هر سازمانی به مشتریان خود وابسته و باید نیازای حال و آینده اونا رو درک کنه و نیازمندیای مشتریان خود رو برآورده کنه. علاوه بر این سازمانا باید واسه عبور از انتظارات مشتریان خود برنامه ریزی و تلاش کنن.

برنامه ریزی

دقیق شدن و فوکوس کردن بر مشتری و درک نیازای حال و آینده اون باعث پاسخگویی منعطف و سریع سازمان به فرصتای بازار و در نتیجه افزایش سود سهام و سهم بازار واسه سازمان می شه.

رضایت مشتریان با افزایش تاثیر استفاده منابع سازمان، زیاد شده و بهبود وفاداری مشتری به سازمان باعث موندگاری درتجارت می شه.

استفاده اصل دقیق شدن و فوکوس کردن بر مشتری عموما باعث می شه که سازمان.

واسه درک نیازها و انتظارات مشتریان تحقیقات لازم رو صورت دهد.

از رابطه اهداف سازمانی با نیازها و انتظارات مشتریان اطمینان حاصل کنه.

ارتباطات درون سازمانی رو هم جهت با نیازها و انتظارات مشتریان هدایت کنه.

رضایت مشتریان رو اندازه گیری کرده و بر مبنای یافته های حاصل از اون اقدام کنه.

ارتباطات با مشتریان رو به صورت سیستمی مدیریت کنه.

از وجود توازن بین رضایتمندی مشتریان و بقیه ذینفعان سازمان (مثل مالکین، کارکنان، سرمایه گذاران، انجمنا و مجامع محلی اطمینان حاصل کنه.

اصل دومرهبری در مدیریت

 

مدیر سازمان که از منش رهبری برخورداره باید مقاصد و جهت گیری یکنواختی رو در سازمان ایجاد کنه و محیط داخلی

سازمان رو به شکلی ایجاد و نگهداری کنن که کارکنان بتونن در رسیدن به اهداف سازمانی به طور کامل مشارکت کنن.

مدیریت سازمان با منش رهبری باعث می شه کارکنان مقاصد و اهداف سازمانی رو درک کرده و واسه رسیدن به اونا از انگیزه کافی بهره مند شن. علاوه بر این با بکاربستن منش رهبری فعالیتای سازمان آزمایش شده و در راهی برابر، منظم گردیده و قرار گرفتن پیدا میکنه و در نتیجه از دست دادن رابطه بین سطوح جور واجور سازمان به کمترین حد ممکن خود می رسه.

استفاده اصل رهبری در سازمان عموما باعث می شه که:

* نیازای همه ذینفعان سازمان شامل مشتریان، مالکین،کارکنان ، تامین کنندگان، سرمایه گذاران، انجمن هاو مجامع محلی درنظر گرفته شه.

اهداف رقابت برانگیز با زمانبندی مشخص تنظیم شه.

* ارزشای مشترک، مدلای اخلاقی و جوانمردی در همه سطوح سازمان ایجاد شده و تقویت شه.

* اعتماد ایجاد گردیده و ترس از بین بره.

* کارکنان با منابع لازم ، بهره مند از آموزش و آزادی عمل با داشتن مسوولیت و پاسخگویی فعالیت کنن.

*کارکنان واسه نقش و سهم خود امیدوار و دلگرم گردیده و اونو تشخیص بدن.

اصل سوممشارکت کارکنان[۳]

کارکنان جوهره سازمان بوده و مشارکت اونا باعث خواهد گردید تا توانایی هاشون مزیت سازمان حساب شه. ایجاد انگیزه ، تعهد و مشارکت کارکنان نسبت به سازمان، نوآوری و خلاقیت در پیشبرد اهداف سازمان رو به ارمغان میاره.

خلاقیت

ایجاد مسوولیت پاسخگویی کارکنان در مورد عملکردشون و هم اینکه ایجاد اشتیاق در مشارکت و همکاری ایشون ایجاد کننده بهبود دائمی در سازمان میشه.

استفاده اصل مشارکت کارکنان در سازمان عموما باعث می شه که:

*کارکنان اهمیت همکاری و نقش خود رو در سازمان بفهمن.

*کارکنان محدودیتای عملکردشون رو شناسایی کنن.

*کارکنان مالکیت مسایل رو پذیرفته و مسوولیت حل اونا رو مسئول شن.

*کارکنان کارکرد خود رو هم جهت با مقاصد و اهداف شخصی آزمایش کنن.

*کارکنان فعالانه فرصتای افزایش صلاحیت ، علم و تجربه خود رو جستجو کنن.

*کارکنان آزادانه علم و تجربیات خود رو به اشتراک گذارن.

*کارکنان آشکارا در مورد مسایل و عواقب اون بحث کنن.

 

اصل چهارمراه و روش فرایندی

یافته های مورد نظر در سازمان وقتی که فعالیتا و منابع در رابطه به صورت فرایندی مدیریت می شن ، با تاثیر بیشتر حاصل می گردن. راه و روش فرایندی باعث هزینه کمتر و چرخه وقتی کوتاهتر در به کار گیری منابع بوده و یافته های بهتر شده ، موافق و قابل پیش بینی رو واسه سازمان به ارمغان میاره. هم اینکه راه و روش فرایندی بر فرصتای بهبود متمرکز خواهد گردید و اونا رو اولویت بندی می کنه.

استفاده اصل راه و روش فرایندی در سازمان عموما باعث می شه که:

* فعالیتای نیاز به خاطر رسیدن به یافته های مورد توجه به صورت سیستمی تعریف شن.

* مسوولیت و پاسخگویی واسه مدیریت فعالیتای کلیدی به صورت شفاف ایجاد شه.

* توانایی فعالیتای کلیدی اندازه گیری و موشکافی شه.

موشکافی

* فصول مشترک فعالیتای کلیدی در تعامل با بخشای سازمان شناسایی شه.

* بر عواملی مثل منابع ، روش ها و مواد که فعالیتای کلیدی سازمان رو بهتر می کنن، تمرکز شه.

* ریسکا، پیامدها و اثرات فعالیتای مشتریان ، تامین کنندگان و بقیه ذینفعان آزمایش شه.

اصل پنجمراه و روش سیستمی به مدیریت

شناسایی ، درک و مدیریت فرایندای در رابطه به هم به عنوان یه سیستم، کارآیی و تاثیر سازمان رو در رسیدن به اهداف خودبهبود می بخشه.

مدیریت سیستمی با کامل و مرتب کردن فرایندها به عنوان بهترین روش رسیدن به یافته های مورد نظر، سازمان رو از توانایی تمرکزتلاش روی فرایندهای کلیدی بهره مند می سازه و در ذینفعان سازمان اعتماد سازی به سازگاری، مفید بودن و تاثیر سازمان رو ایجاد کرده و پیشرفت می بخشه.

استفاده اصل راه و روش سیستمی به مدیریت در سازمان عموما باعث می شه که:

* یه سیستم واسه رسیدن به اهداف سازمانی در بهترین حالت مفید بودن و تاثیر اون پایه ریزی شه.

* بستگی دو طرفه بین فرایندهای سیستم درک شه.

* نقشا و مسوولیتای لازم واسه رسیدن به اهداف مشترک بهتر درک گردیده و از این واسه مشکلات بین بخشی کم بشه.

مشکلات

* قابلیتای سازمانی درک شده و قیود منابع قبل از عمل ایجاد شه.

* تعریف و هدف گذاری واسه اینکه فعالیتای خاص تو یه سیستم چیجوری باید عمل کنن.

* سیستم براساس اندازه گیریا و آزمایش هاش به صورت دائمی بهبود یابد.

اصل ششمبهبود دائمی

بهبود دائمی کارکرد سراسری سازمان باید یه هدف پایدار واسه اون سازمان باشه. در این حالت توانایی سازمانی بهتر شده،مزیت عملکردی هر سازمان خواهد گردید و برابری فعالیتای بهبود در همه سطوح سازمان به خاطر اراده کردن راهبردی ایجاد خواهد گردید و در آخر با اصل گذاشتن بهبود دائمی در سازمان انعطاف واسه عکس العمل در برابر فرصتا ایجاد میشه.

استفاده اصل بهبود دائمی در سازمان عموما باعث می شه که:

* یه راه و روش کامل و موافق در تموم سازمان واسه بهبود دائمی کارکرد بکارگرفته شه.

*منابع انسانی آشنا به روش ها و وسیله بهبود دائمی تامین شه.

* بهبود دائمی در اجناس، فرایندها و سیستما یه هدف مشترک واسه یکایک کارکنان سازمان تعریف شه.

* مقاصدی واسه هدایت و کارایی واسه ردگیری بهبود دائمی ایجاد شه.

[۱] – Customer Focus

[۲] – Leadership

[۳] – Involvement of people

[۴] – Process approach

[۵] – management System approach to

[۶]- Continual improvement