دانلود پایان نامه رشته روانشناسی درباره جهت گیری مذهبی

پایان نامه های روانشناسی

کرد:

1- عده ای از روانشناسان مذهب را به عنوان یک موضع مستقل و حائز اهمیت مورد توجه قرارداده اند و دربارۀ آن نظریه پردازی کرده اند و اکثراً به پدیدۀ دین و دینداری نگرش مثبتی داشته اند. مانند آلپورت، ویلیام جیمز، ویکتور فرانکل، اریکسون، استنلی هال و یانگ.
2- عده ای دیگر از روانشناسان مثل فروید و واتسون (1925)، دین را همانند سایر موضوعات مشمول همان نظریه کلی خود دانسته اند و با پدیده دین بر خود رای منفی داشته و به صورت هایی مختلف کوشیده اند تا اصالت دین را نادیده بگیرند.
3- دسته آخر برخوردی بی طرفانه و خنثی با مذهب داشته اند. از این منظر دین فقط مانند نهادی فرهنگی همچون؛ آموزش و پرورش، سیاست و اقتصاد که همگی در جهت افزایش بهزیستی اجتماعی هستند عمل می کنند. از این جنبه، جامعه هدف اولیه و دین جنبۀ ثانوی خواهد داشت (فرارو و کلی مور، 2008).
2-20-6- مذهب از نظر علمای اسلام
مطهری (1366) در قابل ایمان مذهبی، دین را پیوندی دوستانه میان انسان و جهان می داند که در واقع نوعی هماهنگی میان انسان و آرمان های کلی جهان است.
جوادی آملی (1366) لغت دین را خضوع، پیروی، اطاعت، تسلیم و جزا دانسته و معنای اصطلاحی آن را شامل مجموعه عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی می داند که برای ادارۀ امور جامعه انسانی و پرورش انسان ها ضروری است. با توجه به تعاریف فوق، بهترین تعبیری که می توان از مذهب کرد این است که مذهب از نظر دینداران سلسله اعتقادات و احکام یا دستورالعمل هایی است که سعادت دنیوی و اخروی بشر را تضمین کرده و شامل عقیده و عمل است و ضمن ارضای نیاز فطری انسان برای خداجویی، رابطۀ انسان و خدا را در زندگی مستحکم نگه می دارد (زرگر و همکاران، 1387).
2-21- سنخ های دینداری
افراد به دو دسته دیندار و بی دین تقسیم بندی نمی شوند، بلکه دینداران هم نگرش های متفاوتی دارند. در زیر سنخ های دینداری مورد بررسی قرار می گیرد:
2-21-1- سنخ های دینداری از دیدگاه آلپورت
آلپورت در گسترۀ شخصیت و روانشناسی اجتماعی بر حسب جهت گیری دینی افراد، آنها را به دو نوع جهت گیری مذهبی درونی و بیرونی تقسیم بندی کرده است. تقسیم بندی آلپورت در خصوص جهت گیری دینی توانسته است توجه زیادی را طی سالیان اخیر به خود معطوف کند و در مطالعاتی که عامل مذهب مورد توجه روانشناسان باشد به عنوان یک نظریه کارآمد مورد استفاده قرار می گیرد.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2-21-1-1- جهت گیری مذهبی بیرونی: از نظر آلپورت، افرادی که دارای جهت گیری مذهبی بیرونی هستند، به لحاظ نظری دارای باورهای مذهبی هستند و اهداف ابزاری دارند. با چنین انگیزه ای، مذهب ابزار ارضای نیازهای اولیه فرد خواهد بود. به بیان دیگر فردی که دینداری بیرونی دارد به سمت خداوند می رود، بدون آنکه خود را فراموش کند. شواهد جهت گیری مذهبی بیرونی احتمالاً زمانی آشکار می شود که فرد با چنین جملاتی مؤافق باشد: «کلیسا مکان مناسبی برای شکل گیری روابط خوب اجتماعی است» یا «آنچه دین برای فرد دارد، آرامشی است که هنگام غم، بدبختی و مصیبت بر فرد حاکم می شود» یا جمله ای نظیر «یکی از دلایلی که عضو کلیسا شده ام این است که این عضویت به تثبیت فرد در جامعه کمک کند».
در تمامی این جملات و دیگر موارد مقیاس دینداری بیرونی، دین در واقع بصورت ابزاری برای دستیابی به اهداف و ارزش های برتر از دین انگاشته شده است. در حقیقت ماهیت انگیزۀ دینداری ممکن است در مواردی چون، «اگر چه به دینم معتقدم، امّا احساس می کنم چیزهایی با اهمیت بیشتری در زندگی وجود دارد» خود را نشان می دهد. دینداری بیرونی ابعاد غیرروحانی و سکولاری زندگی را برای فرد مقدم تر از ابعاد روحانی و الهی آن می نماید. اخیراً نظریۀ آلپورت در خصوص جهت گیری مذهبی بیرونی به دو مقوله اجتماعی و شخصی بسط یافته است. طبق این تقسیم بندی، افراد دارای جهت گیری مذهبی بیرونی- اجتماعی از مذهب جهت نیل به اهداف اجتماعی سود می جویند. در حالی که در جهت گیری مذهبی-بیرونی شخصی، افراد از مذهب جهت کسب امنیت فردی استفاده می نمایند (گلمن، 2011).
2-21-1-2- جهت گیری مذهبی درونی: از دیدگاه آلپورت، افراد دارای جهت گیری مذهبی درونی، ضمن درون سازی ارزش های دینی، مذهب را به مثابۀ هدف در نظر می گیرند. در این جهت گیری، دین دارای کنش خود مختار و مستقلی شده و به انگیزه برتر مبدل می گردد.
برای اشخاصی که دارای دینداری درونی هستند نیازهای غیردینی هر چه قدر هم مهم باشند اهمیت غایی کمتری دارند. این افراد سعی می کنند تا آنجا که ممکن است این نیاز ها را با باورها و تکالیف دین خود، هماهنگ سازد. معتقد بودن به یک آیین، فرد را برای درونی ساختن و پیروی کامل از آن بر می انگیزد. افراد با چنین انگیزه ای از دینشان استفاده نمی کنند، بلکه با آن زندگی می کنند. برخی از مواد قیاس دینداری درونی عبارت است از «دین برایم مهم است که بخشی از وقتم را در تنهایی به تفکر و تأمل دربارۀ باورهای دینی ام در واقع زیر بنای اصلی روش من در زندگی هستند». بنابراین، در ایمان درونی، ابعاد روحانی اولیه می شود و فرد تلاش می کند که جنبه های غیرالهی و سکولاری زندگی را با ایمان خود سازگار کند (گلمن، 2011).
2-22- نگرش والدین و تربیت دینی فرزندان
2-22-1- والدین و تربیت دینی فرزندان در سیرۀ تربیتی معصومان (ع)
مراجعۀ اجمالی به سیرۀ معصومان (ع) نشان می دهد که خود آنان به تربیت دینی فرزندان خود اهمیت می دادند و یاران و پیروان خود را نیز به این امر سفارش می کردند. یکی از اصحاب پیامبر (ص) نقل می کند: من با گروهی از طایفۀ خود که همگی در سن جوانی بودیم، نزد پیامبر (ص) رفتیم و بیست روز نزد ایشان ماندیم. پیامبر (ص) مهربان و دلسوز بود. زمانی که اشتیاق ما به خانواده هایمان را دید، فرمود: به سوی خانواده های خود برگردید، در میان آنان بمانید، آنان را امر [به نماز و سایر دستورهای دینی] کنید، به آنان آموزش دهید و چنان که دیدید من نماز می خوانم، نماز بخوانید. این سیره به روشنی بیان می کند که پیامبر (ص) تربیت دینی فرزندان و حتی همسران را وظیفه پدر می داند و بر این امر نیز تأکید دارد. در روایت دیگری از امام صادق (ع) نقل شده است که ایشان فرمود: پدرم ما را [قبل از طلوع خورشید] جمع می کرد و دستور می داد تا طلوع خورشید ذکر خدا بگوییم و به هر کدام از ما که قرائت قرآن می دانست، دستور قرائت قرآن می داد.

این سیره نیز بیانگر این است که معصومان (ع) به عنوان پدر، به تربیت دینی فرزندان خود اهتمام داشتند. روایات و سیره هایی نیز که قبلاً در باب اهتمام ائمه (ع) به آموزش نماز و روزه به کودکان و عادات دادن آنان به اعمال و دستورهای دینی و نیز سفارش آنان به شیعیان در مورد آموزش مسائل و اوامر دینی به فرزندان خود نقل کردیم، بیانگر همین موضوع است. در رسالۀ حقوق امام زین العابدین (ع) نیز نیکو ادب کردن فرزند، راهنمایی او به سوی خداوند عزیز و جلیل، و یاری او بر اطاعت خداوند از حقوق فرزندان بر پدران شمرده شده است. این روایت نیز به صراحت پدر را مسئول این امر می داند. از مجموع آنچه که گفته ایم به دست می آید که از نظر معصومان (ع) پدر، مسئول تربیت دینی فرزندان است. البته در اینجا ذکر این مطلب لازم است که این سیرۀ معصومان (ع) ریشه در قرآن دارد؛ خداوند متعال در قرآن به والدین امر کرده است تا به تربیت دینی فرزندان خود اهتمام ورزند. در دو آیه به صراحت این موضوع بیان شده است: نخست در آیۀ 6 سورۀ تحریم؛ یأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا قُؤا أَنفُسَکُم وَ أَهلِیکُم نَارًا وَ قُودُهَا وَاُلحِجَارَهُ…؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! خود و خانوادۀ خود را از آتشی که هیزم آن انسان ها و سنگ ها است نگاه دارید.
با توجه به اینکه نگاه داشت خود و خانواده از آتش دوزخ،جز از راه عمل به دستورهای خداوند متعال حاصل نمی شود و از سوی دیگر، عمل به دستورهای خداوند نیز متوقف بر تربیت دینی صحیح است؛ این آیه دلالت دارد بر اینکه خداوند متعال، والدین را مسئول تربیت دینی فرزندان می داند. روایاتی که در ذیل این آیه نقل شده است نیز همگی بیانگر این موضوع است. به عنوان مثال، در روایتی آمده است: زمانی که این آیه [آیۀ 6 سورۀ تحریم] نازل شد، یکی از مسلمانان نشست و مشغول گریه شد و می گفت: من از دست خودم عاجز بودم، اکنون مسئول خانوادۀ خود نیز شدم. در این هنگام پیامبر (ص) به ایشان فرمود: همین که آنان را به آنچه خود را به آن امر می کنی، امر کنی و از آنچه خود را به آن نهی می کنی، نهی کنی [برای انجام مسئولیت] کفایت می کند.
دوم در آیۀ 132 سورۀ طاها نیز خداوند متعال به پیامبر (ص) می فرماید: وَأمُر أَهلَکَ بِلصَّلَوهِ وَ اٌصطَبِر عَلَیهَا…؛ و خانوادۀ خود را به نماز امر کن و بر آن شکیبا باش. در تفسیر نورالثقلین در ذیل این آیه از امام رضا (ع) روایت شده است که ایشان فرمود: این از ویژگی ما اهل بیت است که علاوه بر اینکه خداوند ما را همراه با مردم امر به نماز کرد، به صورت جداگانه نیز ما را به این کار مأمور کرد. پیامبر (ص) بعد از نزول این آیه 9 ماه هر روز هنگام اوقات نماز، بر در خانۀ علی و فاطمه (ع) می ایستادند و می فرمودند: نماز! خداوند شما را مشمول رحمت خود کند. این آیه با توجه به روایتی که از امام رضا (ع) نقل شده است، قطع نظر از اختلافی که در معنای اهل بیت و زمان نزول آن وجود دارد، به روشنی بر این امر دلالت دارد که پیامبر (ص) به عنوان مسئول خانواده موظف شده بود خانوادۀ خود را به نماز امر کند و ایشان نیز این دستور را انجام می داد (شریفی، 1388).
2-22-2- مسئولیت مادر در تربیت دینی
اکنون این سؤال مطرح می شود که آیا از نظر معصومان (ع) مادر در این زمینه مسئولیتی ندارد؟ مراجعه به روایات دیگری که در این موضوع وارد شده است، نشان می دهد که مادران نیز در این موضوع مسئولیت دارند. روایتی است معروف از رسول خدا (ص)؛ در این روایت ایشان می فرمایند: بدانید همۀ شما حافظ مصالح هستید و همۀ شما در برابر کسانی که حافظ مصالح آنان هستید مسئولید. زن نیز حافظ مصالح خانوادۀ شوهر و فرزندان او است و در برابر آنان مسئول است. بدانید همۀ شما حافظ مصالح هستید، مسئولید.
در این روایت پیامبر (ص) به صراحت، زنان را حافظ مصالح خانوادۀ شوهر و فرزندانش دانسته است. یکی از مصالح فرزندان اهتمام به تربیت دینی آنان است. به علاوه، در روایت دیگری از امیرالمؤمنین (ع) نقل شده است: به خود و خانوادۀ خود امور نیک و ادب بیاموزید. این روایت نیز با اطلاقی که دارد شامل زنان و مادران می شود. بنابراین از نظر معصومان (ع) مادران و پدران هر دو در این زمینه مسئول هستند. اما از آنجا که معمولاً مسئولیت کلی خانواده در زمینۀ اقتصادی، اجتماعی و غیره به عهدۀ پدر، و مسئولیت مادر نیز در طول مسئولیت پدر است، در آیات و روایات بر مسئولیت پدر در این زمینه بیشتر تأکید شده است.
2-22-3- الزامی یا رجحانی بودن مسئولیت والدین در تربیت دینی
فقها دربارۀ وادار کردن کودکان به نماز، روزه و عباداتی از این قبیل، فتوا به استحباب داده اند؛ بدین معنا که بر والدین مستحب است فرزندان خود را به نماز و روزه وادارند. اما دربارۀ نهی از محرمات فتوا به وجوب نهی آنان از انجام آن امور داده اند. به عنوان مثال، نهی کودکان از غیبت و مانند آن را بر ولیّ کودک واجب دانسته اند. بر این اساس، باید گفت؛ مسئولیت والدین در این زمینه، نه امری الزامی، بلکه استحبابی و رجحانی است؛ بدین معنا که اگر پدر یا مادری در تربیت دینی فرزندان خود کوتاهی کرد، واجبی را ترک نکرده و در نتیجه، گناهی مرتکب نشده است؛ هر چند از نظر شرع و عرف، امر نیکویی را ترک کرده است. به هر حال، بنا بر این نظر، مسئولیت والدین در این موضوع امری رجحانی است و والدین، در حد امکان، خوب است از انجام آن سرپیچی نکنند. با این وجود، با توجه به ظاهر آیات و روایات، این احتمال وجود دارد که این مسئولیت امری الزامی باشد، نه رجحانی و استحبابی، زیرا ا
گر این مسئولیت، راجح و مستحب بود و آیۀ سورۀ تحریم تنها دلالت بر استحباب داشت، نمی بایست صحابی پیامبر (ص) بعد از نزول آیه آغاز گریه می کرد؛ و اگر گریۀ او ناشی از اشتباه در فهم بود، می بایست رسول خدا (ص) در مقابل گریۀ او می گفت: این امر استحبابی است و ترک آن عقاب و عذابی به دنبال ندارد. به علاوه، حضرت علی (ع) در روایتی فرموده اند: به فرزندانتان نماز بیاموزید و زمانی که هشت ساله شدند آنان را به نماز مؤاخذه کنید.
در بعضی از روایات هم به والدین اجازه داده شده است، در صورتی که فرزندانشان به دستور آنان مبنی بر نماز خواندن ترتیب اثر ندادند، آنان را تنبیه کنند. مؤاخذه و تنبیه نیز با استحباب و رجحان سازگار نیست و حداقل دلالت بر استحباب مؤکّد و نزدیک به وجوب دارد (معتمدی، 1384).
2-22-4- موارد مسئولیت والدین در تربیت دینی
در مورد آموزش اموری از قبیل نماز، حج، قرائت قرآن و نیز مواظبت و دقت در رفت و آمد فرزندان با دیگران، سیره هایی از معصومان (ع) وجود دارد؛ بدین ترتیب می توان گفت، این امور از موارد مسئولیت تربیتی والدین است. اما اینکه آیا والدین، علاوه بر آنچه گفته شد، در عبادات دیگر نیز چنین مسئولیتی دارند یا نه، نمی توان نظری قاطع ارائه کرد؛ زیرا از یک طرف این احتمال وجود دارد که سایر عبادات نیز مانند امور فوق الذکر باشند و اگر در سیره ها به آنها توجه نشده به این سبب است که مورد ابتلا نبوده یا مورد توجه راویان و اصحاب قرار نگرفته است؛ به ویژه که در آیۀ سورۀ تحریم نیز مؤمنین مأمور شده اند که خود و خانوادۀ خود را از آتش جهنم حفظ کنند، و این مستلزم آن است که آنان از همۀ محرمات اجتناب و همۀ اوامر الهی را انجام دهند. از طرف دیگر احتمال می رود مورد توجه قرار نگرفتن سایر امور، خود دلیل بر عدم صدور این افعال از معصومان (ع) باشد. اما مورد ابتلا نبودن نیز می تواند وجه تفاوت میان این امور قرار گیرد؛ زیرا این امور کمتر از حج مورد ابتلا نبوده اند؛ در حالی که دربارۀ حج کودکان روایاتی از معصومان (ع) صادر شده و به دست ما رسیده است. با این وجود، واژۀ ادب که در روایات امیرالمؤمنین (ع) آمده است؛ بیانگر این است که علاوه بر عبادات، آموزش اموری از قبیل اخلاقیات و طرز رفتار با دیگران و نیز آداب غذا خوردن، راه رفتن، خوابیدن و غیره نیز در محدودۀ مسئولیت تربیتی والدین قرار می گیرد؛ زیرا واژۀ ادب همۀ آنها را در بر می گیرد. آموزش اعتقادات نیز از موضوعات مورد اهتمام در مسئولیت تربیتی والدین است؛ زیرا در رسالۀ حقوق امام زین العابدین (ع) راهنمایی کودک به سوی خدا از حقوق کودک شمرده شده است (یاوری، 1385).
2-22-5- وظیفۀ والدین