Calling a Truce,پایان دادن به دعوای زناشویی

پایان دادن به درگیری های زناشویی مهارتیه که هر دو طرف باید تلاش به یادگیری اون داشته باشن تا بتونن در کنارهم یه زندگی خوشحال رو تجربه کنن.

به گزارش آلامتو و به نقل از سپیده دانایی؛ رابطه انسانی مخصوصاً ازدواج هم مایهٔ رحمت است و هم مایهٔ عذاب. بودن در این روابط به ما شادترین احساسات و بدترین هیجان ها رو می دهد. در روزای اول ازدواج که افراد دست همدیگه رو با محبت در دست می گیرند، خیلی از اون ها اصلاً باور نمی کنن که ممکنه بعد از یه مدت نه خیلی زیاد این احساسات قوی خاموش بشن و از بین برن و بدتر این که جای اون احساسات قشنگتر رو خشم، ناامیدی، دل زدگی، تلخ کامی و بیزاری بگیره.

به چه دلیل این طور می شه؟ خوب جواب خیلی ساده ای داره: احساسات تغییر می کنن. اون ها مثل وضعیت هوا هستن. حتی در گرم ترین تابستون ها یا سردترین زمستون ها وضعیت هوا به طور همیشگی تغییر می کنه. هیجان های ما هم این ویژگی رو دارن. پس فرقی نمی کنه که همسر یه فرد چه قدر خوب و فوق العاده باشه، احساسات عاشقانه اولیه به طور کاملً پایدار نمی موند. اما خیلی هم نباید وحشت کرد. هرچند این احساسات پنهون می شن اما ممکنه دوباره برگردن و البته دوباره برن و دوباره و دوباره برگردن و برن! این رفت وآمد همیشگی ویژگی هر هیجان دیگری مثل ترس و خشم و لذته. احساسات مثل بهاری که از پی زمستون می رسد، می آیند و می روند.

خیلی ها این رو می دانند اما زود و ساده فراموشش می کنن. ما عاشق احساسات عاشقانه می شیم و توقع داریم که تا ابد پایدار بمونن. توقع داریم که همسرمون نیازای ما رو برطرف کنه، همون طور که دوست داریم رفتار کنه، آرزوهای ما رو برآورده بسازه و در کل زندگی رو ما رو بهتر، ساده تر و خوشحال تر بکنه و خوب البته دیر یا زود سیلی واقعیت قلعه خاکی آرزوهای ما رو خراب می کنه.

بزرگ ترین لطیفه درباره زندگی بشر اینه که آدمایی که بیشترین اوقات رو با اون ها می گذرانیم و از همه بیشتر با اون ها صمیمی هستیم همون هایی هستن که بیشتر از همه اعصاب ما رو خرد می کنن! هرچند طعنه و کنایه شنیدن، مورد انتقاد تندوتیز واقع شدن و رانده شدن از طرف رئیس، همسایه یا همکار ناراحت کننده س اما این رفتارها وقتی بیشترین ناراحتی رو ایجاد می کنه که فردی که عاشقش هستیم اون ها رو بکنه. درد و عشق مثل دو همراه صمیمی هستن که دست در دست هم سفر می کنن.

لزومی نداره حرف منو باور کنین. به تجربه خودتون مراجعه کنین: شده رابطه ای صمیمی با کسی داشته باشین و وقت زیادی رو با اون بگذرونین و در این تعامل احساسات منفی رو تجربه نکنین؟

همه می تونیم با انجام کارای کوچیکی که تحقیق های علمی تاثیر اون ها رو نشون داده از شعله ورتر کردن آتیش اختلافات جلوگیری کنیم و حتی یه اختلاف رو به فرصتی واسه صمیمی تر شدن تبدیل کنیم. درست همون وقتی که با همسرمون درگیر شده ایم و از هم فاصله گرفته ایم امیدی واسه بهتر کردن شرایط هست.

پس قضیه این طوره: اگه خونه ای بخرین مجبورین هزینه گاز و برق و آب رو پرداخت کنین؛ اگه بچه دار بشوید چاره ای ندارین لباس اون رو عوض کنین و شب های طولانی بی خواب بمونین و اگه ازدواج کردین حتماً مقدار معمولاً زیادی استرس تجربه می کنین. این یکی از واقعیت های غیرقابل رد زندگی بشره.

ستارگان موسیقی، شعرا و نویسندگان رمان، علاقه زیادی به ندیده گرفتن این واقعیت دارن. اون ها می خواهند تا ما این افسانه قدیمی رو باور کنیم: یه همسر کامل هست که منتظر شما هستش و بدون اون شما فردی ناکامل، ناراضی و محکوم به نصفه و نیمه موندن هستین و وقتی درآخر این همسر کامل رو پیدا کردین عاشق اون میشین و تا ابد و بدون زحمت زیاد در حالت عشق و تشکر باقی می مونین.

وقتی این افسانه رو که متأسفانه به طور رو و مخفی در حال تبلیغه، باور می کنیم اون وقت دست به کارایی می زنیم که نتیجه اش وضعیت الان ازدواج و طلاقه که همه شاهدش هستیم. در خیلی از کشورها از جمله کشور ما طلاق سیر رو به رشد نگران کننده ای پیداکرده و حتی اگه طلاق اتفاق نیفته خیلی از ازدواج ها پر از احساس پوچی، تنهایی و بدبختیه.

تعداد در حال افزایش ای از ادما از معتقد شدن به یه رابطه طولانی مدت می ترسند و می ترسن که نکنه اگه وارد اینجور رابطه ای بشن در آخر کارشون به اشک ریختن، تلخ کامی و دادگاه بکشه.

تعجب نداره که تعداد آدمایی که تنهایی رو بهتر می دونن روزبه روز بیشتر می شه.

دعوای زناشویی و راه های پایان دادن به اون

دعوای زناشویی و راه های پایان دادن به اون

چیکار کنیم؟

این واقعیتا غصه دار و ناامیدکننده به نظر می رسند. درسته؟ نترسین. خبرهای خوبی هم داریم. علم روانشناسی می تونه به ما کمک بکنه. همه می تونیم با انجام کارای کوچیکی که تحقیق های علمی تاثیر اون ها رو نشون داده از شعله ورتر کردن آتیش اختلافات جلوگیری کنیم و حتی یه اختلاف رو به فرصتی واسه صمیمی تر شدن تبدیل کنیم.

درست همون وقتی که با همسرمون درگیر شده ایم و از هم فاصله گرفته ایم امیدی واسه بهتر کردن شرایط هست.

آتیش بس بدین!

یه جنگ چه طور می تونه متوقف شه؟ یکی از راه هاش آتیش بس دادنه. ما هم هر وقت که بخوایم، می تونیم آتیش بس اعلام کنیم. جنگ رو تموم کنیم و به قلب همسرمون دست پیدا کنیم، می تونیم دوباره اقدامی بکنیم که در آخر واسه هر دوی مون بهتره.

می تونیم با هر قصدی که واسه پایان بحث داریم، از رسیدن به هم گرفته، تا بازسازی رابطه و دوباره رابطه بر قرار کردن، به خاطرش این پیام مؤثر رو بارها ارسال کنیم: «تو واسه من اهمیت داری». این نوع پیام ها پیوند دهنده قلب هاست و به هر دو طرف یادآوری می کنه که هدف اصلی رابطه زناشویی چیه.

تحقیق هایی که در مورد روابط زناشویی انجام شده هم نشون می دهد که یکی از عوامل کلیدی واسه پیشرفت تو یه رابطه، توانایی ارسال و دریافت تکراری این پیامه: اگه رابطه مون آسیب دیده می خواهم واسه بازسازی اون تلاش کنم! منظور از تلاش واسه بازسازی اینه که هدف و معنی هر واژه، عمل یا ایما و اشاره ای که فرد درون رابطه انجام می دهد اصلاح رابطه س.

تحقیق ها نشون می دهد که حتی وقتی زن و شوهر با هم دعوا می کنن، اگه توانایی و مهارت بازسازی و اصلاح رو داشته باشن، رابطه شون پا برجا می مونه.

آتیش بس رو قبول کنین

البته تحقیق ها این رو هم نشون می دهد که این فقط فرستادن پیام نیس که مهمه، بلکه در مورد دریافت پیام هم صدق می کنه. اگه با هشیاری این واژه ها و حرکات تکراری رو ارسال و ارزش اون ها رو درک کنین، موثر و پیوند دهنده هستن.

اما اگه شریک زندگی شما دست دراز کنه و شما دست اون رو پس بزنین، اون رو از این راه خارج کنین، رابطه رو قطع کنین یا دست از حمله ورندارید، از راه منحرف شید و یا تلاش های اون رو واسه ایجاد رابطه ندیده بگیرین، نه تنها درمان و اتصال غیرممکن می شه، بلکه این زخم ها رشد می کنن و عمیق و کهنه می شن.

مرهم های رابطه

واسه بازسازی رابطه، روش های زیادی واسه فرستادن پیام به صورت جمله هست:

دردتون رو رو کنین

یکی از راه های پایان دادن به دعوا اینه که گارد دفاعی خودتون رو پایین بیارین تا زخم های هیجانی شما خودشو نشون بده. می تونید بگید: «ای وای، واقعاً دارم آسیب می بینم»، «سردرد گرفتم»، «استرس دارم»، «واقعاً می ترسم» یا «کم کم دارم احساس می کنم خرد و خمیر و کوفته شده ام».

درخواست آتیش بس کنین

یه راه ساده دیگه اینه که به طور روشن درخواست آتیش بس کنین. می شه گفت: «می تونیم کمی استراحت کنیم؟»، «این دعوا مرافعهٔ ما رو به هیچ جا نمی رساند»، «نمی توانم ادامه بدم، احتیاج دارم یه کم استراحت کنم»، «چه طوره کمی نفس بکشیم، استراحتی بکنیم؟» یا حتی «می شه تمومش کنیم و همدیگه و در آغوش بگیریم؟ من الان واقعاً به این کار احتیاج دارم».

دنبال شرایط بهتر باشین

روش بعدی اینه که به دعوا ادامه بدین اما شرایط اون رو عوض کنین. مثلا با لحنی آروم بگید: «می شه صدایت رو بیاری پایین لطفاً؟»، «خوشحالم که درباره اش بحث می کنیم اما خواهش می کنم فریاد نزن.»، «لطفاً از موضوع بحث دور نشو.» یا «میتونی این حرف ها رو بدون هیچ قضاوتی دوباره بزنی؟»

به بیهودگی دعوا اعتراف کنین

باید نظرتون رو در این مورد اعلام کنین که دعوا شما رو به جایی نمی رساند. مثلا بگید: «این بی معنیه، درست نمی گویم؟ به هیچ جا نمی رسیم.» داریم زمان و نیروی خودمون رو بی فایده تلف می کنیم. اینطوری نیس؟» یا «چه قدر باید در مورد این موضوع با هم دعوا کنیم؟»

از دید هم به موضوع نگاه کنین

بعضی وقتا می تونید تلاش کنین تا مشکلات رو از دیدگاه دیگری ببینین و در نتیجه شرایط رو بهتر کنین. باید بگید: «من حرف تورو نمی فهمم. کمکم کن بفهمم» یا «اجازه بده ببینم می توانم این مسأله رو از نگاه تو ببینم».

معذرت خواهی کنین

وقتی گیر این فکر می افتیم که «حق با منه، تو اشتباه می کنی» و اون رو تکرار می کنیم ، گفتن عبارت «ببخشین» خیلی سخت می شه و درست واسه همینه که این واژه می تونه بسیار تأثیرگذار و آروم بخش باشه. می تونید بگید: «منو ببخش. نمی خواستم آزارت بدهم»، «عذر می خواهم. بدجوری تحت فشار بودم»، «نمی خواستم منظورم رو این طوری بگم. دوست داری طور دیگری بگم؟»، «می توانم درک کنم که چه قدر آزار دیدی، خواهش می کنم منو ببخش».

عشق همیشه حرف اول رو می زند.

واسه ارسال و دریافت مؤثر پیام در جریان «تلاش واسه بازسازی رابطه» نیاز دارین که نسبت ذهنتون هشیار و بی قضاوت باشین. اگه به دام افکار ذهنتون بیفتین و یا به سرکوب اون افکار مشغول شید، امکان نداره واسه بازسازی رابطه تلاش کنین.

پس عشق از همه چیز مهم تره. آروم نفس بکشین.آماده باشین. به چیزی که ذهنتون می گوید توجه کنین. تنفس خود رو احساس کنین. با ارزش هاتون رابطه برقرار کنین. این کار فقط چند ثانیه زمان می برد. درست مثل این که دکمه مکث رو هنگام پخش فیلم فشار داده باشین.

واسه چند لحظۀ کوتاه، جنگ در وسط میدون متوقف می شه. این چند ثانیه همۀ وقتیه که شما نیاز دارین تا کاری متفاوت بکنین. مکث کنین، نفس بکشین و در لحظه حال حضور داشته باشین. بعد، دوباره دست به کار شید و این بار کاری کنین که با ارزشاتون در رابطه زناشویی یعنی صمیمیت و احترام هماهنگ باشه.

مهارتای ازدواج موفق چیه؟

چیزایی که نباید به همسر گفت

زناشویی سپیده دانایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *