ابعاد
سطوح

بیرونی

درونی

فردی

رفتارهای قابل مشاهده
نمادها و گفتمان معنوی
معنویت و بهبود مسیر شغلی
پژوهش های تجربی: مانند خوب بودن، اثربخشی در کار، انگیزش

مراقبه و نیایش خصوصی
ایجاد نگرش های معنوی نسبت به کار و همکاران
باورهای عمیق درباره ماهیت و ذات خدا، هستی، انسانیت، نظم و بی نظمی، لطف و غیره

سازمانی

ویژگی های ساختاری (مثل؛ سلسله مراتب اختیار، سیستم های پاداش، مقیاس ها)
اهداف معنوی (سهامداران چند جانبه، پیامدهای غیرمادی)
راه های معنوی (مشارکتی، در اوقات فراغت)
مرزها/ بیان خط مشی های معنویت در محیط کار
پرورش معنویت فردی (از نظر زمان و مکان)

اصول سازماندهی (مثل اصول سازماندهی ارائه شده توسط میتروف و دنتون)
برنامه هایی درباره ارزش ها
اوضاع و احوال، نگرش ها
تاریخچه و رسالت و مأموریت سازمانی
فرهنگ، داستان ها، اسطوره ها

جدول یاد شده بر اساس نظریه های ویلبر[۴۸] (۱۹۹۶) و گیبنز (۱۹۹۹) تهیه و تنظیم شده است. این جدول، جنبه های فردی و سازمانی معنویت در سازمان را بر اساس ابعاد درونی و بیرونی سازمان ارائه می دهد. پدیده های بیرونی سازمان با روش های مطالعات تجربی قابل مشاهده و سنجش است؛ اما پدیده های درونی سازمان نیازمند روش ها و رهیافت های پدیدار شناسانه، قیاسی یا داستان سرایی است. در نظر گیبنز، این جدول از قطعیت به دور است، اما به برخی از شکاف ها و طبقه بندی هایی اشاره می کند که برای تحقیق و پژوهش مناسب است. همچنین باید یادآور شد که محتوای جدول از نظر ماهیت، مقدماتی است و یقیناً توسعه و تشریح بیشتر آن امکان پذیر است. در تجزیه و تحلیل سطوح معنویت در سازمان، به نظر می رسد که سطوح ارائه شده توسط میلیمن و همکارانش اهمیت بیشتری داشته باشد. معنویت در محیط کار، تلاش برای یافتن معنا و هدف در زندگی است تا ارتباط قوی میان همکاران و افرادی که به گونه ای با کار مشارکت دارند برقرار شود و هماهنگی میان اعتقادات و باورهای اصلی و ارزش های سازمان ایجاد گردد. این موارد را می توان به صورت گویا در سطوح ارائه شده توسط میلیمن و همکارانش در شکل ۲-۱-۲ یافت. این سطوح به طور تجربی مورد پژوهش قرار گرفته و جنبه هایی از معنویت در سازمان را نشان می دهند که با متغیرهای سنتی رفتار سازمانی متفاوت است (رستگار، ۱۳۸۹).
شکل ۲-۱- ۲- معنویت در سازمان با توجه به سه سطح فردی، گروهی و سازمانی
(میلیمن و همکاران، ۲۰۰۳).
سطح فردی، کار بامعنا: یک جنبه اساسی معنویت در کار شامل یک حس عمیق و مقصود در کار است. این بعد از معنویت در محیط کار، مشخص می کند که چگونه کارکنان در کار روزمره شان در سطح فردی تعامل دارند. بیان معنویت در کار شامل این فرض است که هر فردی انگیزش درونی، تمایل و علایقی برای مبادرت به انجام فعالیت هایی دارد که معنای بیشتری به زندگی خودش و دیگران می بخشد (میلیمن و همکاران، ۲۰۰۳). همان طور که مور[۴۹] گفته است: کار یک فرد، یک نوع حرفه و پیشه ای است که راهی برای خلق و ایجاد معنا و شناخت بیشتر از کار و محیط کار نیز تلقی می شود. در این بیان، کار فرد بیش از یک هدف مورد نظر است و کار، صیقل دهنده، چالشی و در جهت تکامل، بالندگی و تحقق واقعیت های فردی می باشد (رستگار، ۱۳۸۹).
سطح گروهی، احساس یکپارچگی و همبستگی با دیگران: یک بعد اساسی دیگر از معنویت در محیط کار شامل احساس نوعی پیوند و احساس همبستگی عمیق با دیگران است. این بعد از معنویت در محیط کار در سطح گروهی از رفتار انسانی رخ می دهد و بر تعاملات بین کارکنان و همکاران دلالت دارد. همبستگی در محیط کار مبتنی بر این باور است که افراد یکدیگر را در پیوند با هم می دانند و اینکه بین خود درونی هر فرد با خود درونی دیگران رابطه وجود دارد. این سطح از معنویت در محیط کار شامل ارتباطات ذهنی، احساسی و معنوی بین کارکنان در گروه های کاری می باشد (میلیمن و همکاران، ۲۰۰۳). نیل و بِنِت[۵۰] این سطح از معنویت را ارتباط معنوی می دانند. این ارتباط، احساسی و روانی است که میان کارکنان در تیم ها و گروه های مختلف در سازمان برقرار می شود. ماهیت یگانگی و یکپارچگی، بیانگر وجود حس عمیقی از وابستگی میان افراد است. این احساس به مثابه یک فرهنگ در سازمان مطرح می شود که همه افراد در درون سازمان، مشتریان و خانواده هایشان در بیرون از سازمان، یک خانواده سازمانی به حساب می آیند و هویت خویش را در آن می بینند. هر فرد، جزئی از دیگران و در خدمت دیگران خواهد بود و فردیت وی با گروه و گروه با فردیت وی معنا می یابد. فرد در عین فردیت، با گروه است و در عین اینکه در گروه است، فردیت خود را از دست نمی دهد (رستگار، ۱۳۸۹).
سطح سازمانی، همسانی و همسویی با ارزش های سازمانی: سومین بعد معنویت محیط کاری، تجربه یک حس قوی از هم سویی بین ارزش های فردی کارکنان با رسالت، مأموریت و ارزش های سازمان است. این بعد از معنویت در محیط کار تعامل کارکنان با مقصود سازمانی بزرگ تر را در بر می گیرد. هم سویی با ارزش های سازمان به این معنی است که افراد باور دارند که مدیران و کارکنان در سازمان دارای ارزش های مرتبط و یک نوع وجدان قوی هستند و سازمان به رفاه کارکنان و همبستگی آنان توجه دارد (میلیمن و همکاران، ۲۰۰۳). برای مثال، مالفور[۵۱] بیان می کند یک فرد زمانی که احساس کند ارزش های فردی، به میزان زیادی با ارزش های سازمانی وی همسو نیست، احتمالاً برای آن سازمان کار نمی کند، چه این سازمان دینی و چه غیردینی باشد. وقتی این همسویی و همسانی میان ارزش های فردی و سازمانی ایجاد شد، تعهد بالاتری نسبت به کارکنان، مشتریان و جامعه به وجود می آید و سازمان همواره در تأمین آسایش و آرامش همه آنان تلاش خواهد نمود (رستگار، ۱۳۸۹).
۲-۱-۳-۴- جایگاه معنویت سازمانی در پژوهش ها

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.

Tags: