است.. ،اما … منبعی برای قواعد مفصل رفتاری نیست”.282

2-1-1) اندیشه‌ی اقتصادی قدّیسان و دانشمندان اولیه مسیحی
پیش از آگوستین و هم‌زمان با وی سایر پدران کلیسا نیز نکاتی را در مسائل اقتصادی مورد تاکید قرار میدادند که معمولاً شامل احکام و دستورالعملهای انجیل به اضافه‌ی عقاید روم و یونان باستان در مورد امورمادی و اقتصادی است. یکی از دستورالعملهای اکید پدران کلیسا در آستانه سقوط روم غربی، حرمت رباست. تأکید بر سودکم و عادلانه و قیمت عادلانه از دیگر عقاید اقتصادی پدران کلیساست. البته در ابتدا آن سود عادلانه را سود صفر تلقی میکردند و هر نوع سود اقتصادی را ممنوع میدانستند. برخی از آنها بعداً سود حداقل را مشروع دانستند. عنصر اساسی دیگر در عقاید اقتصادی آنها توجه به کار و استفاده از دسترنج ناشی ازکار است. آنها تأکید میکردند که فرد مسیحی نباید سربار دیگران شود، باید کار کند تا هم خود و هم فقرا را از آثار کارش بهرهمند سازد. اصولاً در اندیشه‌ی پدران اولیه کلیسا کار، عبادت محسوب میشود و تنبلی زمینه ساز گناه و همراهی با شیطان تلقی میگردد: ” بیکاری یاد دهنده امور شر و شیطانی است”.283 جالب این که برخی از پدران اولیه کلیسا عقیده دارند که کار در واقع نوعی تنبیه بشر از سوی خداوند است که به خاطر خطا و سرپیچی اولین انسان (حضرت آدم) بر وی تحمیل شده است. در این صورت به کار نگاه منفی صورت میگیرد، مثلاً رئیس راهبان “جان تریثیم284” تصریح میکند که خداوند بشر را پس از اولین سرپیچی از فرمان خود جریمه کرد تا از عرق جبین و از کد یمین غذای خود را به دست آورد. 285 زمانی که این دیدگاه را با نظریه مدرن تابع مطلوبیت نیروی کار مقایسه میکنیم، اهمیت دیدگاه مذکور بیشتر روشن میشود؛ زیرا در نظریه کار نئوکلاسیک در قالب اقتصاد مدرن نیز کار در تابع مطلوبیت عنصر پست جلوه میکند و در مقابل فراغت و اس
تراحت عنصری عادی است؛ یعنی با کار بیشتر، مطلوبیت کاهش مییابد؛ ولی با استراحت بیشتر، مطلوبیت افزایش مییابد. 286 در عین حال، برخی از پدران کلیسا به مقوله‌ی کار نگاه مثبت دارند؛ مثلاً اسقف اریجن( 254-185 میلادی ) تصریح میکند که انسان موجودی است که از یک طرف نیازهایی دارد و از سویی دیگر فرصت‌هایی از سوی خداوند به او داده شده است. او در زمان کمیابی منابع، با کمک قوه‌ی عقلانی به حل و فصل نیازهای خود مبادرت میورزد و اصولاً این فرآیند یکی از تفاوتهای انسان و دیگر مخلوقات است.
از پدران کلیسای شرقی، بیش از همه اسقف کلمنت از اسکندریه به عقاید و امور اقتصادی پرداخته است. وی بین سال‌های 150 تا 215 میلادی میزیسته است. او در ترکیب اندیشه‌های مسیحی و رومی با شیوه‌ی سقراطی به بررسی مسائل اقتصادی پرداخته است. وی میگوید: بهترین ثروت، داشتن خواستههای کم است. در عین حال نمیتوان از تخصیص منابع برای تأمین آن خواستهها غافل بود. امور مادی تا حدی لازمند که نیاز روحی تأمین شود و نه بیشتر. رفتار عقلایی، از نظر کلمنت استفاده از منابع درراستای منافع اجتماعی تعییر میشود. 287 کلمنت ادامه میدهد که خداوند حق استفاده از کالاها و اموال را در محدوده‌ی معینی قرار داد و آن حد ضرورت است. همچنین مقرر شده‌است که داراییها متعلق به همه باشد و نه تنها افراد خاصی به کاربرند. این نادُرست است که برخی در تجمل زندگی کنند و عدهای محروم باشند. خلاصه از نظر وی مطلوبترین شکل سازمان‌دهی اقتصادی آن است که مالکیت خصوصی با استفاده همگانی پیوند بخورد.
در طی تاریخ کلیسای مسیحی، قدیسان و دانشمندان مسیحی در مورد موضوعات اقتصادی مشارکتهای قابل توجهی داشته‌اند. نوشتههای کلمنت اسکندرانی288 (حدود 150 تا215 میلادی) تجلی نسبتاً روشنی از گرایش سنتی کلیسای ابتدایی است. او خطرات حرص، عشق به مادیات و ثروتاندوزی را بیان میکند. ثروتمندان مسئولیتی خاص دارند که این ثروت را باید هدیهای خدایی بدانند و از آن برای پیشبرد رفاه دیگران به ترتیبی عاقلانه استفاده کنند289. آگوستین290 (439-354 م) ازمهم‌ترین آبائ کلیسای عهد لاتین به شمار میآید. اندیشههای او نه تنها الهیات قرون وسطی را تحت تأثیر قرار داده بلکه اندیشمندان عهد اصلاح دینی را نیز متأثر کرده است. بیشتر احکام او در مورد مسایل اقتصادی مبتنی بر تأکید او بر جنبه‌های اجتماعی است و اجتماع و جامعه برای او مهم‌تر از سایر جنبههاست. 291 آگوستین قدیس در کتابش تحت عنوان “شهرخدا”292 معتقد است که انسانها به دو سلطنت تعلق دارند: یکی سلطنت خدا و دیگری سلطنت انسان؛ اولی برای همیشه باقی میماند، در حالی که مسکن زمینی در سلطنت انسان، زودگذر است. این دو سلطنت به هم پیوسته هستند و رفتار انسان در روی زمین است که معین میکند او از زندگی جاودانی در سلطنت خدا293 بهرهمند خواهد شد یا نه؛ از این رو، آگوستین نگران عملکرد سلطنت انسان بود و این که چگونه اقتصاد باید عمل کند. نوشتههایش موضوعاتی مانند تجارت، سود ، ثروت و نیز ترتیبات نهادی برای تولید و توزیع ثروت را در برمیگیرد. 294 آگوستین از مالکیت خصوصی دارایی دفاع میکند، اما زندگی تجملی را برای مسیحیان نامناسب می‌داند، با این استدلال که وسوسههایی که این نوع از زندگی به دنبال دارد، انسان را از رعایت امور مذهبی منحرف میکند. 295
در “شهر خدا” آگوستین قدیس تأکید میکند که مقام و قدرت باید به نفع جامعه استفاده شود؛ به جای این که برای نفع شخصی استفاده شود:
“و در زندگی کاری، آنچه که ما باید به‌دست آوریم، مقامات و قدرتهای این زندگی نیست؛ زیرا هر چیزی که در این دنیا وجود دارد بیارزش است، بلکه ما باید به استفاده از مقام و نفوذمان ؛ در صورتی که اینها از راه شایسته به‌دست آمده باشند،برای رفاه کسانی که پایینتر از ما قرار دارند علاقه‌مند باشیم.” 296
آگوستین صدقه دادن را خیلی پسندیده میدانست و معتقد بود که کارکرد آن، فقر را ریشه کن نمیکند، بلکه تنگدستی خیلی زیاد را تسکین میدهد. او در مورد مشیت خدا درباره‌ی فقیر و ثروتمند مینویسد: “وجود فقیر و ثروتمند بنابرخواست خداوند است؛ به طوری که هر کدام میتواند برای دیگری فرصتی برای اعمال فضایل مناسب با خود فراهم آورد: نیکوکاری برای ثروتمندان و صبر و فروتنی برای فقرا”297 فقرا حقوق و مطالباتی بر عهده‌ی ثروتمندان ندارند، اما ثروتمندان وظیفهای دینی برای پرداخت کمکهای خیریه دارند، البته این کمکها باید اختیاری باشد. در این مورد مطالبه‌ی اجباری دولت یا کلیسا طبق قاعده‌ای معین وجود ندارد. آگوستین میدانست که ثروت زیاد میتواند منجربه زندگی مبتنی بر هرزگی و غرور زیاد در مالکیت شود؛ به نظر او اگر مسیحیان بخواهند خودشان را از غیرمسیحیها جدا بدانند، باید در مقابل وسوسههایی که ثروت به‌دنبال دارد مقاومت کنند. هر چند گناهی در خود ثروت وجود ندارد، توان بالقوه ثروت در جهت سوءاستفاده است که مسئله ایجاد میکند. ثروت مسئولیتهایی هم در جهت سرپرستی معقولانه و در مورد اعمال خیریه به همراه خود میآورد. 298 قدیس آگوستین تأکید میکند که ثروتمندان نباید از روشهایی برای اندوختن ثروت استفاده کنند که فقر دیگران را به دنبال داشته باشد. 299
بردهداری در زمان قدیس آکوستین متداول بود همانطور که در حدود یک هزار سال قبل از آگوستین وجود داشت و برای یک هزار سال بعد از او هم ادامه یافت. پدران کلیسا با دیدگاهی تسامح آمیز به برده‌داری نگاه میکردند و هرگز در آزادسازی فراگیر بردگان شرکت نجستند یا از
آنان دفاع نکردند. پارهای از آنان حتی خود مالک بردگانی بودند. بردهداری همچون بخشی از برنامه‌ی خداوندی و به عنوان کیفر گناه از جانب آنان پذیرفته میشد. با این همه‌، برخلاف مشرکان (غیرمسیحیان) حرمت هر برده را که در نگاه خداوند میتوانست برتر از اربابش باشد، نگاه میداشتند. 300
قدیس آگوستین و سایر آبای مسیحی اولیه به تجارت با دیده‌ی تحقیر و تنفر نگاه می‌کردند زیرا تجارت با فریب و طمع مرتبط بود. تجارت میتوانست ذهن انسان را از جستجوی صلح حقیقی دور کند؛ صلحی که تنها در خدا یافت میشد. با وجود این تجارت مردود شمرده نمیشد بلکه بخشی از نظم طبیعی تلقی میشد. 301
مهم‌ترین اندیشههای اقتصادی الهیون عهد اولیه و قرون وسطی، در مورد دو مسئله بود: یکی مسئله “قیمت عادلانه” و دیگری “ممنوعیت ربا” . زیربنای این اندیشهها، آموزشهای آبای اولیه کلیسا و به‌ویژه فلسفه ارسطویی بود.

3-1-1) فئودالیسم و اندیشه‌یمدرسیها در قرون وسطی
یکی از نتایج و آثار سقوط امپراطوری روم، ظهور

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید