دانلود پایان نامه

ز چند دهه پیش به این سو با انتقادهای جدی مواجه شده است و آثار منفی و تبعات نامطلوب مجازات حبس در مقایسه با جنبههای مثبت آن مورد توجه و تاکید قرار گرفته است. در نتیجه از یک سو برای اصلاح و بهبود نظامهای زندان بانی تلاشهای گستردهای صورت گرفته است و از سوی دیگر ضمانت اجراهای جایگزین حبس مورد توجه قرار گرفتهاند تا اساساً با توسل به آنها از ورود بخش قابل توجهی از بزهکاران به زندان جلوگیری گردد.
حقیقت آن است که آثار منفی زندان بر روی زنان زندانی ناگوارتر از مردان است. با این حال نه در حیطه اصلاح و بهبود زندانها بر پایه نیازها و مقتضیات زنان توجه کافی صورت گرفته است و نه در خصوص ضمانت اجراهای جایگزین حبس در ارتباط با زنان بررسیها و مطالعات مناسبی شده است. شاید یکی از دلایل اصلی این موضوع نسبت کم زنان زندانی است که در نظامهای زندان بانی سراسر جهان بین 2 تا 8 درصد متغیر است (کویل، 1387: 129)
و موجب میشود زندان و نظامهای زندان بانی از حیث معماری، امنیت، تسهیلات و امکانات مختلف بر پایه نیازها و مقتضیات زندانیان مرد سازماندهی شوند. به نظر میرسد سیاستهای ناظر بر تدوین و گسترش ضمانت اجراهای جایگزین هم در ارتباط با زنان از این واقعیت متأثر باشند و موقعیت و ویژگیهای خاص آنان چنان که باید مورد توجه قرار نگرفته است. مبحث حاضر به دنبال آن است که موقعیت خاص زنان را در برابر کیفر حبس و به تبع آن در برابر جایگزینهای کیفر حبس مورد تأمل قرار دهد.

گفتار اول: زنان و کیفر حبس
نسبت زندانیان زن به مرد در همه نظامهای کیفری کم است. در انگلستان زنان حدود 3 درصد جمعیت زندانهای بریتانیا را تشکیل میدهند. (گیدنز، 173:1374) و بیشتر اشاره شد که این نسبت بین 2 تا 8 درصد در سایر کشورهای جهان متغیر است.
در ایران نیز از سال 1358 تا 1380 شمسی 41/95 درصد زندانیان ورودی را مردان و 59/4 درصد را زنان تشکیل میداده است که به طور میانگین به ازای هر 18 مرد یک نفر زن وارد زندان شده است. البته نسبت مزبور در سال 1358 برابر 29 و در سال 1359 برابر 24 بوده است و طی سالهای 60 تا 70 بین 14 تا 17 و طی سالهای 71 تا 77 بین 17 تا 19 و در خلال سالهای 78 تا 80 بین 21 تا 25 در حال نوسان بوده است.
به بیان دیگر میتوان گفت که به طور متوسط از هر بیست نفر زندانی نوزده نفر آنان مرد هستند و این نشانگر گرایش زندانها به اداره شدن از منظری مردانه است. در حقیقت رویهها و برنامهها بر پایهی نیازهای جمعیت اکثریت مردان طرحریزی میشوند و برای انطباق آنها با نیازهای زنان تلاشهایی صورت میگیرد که گاهی نیز متأسفانه این انطباق به شکل کامل یا مطلوب حاصل نمیشود که نتیجه آن اعمال تبعیض علیه زنان در جنبههای مختلف نظام زندان بانی است.

اشاره به نسبت کم زندانیان زن میتواند درآمد مناسبی به طرح این بحث باشد که زنان زندانی به طور کلی تقریباً همه معایب و آثار منفی را که برای زندان احصاء شده است (کویل، 131:1387) تحمل میکنند و در عین حال به اقتضای شرایط خاص خود تبعات منفیتری را نیز در مقایسه با مردان تحمل مینمایند. بدیهی است پرداختن به این موضوع نیازمند پژوهشهایی گسترده است تا آثار منفی زندانها بر زنان به درستی بررسی شود.

گفتار دوم: زنان و ضمانت اجراهای جایگزین حبس
زندانیان در نظام زندان بانی آسیب پذیرند و زنان زندانی آسیب پذیرترند. لزوم ملاحظه اقتضائات خاص زنان و تلاش برای بهبود عملکرد نظام زندانبانی تنها برطرف ساختن بخشی از شکل است. سهم عمده در گرو تلاش برای بهره جستن از سازوکارها تدابیری است که تا حد امکان مانع از مواجهه زنان بزهکار با نظام زندانبانی شوند.
بدیهی است زنان بزهکار نیز در پرتو قوانین و مقررات کلی میتوانند از تدابیر پیشبینی شده جهت استفاده از جایگزینهای کیفر حبس بهره گیرند. با این حال همچنان که تفاوت گذاریهای ناشی از موقعیتهای زیست شناسانه (بارداری، زایمان) و اجتماعی (مادرانه) زنان در قلمرو حقوق کیفری، طبیعی و بدیهی مینماید در ضرورت توجه خاص به این موقعیتها در مرحله اجرای حکم نیز نباید تردید نمود.
اصل بیستم قانون اساسی مقرر میدارد که همه افراد ملت اعم از زن و مرد، یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند. طبق اصل بیست و یکم نیز دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین نماید و در عین حال انجام این امور را نیز عهدهدار شود:
1- ایجاد زمینههای مساعد برای رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی او
2- حمایت مادران، بالخصوص در دوران بارداری و حضانت فرزند و حمایت از کودکان بیسرپرست
3- ایجاد دادگاه صالح برای حفظ کیان و بقای خانواده
4- ایجاد بیمه خاص بیوگان و زنان سالخورده و بیسرپرست
5- عطای قیومیت فرزندان به مادران شایسته در جهت غبطه آنها در صورت نبودن ولی شرعی.
لزوم ملاحظه اقتضائات خاص زنان و تلاش برای بهبود عملکرد نظام زندانبانی تنها برطرف ساختن بخشی از شکل است. سهم عمده در گرو تلاش برای بهره جستن از سازوکارها و تدابیری است که تا حد امکان مانع از مواجهه زنان بزهکار با نظام زندانبانی شوند.
به نظر میرسد که ارتکاب بزه از سوی زنان، هرچند آنان را نسبت به تحمل کیفرهای پیشبینی شده در قانون ناگزیر و ملزم میسازد اما از دایره اطلاق این اصول خارج نمیسازد. بدیهی است که قانونگذار کیفری نیز در تعیین مجازاتها در ارتباط با زنان باید روح این اصول را مد نظر داشته باشد.
از سوی دیگر این نکته مورد تأیید جامعه شناسان قرار گرفته است که «نگرش جامعه ایران معاصر مبتنی بر ارزش و اهمیت خانواده است و بدون شک اگر هر اقدامی برای احقاق حقوق زنان منجر به تضعیف این نهاد و کمرنگ شدن نقش مادری و همسری زنان گردد نه به نفع زنان و نه به نفع کل جامعه خواهد بود. (مسکنی: 20) حال در جایی که لطمه به نقش مادری و همسری زنان حتی با هدف احقاق حقوق آنان زیان زنان و کل جامعه را در بر خواهد داشت چگونه میتوان پذیرفت که لزوم تأمین مصالح عمومی (از طریق مجازات بزهکاران زنان) به سادگی دستاویز سلب زنان از یکی از مهم ترین حقوق اساسی شان (آزادی) آن هم به بهای لطمه به منافع زنان و کل جامعه شود.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

از همین روست که برخی این نکته را مورد تأمل جدی قرار دادهاند که اصولاً یکی از هدفهای اصلی کیفرها و اقدامات تأمینی و تربیتی کاهش آسیبهای اجتماعی است در حالی که محرومیت طولانی مدت خانواده از حضور مادر خود سبب ساز آسیبهای متعدد اجتماعی است. به نظر میرسد نظام عدالت کیفری زنان نه تاب تبعیضهای ناروا علیه زنان را دارد و نه تاب تحمل نگرشهای حمایتی پدرانه یا پدرسالارانه را باید واقعیتهای زنان و به تبع آن رفتارهای مجرمانهشان را بهتر شناخت و از انگارههای سنتی و گاه مبهم موجود فاصله گرفت. در گزارشهایی که از زنان زندانی در زندانهای بریتانیا تهیه شده خشونت به عنوان یک ویژگی دائمی زندان زنان توصیف نگردیده است.
در کل باید گفت که اگر تأمین منافع عمومی جامعه و همچنین تأمین منافع زنان و کودکان یکی از
دغدغههای اصلی یک جامعه باشد، میبایست از تمامی ظرفیتهای بالفعل و بالقوه خود برای پرهیز از گسستن زنان از محیط خانواده بهتر بگیرد.
قانون مجازات مصوب 1392 طی مواد 64 الی 87 به مجازاتهای جایگزین حبس پرداخته است. در ماده 64 مقرر شده: مجازاتهای جایگزین حبس عبارت است از دوره مراقبت، خدمات عمومی رایگان، جزای نقدی روزانه و محرومیت از حقوق اجتماعی، که در صورت گذشت شاکی و وجود جهات تخفیف با ملاحظه نوع جرم و کیفیت ارتکاب آن، آثار ناشی از جرم، سن، مهارت، وضعیت، شخصیت و سابقه مجرم، وضعیت بزه دیده و سایر اوضاع و احوال تعیین و اجرا میشود.
در ماده 65 تأکید شده که مرتکبین جرایم عمدی که حداکثر مجازات قانونی آن 3 ماه حبس است بجای حبس به مجازات جایگزین حبس محکوم میشوند. در ماده 68 تصریح شده که مرتکبین جرایم غیرعمدی به مجازات جایگزین حبس محکوم میشود مگر این که مجازات قانونی جرم ارتکابی بیش از 2 سال حبس باشد که در این صورت حکم به مجازاتهای جایگزین حبس اختیاری است.
اما جایگزینهای حبس عبارتند از:
1- دوره مراقبت: به موجب ماده 83 قانون مجازات «دوره مراقبت دورهایی است که طی آن محکوم به حکم دادگاه و تحت نظارت قاضی اجرای حکم به انجام یک یا چند مورد از دستورهای مندرج در تعویق مراقبتی به شرح ذیل محکوم میگردد:
الف– در جرایمی که مجازات قانونی آنها حداکثر 3 ماه حبس است، تا شش ماه.
ب- در جرایمی که مجازات قانونی آنها نود و یک روز تا 6 ماه حبس است و جرایمی که نوع و میزان تعزیر آنها در قوانین موضوعه تعیین شده است، شش ماه تا یکسال.
پ– در جرایمی که مجازات قانونی آنها بیش از 6 ماه تا یکسال است، یک تا دو سال.
ت– در جرایم غیرعمدی که مجازات قانونی آنها بیش از یکسال است، دو تا چهار سال.
بنابراین دوره مراقبت به عنوان یکی از نهادهای جانشین مجازات حبس عبارت است از دادن آزادی به مجرم تحت سرپرستی ونظارت مأموران دوره مراقبتی به جای کیفر حبس در مدت معینی برای آماده ساختن وی برای بازگشت به زندگی اجتماعی.
دوره مراقبت متضمن ویژگیهای ذیل است:
ایجاد سازمانی مستقل در چهارچوب نظام کیفری، قضایی بودن ماهیت و وظایف آن، دارا بودن اقتدار قانونی و اعمال سرپرستی و نظارت بر متهم به منظور بازگشت وی به جامعه و تطبیق با آن. (حاجی تبار فیروزجایی، بی تا:80)
بنابراین دوره مراقبت جزء یکی از بهترین تدابیر جایگزین حبس به حساب میآید زیرا با مشاهده مقررات مرتبط با آن و نیز دستورهایی که فرد محکوم باید در طول اجرای این مجازات رعایت کند بیانگر اهدافی چون تقویت حس مسئولیتپذیری در مجرمان، مشارکت جامعه مدنی، اجتناب از ایراد انگ مجرمانه به مجرمین خصوصاً زنان مجرم، اجرای عدالت و غیره میباشد. بنابراین زنان مجرم حیثیت و جایگاه اجتماعی خود را از دست نمیدهند و ضمن حفظ بخشی از آزادی خود به منزله یک شهروند مسئول، رفتار وی تحت مراقبت و نظارت یک مأمور مراقبتی متخصص یا یک شهروند دیگر یا یک نهاد مدنی قرار
میگیرد.
2- کیفر نقدی روزانه: به موجب ماده 85: «جزای نقدی روزانه عبارتست از یک هشتم تا یک چهارم درآمد روزانه محکوم که به شرح زیر مورد حکم واقع میشود و با نظارت اجرای احکام وصول میگردد:
الف– جرایم موضوع بند (الف) ماده 83 تا یکصد و هشتاد روز
ب– جرایم موضوع بند (ب) ماده 83 یکصد و هشتاد تا سیصد و شصت روز
پ– جرایم موضوع بند (پ) ماده 83 سیصد و شصت تا هفتصد و بیست روز
ت– جرایم موضوع بند (ت) ماده 83 هفتصد و بیست تا هزار و چهارصد و چهل روز
همچنین به موجب ماده 86 میزان جزای نقدی جرایم ماده 83 به ترتیب نه میلیون ریال، نه میلیون ریال تا هجده میلیون ریال، هجده میلیون ریال تا سی و شش میلیون ریال و از سی و شش میلیون ریال تا هفتاد و دو میلیون ریال تعیین گردیده است. بنابراین با توجه به مشکلات جزای نقدی از جمله حبس محکوم علیه در صورت عجز از پرداخت آن، اندیشمندان و صاحب نظران شیوه جدیدی از مجازات را برای عادلانه تر کردن اجرای این مجازات پیشنهاد نموده که از جمله آن کیفر نقدی روزانه است. (حاجی تبار فیروزجایی: 82).
3- خدمات عمومی رایگان: به موجب ماده 84: خدمات عمومی رایگان، خدماتی است که با رضایت محکوم برای مدت معین مورد حکم واقع میشود. و در جرایم موضوع ماده 83 به ترتیب در جرایم موضوع بند (الف) تا دویست و هفتاد ساعت، بند (ب) دویست و هفتاد تا پانصد و چهل ساعت، بند (پ) پانصد و چهل ساعت تا هزار و هشتاد ساعت و بند (ت) هزار و هشتاد تا دو هزار و صد و شصت ساعت مقرر گردیده است.
به موجب تبصره 2 همان ماده، حکم به ارائه خدمات عمومی مشروط به رعایت همه ضوابط و مقررات قانونی مربوط به آن خدمت از جمله شرایط کار زنان و نوجوانان، محافظتهای فنی و بهداشتی و ضوابط خاص کارهای سخت و زیانآور است.
این کیفر نه تنها فاقد خطرات و معایب زندان است بلکه باعث ارتقای رشد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و تربیتی نیز میشود. انجام خدمت عمومی از سوی محکوم مترادف با بیگاری و کار اجباری نبوده بلکه در جهت بازپروری و اصلاح محکوم علیه از رهگذر جلوگیری از آثار منفی محکومیت به زندان، بهرهگیری از ظرفیتهای بازپروری و نیز جبران خسارت هایی است که مجرمان به واسطه ارتکاب جرم به اجتماع وارد کرده اند. (حاجی تبار فیروز جایی: 83).
4- محرومیت از حقوق اجتماعی: محرومیت از حقوق اجتماعی در حقوق کیفری نوعی منع قانونی است که شخصی به موجب آن صلاحیت و شایستگی اعمال حقوق خودش را از دست میدهد. مجازات محرومیت از حقوق اجتماعی شامل مجازاتهای محدود کننده آزادی یا سالب حقوق شغلی و محرومیت از خدمات عمومی میشود. این مجازات تابع اصول حاکم بر مجازات است و از اهدافی مانند پیشگیری از جرم، اصلاح و بازپروری مجرم، رعایت اصل فردی کردن مجازاتها و اجتناب از حبس پیروی میکند با توجه به اجرایی شدن قانون مجازات اسلامی مصوب 1392، هزاران نفر از محکومین زن که در وضعیت مقررات قبلی سر از زندان در میآوردند اکنون تحت شمول مجازاتهای جایگزین حبس قرار میگیرند و این امر آثار زیادی در حیطه عملکرد سازمان زندانها، اجرای عدالت، اصلاح مجرمین در پی خواهد داشت.
خانوادههای محکومان بخصوص محکومین زن از بسیاری از عواقب منفی که در صورت اعزام محکوم به زندان گریبانگیر آنها می شد رهایی مییابند. اگرچه مقتضای برخی جرایم زندان است اما میتوان در اکثر موارد از ورود زنان و نوجوانان به محیط جرم زای زندان جلوگیری کرد، در حالی که هدف از زندان باید آماده ساختن فرد برای بازگشت به جامعه به عنوان فردی عادی باشد ولی به علت لکه ننگی که دامنگیر افراد به زندان رفته به ویژه زنان میشود این امکان تا حد چشمگیری از آنان سلب میشود.
با توجه به این که خانوادههای زنان به زندان رفته نیز پذیرای آنان نیستند نگاه عتاب آلود به این قشر، زندگی عادی و بازگشت بدون دغدغه را برای این افراد تا حد زیادی ناممکن ساخته است پذیرش این دسته از زنان به لحاظ نگاه تیزبینانه جامعه از سوی خانوادههایشان علی الخصوص خانوادهی همسری سخت و تا حدودی ناممکن است که اگر این عدم پذیرش و نداشتن جایگاه برای جرایم سنگین باشد موجب میشود که همواره مجرمانی که به جرایم سبک دست زدهاند تلاش کنند که پس از تحمل مجازاتهای جایگزینی با حسن رفتار از جرایم سنگین دوری کنند.
مجازات جایگزین حبس در صورت در نظر گرفتن موقعیت بزهکار گامی در جهت اصلاح بزهکار خصوصاً بزهکاران زن است این مجازات در عین حال که نوعی سختی و فشار و تنبیه برای مجرم را دربر دارد. چشم اندازهای بازگشت او به وضعیت عادی را تا حد زیادی نیز حفظ می کند. از طرفی مجازاتهایی چون انجام کارهای عام المنفعه و یا الزام شخصی بزهکار به معرفی خود به کلانتری به صورت روزانه یا هفتگی علاوه بر حفظ قباحت زندان، هزینههای سنگین نگهداری زندانیان را نیز کاهش میدهد.
گفتار سوم: آسیب شناسی ماهوی پاسخهای نظام عدالت کیفری
پاسخهای نامطلوب نظام عدالت کیفری در قبال آسیب دیدگان جنسی را میتوان در سه بستر کلان ذیل بررسی کرد:

الف) نبود پاسخدهی
ابتداییترین واکنش نظام عدالت کیفری در قبال قربانیان جنسی، نبود مداخله در حوزه آسیب ایجاد شده است. این رویکرد در سه محور نبود مداخله قانونی، نبود مداخله اجرایی و مداخله صوری – نمایشی صورت میپذیرد.

1. نبود پاسخدهی قانونی
در برخی موارد، نظام عدالت کیفری در هماهنگی با سنتها و باورهای محلی و بومی از جرمانگاری دستههای معینی از اعمال آسیبزا خودداری نموده و ارتکاب اینگونه رفتارها را مجاز و مربوط به حوزه خصوصی اشخاص در جامعه تلقی مینماید. بدین ترتیب، قربانی جنسی به عنوان شخصی آسیب دیده و نیازمند حمایت و رفتار جنسی نامتعارف نیز به عنوان عملی آسیبزا و مستلزم واکنشهای کیفری و مدنی شناسایی نمیگردد. پیامد مستقیم این امر،


دیدگاهتان را بنویسید