آیا اندروید، ویندوز جدید است؟

فناوری

Tim Bajarin یه روزنامه نگار فعال در مورد تکنولوژیه که در نقش یه مشاور واسه استارتاپا هم ظاهر گشته و به اونا کمک می کنه تا کار و کاسبی خود رو رونق بدن. اونم اینکه مدیریت شرکت Creative Strategies رو در دست داره.

ایشون تازگیا در سایت Re/Code مقاله ای باحال در مورد تجربیات خود در مورد پلتفرمای کامپیوتر شخصی و هم اینکه سیستم عامل های همراه به رشته تحریر در آورده و این وسط از روزای ابتدایی تشکیل بازار کامپیوترای شخصی هم سخن میگه. چیزی که در ادامه می خونید، نظرات شخصی ِسرچشمه گرفته از تجربیات آقای Bajarinه.

در بیشتر مقاطع عمر کاری ام به عنوان یه تحلیلگر بخش کامپیوترای شخصی، همیشه وقایع و تحولات دنیای PC رو دنبال کردم. وقتی که به Creative Strategies آمدم، اولین پروژه ام این بود که با گروهی که تلاش می کردن اولین کامپیوتر شخصی IBM رو پیشرفت بدن، همکاری کنم.

در اون زمان، در IBM ازم خواسته شد تا در کنار اون وظیفه، در بخش طراحی و هم اینکه بقیه پروژه های خرد، حضوری داشته باشم. در اون چند سال هم کامپیوتر شخصی شرکت یاد شده، تازه پرطرفدار شده بود و می رفت تا بخشی اعظمی از بازار PC رو از اون خود کنه… در ادامه با سایت ما همراه باشین.

زمان کوتاهی از موفقیت کامپیوتر IBM می گذشت که نمونه های به طور کامل مشابه، در بازار رویت شدن. موفق ترینشون هم کامپیوتر شخصی ساخته شده به وسیله شرکت Compaq بود. این شرکت کلا، ۴ بار در تاریخ خود، از تحلیل کنندگان دعوت به عمل آورد تا در جلسه بازبینی محصولاتش شرکت کنن و من هم این افتخار رو داشتم که در اولین جلسه تحلیلی Compaq حضور به هم رسانم. میشه گفت در اون روزا که خیلی کسی نمی دونست کامپیوتر شخصی چیه، تحلیلگری هم واسه این محصول نبود و اونایی که این عنوان رو یدک می کشیدن، قبلا در مورد مینی-کامپیوترها تحقیق کرده بودن و کامپیوترای شخصی بعدا به بخش کاریشون اضافه گشت.

compaq

در اون نشست، با مدیر کل شرکت Compaq به نام Ben Rosen و هم اینکه یکی از موسسان این شرکت به نام Rod Canion ملاقات کردیم تا بیشتر در مورد کامپیوتر کپی شده شون برامون بگن و هم اینکه اعلام کنن که به چه دلیل فکر می کنن محصولی اینجور، شک نداشته باشین موفقیتای بسیاری کسب می کنه.

حقیقت اینکه کامپیوتر IBM در اون زمان عالی بود و من با کنجکاوی می خواستم ببینم شرکتی مثل Compaq، چیجوری به خود اجازه میده تا IBM بزرگ رو به رقابت کشیده و محصولش رو هم کپی کنه.

راستش رو بخواین تنونستم این افکار رو در دل نگه دارم و در حاشیه نشست، از Canion پرسیدم که به چه دلیل این همه سرمایه شرکتش رو هزینه کرده و بعدا هم به سراغ جذب سرمایه رفته تا در آخر محصولی دقیقا مشابه با چیزی که IBM در اول کار ساخته بود رو تولید کنه؟

اونم به من گفت وقتی که در Texas Instruments مشغول به کار بوده، مشاهده کرده که IBM قادر گشته تا در بازار کامپیوترای شخصی یه استاندارد رو بنا کنه. اون در آخر می بینه که کامپیوتر شخصی IBM چیجوری به موفقیت دست یافته اما فقط از بعضی ایده ها در اون استفاده شده. ایشون چیزی که رو که فکر می کرد می تونه تکمیل کننده یه کامپیوتر شخصی باشه رو به محصول خود اضافه و در آخر تلاش کرده تا تبدیل به یه حریف پر طاقت و سمج واسه اون شرکت باشه، نه اینکه از پایه، تموم استانداردا رو عوض کنه. طولی نکشید که Dell و بقیه کمپانیا هم از نمونه های مشابه خود پرده برداشتند.

با اینکه کامپیوترای شخصی ساخته شده به وسیله شرکتای جور واجور در اون زمان از تفاوتای کمی بهره مند بودن اما در آخر یه وجه شباهت بسیار بزرگ داشتن؛ همه اونا از سیستم دلیلی استفاده کرده بودن که از در اصل واسه IBM نوشته شده بود و MS-DOS نام داشت.

از اونجایی که این سیستم عامل به شکل اختصاصی نوشته نشده بود، شرکتای دیگه مثل Compaq، دل، ایسر و بسیاری دیگه ازش استفاده کردن. MS-DOS در آخر تبدیل به ویندوز شد و همین سیستم عامل موفق گردید تا واسه بیشتر از ۳۰ سال، بر بازار کامپیوترای رومیزی و لپ تاپا سلطه داشته باشه. از اون طرف البته اپل هم یه سیستم عامل واسه مک تولید کرد، سیستم دلیلی که به شکل اختصاصی با سخت افزار خود این شرکت کار می کرد و با اینکه فروش خوبی هم داشت، اما حتی به گرد پای فروش ویندوز و سخت افزار براساس اونم نزدیک نشد.

نکته ای که حال باید به اون توجه کرد، اون هستش که ویندوز، در بخش کلی ای از زندگی خود، در کامپیوترای شخصی و لپ تاپا استفاده شده، در حالی که مایکروسافت در اوایل دهه ۹۰ میلادی، تمایل داشته تا اونو در تبلتا و موبایلایی هوشمند مورد استفاده بذاره.

با اینکه مایکروسافت به دلیل اختلافات داخلی و تاکید زیادتر از اندازه بر بهره وری در کامپیوترای شخصی، هیچ وقت نتونست ویندوز رو جز در میان PC به محصولی گسترده بدل سازه. همین موضوع، موقعیتایی رو واسه اپل و گوگل جفت و جور آورد تا بتونن بیشترین استفاده رو برده، پلتفرمای موبایل رو ساخته و در آخر هم در بحث اجناس براساس اینترنت اشیا، اینجور پیشرفت کنن.

باید در نظر داشت، در حالی که iOS از اپل بسیار موفقه، اما بازم فقط میشه اونو در اجناس خود این شرکت مورد استفاده قرار داد. این در حالیه که در اون طرف ماجرا، اندروید مشخصه های ویندوز رو به ارث برده و سازندگان می تونن اونو در موبایل، تبلت، کامپیوتر و گجتای براساس اینترنت اشیا مورد استفاده قرار بدن. نگاهی داشته باشین به آمار موبایلای ساخته شده با پلتفرمای جور واجور؛ اندروید ۷۵ درصد همه اونا رو تشکیل میده.

در کنفرانس گوگل I/O، مدیران این شرکت اعلام کردن که میخوان با اندروید، رهبری اجناس در رابطه به هم رو به دست گیرند. مثل ویندوز، اندروید هم خیلی به سخت افزار اهمیت نمی ده و از اون مهم تر، پلتفرم گوگل حالا مبدا خیلی از سرویسای شرکت سازنده اش است و کاربران واسه داشتن بهترین تجربه به کار گیری اونا، معمولا به سراغ به کار گیری اونا در خود اندروید می رن.

از همون اول کار، بیل گیتس و مایکروسافت تمایل داشتن تا سیستم عاملشان، مخصوصا ویندوز، بر گجتای موجود در دستان کاربران سلطه داشته باشه. من هنوزم میتونم ببینم که اونا بازم این هدف رو با جدیت دنبال می کنن اما به واسطه انتخابای اشتباه و مشکلات – ناهماهنگیای داخلی، واسه تحقق این بسیار عقب تر از گوگل و اپل وایس تاده ان. هیچ وقت نمی تونم تصور کنم که روزی ویندوز، خارج از دنیای PC بر محصولی دیگه سلطه یابد، اونم به شکل جهانی.

از بعد دیگه که به ماجرا نگاه کنیم، اپل با راه و روش اختصاصی سازی اش، تونسته گامای بلندی در سلطه بر بازار اجناس سخت افزاری داشته باشه و با آیفون، آیپد، HealthKit، HomeKit، CarPlay ساعت و هم اینکه اپل تی ایشون تونسته در این راه قدمای خود رو سرعت بخشه. هرچند که در گذشته، رقبای اصلی اپل، مایکروسافت و ویندوز بودن، این بار اما، اندروید و گوگل؛ اندروید حالا تبدیل به ویندوز نسل ما شدن.

تنها فرق گسترده در میان اهالی ردموند و مانتین ویو اینکه مایکروسافت، بازم در حال تلاش واسه مراقبت کردن از میراث خود بوده و هنوزم سخت تلاش می کنه تا روش هدف دار «یه مایکروسافت» رو اجرا کنه؛ کاری که اصلا ساده نیس. بخش موبایل مایکروسافت قدرت رقابت با دو حریف قدر رو نداره و از طرف دیگه هم در مبحث اینترنت اشیا، اندروید و iOS حتما ویندوز رو فرسخ ها جا گذاشته ان. در آخر اما باور میره که اندروید پیروز واقعی میدون میشه، هم در میان اجناس همراه و هم اینترنت اشیا. چون که مثل ویندوز که روزی می شد اونو در بیشتر سخت افزارا به کار گرفت، اندروید هم اینطوریه، علاوه بر اینکه هسته اش هم به شکل مجانی در اختیار بقیه قرار میگیره.

از نقطه نظری که من به ماجرا نگاه می کنم، به جایی رسیدیم که اندروید، در اصل ویندوز شده. گوگل هم تاخ سلطنت رو بر سر می ذاره و دامنه وسعت اجناس خود رو بازم زیاد می کنه. اپل هم البته یه حریف پر طاقت و سمج واسه گوگل باقی می مونه، هر چند که نمیشه توقع داشت مایکروسافت هم بدون خونریزی، صحنه رقابت رو ترک کنه.

اندروید در میان اجناس همراه و اینترنت اشیا رخنه کرده و اگه گوگل بتونه همین راه رو ادامه داده و بازم کاربران رو خشنود نگه داره، شک ندارم که واسه سالای بسیاری، می تونه یکه تاز میدون باشه.