تحقیق رایگان با موضوع فناوری اطلاعات-خرید پایان نامه

پایان نامه های روانشناسی

تحقیق کرامپن و مونتادا (2002) نام برده است که تحلیل استنادی زمینه‌ای را با یک نمونه تصادفی از 90 مقاله منتشر شده در مجلات بین المللی روان پزشکی انجام دادند. نتایج تحقیق آنان نشان داده است حدود 60 درصد از استنادها بطور مستقیم با اثر استناد شده مرتبط هستند. نتایج همچنین نشان داد بیشتر استنادها از نوع تاییدی بوده است بطوری که 30 درصد از نتایج، 20 درصد از نظریات و 9 درصد از مفاهیم مقالات مورد استناد، در مقالات استناد کننده مورد تایید قرار گرفته است و تنها 1 درصد از استنادها از نوع استناد انتقادی بوده‌اند.
هانی و همکاران (2003) میزان اثرگذاری 23 مقاله حوزه پژوهش‌های قلبی و دیابت بر 623 مقاله منتشر شده در این حوزه را مورد بررسی قرار دادند. آنها برای بررسی قدرت اثرگذاری مقالات از طرح طبقه‌بندی کانو (1989) استفاده کردند. او استنادها را به چهار نوع استناد محدود ، استناد جانبی، استناد قابل ملاحظه و استناد ضروری تقسیم کرده است. نتایج این بررسی نشان داد 35 درصد از استنادها به 23 مقاله قلب و دیابت، از نوع استنادهای جانبی، 56 درصد از نوع استناد محدود و 8 درصد از نوع استناد قابل ملاحظه دسته‌بندی شده بودند و تنها 1 درصد از استناد‌ها در گروه استناد‌های ضروری قرار گرفتند.
کانو در سال 1989 به بررسی مدل رفتار استنادی تجربی موریویسیزک و میوریجزان در رشته مهندسی سازه پرداخت. یافته‌های وی نشان داد 26 درصد از استناد‌ها از نوع سرسری، 21درصد استناد مفهومی و19درصد استناد مقایسه‌ای هستند. تنها 2درصد استنادها از نوع استنادهای منفی و تکذیبی بودند (کانو،2007).

2-2-4-2. سنجش ارزش استنادی بر پایه جایگاه استناد
هرلچ (1978) در مقاله خود از تحقیق برترام (1970) نام می‌بردکه در تحقیق خود استناد را به سه درجه استناد به کل، استناد به یک بخش و استناد کلمه به کلمه تقسیم کرده است. او همچنین سه جایگاه استناد شامل عنوان / مقدمه، نتایج / بحث و آزمایش ها را معرفی کرد. نتایج وی، ارتباط‌های نزدیکی را بین جایگاه عنوان / مقدمه و استناد به کل مقاله، جایگاه نتایج/ بحث و استناد به بخشی از مقاله و جایگاه آزمایش‌ها و استناد کلمه به کلمه به مقاله نشان داد.
ووس و داگیو (1976) در تحقیق خود، چهار مقاله از پر استناد‌ترین مقالات در موضوعات بیولوژی، پزشکی و فیزیک در بازه زمانی 1970-1973را انتخاب کردند. آنها به مقایسه جایگاه استناد در مقالات پرداختند. نتایج نشان دادکه بطور متوسط بیشترین دفعات استناد (68 درصد) به این مقالات در بخش‌های مقدماتی (زمینه، تاریخچه و غیره) رخ داده است. بخش‌های نتیجه‌گیری (29درصد) و روش (18 درصد) در رتبه‌های دوم و سوم جایگاه استناد قرار گرفتند. اما در مقاله فیزیک، بیشترین استنادها پس از بخش های مقدماتی دربخش”روش” پدیدار شدند(31 درصد).
هرلچ (1978) در تحقیق خود بسامد متنی استناد به مقالات دو موضوع رادیولوژی و غدد در بخش‌های مختلف مقاله مورد استناد را بررسی نمود. وی دریافت مقالاتی که بسامد متنی استناد آنها بیش از یک بار است، بیشتر دربخش “بحث” مقالات استنادکننده رخ داده‌اند.
کانو (1989) مفهوم تعداد استناد‌های خالص را بعنوان یک مدل توضیحی ساده در الگوهای تئوریک استنادی ترسیم کرد. سپس ارتباط بین مدل تئوریک رفتاراستنادی، بسامد متنی و درجه سودمندی انواع استناد و قابل اجرا بودن پارامتر جایگاه استناد، بعنوان یک متغیر کتاب‌سنجی جدید را بررسی کرد. وی دریافت که بیشترین استنادها (33 درصد) از نوع استنادهای سرسری است که در بخش‌های مقدماتی متن مورد اشاره قرار گرفته‌اند در حالی که استنادهای هدفمند، بیشتر در بخش‌های میانی مقاله استناد کننده قرار گرفته‌اند (32 درصد).
مارسیک و همکاران (1998) مقالات استنادکننده را بر اساس جایگاه و درجه استناد مورد بررسی و مقایسه قرار دادند. آنها استناد را به استناد با قدرت کم و زیاد تقسیم نمودند. استناد با قدرت زیاد یا هدفمند را به استناد ضروری، مرکزی یا منطقی و استناد با قدرت کم را به استناد غیر ضروری، جانبی و سرسری اختصاص دادند. نتایج نشان داد که بیشتر مقالات با قدرت استنادی کم (23درصد) در بخش “مقدمه” و بیشتر مقالات با قدرت استنادی زیاد (31درصد) در بخش”بحث و بررسی” مورد اشاره قرار گرفته‌اند. کمترین استفاده از مقالات با قدرت استنادی کم (صفردرصد) و مقالات با قدرت استنادی زیاد (11 درصد) در بخش”روش”بوده است.
مک کین و ترنر (1998) در تحقیق خود بیان کرده‌اند که یک استناد در بخش روش‌شناسی مقاله‌ای تحقیقاتی ارزشی بیشتر از استنادی در بخش مقدمه مقاله یا یک استناد مروری دارد. آنها در تحقیق خود گزینه‌های”بسامد استناد”، “جایگاه استناد”و “زمینه استناد”را در سنجه واحدی به نام ” سودمندی ادراک شده ” ترکیب کردند. این رویکرد، معیاری است که استناد را بر اساس جایگاه‌های مختلف رتبه‌بندی می‌کند.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بورمن و دانیل (2008) نیز به بررسی جایگاه استناد در مقالات پرداختند. آنها مقالات را به بخش‌های مقدمه، روش، نتایج و بحث تقسیم نمودند. یافته‌های تحقیق آنها نشان داد که استنادها در بخش‌های مقدمه، روش، نتایج و بحث به ترتیب 32 ، 24، 13 و 31 درصد می‌باشد.
بورمن و دانیل (2008) همچنین به بررسی بسامد متنی استناد در مقالات پرداختند و استنادهای سرسری و هدفمند را با توجه به بسامد متنی استنادها با بهره گرفتن از روش تحلیل محتوا مورد بررسی موشکافانه قرار دادند. آنها دریافتند مقالاتی که بسامد متنی استناد بیشتر از یک دارند، بیشتر در بخش های روش (27درصد) و نتایج (15درصد) مورد استفاده قرار گرفته‌اند اما مقالاتی که تنها یک بار مورد استناد قرار گرفته‌اند، بیشتر در بخش بحث (25درصد) رخ داده‌اند.
تنگ و سیفر (2008) در تحقیق خود ارتباط بین متغیر وابسته “اهمیت استناد” و متغیر مستقل “عناصر ویژگی‌های استناد”‌را بررسی کردند. یکی از عناصر ویژگی‌های استناد در تحقیق وی ” جایگاه استناد” می‌باشد. یافته‌ها نشان داد که بیشتر استنادها در بخش” مقدمه” مقالات و برای فراهم کردن زمینه عمومی تحقیق بوده‌اند (5/46 درصد) و حدود نیمی از استنادها در بخش ” روش” رخ داده‌اند (5/47 درصد) و 3/ 28درصد از استنادهایی که در بخش نتیجه مقاله استنادکننده رخ داده‌اند ، استنادهای مفهومی بوده‌اند. آنها معتقدند استناد‌هایی که در بخش “روش” و ” نتایج” یک مدرک ظاهر شده‌اند، نشان‌دهنده استفاده از روش و داده‌های مدرک استناد‌شونده می‌باشند و می‌توان ارتباط موضوعی بیشتری بین مدرک استناد‌کننده و استناد شونده، قائل شد. نتایج تحقیق آنها، یافته‌های ووس و داگایو (1976) و کانو (1989) را تایید کرد. یافته‌‌های تحقیق این دو نویسنده نیز نشان داده است که بیشتر تجمع استنادها در بخش “مقدمه” مقاله استناد کننده است.
دینگ و همکاران (2013) نیز به بررسی 866 مقاله از مجله انجمن علوم و فناوری اطلاعات آمریکا پرداخت. آنها مقالات را به دو دسته کم استناد (کمتر از 10استناد) و پراستناد ( بیش از 10 استناد) تقسیم کرده سپس رخداد آنها در بخش های مختلف مقاله را بررسی کردند. نتایج نشان داد استنادها در مقالات پر استناد، بیشتر در بخش‌های مقدماتی 17/0 درصد رخ داده‌اند. پس از آن، بخش‌های مرور متون با 13/0 درصد و روش با 009/0 درصد قرار دارند. اما در مقالات کم استناد، بیشتر استنادها در بخش مرور متون با 33/1 درصد ظاهر شده‌اند. بخش های روش 098/0 درصد و بخش‌های مقدماتی با 091/0 درصد در رده‌های بعدی قرار گرفتند.

2-2-4-3. سنجش ارزش استنادی بر پایه بسامد متنی استناد
هرلچ (1978) با تحقیق بر بسامد متنی استناد به مقالات در دو رشته رادیولوژی و غدد دریافت که بطور متوسط 6/31 درصد از استنادها که بیش از یک بار در متن مقالات مورد استناد قرار گرفته‌اند در مقالاتی رخ داده‌اند که با هم ارتباط موضوعی دارند. وی نتیجه گرفت که بسامد متنی استناد به یک اثر نشان‌دهنده تشابه موضوعی مقاله استناد کننده و استناد شونده است و این ویژگی می تواند معیار انتخاب تشابه مقالات در متون تحقیقی باشد.
کانو (1989) در تحقیق خود پیرامون مقالات حوزه مهندسی سازه نشان داد که ارزش استناد‌ها با بسامد متنی استناد مقالات مرتبط است و مقالاتی که به دفعات در متن مورد استناد قرار گرفته‌اند ارزش بیشتری برای نویسنده استنادکننده داشته‌اند.
هوتن (1999) با بهره گرفتن از روش تحلیل محتوا مقالات مجله انجمن علوم و فناوری اطلاعات آمریکا درسالهای 1972-1974را به دو دسته تقسیم کرد. مقاله‌هایی که تنها یک بار در متن مورد استناد قرارگرفته‌اند و آنها که بیش از یک استناد متنی داشته‌اند. وی دریافت مقاله‌هایی که تنها یک بار استناد متنی دریافت کرده‌اند، بلافاصله پس از انتشار مورد استناد قرار گرفته‌اند اما میزان استناد به آنها در طول زمان افزایش نیافته است. اینگونه مقالات به هیچ روی در متن مقاله استنادکننده مورد بحث قرار نگرفته‌اند و به اشاره ساده‌ای از آنها اکتفا شده است. اما مقاله‌هایی که دارای بسامد متنی استناد بیش از یک بودند، مدارکی بودند که در طول زمان استنادهای بیشتری را بدست آورده‌اند.
تنگ و سیفر (2008) دربخشی از تحقیق خود رابطه متغیر وابسته ” اهمیت استناد” و متغیر مستقل‌ “فراوانی استناد “را بررسی کردند. یافته‌های پژوهش آنها نشان داد که فراوانی استناد، شاخصی اثرگذار از اهمیت استناد است و می‌توان وزن بیشتری به استنادی داد که چند بار در یک مدرک مورد استناد قرار گرفته‌ است. آنها بیان کردند استنادی که تنها یک بار و در بخش ” مقدمه” مقاله استنادکننده رخ داده‌اند کم اهمیت‌تر از استنادی است که در بخش‌های با اهمیت‌تر تحقیق رخ داده‌اند. آنها نتیجه گرفتند که ویژگیهای متنی شامل “فراوانی و جایگاه استناد” میتواند اهمیت استناد را پیش‌بینی کند.

2-2-5. بررسی انگیزه های استناد
گروهی از محققین تلاش کرده‌اند دلایل و انگیزه‌های استناد نویسندگان را با بهره گرفتن از روش‌های پیمایشی مانند پرسشنامه، مصاحبه و روش‌های تحلیل محتوا و زمینه بدست آورند. در این بخش، برخی از این پژوهش‌‌ها معرفی می‌شوند.
پشوتنی‌زاده و کوکبی (1388) رفتار استنادی اعضای هیات علمی دانشگاه شهید چمران را بر پایه سیاهه 15 موردی انگیزه‌های گارفیلد بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که مهم‌ترین انگیزه‌های پاسخگویان در استناد عبارتند از: ” ارائه منابع اطلاعاتی بیشتر برای مطالعه”، ” معرفی روش ، ا
بزار و غیره “، “‌شناساندن انتشاراتی که برای اولین بار اندیشه یا مفهومی در آن مورد بحث قرار گرفته است” و ” اثبات ادعاها”.

گارفیلد (1965) از طریق مشاهده و روایت، 15 انگیزه استناد را شناسایی کرده است که عبارتند از: تجلیل از پیشکسوتان2- تایید اعتبار آثار مرتبط و احترام به همکاران3- شناسایی روش، تجهیزات و غیره 4- تهیه پیشینه مطالعات 5- تصحیح اثر خود 6- تصحیح اثر دیگران 7- نقد آثار پیشین 8- آگاه‌سازی محققان از آثار در دست انتشار 9- اثبات ادعاها 10- هدایت خواننده به آثاری که توزیع و نمایه سازی آنها ضعیف بوده و مورد استناد واقع نشده‌اند.11- مستند‌سازی داده‌ها و مقوله‌های مسلم، بدیهیات و جز آن 12- رسمیت‌بخشی به آثار بنیادین که در آنها اندیشه یا مفهومی بدیع مورد بحث قرار گرفته است. 13-‌شناسایی آثار بنیادین که به تبیین مفاهیمی چون قانون پارتو، بیماری هوجکین و غیره مبادرت کرده‌اند. 14-‌رد یافته‌ها یا اندیشه‌های دیگران ( دعاوی منفی) 15- بحث و مناقشه در مورد برتری ادعای دیگران ( تجلیل منفی) ( گارفیلد ،1996) .
بروکس در سال 1985و 1986در دو مقاله خود انگیزه‌های استنادکننده را با بهره گرفتن از روش مصاحبه با نویسندگان مقالات بررسی کرد. فرآیندی که قبل از آن انجام نشده بود. او با 20 محقق درباره استنادهای آنان در تازه‌ترین مقالاتشان مصاحبه کرد و دریافت ” اقناع خواننده” و استفاده از یک استناد برای ” تایید ادعای دانش” ، فراوان‌ترین انگیزه استناد می‌باشد. دلایلی مانند استفاده از استناد برای ” تصحیح یا رد ادعای نویسنده دیگر (اعتبار منفی)” یا “وفاق اجتماعی درباره یک موضوع”، کمتر مورد اشاره قرار گرفته بودند.
هاروود (2009) به بررسی عملکرد استناد در نوشته‌های محققان علوم کامپیوتر و جامعه شناسی پرداخت. نتایج این تحقیق نشان داد محققان علوم کامپیوتر، بیشتر استنادها را به دلیل “فراهم کردن منابع بیشتر برای خوانندگان” داده بودند اما استنادهای جامعه شناسان بیشتر دلایل” انتقادی” داشتند.

2-2-6. بررسی انگیزه‌‌های عدم استناد
در یک مطالعه اولیه پیرامون چگونگی تصمیم‌گیری استناد به برخی مدارک و عدم استناد به دیگر مدارک، کرونین (1981) یک مقاله منتشر نشده درباره موضوع ترس از مدرسه را تهیه کرد و تمام استنادهای همراه آن را پاک نمود. سپس نسخه‌ای از آن مقاله را برای نوزده روانشناس در انگلیس ارسال کرد. نتایج نشان داد که بین نویسنده مقاله منتشر نشده و روانشناسان، درباره تعداد و محل استنادها در این مقاله تجربی، اختلاف نظر شدیدی وجود داشت.
وایت و ونگ (1997) 12 محقق حوزه اقتصادکشاورزی را در زمان نگارش مقالات بررسی کرد. او دریافت بر اساس شاخص‌ها، چهار انگیزه (تناسب موضوعی، محتوا، جهت‌گیری، ارتباط) هم در تصمیم‌های مثبت و هم منفی (یعنی استناد و عدم استناد)، نقش دارند.
کورتز و همکاران (2005) تصمیم محققین برای استناد یا عدم استناد را با بهره گرفتن از کاربرد سیستم داده‌های نجومی ناسا ، آزمودند. آنها کهنگی مقالات خوانده شده را با استناد به این مقالات، مقایسه کردند. نتایج آماری این مقایسه نشان داد مقالات خوانده شده و استنادها یک چیز مشترک را اندازه‌گیری می‌کنند که آن “سودمندی یک مقاله برای محققین” است.
2-2-7. خود استنادی
خود استنادی بدین معنی است که نویسنده در جدیدترین اثرش به اثر یا آثار قبلی خود استناد دهد (کوشا و طباطبایی، 1388). متخصصان کتاب‌سنجی، میزان مشخص و محدودی از خود استنادی را قابل قبول می‌دانند. این میزان بین 10 تا 20 درصد از کل استنادهای فرد (بسته به حوزه موضوعی) در یک بازه یک ساله می‌باشد. نویسنده ممکن است به دلایل زیادی به خود استناد دهد مانند ارائه نتایج پیشین که توسط خود نویسنده انجام شده است، افزایش نمایانی آثار پیشین، پویا نگهداشتن اثر در چرخه استنادی، عرضه و نمایش آثاری که استناد کمی دارند یا استناد نشده‌اند، افزایش اعتبار اثر کنونی بوسیله ارائه شواهدی از آثار پیشین، افزایش استنادهای شخصی (کوشا و طباطبایی، 1388). اگر مولفی بیش از این حد به خود استناد کند، دست کم نشان‌دهنده دو نکته است، یا او در زمره معدود متخصصین حوزه‌ی در دست تحقیق است یا به دلایل گوناگون به افزایش استناد به آثار پیشین خود علاقمند است.
محققین زیادی به بررسی خود استنادی‌ها در رشته‌های مختلف علاقمند

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *