روایت اول: قال الصادق(ع ): سِتَّهٌ تَلْحَقُ الْمُؤْمِنَ بَعْدَ مَوْتِهِ- وَلَدٌ یَسْتَغْفِرُ لَهُ- وَ مُصْحَفٌ یُخَلِّفُهُ وَ غَرْسٌ یَغْرِسُهُ- وَ قَلِیبٌ یَحْفِرُهُ وَ صَدَقَهٌ یُجْرِیهَا- وَ سُنَّهٌ یُؤْخَذُ بِهَا مِنْ بَعْدِهِ.
شش چیز است که بعد از مُردن انسان به او می پیوندد: فرزندی که برای او استغفار نماید، مصحفی که از خود به یادگار گذارد، درختی که کاشته باشد، چاهی که حفر کرده باشد، صدقه ای که جاری نموده و روش نیکویی که بعد از او به آن عمل شود.[۱۱۰]
روایت دوم:امام على علیه السّلام فرمودند:
خَیرُ النّاسِ رَجُلٌ حَبَسَ نَفسَهُ فِی سَبیلِ اللَّهِ یُجاهِدُ أعداءَهُ یَلتَمِسُ المَوتَ أوِ القَتلَ فی مَصافِّهِ؛
بهترین مردم کسی است خود را در راه خدا وقف کرده و با دشمنان او به نبرد بر می خیزد، و مرگ یا کشته شدن در میدان نبرد را آرزو می کند.[۱۱۱]
روایت سوم:قال علی(ع): ” الصَّدقه و الحبسُ ذخیرتانِ فدعوهما لیومهما “
از علی(ع) روایت شده است: ” صدقه و حبس دو ذخیره هستند پس آنها را برای روزگار خودش حفظ کنید.”[۱۱۲]
روایت چهارم:رسول خدا(ص) را ” فیئی ” را تقسیم نمودند و زمین ازاین بابت به حضرت علی(ع) رسید،حضرت در آن زمین چاهی زدند و فرمودند: این زمین، صدقه قطعی است برای حجاج بیت الله الحرام و ابناء السبیل، فروخته نمی شود، بخشیده نمی شود و به ارث نمی رسد و حضرت هدف خود را از وقف چنین بیان فرموده است:
” ابتغاء وجه الله لیولجنی الله به الجنه و یصرفنی عن النار و یصرف النار عن وجهی یوم تبیض وجوه و ستود وجوه. “
به منظور جلب رضایت الهی تا به سبب آن مرا داخل بهشت برین فرماید واز آتش دورم دارد و آتش را از صورتم دور فرماید در روزی که وجوهی روسفید و وجوهی روسیاه می شوند.[۱۱۳]
روایت پنجم:عن ابی عبدالله(ع) قال:
لَیْسَ یَتْبَعُ الرَّجُلَ بَعْدَ مَوْتِهِ مِنْ الْأَجْرِ إِلَّا ثَلَاثُ خِصَالٍ- صَدَقَهٌ أَجْرَاهَا فِی حَیَاتِهِ- فَهِیَ تَجْرِی بَعْدَ مَوْتِهِ- وَ سُنَّهُ هُدًى سَنَّهَا فَهِیَ یُعْمَلُ بِهَا بَعْدَ مَوْتِهِ- أَوْ وَلَدٌ صَالِحٌ یَدْعُو لَهُ.
امام صادق(ع): آدمی پس از مرگش ثوابی نمی برد مگر از سه خصلت،صدقه ای که در زمان حیاتش جاری کرده باشد و بعد از مرگش همچنان در جریان باشد، سنت نیکویی که بنا نهاده و پس از مرگش طبق آن عمل شود، فرزند نیکویی که برایش دعا کند.[۱۱۴]
روایت ششم:ربعی بن عبدالله از امام صادق(ع) روایت کرده است که فرمود:امیرالمومنین(ع) خانه خود را که در محله بنی زریق مدینه بود،وقف کردوقفنامه اش را اینگونه انشاء فرمودند:
این چیزی است که علی بن ابی طالب در حال حیات و سلامت خود،آن را وقف کرده است و خانه که در محله بنی زریق واقع است به صورت وقفی درآورده است که به فروش نمی رود و بخشیده نمی شود و به ارث برده نمی گردد، تا وقتی خدا و ارث آسمان ها و زمین آن را به ارث ببرد.[۱۱۵]
۱-۲-۱-۲-۲٫ روایات اهل سنت:
از اهل سنت هم روایاتی در مورد وقف ذکر شده است که در اینجا به چند روایت از اهل سنت اشاره می کنیم:
روایت اول: قال رسول الله(ص): ” اذا ماتَ ابن آدم انقطع عمله الّا من ثلاث ـ ود صالح یدعواله، و علم یَنتَفِعُ بِهِ بعد مدته و صدقه جاریه “[۱۱۶]هرکس از این جهان درگذرد پس از مرگ، چیزی به او نمی رسد جز این که پیش تر سه چیز از خود باقی گذاسته باشند: کار نیکی که اثرش پس از او باقی باشد، سنت حسنه ای که در میان مردم رواج داده باشد و بعد او مردم به آن روش عمل کنند، فرزند صالحی که بر او دعا کند.
روایت دوم:” ما یلحق الإنسان من الثواب بعد وفاته “.[۱۱۷] ملحق می شود به انسان ثواب بعد از مرگش.
روایت سوم:قَالَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ: یَا رَسُولَ اللَّهِ، إِنَّ الْمِائَهَ سَهْمٍ الَّتِی بِخَیْبَرَ، لَمْ أُصِبْ مَالًا قَطُّ هُوَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْهَا، وَقَدْ أَرَدْتُ أَنْ أَتَصَدَّقَ بِهَا. فَقَالَ النَّبِیُّ – صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ -: “احْبِسْ أَصْلَهَا، وَسَبِّلْ ثَمَرَتهَا”[۱۱۸].عمر به رسول الله (ص) عرض کرد: «زمینی به من رسیده که گرانبهاتر از آن تاکنون نصیب من نشده است در مورد آن چه دستوری به من دارید؟ حضرت فرمودند: اگر مایل بودی می توانی اصل آن را حبس کنی و صدقه اش قرار دهی.
روایت چهارم:رسول الله – صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ -، فقال له: “وَجَبَ أجرُک، ورجع إلیک مالُک”.[۱۱۹]
در ضمن آنچه گذشت از قرآن و روایات مجموعه ادله عامه بر وقف بودندو اما ادله خاصه فعل پیامبر اکرم(ص) و امامان است.
۱-۲-۱-۲-۳٫ وقف از نظر اجماع فقها و فقهای شافعی:
تمام فقهادر جواز و مشروعیت وقف به قرآن، سنت یا عقل استدلال کرده اند و به این لحاظ ” عالمان جامعه اسلامی ” در مشروعیت اصل وقف هیچ اختلافی ندارند، تنها اختلافی که در بین آنها هست در این است که آیا مشروعیت آن در مطلق چیزهایی است که اصل آن باقی می ماند و انتفاع از آن برده می شود یا مشروعیت آن مقید است به بعضی از چیزها.
برخی مانند شیخ طوسی دارای نظریه اولند و برخی دیگر دارای نظریه دوم، ولی آنچه مهم است این است که اصل آن قابلیت برای بقاء داشته و امتناع از آن امکان پذیر باشد.[۱۲۰]
فقها در کتب فقهی خود در ابوابی تحت عناوین وصایا، صدقات، هبات، وقوف، وقف و… پیرامون وقف و احکام و شرایطش به بحث نشسته اند، از جمله:
فقه الرضا باب وصیت، شیخ صدوق در الهدایه باب وصایا، شیخ

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

مفید در المقنعه، سید مرتضی در انتصار و المسائل الناصریات، ابی الصلاح حلبی در کتاب الکافی فی الفقه، شیخ طوسی در سه کتاب مشهورش: تهذیب در ۲۴ صفحه و الخلاف والمبسوط در ۱۷صفحه، تحت عنوان الوقوف والصدقات محقق حلی در شرایع الاسلام، علامه حلی در قواعد و تذکره، شهید اول و دوم در کتب شریفه لمعه و شرح آن و فقهای متأخر شیخ انصاری در کتاب گرانمایه مکاسب و شیخ حسن نجفی در کتاب جواهرالکلام، میرزا رضای قمی در جامع الشتات، سید کاظم یزدی در کتاب عروه الوثقی.
ملاحظه می شود علماء زحمات زیادی در این باب مهم که مایه مباهات و افتخارعالم اسلام است متقبل شده اند و مشروعیت آن نزد همگی و نیز مذاهب دیگرمورد اتفاق و اجماع است.
فقهای شافعیه نیز در خصوص مشروعیت وقف معتقد هستند که اصل در وقف، قول خدای متعال در آیه شریفه ” لن تنالوا البرّ حتی تنفقوا ممّا تحبون ” و روایت مسلم است؛ چون روایت مسلم به جای “صدقه جاریه ” آمده است، وی در نحوه دلالت خیر بر وقف می گوید:
علما صدقه جاریه را تنها بر وقف حمل می کنند؛ زیرا بعضی از فقها گفته اند: « که غیر از وقف از صدقات
جاریه نیستند؛ بلکه در غیر وقف، متصدق علیه به طور کامل اعیان ومنافع آن را صاحب می شود.[۱۲۱]«وَوَقَفَ عُمَرُ که زمینی است و شروطی را در آن شرط کرد فروخته نشود اصل آن و بخشیده نشود و کسی که متولی آن است از آن بهره برداری کند یا به کسی غیر متمول است از آن بهره برداری کند ». رَوَاهُ الشَّیْخَانِ.[۱۲۲]
برخی دیگر از فقهای شافعیه در خصوص مشروعیت وقف می گویند:
بعضی از مردم در مورد صدقات محرمات ” موقوفات ” با ما مخالفت کرده اند و گفته اند هرکس صدقه محرمه ای کند، صدقه اش باطل است و متصدق، در زمان حیات وارثان او در زمان ممات، مالک موقوف هستند؛ چه موقوف علیهم قبض کرده باشند مال موقوف را و چه قبض نکرده باشند.
اینان به روایت رسول خدا(ص) که حبس را به طور مطلق گفته، استناد می کنند؛ در حالی که در دوران جاهلیت نوعی حبس خاص مرسوم بود و آن بدین گونه بود که در موقع جفت گیری شتران عهد می کردند که کسی حق سوار شدن بر شتری که حاصل می شود را ندارد و این مطلب به نوعی شبیه عتق بود، پس رسول خدا(ص) با این روایت آن را منسوخ اعلام کردند.
البته پیامبر نوع خاصی از حبس را که در آن عصر مرسوم بود نسخ کرد: نه مطلق حبس را متحمل است.
رسول خدا بر اساس آیه ۱۰۳ سوره مائده : ” ما جعل الله من بحیره ولاسائبه ولاوصیله والاحام”
این نوع از حبس را باطل دانسته باشند.[۱۲۳]
لْوَقْفَ الْمَعْرُوفَ حَقِیقَهً شَرْعِیَّهً لَمْ تَعْرِفْهُ الْجَاهِلِیَّهُ. وَعَنْ أَبِی یُوسُفَ أَنَّهُ لَمَّا سَمِعَ خَبَرَ عُمَرَ أَنَّهُ لَا یُبَاعُ أَصْلُهَا.[۱۲۴]
روایتی نیز ذکر شده که بر اساس آن بنی نجار املاک خودشان را وقف رسول خدا(ص) کردند و رسول خدا(ص) آنجا را به مسجد تبدیل فرمودند.[۱۲۵]
برخی از فقهای امامیه پس از ذکر دلایل امامیه و اهل سنت در جواز و مشروعیت وقف می گوید: صحابه رسول خدا(ص) همه بر وقف از لحاظ قول و عمل اتفاق داشتند:ازجمله جابر گفته است.[۱۲۶]
خلاصه، بعضی از فقها در شریعت اسلامی وقف را مشروع نداشته و آن را منافی اصول اسلامی می دانند جز در مورد مسجد واین قول نیز نزد مذاهب متروک است.[۱۲۷]

Tags: