۱- ۶- ۱- ۲- روان‌نژندی (N)

 

مؤثرترین قلمرو مقیاس‌های شخصیت تقابل سازگاری یا ثبات عاطفی با ناسازگاری یا روان‌نژندی است. متخصصین بالینی انواع گوناگونی از ناراحتی‌های عاطفی، چون ترس اجتماعی، افسردگی و خصومت را در افراد تشخیص می‌دهند، اما مطالعات بی‌شماری نشان می‌دهد، افرادی که مستعد یکی از این وضعیت‌های عاطفی هستند، احتمالاً وضعیت‌های دیگر را نیز تجربه می‌کنند (مک کری و کوستا، ۲۰۰۳).
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
 

 

۱- ۶- ۱- ۳- برون‌گرایی (E)

 

برون‌گراها، جامعه‌گرا هستند، اما توانایی اجتماعی فقط یکی از صفاتی است که حیطه برون‌گرایی دارای آن است. علاوه بر آن دوست داشتن مردم ، ترجیح گروه‌های بزرگ و گردهمایی‌ها، با جرئت بودن، فعال بودن و پرحرف بودن نیز از صفات برون‌گراها است. آن‌ ها برانگیختگی جنسی و نیز تحریک را دوست دارند و متمایل‌اند که بشاش باشند. همچنین سرخوش، با انرژی و خوش‌بین نیز هستند. مقیاس‌های حیطه E به‌طور قوی با علاقه به ریسک‌های بزرگ در مشاغل همبسته است (کوستا و مک کری، ۱۹۹۱).
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
 

 

۱- ۶- ۱- ۴- گشودگی (O)

 

عناصر گشودگی چون تصور فعال، احساس زیباپسندی، توجه به احساسات درونی، تنوع‌طلب، کنجکاوی ذهنی و استقلال در قضاوت، اغلب نقشی در تئوری‌های و سنجش‌های شخصیت ایفا نموده‌اند. اشخاص گشوده هم درباره دنیای درونی و هم درباره دنیای بیرونی کنجکاو هستند و زندگی آن‌ ها از لحاظ تجربه غنی است. آن‌ ها مایل به پذیرش عقاید جدید و ارزش‌های غیرمتعارف بوده و بیشتر و عمیق‌تر از اشخاص غیر انعطاف‌پذیر هیجان‌های مثبت و منفی را تجربه می‌کنند. نمرات گشودگی با نمرات هوش همبسته است. انعطاف‌پذیری مخصوصاً با جنبه‌های مختلف هوش چون تفکر واگرا که عاملی در خلاقیت می‌باشد، مربوط است (مک کری و کوستا، ۱۹۸۶) اما انعطاف‌پذیری ظرفیت هوشی خیلی محدودی دارند.
 

 

۱- ۶- ۱- ۵- موافق بودن (A)

 

یک فرد موافق اساساً نوع‌دوست است، او نسبت به دیگران همدردی کرده و باور دارد که دیگران نیز متقابلاً کمک‌کننده هستند. در مقابل فرد غیر موافق ستیزه‌جو، خودمدار و شکاک نسبت به دیگران بوده و رقابت‌جو است تا همکاری کننده.
افراد، بسیار مایل‌اند که موافق بودن را هم به‌عنوان صفتی که از لحاظ اجتماعی مطلوب است و هم از لحاظ روانی سالم‌تری است، ببینند. این امر نیز حقیقت دارد که افراد موافق مقبول‌تر و محبوب‌تر از افراد ستیزه‌جو هستند، ولی باید توجه داشت که آمادگی برای جنگیدن در برابر منافع خود هم یک امتیاز است و لذا دلپذیر بودن در میدان جنگ یا در صحن دادگاه فضیلتی محسوب نمی‌شود، همچنین تفکر انتقادی و بدبین بودن در علم نیز به تحلیل‌های صحیح علمی کمک می‌کند. هیچ یک از دو قطب انتهایی این عامل از نقطه نظر جامعه مطلوب نیست و نیز هیچ یک لزوماً در مورد سلامت روانی فرد نیز مفید نمی‌باشد. نمره پایین در A با حالات خودشیفتگی ، ضداجتماعی و اختلال شخصیتی پارانویید همراه بوده در حالی که نمره بالا در A با اختلال شخصیتی وابسته همراه است (کوستا و مک کری، ۱۹۸۶).
نتیجه تصویری درباره سلامت روانی
 

 

۱- ۶- ۱- ۶- باوجدان بودن (C)

 

تعدادی از تئوری‌های شخصیت بخصوص نظریه روان پویایی به کنترل تکانه‌ها توجه دارند. در طول دوره رشد اغلب افراد یاد می‌گیرند که چگونه با آرزوهایشان کنار بیایند. باوجدان بودن توصیف کننده قدرت کنترل تکانه‌ها، به نحوی که جامعه مطلوب می‌داند و تسهیل‌کننده رفتار تکلیف محور و هدف محور است. وظیفه‌شناسی ویژگی‌هایی چون تفکر قبل از عمل، به تأخیر اندازی ارضا خواسته‌ها، رعایت قوانین و هنجارها و سازمان‌دهی و اولویت‌بندی تکالیف را در برمی‌گیرد. کنترل خود، همچنین می‌تواند به مفهوم قدرت طرح‌ریزی خیلی فعال، سازمان‌دهی و انجام وظایف محوله به نحو مطلوب نیز باشد. تفاوت‌های فردی در این موارد اساس باوجدان بودن است. فرد باوجدان هدفمند، با اراده و مصمم است (کوستا و مک کری، ۱۹۹۱).

 

۱- ۶- ۱- ۷- شخصیت

 

کمپبل [۴۱]
شخصیت، یعنی منش، خصوصیات و تا حدی الگوهای واکنش رفتاری قابل پیش‌بینی که هر فردی چه به صورت خودآگاه و چه به صورت ناخودآگاه، به‌عنوان سبک  و شیوه زندگی از خود نشان می‌دهد. به عبارت دیگر، به مجموعه صفات هیجانی، رفتاری، منش و خصوصیاتی که در شرایط معمولی معرف شخص بوده و برای هر فردی نسبتاً ثابت و قابل پیش‌بینی است، شخصیت اطلاق می‌شود. به نظر وی، شخصیت از دو عامل اصلی تشکیل شده است:
۱٫ خصوصیات ارثی
۲٫ تجارب زندگی، به‌ خصوص تجارب سال‌های اولیه زندگی.
آدامز [۴۲]
آدامز معتقد است، هرگاه که ما از واژه “من” استفاده می‌کنیم اگر دقیقاً  بدانیم منظورمان چیست و این واژه به چه چیزی دلالت می‌کند، شناخت نسبتاً خوبی درباره معنی شخصیت به دست آورده‌ایم (شولتز، ۱۳۸۶).

 

۱- ۷- ۱- ۸- کیفیت زندگی

 

کالمن می‌گوید که کیفیت زندگی گستردگی و انبساط امید و آرزو است که از تجارب زندگی ناشی می‌شود (کالمن[۴۳]، ۱۹۸۴).
فرانس و پاورس[۴۴] می‌نویسند: «کیفیت زندگی، ادراک فرد از رفاه است که به نظر می‌رسد از رضایت یا عدم رضایت در حیطه‌های اصلی زندگی ناشی می‌شود» (فرانس و پاورس، ۱۹۸۵).

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *