• سبكهاي تفكر براي تكاليف و موقعيتهاي متفاوت ، متغير هستند .
  • افراد از نظر پايداري[103] و سبكهاي تفكر متفاوت هستند .
  • افراد در انعطاف پذيري[104] نسبت به سبكهاي تفكر خود متفاوت هستند .
  • سبكهاي تفكر ويژگي جامعه پذيري[105] دارند .
  • سبكهاي تفكر در طول زندگي تغيير مي كنند .
  • 10-سبكهاي تفكر قابل اندازه گيري[106] هستند .
    11- سبكهاي تفكر قابل آموزش[107] هستند .
    12- ارزش گذاري سبكهاي تفكر ، در بُعد زمان ، نسبي است .
    13- ارزش گذاري سبكهاي تفكر ، در بُعد مكان ، نسبي است .
    14- سبكهاي تفكر ، متوسط، خوب يابد نيستند .
    15- تناسب بين سبكهاي تفكر و سطوح توانايي ، امري پيچيده است .
    2- سبكهاي تفكر از ديدگاه هرمن و بورتون[108] :
    هرمن و بورتون سبكهاي تفكر را يك ابزار فراشناختي مي دانند و معتقدند كه كودكان براي مشاركت مؤثر تر در بحثهاي گروهي در مدرسه نياز داردن دانش فراشناختي خود را گسترش دهند و بزرگسالان نيز براي اينكه بتوانند رابطة معني دار را هم در زندگي شخصي و هم در زندگي حرفه اي گسترش دهند بايد به سطح معيني از آگاهي هاي فراشناختي دست يابند و سبكهاي تفكر سازوكاري را براي دستيابي به اين آگاهي فراهم آورند . (هرمن و بورتون ،1993، به نقل از بدوز ،1995 ) .
    ابزار سنجش سبكهاي تفكر هرمن ، 120 سؤال دارد كه تصويري از ترجيح هاي يك شخص ، تيم يا ترجيح هاي ذهني يك گروه را ارائه مي دهد .اين ابزار «عدسي هايي » را تشريح مي كند كه از طريق آنها زندگي را مي بينيم و درك بهتري از چگونگي پردازش اطلاعات ، كاركردن ، يادگرفتن و ايجاد پيوند با ديگران در زندگي ، بدست مي آوريم .
    بدوز (1995) ريشة مطالعات مربوط به سبكهاي تفكر را به مفاهيم صافي هاي زبان شناختي و پويايي هاي شناختي مرتبط ميداند . دراين سلسله مطالعات البته اصطلاح «تفكر» را بكار نگرفته اند ، اما براي توضيح راههاي درك از جهان خارج و اينكه چگونه آنها ادراك جهان بيروني را به نمود دروني در ذهنشان تبديل ميكنند، از اصطلاح هاي صافي هاي اساسي و فرابرنامه ها استفاده كرده اند . اثر بندلر[109] به عنوان يكي از خشتهاي اولية ساختمان برنامة عصب شناختي ، شناخته شده است .
    سبكهاي تفكر در صف مقدم تحقيق در حوزة برنامة عصب زبان شناختي مولد قرار دارد . اولين ابزار روان سنجي است كه به طور اختصاصي براي شناسايي و اندازه گيري پويايي شناختي و زبان شناختي درون افراد ، گروهها و سازمانها در همة سطوح طراحي شد . اين ابزار فنون بسيار مفيدي براي درك خود وديگران در اختيار افراد قرار مي دهد و با رشد مهارتهاي ارتباطي ، افراد مي توانند پيوندهاي كاري مؤثرتري را ايجاد كنند .
    پويايي هاي شناختي ، فرايند هاي ذهني و تفكرند كه بطور انفرادي و درون گروهي رخ مي نمايانند . پويايي هاي زبان شناختي ، كلمات و الگوهاي زباني هستند كه مردم بكار مي گيرند . پويايي هاي رفتاري سبكهاي تفكر ، رفتارهايي هستند كه بعنوان پيامد شيوه هايي كه يك شخص فكر ميكند ، رخ نشان ميدهند ، تفكر هميشه بر عمل مقدم است .
    پيوند پويايي هاي متفاوت با هم به افراد كمك خواهدكرد تا روابط پيچيدة بين رفتارهاي مردم ، چگونگي كاربرد كلمات وراهي كه آنها فكر مي كنند را بفهمند . درك فرايندهاي تفكر گروه ، مارا قادر خواهد ساخت تا اطلاعات را به شيوه اي و در فضائي ارائه دهيم كه آنها به ما اجازه مي دهند تا به طور مؤثرتري فكر كنيم و گروه هاي موفق تري را ايجاد نماييم .
    سبكهاي تفكر همچنين مي توانند ترجيح هاي شناختي فرهنگي درون گروهها و سازمانها را شناسايي كنند . براي مثال اگر در يك سازمان به طور خاص ، رقابت يا انتخابهايي هدايت شده وجود دارد ، اين احتمال هست كه اين موضوع در نيمرخهاي فردي و جمعي اعضاي آن سازمان منعكس شود . اين به طور خاص واقعيت گروه كوچك است ; جائيكه فرهنگ سازماني به گونة مبهم تحت تأثير سبكهاي تفكر مديران بزرگ و كوچك فرد قرار مي گيرد .
    شواهد بدست آمده از مطالعات مربوط به سبكها نشان مي دهد كه مستند ترين و عملي ترين رويكرد به سبك ، رويكردي است كه توسط استرنبرگ (1994، 1997 ) ارائه شده است . استرنبرگ پس از ارزيابي انتقادي از سه رويكرد متفاوت سبكها ، يك نظريه كلي را بوجود آورده است كه تفكر شناخت – مدار ، شخصيت – مدار و فعاليت – مدار سنتي را نيز دربر مي گيرد .
    3-سبكهاي تفكر از ديدگاه فرانك فيش [110]:
    فرانك فيش باتوجه به مورد استفاده قرار گرفتن صحيح تفكر ، ابعاد آن را به سه بخش تقسيم بندي ميكند:

      1. تفكر خيال پرداز بي هدف
      2. تفكر مبتني بر پندار
      3. تفكر منطقي يا عقلي
        و از طبقه بندي هاي ديگر از تفكر مي توان به تداعي آزاد، خيالبافي ، تفكر عملي اشاره نمود .
    این را هم حتما بخوانید :   تأثير هوش هيجاني و سبكهاي تفكر بر ذهنيت فلسفي مديران و كاركنان شركت ايران خودرو ديزل- قسمت 20

    4-نظريه خود گرداني ذهني
    زانك[111] (2001، به نقل از فرخي ، 1383) براي نظريه خود گرداني ذهني چهار ويژگي را ذكر ميكند:

    1. سبكهاي تفكر در اين نظريه 5 بُعد دارند
    2. سبكهاي تفكر به صورت پيوسته ادراك مي شوند نه دوبخشي [112]
    3. سبكهاي تفكر به خودي خود خوب يا بد نيستند . مفيد بودن يك سبك براي فرد به تعامل ويژگي تكليف و موقعيت انجام تكاليف بستگي دارد .