ب: پرهیز از تمایلات شهوانی

اقبال در مورد نقش زنان و مادران معتقد است که در بیشتر اعصار و بویژه در عصر حاضر، زنان به جای توجّه به نقش حسّاس مادرانه و تلاش برای فرزند پروری به بهترین شکل، نه تنها رسالت اصلی و فطری خود را فراموش کرده اند؛ بلکه نقش مادری را برای خود محدودیت می دانند. وی زنانی را که از پذیرش نقش مادری امتناع می کنند، یا اینکه به فساد و تباهی کشیده شده اند و تمام زندگی خود را مانند جوانان کم تجربه همچنان به دل بری و دل ستانی مشغول هستند به شدّت سرزنش می کند و بر لزوم خواندن دقیق آموزه های دینی و آیات قرآنی مربوط به زندگی و خانواده تأکید می کند. دیدگاه اقبال در مورد نقش فطریِ مردان و زنان تقریباٌ مانند نظرات فیلسوف و مورّخ بزرگ، ویل دورانت است که معتقد است:”کار خاصّ زن خدمت به بقای نوع است و کار خاصّ مرد خدمت به زن و کودک. ممکن است کارهای دیگری هم داشته باشند ولی همه، از روی حکمت و تدبیر، تابع این دو کار اساسی گشته است. این مقاصد اساسی و نیمه آگاهانه ای است که طبیعت معنی انسان و سعادت او را در آن نهفته است”(دورانت،1391: 136). وی برخی از زنان و مردان را سرزنش می کند که نقش طبیعی و ذاتی خود را فراموش کرده اند و چنین می نویسد:”اگر زنی شایستۀ توهین باشد، آن است که در زناشویی و تنهایی زیبایی خود را در معرض تجارت می گذارد و برای تفنّن و اسراف در عشق به سوداگری می پردازد و سرتاسر روز را به آرایش و گردزنی سر و صورت و پیچ دادن مو و پوشیدن لباس می گذارند”(همان،160). اقبال نیز در وصف چنین انسان هایی چنین می سراید:

 

 

ای زنان! ای مادران! ای خواهران
دلبری اندر جهان مظلومی است
در دو گیسو شانه گردانیم ما
از امومت زرد روی مادران
وحی یزدان پی به پی آمد مرا
رَستن از ربطِ دو تن توحیدِ زن
زیستن تا کی مثالِ دلبران
دلبری محکومی و محرومی است
مرد را نخجیر خود دانیم ما
ای خُنُک آزادی بی شوهران
لذّتِ ایمان بیفزاید مرا
حافظ خود باش، و بر مردان متن
(اقبال لاهوری،1382: 492).

این اندیشمند بزرگ تنها به طرح انتقاد و ایراد نمی پردازد، بلکه در بیان منزلت حقیقی زن، الگویی عینی و این جهانی را ارائه می کند. وی حضرت فاطمۀ زهرا (س)را الگوی زنان جهان و علی الخصوص زنان مسلمان می‌داند:

 

 

مریم از یک سبت عیسی عزیز
بانوی آن تاج دارِ هل اَتی
در نوایِ زندگی سوز از حسین
سیرتِ فرزندها از اُمّهات
مزرعِ تسلیم را حاصل بتول
نوری و هم آتشی فرمانبرش
آن ادب پرورده ی صبر و رضا
از سه نسبت، حضرت زهرا عزیز
مرتضی مشکل گشا شیرِ خدا
اهلِ حق حرّیت آموز از حسین
جوهرِ صدق و صفا از اُمّهات
مادران را اُسوه ی کامل بتول
گُم رضایش در رضای شوهرش
آسیا گردان و لب قرآن سرا
(همان منبع، 165-164).

وی در بیتی زیبا پاکی زن و مرد را در گرو حفاظت از امیال نفسانی شان می داند؛ و مانند تعالیم قرآن کریم، بر پاک دامنی، و در عین حال ارضای غرایز از راه ازدواج، که سنّت پیامبر اسلام است تأکید می کند.

 

 

سِترِ زن یا زوج یا خاکِ لحد سِترِ مردان حفظ خویش از یار بد
(همان منبع، 561).

 

ج:پرهیز از دنیاپرستی

در اندیشه و فلسفۀ اقبال، حبّ و خوف، تنها برای خدا و در مقابل او پذیرفتنی است و در غیر این صورت هوای نفس است و آدمی باید از آن دست بردارد. دلیل حبّ و دوستی با خداوند، خیرمطلق بودن اوست، و دلیل ترس از او نیز، ترس از کارهای زشتی است، که ممکن است با کنار گذاشتن تقوا، سبب ناخشنودی محبوب و معشوق حقیقی شود. عاشق حقیقی نه تنها دل از غیر خدا خالی می کند، بلکه فراتر از آن حاضر است تا مانند حضرت ابراهیم(ع)، تمامی آن چه را که در دنیای فانی دارد، برای رضایت خداوند، که قادر و خیر مطلق است، فدا کند. رمز این کار قطع نظر از غیر خدا (ماسوی الله) است.

خوف دنیا خوف عقبا خوفِ جان
حبِّ مال و دولت و حبِّ وطن
امتزاجِ ماء و طین تن پرور است
تا عصای لااله داری به دست 

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *