دانلود فایل پایان نامه اعضای هیأت علمی

پایان نامه مدیریت

مأموریت دستگاه های علم و فناوری شامل دانشگاهها، پژوهشگاههای علمی، مراکز تحقیق و توسعه صنعتی و … به درستی تعیین و تفکیک نشده است و همکاری همافزا بین آنها برقرار نیست.

سازوکار و ابزارهای حقوقی و ملّی کارآمدی برای تأمین و حفط حقوق معنوی و مادی دانشمندان، محققان، مخترعان، مبتکران و مکتشفان در کشور وجود ندارد.
سهم تحقیقات از تولید ناخالص ملّی بسیار اندک است.
نقش بخش خصوصی در فعالیتهای تحقیقاتی و تأمین هزینه های آن ناچیز است.
نیروی فنی و پشتیبانی امر تحقیقات از تخصص و جایگاه شغلی لازم برخوردار نیست.
سهم کشور در تولید جهانی علم اندک است.
سازوکار لازم برای اطلاعرسانی در زمینه علم و فناوری در کشور وجود ندارد(اولین ارزیابی علم و فناوری، 1382، ص. 3-4).
2-5. اهمیت ارزیابی پژوهشگران و مؤسسات پژوهشی
پیشرفت هر کشور در دنیای امروز، در گرو نظام پژوهشی آن است. برای تحقق نظام پژوهشی مطلوب، بودجه کافی، نیروی انسانی پژوهشگر ورزیده، برنامه ریزی کلان، سازماندهی، مدیریت و تشکیلات ضرورت دارد. گاهی اوقات کشورهایی که از نظر بودجه و نیروی انسانی متخصص در سطح نسبتاً مطلوبی قرار دارند، تنها به سبب مشخص نکردن افقهای زمانی و فقدان اهداف کلان، راهبرد سیاست پژوهشی و نبود ساختار مناسب از نظر تشکیلات و مدیریت در این امر حیاتی، ناتوان باقی میمانند. اهمیت برنامه ریزی کلان و اصولی در زمینه پژوهش در کشور حتی از امکانات و منابع طبیعی نیز بیشتر است. مثلاً امروزه کشورهایی نظیر ژاپن و کره که از امکانات طبیعی و ذخایر غنی بیبهره هستند، از نظر نظام پژوهشی در زمره پیشرفتهترین کشورهای جهان به شمار میآیند. از طرف دیگر، شاید بتوان کشورهایی چون ایران را به رغم برخورداری از امکانات طبیعی بسیار غنی و نیروی انسانی متخصص و مستعد، از نظر پژوهش در زمره کشورهای محروم به شمار آورد. بیتردید تمام این مشکلات از نبود یک برنامه ریزی کلان و نظام مدون، پویا و پایدار در زمینه پژوهش ناشی شده است. بنابراین بخش عمده اعتبارات ناچیز اختصاص یافته نیز به هدر میرود و بازدهی شایان توجهی حاصل نمیشود(صنعتی، 1382،ص. 153-154).
نیروی انسانی متخصص، پیشنیاز اساسی توسعه همه جانبه جوامع به شمار میرود و در این مجموعه مولدین علم و فناوری، یعنی محققان و شاغلان تحقیقات سهمی مهمتر دارند؛ لذا ارزیابی دقیق و جامع نیروی انسانی شاغل در امر تحقیق کشور در نیل به توسعه همه جانبه و پایدار حائز اهمیت فراوان است(اولین ارزیابی علم و فناوری در جمهوری اسلامی ایران، 1382، ص. 9).
علمسنجی به دنبال سنجش بروندادهای علمی سازمانها و افرادی است که در حوزه تولید علم فعالیت میکنند. علاوه بر آن، شناسایی عوامل تأثیرگذار بر تولید وانتشار علم نیز در حوزه مطالعات علمسنجی قرار میگیرد(حسنزاده، 1390، ص. 199-200).
ارزیابی پژوهشی گروه های علمی پژوهشگران اهداف متعددی دارد از جمله: تهیه اطلاعاتی برای بهبود عملکرد پژوهشی دانشمندان، تدارک ابزارهایی در فرایندهای تصمیمسازی به منظور تخصیص اعتبارات پژوهشی و پرداختن به کیفیت پژوهش، به ویژه سیطره علمی و تجلی آن در دنیای بیرونی، یعنی در سطح پژوهشگران رشته های دیگر و کاربران بالقوه بیرونی و کل افراد جامعه که به کارگیرنده نتایج پژوهش هستند(موئد،1387، ص 48).

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

یکی از رایجترین موارد کاربرد علمسنجی، ارزیابی فعالیتهای علمی پژوهشگران و مؤسسات پژوهشی است که حوزه اجرایی سیاستگذاران علمی- پژوهشی در کشورهای مختلف است. در کشور ما در زمنیه ارزیابی فعالیتها و بروندادهای پژوهشی تا سال 1375، ملاک و معیار دقیقی وجود نداشت و پس از آن دانشگاه تهران با بهره گرفتن از نمایه های استنادی تامسون رویترز اقدام به بررسی بروندادهای پژوهشی استادان و پژوهشگران خود کرد. این شاخص در کنار معیارهای درگر مانند ثبت اختراعات، تألیف کتاب، جوایز بینالمللی و مانند آن به آیین نامه علمی استادان راه یافت و مورد توجه سایر دانشگاهها قرار گرفت و به معیار سنجش و ارتقای استادان و محققان تبدیل گردید(عمرانی، 1386، ص. 157-158).

2-5-1. شاخصهای بهنجار شده موجود برای ارزیابی دانشمندان و مؤسسات پژوهشی
در علمسنجی از شاخصهای کتابسنجی برای ارزیابی محققان استفاده میشود اما نکتهای که قابل تأمل است این است که ارزیابی محققان در مقیاس وسیع مثلاً یک دانشگاه، منطقه یا کشور خیلی آسانتر از ارزیابی در سطح فردی است. شاخصهای موجود برای ارزیابی پژوهشگران زیاد است و بعد از اینکه در سال 2005 شاخص هرش معرفی شد، در طول سالها شاخصهای دیگری برای رفع نواقص آن ارائه شدند که شاخص hnf، که نرمال شده شاخص هرش می باشد در سال 2011 توسط ویرا و گومز معرفی شده است که به ارزیابی عملکرد علمی در سطح فردی میپردازد.
2-5-1-1. شاخص اچ
جی. ای. هرش در نوامبر 2005، طی مقالهای با عنوان “شاخصی در اندازهگیری برونداد پژوهشی یک محقق” به معرفی شاخص اچ پرداخت. اگر اچ مقاله از کل مقالات منتشر شده یک محقق، طی n سال کار علمی، هر کدام حداقل اچ بار استناد دریافت کرده باشند، آن محقق دارای شاخصی برابر با اچ است.
مثال:
اگر پژوهشگری 20 مقاله چاپ شده داشته باشد و این مقاله ها بر اساس تعداد استنادهای دریافتی از بیشترین به کمترین مرتب شوند و ملاحظه شود که به 7 مقاله 7 بار یا بیشتر استناد شده و به دیگر مقالاتش حداکثر 7 بار استناد شده است، شاخص اچ این پژوهشگر مساوی 7 خواهد بود.
هرش معتقد است که دو فردی را که شاخص اچ مشابه دارند، ولی تعداد مقالات و تعداد کل استنادها به مقالات آنان متفاوت است؛ و نیز دو فردی را که در عین دارا بودن مدت زمان فعالیت علمی مشابه، شاخص اچ متفاوت دارند، ولی تعداد مقالات و تعداد کل استنادها به مقالات آنان یکسان است، میتوان باهم مقایسه کرد؛ که در مورد اخیر، محققی با اچ بیشتر نسبت به آن دیگری، تأثیر بیشتری بر رشته علمی خود دارد. هرش در نهایت با ساز وکارهای مختلف ریاضی، یک فرمول خطی را برای بیان رابطه بین شاخص h و سالهای فعالیت علمی محقق (n)، با شیب خطی با پارامتر m بهدست میآورد: m.n≈ h
پارامتر m (نسبت h به n) معیاری مناسب در مقایسه محققان با طول مدت متفاوت فعالیت علمی است. n را میتوان فاصلهی بین مدت زمان نشر اولین مقاله دارای استناد محقق تا حال حاضر و یا تا زمان مورد نظر دیگر (بر حسب سال) در نظر گرفت.
هرش با اساس قرار دادن m و با ارزیابی شاخص h محققان حوزهی فیزیک چنین برآورد میکند که اعضای هیئت علمی دانشگاههای تحقیقاتی معتبر در حوزهی فیزیک با 21≈h مستحق دریافت درجه دانشیاری و اعضای هیئت علمی با 18≈h مستحق دریافت درجه استادی هستند. وی نشان داد که متوسط شاخص اچ برای دریافتکنندگان جایزه نوبل در حوزهی علم فیزیک طی 20 سال گذشته برابر با 35 بوده است. از آنجا که سرعت پیشرفت علم در حوزه های مختلف علوم، و در نتیجه تعداد مقالات منتشر شده در آن حوزه ها، که بر شاخص اچ تأثیرگذار است، یکسان نیست، شاخص اچ برای محققان حوزهی پزشکی و علوم زیستی 191 و در حوزهی فیزیک 135 است.(میرزایی و مختاری، 1386، ص. 108-109)
2-5-1-2. شاخص جی
لئو اگه در سال 2006 با بررسی نقاط قوت و ضعف شاخص اچ و به منظور اصلاح و بهبود بخشیدن آن، شاخص جی را پیشنهاد کرد. این شاخص با بهره گرفتن از مجذور تعداد مقاله ها و مقایسه آن با مجموع استنادها در محاسبات، در واقع مقاله های پراستناد یک پژوهشگر را برجستهتر میکند.
نحوه محاسبه این شاخص بسیار شبیه به شاخص اچ است؛ با این تفاوت که با بهره گرفتن از ضرایب خود در تلاش است تا تأثیر مقاله های با تعداد بالا و حتی تعداد بسیار پایین استناد را بر نتیجه کاهش دهد، تا یکی از ایرادات و نواقص شاخص اچ را برطرف کند (نوروزی چاکلی،1388).
با رتبهبندی یک مجموع از مقاله های معین که به ترتیب نزولی تعداد استنادهای دریافت شده برای هر مقاله، مرتب شدهاند؛ شاخص جی عبارت است از تعداد جی مقاله که مجموع استنادهای آنها حداقل2g استناد را به خود اختصاص داده باشد. بنابراین، اگر شاخص جی دانشمندی برابر با 5 باشد به آن معنی است که دست کم مجموع استنادهای 5 مقاله وی 25 استناد بوده است. آشکار است که همیشه شاخص اچ کوچکتر و یا مساوی شاخص جی خواهد بود. از اینرو، دانشمندی که تعداد زیادی مقاله نوشته است و مقاله های او نیز تعداد استنادهای خوبی را دریافت کرده باشند شاخص هرش بالایی را به دست میآورد. شاخص جی او نیز اندکی از شاخص هرش بالاتر خواهد شد. به سخنی دیگر، نسبت میان شاخصهای جی و هرش نزدیک به یک خواهد بود؛ اما هرگز کمتر از یک نخواهد بود. در همین حال دانشمندی که تعداد اندکی مقاله دارد که این تعداد کم مقاله، تعداد استنادهای زیادی دریافت کرده باشد، شاخص هرش کوچک و شاخص جی بالا خواهد بود. اگر از هر دوی این شاخصها باهم و به طور همزمان برای ارزیابی مقاله های دانشمندان استفاده شود، تصویر جامعتری از موفقیتهای دانشمندان بر پایه تعداد انتشارات و تعداد استنادات بدست خواهد آمد.(نوروزی چاکلی؛ آقایاری و حسنزاده، 1390)
2-5-1-3. شاخص اچ جی
آلونسو و دیگران در سال 2010 شاخص اچ جی را برای برطرف کردن اشکالات دو شاخص جی و اچ معرفی کردند که بین این دو شاخص نهفته است و با فرمول زیر محاسبه میشود.
فرمول 2-1
2-5-1-4. شاخص پی
پراثاپ در سال 2010 شاخص پی را معرفی کرد که یک تعادل خوبی بین کمّیت یعنی تعداد انتشارات(P) و کیفیت یعنی نسبت بین تعداد استنادات و انتشارات(CPP) ارائه کرده است که با فرمول زیر محاسبه میشود:
فرمول 2-2
(باجوا، یالدرام و رافیگو ، 2013)
2-6. اهمیت مجلات
مجلات علمی نقش مهمی در حیات فکری دانشگاهها و مؤسسات عا
لی بازی میکند. اعضای جامعه علمی، اعم از رؤسای دانشگاهها، دانشکدهها و بخشها و در نهایت اعضای هیأت علمی، مجلات علمی را به عنوان مجرایی میدانند که به آنها اجازه میدهد تا نتایج پژوهشهای آنها را به چاپ رسانده و علاوه بر اینکه آن را در جامعه علمی به نام خود به ثبت برسانند، آن را در اختیار دیگران نیز قرار دهند. از طرف دیگر مجلات علمی به گروه های ذکر شده اجازه میدهد تا از نتایج پژوهش دیگران آگاهی یافته و در جریان اطلاعات روزآمد قرار گیرند. رتبهبندی مجلات نیز به اداره کنندگان مؤسسات آموزش عالی اجازه میدهد تا رشد اعضای هیأت علمی زیرمجموعه خود را بدست آورند. بنابراین توجه زیادی به رتبهبندی مجلات و نمایهنامههایی که این کار را انجام میدهند، پرداخت شده است که میتواند در رشد یک کشور و زیرمجموعههای آن مؤثر واقع شود.(علیجانی و کرمی، 1387، ص. 18)
2-6-1. شاخصهای ارزیابی مجلات
شاخصهای ارزیابی مجلات، شاخصهای استناد محوری هستند که بسیار متنوع هستند و در طول زمان تکامل یافتهاند. از جمله این شاخصها میتوان به ضریب تأثیر، ضریب آنی یا شاخص فوریت، شاخص نیم عمر یا قاعده کهنگی متون و… اشاره کرد که در ادامه به دلیل اهمیت ضریب تأثیر به بررسی آن پرداخته شده و بعد شاخصهایی را که بر اساس طرح وزندهی ایجاد شدهاند معرفی خواهند شد.
مهمترین شاخصهای ارزیابی مجلات و …، ضریب تأثیر میباشد که گارفیلد در سال 1955 مطرح کرد و میتوان آن را با محاسبه نسبت بین تعداد استنادهای دریافتی به مقالات انتشار یافته در طول یک دوره زمانی دو ساله و یا پنج ساله بدست آورد. از این شاخص بعدها برای رتبهبندی مجلات، دانشمندان، دانشگاهها و کشورها بهره بردند و به دلیل در دسترس بودن آن در سطح وسیعی به آن توجه کردند.
ایرادها و نواقص آشکار ضریب تأثیر، پژوهشگران حوزهی علمسنجی را بر آن داشت تا برای رفع این نواقص و شیوه های محاسبه ضریب تأثیر تلاش کنند یا نرمالسازی، تعدیل و روش های محاسباتی مکملی برای آن پیشنهاد کنند یا به طور کلی و فارغ از سنجه ضریب تأثیر، روش های محاسباتی دیگر را توسعه دهند. سه محدودیت عمده ضریب تأثیر مجلات عبارتنداز:
برخلاف اندازه مجله که در تعداد انتشارات منعکس شده است، میانگین طول مقالات منفرد که در مجله وجود دارند، تصحیح نشده است. بنابراین مجلاتی که مقالات طولانی تری را منتشر می کنند یعنی مجلات مروری متمایلند ضریب تأثیر بیشتری دریافت کنند. درحقیقت نه عدد از بیشترین عامل تأثیری که توسط گارفیلد محاسبه شده بود برای مجلات مروری بود. بنابراین این معیار اندازه گیری نمیتواند تعیین کننده اعتبار مجله مورد استفاده قرار گیرد.
محدودیت دوم این است که استنادات وزندهی نشدهاند، همه استنادات بدون در نظر گرفتن مجله استنادکننده با وزن یکسان شمارش شدهاند. این منطقیتر است که برای یک استناد از مجله معتبرتر وزن بیشتری نسبت به یک استناد از مجله جنبی بدهیم. این نظریه که شمارش منابع از مجله معتبرتر پروزنتر باشد توسط کوهن هم پیشنهاد شده است.
سومین محدودیت این است که هیچ نرمالسازی برای ویژگیهای مختلف منابع بخشهای مختلف متون وجود ندارد. مثلا استناد دریافت شده به وسیله یک مجله بیوشیمی در یک زمینه برجسته به خاطر تعداد زیاد ارجاعاتش و زمان کوتاه استناد، شاید کاملاً در ارزش از یک استناد در علم نجوم که تراکم استنادات خیلی کمتر است و تأخیر زمان استناد خیلی طولانی است، متفاوت باشد.(پینسکی و نارین، 1976، نقل در نارین، 1976، ص. 183-184)
پینسکی و نارین در سال1976یک روششناسی مهم به منظور تعیین سنجههای اثرگذاری(نفوذ) واحدهایی خاص مثلاً مجلات و رشته های فرعی علمی بر مبنای استناد ایجاد نمودند. آنها سنجهای را ایجاد کردند که به وزن نفوذ مجله معروف شد و عبارت بود از محاسبه تعداد استنادهای وزندهی شده که مجلهای از دیگر مجلات دریافت میدارد و مستقل از اندازه بوده و بر اساس ارجاعات آن به دیگر مجلات بهنجار میشود.
یکی از عناصر اساسی این روششناسی آن است که به استنادات دریافت شده از مجلات معتبر نسبت به استنادات دریافت شده از کم اعتبار یا جنبی وزن بیشتری اختصاص میدهد. طبق نظرات آن دو، یک سنجه استنادی رخدادشمار، هیچ استنادی را بدون دلیل «یک» مورد تلقی نمی کند، بلکه بر اساس تعداد دفعاتی که خود مدرک استناد کننده مورد استناد قرار گرفته، وزنی برای آن استناد در نظر میگیرد. چنین دیدگاهی به رتبهبندی صفحات در موتور جستجوی گوگل نیز اشاره دارد. «ارزش» هر صفحه وب بر حسب تعداد پیوندهای دیگر صفحات وب به آن تعیین می شود؛ منتهی در این ارزش سنجی، وزن پیوندها از صفحاتی که به آنها مرتباً پیوند داده می شود، بیشتر از وزن پیوندها از صفحاتی است که فقط تعداد معدودی از صفحات به آنها پیوند دادهاند. این دو نویسنده نشان دادند که چگونه این مفهوم می تواند در «شبکه ای از روابط مستقل و خودمختار» تنیده شده و در آن، هر واحدی در وزندهی به دیگر واحدها نقش داشته باشد.(موئد، 1387،

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *